پیش بینی طرحواره های ناسازگار اولیه بر اساس سبک فرزند پروری ادراک شده و تاب آوری

پیش بینی طرحواره های ناسازگار اولیه بر اساس سبک فرزند پروری ادراک شده و تاب آوری
پیش بینی طرحواره های ناسازگار اولیه بر اساس سبک فرزند پروری ادراک شده و تاب آوری
170,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات: 131 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاين _ مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی _ به همراه آزمون رگرسیون

  
مقدمه
در سالهای اخیر، رویکرد روانشناسی مثبتگرا هدف نهایی خود را شناسایی سازهها و شیوههایی میداند که بهزیستی و شادکامی انسان را بهدنبال دارند. از اینرو، عواملی که سبب سازگاری هرچه بیشتر آدمی با نیازها و تهدیدهای زندگی شوند، بنیادیترین سازههای مورد پژوهش این رویکرد به شمار میروند (سامانی و همکاران، 1386). در این میان، از نظر لاتار و چیچتی  در سال 2000 و مستن  در سال 2001 تابآوری  یکی از این مفاهیم و سازههای بهنجار مورد توجه و مطالعهی روانشناسی مثبت است و غالب پژوهشهای مربوط به تابآوری درحوزهی روانشناسی تحولی انجام شده است.
  طرحواره هاي ناسازگاراولیه موضوعات ثابت ودرازمدتی هستند كه دردوران كودكي بوجودمي آيند، به زندگي بزرگسالي راه می یابند وتا حد زيادي ناكارآمدند، يانگ (2009) استدلال میکند كه طرحواره هاي ناسازگار اولیه باعث تحول ورشداختلال شخصيت میشوند. اين طرحواره هاممكن است دردوران اوليه كودكي ازطريق تجارب منفي باافرادمهم زندگي بوجودآيند.طرحواره هایی که در اوایل سیر تحول انسان شکل می گیرند و اغلب در محور ساخت شناختی قرار دارند، غیر شرطی اند. طرحواره هایی که بعدا در سیر تحول شکل می گیرند شرطی اند. طرحواره های شرطی در پاسخ به طرحواره های غیر شرطی به وجود می آیند. مثلاً طرحواره معیارهای سرسختانه در پاسخ به طرحواره نقص، طرحواره اطاعت در پاسخ به طرحواره رهاشدگی و طرحواره ایثار در پاسخ به طرحواره نقص بوجود می آیند. ارضای توقعات طرحواره شرطی همیشه امکان پذیر نیست و دیر یا زود فرد با طرحواره اصلی اش مواجه می شود.
رابطه بین کودکان و والدین و سایر اعضای خانواده را می توان به عنوان نظام یا شبکه ای دانست که در کنش متقابل با یکدیگر هستند. این نظام به طور مستقیم و غیر مستقیم، از طریق سبکها و روشهای مختلف فرزندپروری در کودکان تاثیر می گذارد.
اکثر روان شناسان صرف نظر از مکتبی که به آن معتقدند، کنش های متقابل میان والدین و فرزندان خود را اساس تحول عاطفی تلقی می کنند ( بالبی ، 2001 و فروید ، 2002 به نقل از مهرابی زاده و همکاران، 1389). مایز و پتیت (2010) سبکهای فرزند پروری را این گونه تعریف کرده اند: مجموعه ای از رفتارها که تعیین کننده ارتباطات متقابل والد- فرزند در موقعیت های متفاوت و گسترده ای است، و این گونه فرض می شود که موجب ایجاد یک فضای تعامل گسترده می گردد.
بامریند  ( 2005)، از سبکهای فرزند پروری مستبد ، مقتدر  و سهل گیر  نام برد. بر اساس نظریه بامریند، سبکهای فرزند پروری به عنوان واسطه بین متغیرهای هنجاری آنان و جامعه پذیری کودکانشان عمل می کند. سبکهای فرزند پروری هم دارای نقش حمایتی و هم غیر حمایتی هستند که البته پیامد به کارگیری هر یک از آنها بر تحول کودک متفاوت است.
نتایج به دست آمده از برخی پژوهش ها، رابطه سبکهای فرزندپروری با شایستگی های اجتماعی کودکان را نشان داده است ( بامریند، 2005؛ دکوویچ و جانسنز ، 2006؛ لامبرن، مونتز، اشتاین برگ و دورنباخ ، 2007).
بامریند ( 2005) بیان می کند که والدین دیکتاتور، روابط سرد همراه با کنترل زیاد را بر فرزندان خود اعمال می کنند. والدین مقتدر، کنترل خود را همراه با رابطه گرم و پاسخگویی بر فرزندان خود دارند. در حالی که والدین سهل گیر، انتظارات اندکی از فرزندان خود داشته و هیچ گونه کنترل و پاسخگویی هم نسبت به آنان ندارند.
والدین دیکتاتور، اغلب فرزندان خود را متحیر می کنند و در مورد تنبیه به کار گرفته شده، هیچ گونه توضیحی نمی دهند و اجرای تأدیبهای قوی، سبب اختلال در پردازش کودکان نسبت به پیام ها و صحبت های والدین و دیگران می شود و آنان در ترس دائم به سر می برند(هارتوپ و لارسن ، 2006؛ باربر ، 2000؛ ولایبل و تامپسون ، 2002).
والدین مقتدر در حالی که روشهای کنترلی را بر فرزندان خود اعمال می کنند، در مورد انجام آن توضیح می دهند و همچنین روشهای تقویتی را برای تغییر رفتار کودکان خود به کار می گیرند. در این سبک مجموعه ای از حمایت اجتماعی، ارتباط دوسویه، پذیرندگی، پاسخگویی،شکیبایی و خشنودی نسبت به فرزندان دیده می شود ( بامریند، 2005؛میگنا،پتیت و مایز ، 2007؛ گرول نیک و رایان ، 2010؛ کوریدو، وارنر و ایبرگ ، 2002) نشان داد سبک فرزندپروری مقتدر با سازمان دهی، پیشرفت تحصیلی و جهتگیری عقلانی در کودکان رابطه مثبت دارد.
کودکان والدین مقتدر سطوح بالاتری از خودمختاری دارند و از صلاحیت های اجتماعی بیشتری نسبت به دیگران برخوردار هستند و پرخاشگری کمتری از خود نشان می دهند ( دیزلند ، 2000؛ دمترویچ و بایرمن  2001 و دورتسکی 2002 به نقل از عسکری، 1387).
دانش آموزان با والدین مقتدر بیشتر از دانش آموزان با والدین مستبد و سهل گیر، از شیوه حل مساله در شرایط استرس زا، استفاده می کنند و ارتباط منفی معناداری بین رضایتمندی از ارتباط والدین با احساس تنهایی وجود دارد ( مورفی و نیولن ، 2005 به نقل از هیبتی، 1381). والدین سهل گیر، هیچ گونه کنترلی بر روی کودکان خود ندارند و این کودکان کمترین میزان اعتماد به نفس، کنجکاوی و خود کنترلی را در هر گروهی از خود نشان می دهند و در کنترل تکانه و تشخیص و تشخیص ارزش ها از ضد ارزش ها مشکل دارند ( بامریند، 1971؛لامبورن و همکاران ، 1991؛ برن اشتاین ، 2002؛ کوریدو، وارنر و ایبرگ ، 2002 و ماسن و همکاران ، 1374).
 تابآوری توانایی افراد در سازگاری موثر با محیط است، علیرغم قرارداشتن در معرض عوامل خطرآفرین . عوامل خطرآفرین آندسته شرایط و موقعیتهای منفی هستند که با پیامدهای منفی  و مشکلات رفتاری مرتبط میشوند (گومز و مکلارن،  2006 )


بیان مساله
طرحواره هاي ناسازگار،الگوهاي هيجاني وشناختي خودآسيب رسان درفردهستندكه درابتداي رشدوتحول درذهن شكل گرفته،درمسيرزندگي تكرار میشوند (یانگ، 1990).طرحواره های ناسازگار اولیه به عقیده بسیاری از دانشمندان و صاحب نظران در همان ابتدای دوره نوجوانی که بلوغ شخصیتی افراد در حال تکامل است سنجیده شود زیرا بسیاری از محدودیت ها و موانعی که فرد در طول این مدت زندگی داشته است می تواند در آینده بر او اثر گذارد؛ اهمیت طرح واره های ناسازگار اولیه آنچنان بیان کننده ویژگی های ذاتی افراد است که میتوان علل بسیاری از عوامل همچون افت تحصیلی، عدم ادامه تحصیلات، سرقت و ارتکاب جرم های کیفری را از آن دانست؛ بنابراین در ساختن ویژگی های فردی افراد این مبحث پر اهمیت شناخته می شود.
 سبک های فرزندپروری به عنوان مجموعه ای از رفتارها که تعاملات والد-کودک رادر طول دامنه گسترده ای ازموقعیتها توصیف میکند وفرض شده است که یک جو تعاملی تاثیر گذاررابه وجود می آورد .شیوه های فرزندپروری یک عامل تعیین کننده واثرگذاراست که نقش مهمی درآسیب شناسی روانی ورشد کودکان بازی میکند .بحث درمورد هر یک ازمشکلات فرزندان بدون درنظرگرفتن نگرش ها،رفتارهاوشیوه های فرزندپروری تقریبا"غیرممکن است.هرچندروان شناسان ونظریه پردازان برنقش والدین وشیوه های فرزندپروری تاکیدمی کنند،تحقیقات بسیاراندکی درمورد سبک های فرزندپروری وآسیب شناسی روانی کودک به عمل آمده است(محرابی، 1389).
 سبک فرزندپروری ادراک شده شیوه های فرزندپروری مجموعه ای از گرایشها، اعمال و جلوه های غیر کلامی است که ماهیت تعامل کودک و والدین را در تمامی موقعیت های گوناگون مشخص می کند و در سه حیطه اقتدار منطقی، مستبدانه و سهل گیر مطرح شده است. سبک فرزندپروری ادراک شده نیز به ادراکی که فرد از سبک فرزندپروری والدین خود دارد اشاره می نماید (دارلینگ و استینبرگ، 1993; به نقل از پورعبدلی و همکاران، 1387). سبک فرزندپروری مقتدر دارای سه بعد یا مولفه ارتباطی ( حمایتگر و پذیرا)، نظم( کنترل) و خود مختاری ( مشارکت آزادانه) است. سبک والدینی مستبد نیز دارای سه مولفه اجبار فیزیکی ، خصومت کلامی،   تنبیهی و غیر توضیحی است ( جرج ، 2004).
ویژگی ارتباط ( حمایتی و پذیرا) که حمایت هیجانی، ارتباط دو سویه، محیطی منعطف، همراه با پاسخ دهی والدین را شامل می شود.ویژگی نظم ( کنترل)در سبک اقتدارمنش، پاسخ دهی منطقی برای انجام امور، فراهم سازی محیطی برای مشخص شدن نتایج رفتار در فرزندان می باشد و ویژگی خودمختاری، فراهم نمودن محیطی برای بیان احساسات و عقاید فرزندان و استفاده از نظرات آنان در ایجاد قواعد خانوادگی است ( هارتوپ و لارسن ، 1993). بعد اجبار فیزیکی به معنای به کارگیری فراوان تنبیهات نامشخص و خشن، همراه با کنترل زیاد و پذیرندگی پایین برای فرزندان می باشد.
بعد خصومت کلامی با به کار گیری انتقادهای مخرب برای ایجاد نظم در فرزندان مشخص می شود و بعد غیر توضیحی- تنبیهی با به کارگیری تنبیهات و حقیرکردن فرزندان با ارائه توضیحی بسیار اندک و یا بدون آن می باشد ( لایبل و تامپسون ، 2002). و در نهایت ویژگی بی توجهی که ارائه خواسته های اندک همراه با محدودیت های بسیار کم از فرزندان را شامل می شود ( لامبورن و همکاران ، 1991).
پورعبدی (1381)بیان می کند، بین ادراک دانش آموز از شیوه های فرزندپروری(اقتدارمنطقی، استبدادی و سهل گیر) با امکان کنترل او رابطه معناداری وجود دارد. اما رضایی ( 1375)، در تحقیق خود نشان داد بین شیوه فرزندپروری استبدادی مادران و بلوغ اجتماعی دانش آموزان در کلیه پایه ها رابطه وجود ندارد. ( هواسی، 1380) بیان داشت، روش فرزندپروری مستبد با خانواده های دارای نوجوان معتاد، رابطه مثبت دارد. برخی از پژوهش ها نشان دهنده آن بوده است که برداشت و ادراک دانش آموزان از روابط با والدین، پیش بینی کننده بهتری برای رضایتمندی آنان از زندگی محسوب می شود ( لانگ و لانگ  ، 1992؛ نقل از آقا محمدیان و حسینی، 1384).
این نظرهست که درنظریه جفری یانگ وسایر نظریه ها که سبک فرزند پروری می تواند براختلالات تاثیرگذارباشدوازآن مهمتراین است که درنظریه های جدید که سبک های فرزندپروری که ادراک می شودبرداشت فرد به احتمال ازخودآن سبک فرزندپروری که اعمال شده است مهمتر باشد،حال می خواهیم بدانیم بدین صورت است، سبک فرزندپروری ادراک شده به طرحواره ها ارتباط داردوبعضی ازنظریه ها معتقدند شخصیت خود فرزندان دراین که رابطه این گونه شکل بگیرد موثر است و آیا تاب آوری می تواند مقاومت فردرابالا ببرد ومیانجی گرخوبی به حساب آیدوتعدیل گرباشد یاخیر؟
تابآوری توانایی افراد در سازگاری موثر با محیط است، علیرغم قرارداشتن در معرض عوامل خطرآفرین . عوامل خطرآفرین آندسته شرایط و موقعیتهای منفی هستند که با پیامدهای منفی  و مشکلات رفتاری مرتبط میشوند (گومز و مکلارن، 2006 ) تاب آوری را سازگاری مثبت فرد در واکنش به شرایط ناکوار می داند.هرچند این مفهوم ابتدا توسط ورنردر حوزه روانشناسی رشد مطرح شد،ولی به تدریج به حوزه های دیگر روانشناسی مانند روانشناسی اجتماعی و روانشناسی بالینی وارد شد. کانر و دیویدسون که تاب آوری را در حوزه های اجتماعی مورد مطالعه قرار داده اند،معتقدند تاب آوری،تنها پایداری در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست،بلکه شرکت فعال و سازنده فرد در محیط است.آنها تاب آوری را توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی_روانی در شرایط خطرناک می دانند.افزون بر این،پژوهشگران بر این باورند که تاب آوری نوعی ترمیم خود با پیامدهای مثبت هیجانی،عاطفی و شناختی است.کامپفر باور داشت که تاب آوری،بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر(در شرایط تهدیدکننده)است و از این رو سازگاری موفق در زندگی را فراهم می کند.در عین حال وی به این نکته نیز اشاره می کند که سازگاری مثبت با زندگی،هم می تواند پیامد تاب آوری به شمار رود و هم به عنوان پیش آیند،سطح بالاتری از تاب آوری را سبب شود.در زمینه پیامد تاب آوری،شماری از پژوهش ها به افزایش سطح سلامت روان و رضایتمندی از زندگی در رابطه با تاب آوری اشاره داشته اند.تاب اوری به عنوان یک سازه اصلی شخصیت برای فهم انگیزش،هیجان ورفتارمفهوم سازی شده است( بلاک، 2002).ونر واسمیت تاب آوری راسازو کارذاتی خود اصلاحی گری بشرمی دانندومعتقدندانهایی که تاب آور هستند،انعطاف پذیرهستند،این افرادنه شکست ناپذیرندونه مصون می توان گفت تاب آوری ،توانمندی فرددربرقراری تعادل زیستی _روانی،درشرایط خطرناک است (کانرودیویدسون، 2003).
آیا طرحواره های ناسازگار اولیه با سبک های فرزند پروری ادراک شده رابطه دارد؟ براین اساس سبک فرزند پروری مستبدانه  که از طرف والدین کنترل می شود، منجربه ایجاد طرحواره های نقص/ شرم و ایثارو اطاعت یا شکست می شود، افراد دارای طرحواره نقص/ شرم باسبک فرزند پروری مستبدانه معتقدند افرادی بی ارزش وحقیرودوست نداشتنی اند، و یا سبک فرزند پروری سهل گیرانه و یا تسهیل گر درفرد معیارهای هیجانی وکنترل گری را به همراه نداشته ودر فرد ایجاد طرحواره ی استحقاق/ بزرگ منشی می کند، افراد دارای طرحواره استحقاق باسبک فرزند پروری سهل گیرانه معتقد به برتربودن از دیگران وبه نوعی نخبه هستند. آیا طرحواره های ناسازگاراولیه با تاب آوری رابطه دارد؟ یانگ درکتاب طرحواره درمانی بیان می کند خلق خوی هیجانی حاکی ازآن است که می تواند درشکل گیری طرحواره ها نقش بازی کند، یکی از مؤلفه های اساسی در ایجاد و شکل گیری شخصیت وخلق وخوی بحث تاب آوری است؛ این امر می تواند سبکهای مستبدانه وسهل گیرانه والدین را در نظر داشته و چنانچه افراد توانمندی مقابله با مشکلات را داشته باشند مانع ازشکل گیری طرحواره های منفی می گردد،باتوجه به پیشینه ها تاب آوری احتمالا"می توانداین حدس راایجادکندکه نقش میانجی گری ویا تعدیل کننده را داشته باشد. حال با توجه به مطالب فوق الذکر در پژوهش حاضر محقق قصد دارد بررسی نماید که آیا می توان براساس سبک های فرزند پروری ادراک شده وتاب آوری ، طرحواره های ناسازگار اولیه دربین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان را پیش بینی نمودیاخیر؟

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه