ازدواج و عوامل موثر بر آن

ازدواج و عوامل موثر بر آن
ازدواج و عوامل موثر بر آن
60,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 69 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

    
فهرست
مقدمه    2
باب اول : در تشويق به ازدواج و يا ترك آن    3
باب اول در تشويق به ازدواج كرد و ازدواج نكردن .    4
ترغيب به ازدواج    4
اخبارى كه به ازدواج تشويق مى كند    5
در اعراض از ازدواج    10
باب دوم : درباره آنچه از حالات زن و شرايط عقد، بايد رعايت شود    12
و موانع نكاح نوزده چيز است :    14
مهر السنه پانصد درهم است .    28
باب سوم : در آداب معاشرت و آنچه در دوام ازدواج دخالت دارد و زن و مردبايد مراعاتكنند    33
اما شوهر :    33
اول ، وليمه :    33
قسم دوم از اين باب درباره حقوق شوهر بر زن و بيان كافى راجع به آن    51
پاورقى ها :    59
 
مقدمه
بسم اللّه الرحمن الرحيم
سپاس خداى را كه تيرهاى انديشه درباره شگفتيهاى آفرينش او به جايى نرسد، و عقل و خرد به هنگام تفكر در بدايع نخستينش جز آنكه سرگردان و متحير بماند، راه به جايى نبرد، در صورتى كه همواره نعمتهاى لطيف او براى جهانيان يكى پس از ديگرى ، چه بخواهند و چه نخواهند استمرار دارد؛ و از جمله الطاف زيبايش آن است كه از آب بشرى را آفريد و او را وابسته و خويشاوند قرار داد و بر مخلوقات شهوت را مسلط كرد تا بدان وسيله ناخواسته وادار به توليد مثل شوند و از اين راه به حكم جبر و بدون اختيار نسلشان باقى بماند؛ وانگهى مساءله انساب را مهم شمرده و به آن ارج نهاده است و بدان وسيله زنا را حرام داشته و به خاطر منع و جلوگيرى از آن اين عمل را سخت زشت شمرده و ارتكاب آن را هرزگى و كار زشت دانسته است و مردم را به ازدواج دعوت كرده و به صورت امرى مستحب و فرمانى الهى بر آن تشويق كرده است .
پاك و منزه است خداوندى كه مرگ را بر بندگان مقرر فرموده و بدان وسيله آنان را محكوم به مرگ و در هم شكستگى كرده و از طرفى بذر نطفه ها را در زمين رحمها پراكنده ساخته و افراد جديدى از آن به وجود آورده و آن را وسيله جبران مرگ قرار داده است ، تا آنان را آگاه كند كه درياى مقدرات او از لحاظ سود و زيان ، خير و شر، دشوار و آسان ، پيچيده و گسترده ، براى جهانيان فيض بخش است .
و درود بر محمّد (ص ) كه براى بيم و اميد دادن برانگيخته شده است و بر آل و اصحاب او، درودى كه حسابگران از عهده شمارش و اندازه آن برنيايند و سلامى فراوان بر ايشان باد!
بارى ، براستى كه ازدواج پشتوانه دين و خوار كننده شياطين و در مقابل دشمن خدا دژ استوارى است و وسيله زياد شدن افرادى است ك سرور انبيا (ص ) بدان وسيله بر ديگر پيامبران مباهات مى كند. بنابراين چقدر بجاست كه وسايل ازدواج را فراهم و آداب و سنن آن را حفظ كنند. از اين رو بايد اهداف و نيازمنديهاى آن را شرح و فصول و ابواب آن را تفضيل داد و آن مقدار از احكام نكاح را كه داراى اهميت است در سه باب به شرح زير بيان مى شود:
باب اول در تشويق به ازدواج كرد و ازدواج نكردن .
باب دوم در آدابى كه بايد در عقد و عقد كنندگان رعايت شود.
باب سوم در آداب معاشرت پس از عقد تا زمان جدايى .
باب اول : در تشويق به ازدواج و يا ترك آن

باب اول در تشويق به ازدواج كرد و ازدواج نكردن .
بدان كه دانشمندان درباره فضيلت ازدواج اختلاف نظر دارند. بعضى از آنها در اين باره تا آنجا مبالغه كرده اند كه تصور كرده اند ازدواج بالاتر از اشتغال به عبادت خداست و گروهى ديگر به ارزش آن اعتراف دارند، اما آن را مقدم بر اشتغال به عبادت ندانسته اند؛ البته در صورتى كه نفس ، اشتياق زيادى به ازدواج پيدا نكند به حدى كه شخصى را پريشان حال كرده به سركشى وادارد. عده ديگرى گفته اند: در اين زمان بهتر است ازدواج نكنند، هر چند در زمانهاى قديم ازدواج فضيلت داشته ، آن هم موقعى كه كار و كسب رونق داشته و اخلاق غالب زنان پسنديده بوده است .
با توجه به اين اختلاف نظرها حقيقت روشن نخواهد شد، مگر اينكه نخست اخبار و آثارى را كه در تشويق به ازدواج و يا منع از ازدواج رسيده ، بيان كنيم و سپس فوايد و پيامدهاى ناهنجار آن را توضيح دهيم تا فضيلت ازدواج و يا ترك ازدواج درباره كسى كه از آفات آن در امان است و يا در امان نيست ، روشن شود.
ترغيب به ازدواج
اما از آيات ؛ خداى متعال فرموده است : (( و انكحوا الا يامى منكم )) (۲۱۵) كه امر به ازدواج مى فرمايد، و نيز فرموده است : (( فلا تعضلوهن ان ينكحن ازواجهن ، )) (۲۱۶) كه از ازدواج نكردن نهى مى كند؛ و نيز در وصف و ثناى پيامبران مى فرمايد: (( و لقد اءرسلنا رسلا من قبلك و جعلنا لهم ازواجا و ذرية ، )) (۲۱۷) كه در معرض منت گذارى و اظهار فضل چنان فرموده است . و نيز به گونه درخواست در قالب دعا، اولياى خود را ستوده و مى فرمايد:
(( والذين يقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قرة اعين )) (۲۱۸)
بعضى گفته اند: خداى تعالى در قرآن مجيد، هيچ پيامبرى را نام نبرده است مگر آن كه متاءهل بوده است از اين رو گفته اند: يحيى - على نبينا و آله و عليه السلام - ازدواج كرد، اما همبستر نشد، گفته شد؛ حضرت يحيى براى رسيدن به فضيلت و اجراى سنت ازدواج كرد! و بعضى گفته اند: به خاطر چشم فرو هشتن از نامحرمان ازدواج كرد. و اما عيسى - على نبينا و عليه السلام - وقتى كه از آسمان به زمين فرود آيد، ازدواج خواهد كرد و صاحب فرزند خواهد شد.
اما اخبار: رسول اكرم (ص ) فرمايد: (( نكاح سنت من است ، هر كه سنت مرا دوست دارد پس بايد به روش من رفتار كند.)) (۲۱۹)
اخبارى كه به ازدواج تشويق مى كند
و نيز فرمود:
(( ازدواج كنيد تا افزون شويد كه من روز قيامت به جمعيت شما افتخار مى كنم حتى به جنينى كه سقط شده است .)) (۲۲۰)
و فرمود: (( هر كه از سنت من اعراض كند، از من نيست ، براستى كه نكاح سنت من است و هركه مرا دوست دارد بايد به سنت من عمل كند.)) (۲۲۱)
و نيز فرمود:
(( هركه از ترس فقر و عائله مندى ازدواج را ترك كند از ما نيست .)) (۲۲۲)
آن حضرت فرمود: (( هر كه از شما توان مالى دارد، بايد ازدواج كند كه ازدواج براى فروهشتن چشم و حفظ ناموس بهتر است و هركه توان مالى ندارد بايد روزه بگيرد كه روزه دارى مانع شهوت است .)) (۲۲۳) اين حديث شريف دليل بر آن است كه علت ترغيب به ازدواج همان بيم از فساد در چشم و شهوت است .
در اين حديث روزه را باعث (( وجاء)) دانسته است . وجاء عبارت از كوبيدن خصيتين جوان نر به منظور از بين بردن نرى اوست ، بنابراين به طور استعاره براى ناتوانى از آميزش - به وسيله روزه دارى - آورده شده است .
پيامبر (ص ) فرمود:
(( هرگاه كسى كه دين و امانتدارى اش مورد رضايت شما بود به خواستگارى آمد، با ازدواج با وى موافقت كنيد و اگر نكنيد روى زمين فتنه و فساد فراوان خواهد شد.)) (۲۲۴) و اين حديث شريف نيز علت و دليلى براى تشويق و ترغيب به ازدواج به دليل بيم از فساد است .
و نيز فرمود: (( هر كه براى رضاى خدا ازدواج كند و براى خدا امكانات ازدواج شخصى را فراهم آورد، استحقاق ولايت الهيه را پيدا مى كند.)) (۲۲۵)
و آن بزرگوار فرمود: (( هر كس ازدواج كند، در حقيقت بخشى از دينش را تاءمين كرده است . بنابراين نسبت به بخش ديگر آن بايد از خدا بترسد.)) (۲۲۶)
اين حديث شريف هم اشاره دارد بر اينكه فضيلت ازدواج به خاطر آن است كه به منظور جلوگيرى از فساد از مخالفت با آن دورى كنند و گويا آنچه بيشتر باعث فساد در دين شخص مى شود شهوت و شكم اوست و با تزويج جلوى يكى از اين دو گرفته مى شود.
و نیز فرمود :  (( تمام اعمال فرزند آدم (با مردن ) گسسته مى شود بجز سه چيز - از جمله فرمود: - فرزند صالحى كه براى او دعا كند. تا آخر حديث )) (۲۲۷) كه جز به وسيله نكاح ، فرزند صالح به دست نيايد
مى گويم :
از طريق خاصه نيز روايتى در كافى با اسناد خود از امام صادق (ع )، به نقل از پدرانش (ع ) نقل شده كه آن حضرت مى گويد: (( رسول خدا (ص ) فرمود: يك فرد مسلمان پس از اسلام هيچ بهره اى به دست نياورده است كه بالاتر از همسر مسلمانى باشد كه هرگاه بر او نظر كند باعث شادمانى او گردد و هرگاه دستورى دهد اطاعت كند و در غياب او، جان و مالش را حفظ كند.)) (۲۲۸) و نيز به اسناد خود از آن حضرت نقل كرده : (( رسول خدا (ص ) فرمود: تزويج كنيد و به همسرى درآوريد! بدانيد كه از بهره مندى و خوشبختى انسان ، ازدواج كردن و دادن هزينه دامادى است ، و هيچ چيزى نزد خداى عز و جل محبوب تر از خانه اى نيست كه در اسلام به وسيله ازدواج آباد شود و هيچ چيزى در نزد خداى عز و جل مبغوض تر از خانه اى نيست كه در اسلام به وسيله جدايى - يعنى طلاق - ويران گردد. سپس امام صادق (ع ) فرمود: خداى متعال درباره طلاق تاءكيد فرموده و خشم خود را نسبت به جدايى زن و مرد چندين بار بيان كرده است .)) (۲۲۹)
و نيز به اسناد خود از آن بزرگوار نقل كره است : (( دو ركعت نمازى را كه شخص ‍ ازدواج كرده به جا آورد بهتر از هفتاد ركعتى است كه فرد مجرد به جا آورد.)) (۲۳۰)
و به اسناد خود از آن حضرت نقل كرده است : (( رسول خدا (ص ) فرمود: هركس ‍ ازدواج كند نصف دينش را تاءمين كرده و بايد نسبت به نصف ديگر - و يا باقيمانده آن - از خدا بترسد.)) (۲۳۱)
و با اسنادى از امام صادق (ع ) نقل كرده است : (( رسول خدا (ص ) فرمود: پست ترين مردگان شما افرادى هستند كه عزب بميرند.(۲۳۲)۹
و نيز به اسناد خود از آن حضرت نقل كرده است ، فرمود: (( وقتى كه حضرت يوسف برادرش را ملاقات كرد، گفت : برادر چگونه بعد از من توانستى با زنان ازدواج كنى ؟ جواب داد: پدرم - يعقوب - مرا ماءمور به ازدواج كرد و گفت : اگر مى توانى داراى فرزندانى باشى كه زمين را با تسبيح خدا سنگين كنند، ازدواج كن .)) (۲۳۳)
و با اسنادى از امام صادق (ع ) نقل كرده است : (( اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: ازدواج كنيد كه رسول خدا (ص ) فرمود: هر كس دوست دارد از سنت من پيروى كند، همانا ازدواج از سنت من است .)) (۲۳۴)
و به اسناد خود، از آن حضرت نقل كرده است كه فرمود: (( مردى نزد پدرم آمد، پدرم پرسيد: آيا شما همسر داريد؟ عرض كرد: خير. پدرم فرمود: دو ركعت نمازى كه مردى همسر دار به جا آورد با فضيلت تراز آن است كه مرد بدون همسرى شبها مشغول عبادت و روزها روزه دار باشد. آنگاه پدرم ، هفت دينار به او داد و فرمود: با اين مبلغ ازدواج كن ، و بعد گفت : رسول خدا (ص ) فرموده : تاءهل اختيار كنيد كه روزى تان بيشتر مى شود.)) (۲۳۵)
و نيز به اسناد خود از آن حضرت نقل كرده است : (( هركه از ترس نيازمندى و فقر ازدواج از ترك كند، به خدا بدبين شده است....

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه