معرفي به يک دوست
 
اين محصول را به دوستتان معرفي كنيد.

تعادل و توسعه راهبرد حيات طيبه در ايران 1400

تعادل و توسعه راهبرد حيات طيبه در ايران 1400
تعادل و توسعه راهبرد حيات طيبه در ايران 1400
150,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات: 180 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاين

چكيده:

«بالعدل قامت السموات و الارض»،قوام آسمانها و زمين به عدل است.چنانچه تعادل را از زندگي حذف كنيم، وجودي براي هستي باقي نخواهد ماند كه عدل پايه و بنياني است كه قوام و استواري جهان به اوست.« العدل اساس به قوام العالم.»تعالي و ارتقاء جان آدمي به حيات طيبه الهي با ايجاد تعادل فردي در بستر تعامل جمعي است. تعادلي در مبدا، در مسير و در مقصد.
توسعه اي كه در عدل است در هيچ طرح و برنامه ديگري نمي توان يافت. از آن جايي كه توسعه در اسلام تنها به معناي افزايش فيزيكي نيست و جنبه هاي معنوي و ارزشي نيز اهميت دارد ، جهت گيري سياستهاي توسعه در اسلام به سمت اهداف خاصي است كه در راستا و تامين كننده هدف اصلي خلقت انسان است.انسان به خاطر همين سعه و جامعيت وجوديش، بر همه عوالم، حتي بر فرشتگان نيز برتري دارد و تنها اوست كه مي تواند حامل عشق و طلب باشد.يك عارف با سعه وجودي خود با همه جهان و همه انسانها يگانه است.
قرآن كريم ميفرمايد: انساني كه در اثر حيات پاكيزه ،جانش به سمت الله حركت كرد ، جاودانه خواهد بود و از ابديت خاص برخوردار است چون عندالله مي شود . اين حيات طيبه باعث صعود و تكامل انسان مي شود.براي تداوم حيات حقيقي و افزوني تاله آدمي، لازم است كه انسان اولاً چيزي را روي اصول علمي ببيند و ثانياً قواعد عملي آن را بپذيرد. ظهور بركات و عنايات، مرهون رشد علمي و عملي جامعه است و امت اسلامي در پرتو ايمان و عمل صالح به اين فيوضات الهي بار مي يابد.حيات واقعي كه در يك فرد به جريان مي افتد، با حيات ديگران نيز مشترك است. اساسي ترين مختص حيات، تعديل و تصعيد خودمحوري به سود انسان محوري است، كه رو به كمال دارد.
با صدور فرمان مقام معظم رهبري ، حضرت آيه الله خامنه‌اي مبني بر تدوين و تنظيم برنامه پنجم توسعه جمهوري اسلامي ايران در چارچوب چشم انداز بلند مدت كشور (دو دهه آينده) و با عنايت به الزامات حاكم بر تحقق چشم انداز بلند مدت كشور و ويژگيهاي كنوني رشد و توسعه كشور، در اين پايان نامه سعي بر اين است تا با طرح و تشريح كاربردي تعادل و توسعه انساني بعنوان راهبردي به حيات طيبه الهي در كشور ايران طي دو دهه آينده از منظر عرفاني تبيين گردد.




فهرست مطالب

چكيده   
مقدمه   
فصل اول – تعادل   
- تعاريف لغوي و اصطلاحي   
- عدل   
- معناي اعتدال   
- معناي عدالت   
- واژه‌هايي كه با عدل پيوند معنايي دارند   
- استقامت   
- قصد   
- قسط   
- وسط   
- توسط   
- تعادل   
- تعادل در مقصد (تعادل در خداشناسي)   
- عدل الهي   
- عدل خدا در خلقت جهان   
- تعادل در خلقت انسان   
- تعادل در مبدأ (تعادل در خودشناسي)   
- ضرورت تعديل در قواي طبيعي تحت فرماندهي عقل   
- نشانگرهاي رفتار و شخصيت متعادل   
- مراحل وصول به تعادل   
- تعادل جسماني   
- تعادل عقلاني (اجتماعي)   
- تعادل روحي (معنوي)   
- ارتباط و نحوه تأثير امور جاري و موظف و ويژه در يكديگر   
- نشانه‌هاي عدم تعادل و سلامتي در امور مذكور   
- در امور جاري (فردي)   
- در امور اجتماعي   
- در امور ويژه (معنوي)   
- تعادل در مسير (تعادل در فرمان خداشناسي)   
- تعادل در شريعت و طريقت و حقيقت   
- صراط مستقيم   
- تعادل در انسان كامل   
- انسان كامل صاحب مقام برزخ البرازخ است   
- مقام برزخيت كبري = تعادل در بين غيب مطلق و شهادت مطلق   
- تعادل اسمايي (اسماء جمالي و جلالي)   
- تعادل در تشبيه و تنزيه   
- عقل حد واسط ربوبيت و عبوديت   
- تعادل در دو قوه عقل عملي و نظري   
- تعادل در دو جنبه يلي الخلقي و يلي الحقي   
- تعادل در علم و عامل   
- تعادل در عقل و قلب (عشق)   
- تعادل در اقبال و ادبار قلب   
- تعادل در خوف و رجاء   
- تعادل در قبض و بسط   
- يقين به خداوند موجب اعتدال آدمي مي‌شود   
- تعادل در هيبت و انس   
- ادب پرهيز از افراط و تفريط   
- تعادل در فرق و جمع (جمع الجمع)   
- تعادل در رضا و غضب   
- تعادل در رتق و فتق   
- تعادل در انبساط   
- تعادل در فناء   
- تعادل در تسليم و تفويض   
- تعادل در توكل   
- تعادل در خلوت و جلوت   
- تعادل در دنيا و آخرت   
- برخي از نتايج ايجاد تعادل در انسان   
- فصل دوم – توسعه   
- تعريف لغوي و اصطلاحي   
- توسعه از ديدگاه فلسفي   
- توسعه فرهنگي   
- منظور از خلقت بشر، ظهور استعدادات نهاني است   
- تجلي شهود الهي تابع استعدادات است   
- هدف از خلقت تحقق تماميت انسان است   
- استفاده از تمام قوا (توسعه انساني)   
- توسعه وجودي از منظر قرآن   
- توسعه از منظر عرفان   
- نبوغ عرفاني   
- محورهاي توسعه الهي   
- اهداف توسعه   
- گسترش علم و عقل يكي از اهداف توسعه   
- مباني توسعه   
- شاخصه‌هاي توسعه الهي   
- انسان با ايمان، انسان توسعه يافته قرآني   
- مظهر اهتداء و ضلالت قلب انسان است (شرح صدر و ضيق صدر)   
- قلب المؤمن عرش الرحمن (توسعه دل)   
- علايم توسعه وجودي   
- شرح صدر   
- علامت شرح صدر دستيابي به حلم است   
- انس   
- انبساط   
- من انسان كامل من فراگير است   
- وسعت نظر عارف   
- سرور   
- راه‌هاي افزايش توسعه وجودي   
- پذيرش توحيد راه اساسي افزايش ظرفيت رواني   
- خداخواهي   
- طي مراتب كمال در انسان كامل   
- سير و سلوك   
- عبادت (عبوديت)   
- تقوي مايه شرح صدر و گسترش دل   
- گستردگي ظرفيت رواني و حلم نتيجه علو همت است   
- شكر   
- عوامل مؤثر در ايجاد ظرفيت رواني   
- مظاهر توسعه وجودي   
- سلوك فردي   
- سلوك جمعي   
- نتايج توسعه وجودي   
- تنگي و فراخ قبر تابع انشراح صدر و عدم آن است   
- نتيجه گيري   
- فصل سوم – حيات طيبه در ايران 1400 (ه.ش)   
- تعريف حيات معقول   
- عبور از مراحل خام «حيات طبيعي محض» به مراحل حيات معقول   
- حيات   
- طيب   
- حيات دنيايي و زندگاني طيب   
- حيات طيبه   
- حيات طيبه بهره مؤمن صالح   
- اركان حيات طيبه   
- حيات طيبه انسان را به كجا مي‌رساند؟   
- راه رسيدن به عزت چيست؟   
- معناي صعود و شرح معراج   
- عمل صالح واسطه ارتقاء ارواح طيبه   
- نشانه‌ها و ويژگي‌هاي حيات طيبه   
- سيماي حيات طيبه نزد پيشوايان معصوم   
- ايران در سال 1400 (ه.ش)   
- نتيجه گيري   
- Abstract   
فهرست منابع


مقدمه :

سپيده مشيت دميده، آفتاب خلقت سرزده، معمار هستي دست اندر كار آفرينشي شگفت است و ... انسان از رحم غيب پاي به دامان شهود مي‌نهد.در جشن تولد اين مولود مبارك، خداي تعالي خود صحنه آرا و ميزبان است. كروبيان عالم بالا و ساكنان حرم سرّ و عفاف ملكوت را به مصلاي قداست انسان فرامي‌خواند و فرمان مي‌دهد تا بر او سجده برند. «فاذا سوّيته و نفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين فسجدوا الا ابليس...».
شرح اين حادثه بديع كه مي‌توان آن را زيباترين رويداد و پرشكوه‌ترين جلوه اراده ازلي در جهان خلقت ناميد جان‌هاي لطيف و ارواح طيبه را كه اعجازهاي بزرگ ايمان و انديشه‌اند به اهتزاز آورده و معناهاي ژرف در اندام الفاظ به سينه تاريخ سپرده‌اند. علي (ع) آن وجدان ملتهب حكمت الهي چنين به ترنم آمده:
اتزعم انك جرم صغير      و فيك انطوي العالم الاكبر
و انت الكتاب المبين الذي         باحرفه يظهر المضمر
 و عارف رومي روح كلام علي (ع) را در قالب شعر پارسي بدين سان مي‌دمد:
گر به ظاهر آن پري پنهان بود             آدمي پنهان‌تر از پريان بود
نزد عاقل آن پري گر مضمر است         آدمي صدبار خود پنهان‌تر است
راستي كه آدمي زاده طرفه معجوني است و اين راز وجود و پري پنهان بايد سيمرغ آسا بال و پر آرايد تااز محيط جاذبه ملك و طبيعت بيرون رفته و بر قله فاف «دني فتدلي» نشيند و در هاله مغناطيس خود چنان مجذوب شود كه بيش از دو هلال با مبدأ اعلي فاصله نداشته باشد و به افتخار «ابيت عند ربي يطعمني و يسقيني» نائل آيد.
انسان را حيوان ناطق يعني جانور گويا مي‌شناسيم،  لكن با اين فرق كه او را داراي قوه و منّه و لياقت و قابليتي مي‌يابيم كه هر گاه آن دارايي را به فعليت برساند، انسان حقيقي و واقعي خواهد بود. يعني انسان واقعي و حقيقي در عرف عرفان آن كسي است كه به فعليت رسيده است و متصف به صفات ربوبي ومحاسن اخلاق و محامد آداب است وگرنه همان حيوان ناطق يعني جانور گويا است.
آدم حقيقت انسانيت است كه جامع و مظهر ذات و جمع اسماء و صفات الهي است كه عالم خلق و آفرينش ظهور آن‌ها محسوب مي‌شود. و به اين اعتبار آينه حق و خلق است و  چون غرض از ايجاد، معرفت حق بوده و هيچ يك از مراتب وجود، استعداد آن را ندارند كه حق را به نحو كمال و تمام بشناسند مگر انسان،بدين دليل حقيقت انساني، غايت ايجاد نيز هست و آفرينش محفوظ به بقا و دوام اوست. و هرگاه كه اين نوع از ميان برخيزد – دوره عالم نيز به سر مي‌رسد و دور آخرت آغاز مي‌شود كه رجوع آفرينش است به اسم اول كه مصدر وجود است. حقيقت انساني كه كون جامع و آينه جمال و مظهر صفات قهر و لطف الهي است و به اعتبار خلافت و جانشيني خدا به ناچار بايد داراي تمام اوصاف مستخلف باشد.
چون عقل اول را آفريد، سي صد و شصت نوع از انواع كمال در او ظاهر گشت و حق تعالي بر حسب استعداد و قوه عقل اول، چهل وشش هزار هزار نوع و ششصد هزار نوع و پانصد و شش هزار نوع از انواع كمال و فيض وجودي بر او افاضه كرد و به مقتضاي اين فيضي بخشي‌ها عوالم متعددي خلق شد و انتشار فيض از عقل اول به اختيار صادر نگشت بلكه از راه فيضان سرزد.
در درون ما نيروهايي است كه اگر به كار گرفته شوند و رودهايي است كه اگر رهبري شوند و غنچه‌هايي است كه اگر شكفته شوند، ما را به وسعت‌ها و رشدها و حركت‌هايي مي‌رسانند و سيراب و شاداب مي‌نمايند. در حاليكه غفلت از اين نيروها و رها كردن آن‌ها ما را به ركود و ايستايي مي‌كشانند و همين است كه رسول بايد ما را يادآوري كند و آگاه سازد.و اين ما هستيم كه بايد به اين سرمايه‌ها و اندازه آن‌ها پي ببريم و آن‌ها را به جريان بيندازيم و زيانش را جبران كنيم كه گفته‌اند: رحم اله من عرف قدر نفسه * انسان سرمايه‌هاي زيادتري دارد. انسان فرزند تمام هستي است و تا بي نهايت راه در پيش دارد. لذا بايد طوري تربيت شود كه در تمام اين عوالم و در تمام اين مسير بتواند چه بكند و چگونه بماند و چگونه برود. بايد مرزها را برداريم و ديوارها را بشكنيم و با اين ديد وسيع به هستي و به انسان نگاه كنيم و انسان را به عظمتي بشناسيم كه اين هستي را زير پا دارد.
روشن است كه جزء اصلي در تشكيل اجتماع صالح انساني خود انسان است. انسان محور اصلي برنامه ريز‌ي‌ها، قوانين، علوم و ديگر مسائل جامعه بشري است. اصلاحات و تحولات وانقلاب‌ها نخست بايد از درون انسان آغاز گردد. و در حوزه وجودي او صورت گيرد و سپس به برون جامعه سرايت كند. اقتصاد، سياست، جنگ، صلح، اخلاق، ضد اخلاق، ارزش‌ها، ضد ارزش‌ها، خوشبختي‌، بدبختي، ايثار، خودخواهي، مهرورزي، نظم، بي نظمي و ... همه و همه به انسان باز مي‌گردد. بهترين برنامه‌ها و آموزش‌ها بايد به دست انسان‌هاي شايسته اجرا شود وگرنه سودي نمي‌بخشد و تحولي نمي‌آفريند. بهترين قوانين، بهترين مجريان را مي‌طلبد، از اين رو ساختن انسان و پرورش و رشد انسانيت انسان و تربيت اصولي افراد انساني، مقدمه اصلي تشكيل هر نظام صالح و انساني است و همين همواره هدف نخستين مصلحان واقع گرا و انسان شناس است.
باري! چون تا كنون چنين دوران پايدار و جهان گستر پديد نيامده است و در اكثريت قاطع اعصار و قرون ظلم و بيداد،  نامردمي، ناداني، محروميت  و... حاكم بوده است و نيروهاي انساني هرز رفته است وانسان‌ها به تكامل نرسيده‌اند و در مجموع عصر مرگ انسان و ميرش انسانيت‌ها بوده است، نه عصر حيات و شكوفايي انسانيت‌ها، پس حيات راستين هنوز تحقق نيافته است و انسان همواره در انتظار فرارسيدن حيات طيبه است و شكوفايي كامل معنويت‌ها وانسانيت‌ها.
استيصال و درماندگي علمي و عملي انسان كنوني از تسلط بر سرنوشتش در قرن معاصر، عصر جهاني شدن و انفجار اطلاعات يكي از ثمرات شومي كه براي انسان به ارمغان آورده به انفعال كشيدن اوست.انسان عصر حاضر كه ثمره ساليان سال پيشرفت تجربه و تكنولوژي است، امروز خود در حلقه مؤسسان به دام افتاده و خود به خدمت تكنولوژي درآمده و با مكيدن خون از شاهرگ حيات طيبه خويش دائما سرمايه وجود خود را با هدف توليد و مصرف بيشتر به سمت رضايت از حيات مدرن سوق مي‌دهد و اين همان نقطه جاودانه خواهي رو به پايين است. بحران هويت تعبيري است كه شاهد مثالش انسان امروزي است، انسان گريزان از خود، از حقيقت خود،او هيچ گاه آغازكننده نيست، هميشه عكس العمل است. نمي‌داند چه بايد بكند؟ و حتي نمي‌داند چه مي‌تواند بكند؟«شرايط سوزشده نه شرايط ساز»!!!
تنبّه، توجه و بازگشت به حقيقت و اصل خويش، درك خسراني كه در آن واقع است و تهوّع علمي و عملي از زندگي موجود مقدمه بروز نياز، درك نياز و حركت او به سمت و سوي حيات مطلوب است. حياتي كه انسان با تمام ابعادش مورد نظر است (حيات ديني) و اين مهم او را در وضع زندگي عيني او و آنچه كه بايد انجام دهد (وضعيت مقدور) كه توأم با مهار، تسلّط و فراغت مي باشد قرار مي‌دهد. الگوي امور جاري، موظف و ويژه پيشنهادي است در اين جهت. اميد است كه قبول حضرت حق افتد .
تفكر سنگ اول رشد انسان و زيربناي تربيت او و سرنخ اين كلاف سردرگم است. ادامه تفكر شناخت است و ادامه شناخت، محبت است و ادامه محبت، حركت و عمل و آزادي و رشد و تكامل و آدم شدن و انسان شدن. شناخت نهايي به مقايسه و سنجش و به نظارت عالي عقل نيازمند است.حركت و رشد مسائلي را مطرح مي‌كنند:
1- جهت و حركت: الله (انا اليه راجعون)
2- صراط مستقيم: نزديك‌ترين راه تا رشد استعدادها «توحيد، عبوديت، اتباع».
3- مركب‌هايي براي رسيدن: فكر، عقل، عشق و ايمان، فشار و بلا، عجز، اعتصام.
4- راهبر: (رسالت و امامت)
5- منزل‌ها: رحم، دنيا، بهشت، كه بهشت منزل است نه مقصد.
6- روش حركت: شرايع و احكام، نظام‌ها و قانون‌ها.
با تفكر دراستعدادهاي انسان به اين همه مي‌رسيم و ارتباط و هماهنگي آن‌ها را حس مي‌نماييم.با اين تفكر، عظمت استعدادهاي او را مي‌يابيم و به كار عظيم او مي‌رسيم كه رفاه نيست و خوشي نيست، بلكه رشد و خوبي است. مي‌يابيم كه انسان چقدر ادامه دارد و در نتيجه هستي تا كجا گسترده مي‌شود.با اين شناخت انسان مي‌خواهد تمام استعدادهاي خود را بارور كند و تمام سرمايه‌ها را زياد كند. انسان مي‌خواهد خودش را زياد كند نه ثروت و قدرت و علمش و در اين سطح است كه مي‌تواند امير باشد و مي‌تواند از اسارت‌ها آزاد گردد.
چنين استدلال مي‌گردد كه علوم مختلف، قدرت تقويت و توسعه ظرفيت رواني را دارند و هر ظرفي در اثر مظروف خود، دچار محدوديت مي‌گردد، جز روان انسان كه در اثر اضافه شدن علم، توسعه بيشتري پيدا مي‌نمايد. «كلّ وعاء يضيق بما جعل فيه الّا وعاء العلم فانّه يتسع به» بر اساس نتايج حاصل از توسعه ظرفيت رواني، اين حالت همواره مورد تقاضاي پيامبران،از خداوند بوده و از او خواسته‌اند كه به آن‌ها شرح صدر بدهد و درنتيجه كارهايشان را آسان سازد. «قال رب اشرح لي صدري و يسّر لي امري» حداكثر شرح صدر و توسعه ظرفيت رواني حالتي است كه مخصوص پيامبران الهي و برگزيدگان خدا است. به عنوان مثال خداوند با اعطاي آن بر پيامبر اسلام (ص) منّت گزارده و آن را برتر از هر نعمت مي‌داند. «الم نشرح لك صدرك و وضعنا عنك وزرك الذّي انقض ظهرك و رفعنالك ذكرك» و در اثر اعطاي اين حالت، پيامبر (ص) قدرت مقابله با مشكلات عظيم را پيدا نموده است.
نتيجه شرح صدر به خود فرد برمي‌گردد و آسان شدن كارها، احساس سبكبالي و جلب احترام عمومي، در حقيقت همگي نتيجه شرح صدر و توسعه ظرفيت رواني مي‌باشند. علامت شرح صدر دستيابي به حلم است كه در قرآن به عنوان صفات پيامبران خدا معرفي شده است و حتي خداوند خود را به اين صفت خوانده است.
 اديان الهي تلاش بسياري را در جهت ايجاد ارتباط زنده و مستمر بين انسان و خالق او از طريق عبادت و ذكر نموده‌اند. ارتباط پوياي بين انسان و خدا، وي را در غلبه بر مشكلات ياري نموده و از تنهايي رهايي مي‌بخشد. انساني كه اين چنين با خدا در ارتباط است و با گسترش بصيرت و معرفت خويش دامنه ارتباط خود را نيز توسعه مي‌دهد به سوي نفس مطمئنه در حركت است و مي‌تواند در مقابل مصائب زندگي آرامش خود را حفظ كرده و با تكيه بر خدا، سراسر وجود خويش را صفا بخشد.حديثي از پيامبر اكرم (ص) خطاب به امام علي (ع) نقل است كه حضرت فرمود: مؤمن، مؤمن نمي‌شود مگر اين كه صدوسه صفت در او جمع شود. يكي از اين صفات سعه صدر است. «اوسع الناس صدرا» يعني سينه‌اش از همه گشاده‌تر است. قرآن در مورد سعه صدر مي‌فرمايد: «فمن يردالله ان يهديه يشرح صدره للاسلام و من يرد ان يضله يجعل صدره ضيّقا حرجا».
يكي از اصول بهداشت رواني و روان درماني كه مي‌توان از متون اسلامي كشف كرد، اصل لزوم توجه به ظرفيت رواني و عوامل تقويت كننده و محدودكننده آن است. در آموزش‌هاي اسلامي، ظرفيت رواني به ظرف‌هاي عادي تشبيه شده است و چنين آموزش داده مي‌شود، كه بهترين ظرفيت آن است كه گنجايش بيشتري داشته باشد. «ان هذه القلوب اوعيه فخيرها اوعاها» و در تعبير ديگري افراد بشر بر حسب ظرفيت رواني و ميزان بازدهي به معادن طلا و نقره تعبير شده‌اند «الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه» و اصولا ميزان تعقل را بر حسب گنجايش ظرفيت رواني مي‌دانند.
هر فرد به ميزان ظرفيت و قدرت عملي خويش در مقابل خدا مسئول است و موظف است اين ظرفيت را شناسايي نموده و سعي نمايد نهايت كوشش خود را براي افزايش آن و رفع عوامل محدودكننده به كار برد.اين آرمان بزرگ انسان است كه نه تنها بر هستي، كه بر خويش هم حاكم بشود و بتواند به اين هر دو جهت بدهد.«و لما بلغ اشدّه و استوي اتيناه حكما و علما». بلوغ اشد، رسيدن به كمال و قوت در تمامي نيروها و استعدادها است.و اين همان تعادل و مرحله تسويه است..در اين مرحله اين نيرو به كار گرفته شده و بحران‌هايش را پشت سرگذاشته است و انسان با تعادل و تسلط همراه است..انسان با رسيدن به تعادل ومرحله تسويه و بلوغ نيروها و استعدادهاي خود، به تركيب كاملي دست مي‌يابد. دو مثال زير براي روشن شدن مطلب كمك ميكند.
كشاورز براي رشد و توسعه دانه‌اي كه در زمين مي كارد و از آن اميد برداشت محصولي را دارد بايد با دقت و ظرافت به آن رسيدگي كند و همه ابزار و لوازم و مايحتاج رشد آن دانه را از جمله خاك مناسب، آب كافي، كود لازم، آفتاب و نور كافي و... را در اختيار آن دانه قرار دهد. اگر هر يك از لوازم و امكانات مورد نياز براي رشد و توسعه يك گياه به اندازه لازم و درحد تعادل و متناسب فراهم گردد، مي‌توان انتظار داشت كه يك گياه با كيفيت لازم و مطلوب محصول دهد. امادر صورتي كه تعادل درهر يك از نيازهاي گياهي رعايت نگردد و حالت افراط و تفريط بگيرد، گياه به مرور از بين خواهد رفت و كشاورز با وجود تمام زحماتي كه كشيده محصول مطلوب خود را برداشت نخواهد كرد. مثال ديگر اين كه انسان براي سوار شدن بر يك مركب همچون اسب، فيل و يا حتي دوچرخه بايد در جايگاهي متناسب قرار گيرد كه بتواند تعادل خود را در روي آن مركب حفظ نمايد. و با اطمينان به ثبات و تعادل خود به حركت خود به سمت هدف معين ادامه دهد. اما اگر جايگاه خاص خود را بر روي مركب نيابد و تعادل لازم را ايجاد نكرده باشد يا از سرش يا از انتهايش يا از هر دو طرف به زمين خواهد افتاد و در نتيجه به مطلوب خود نخواهد رسيد. در شكوفايي استعدادهاي انساني نيز بايد تعادل رعايت شود.
در درازاي تاريخ، هيچ گاه انسان از انديشه و آرزوي بهتر زيستن فارغ نبوده و همواره براي دست يافتن به زندگي بهتر و سامان يافته‌تر(مدينه فاضله)، در تلاش بوده است. قرآن كريم، هدف مشترك تمام پيامبران را برپايي جامعه‌اي بر اساس قسط و عدل مي‌داند و به ابزارهاي پديد آوري چنين جامعه‌اي نيز اشارت مي‌كند:«لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط...»ما پيامبرانمان را با دليل‌هاي روشن فرستاديم و با آنان كتاب و ترازو را نيز نازل كرديم، تا مردم به عدالت و راستي گرايند«و كذلك جعلناكم امه وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا».
همانگونه كه دنيا به دو قسم ممدوح و مذموم تقسيم مي‌شود، حيات انسان نيز دو نوع است: دنيايي و طيب. از نظر قرآن زرق و برق‌هاي دنيوي كه اهل دنيا را شيفته خود كرده است، بهره پست‌ترين نوع زندگي است. «ذلك متاع الحيوه الدنيا... »(آل عمران/14)
در قبال دنياي پست كه در همه جاي آن بازي، زينت، مقام طلبي، تفاخر و تكاثر حاكم است، حيات طيب قرار دارد. اين حيات از آن مؤمناني است كه اعمال صالح انجام مي‌دهند. «من عمل صالحا من ذكر او انثي و هو مؤمن فلنحيينه حياه طيبه» قرآن در اين آيه نفرمود ما همين زندگي طبيعي و مادي مؤمن را طيب مي‌كنيم بلكه فرمود ما به او حيات طيب مي‌دهيم. حيات طيب خود عالم ديگري است و لذات اين عالم نيز با لذت‌هاي عالم طبيعي فرق دارد. مراد از حيات طيب زندگي پاكيزه در جهان آخرت نيست. بلكه در همين دنياي طبيعي كه افراد عادي با يكديگر حشر و نشر دارند، مؤمنان از حيات طيب برخوردارند و با اولياي الهي محشور هستند يعني با آن كه در ميان مردم عادي زندگي مي‌كنند، ولي با آنان نيستند. دراين حيات طيب، غم، ترس، اضطراب، حرص، حسد، بخل، آز، كينه، عداوت، جهل و گمراهي راه ندارد. چون اين عالم برتر از زندگي طبيعي است. در دنياي پست سخن مردم از بهتر خوردن و بهره‌هاي مادي است. ولي در حيات طيب سخن ازمعارف است.
تأله و ذوب در الهيت خداي سبحان فصل مقوّم و اساس هويت انسان است. و بر همين اساس خلافت تام الهي بنا مي‌شود. بنابراين در وجود آدمي بايد آثار الهيت تجلي كند و او را در ارائه اوصاف علمي و عملي صحيح خليفه تام خدا سازد. قرآن كريم مي‌فرمايد: انساني كه در اثر حيات پاكيزه جانش به سمت الله حركت كرد جاودانه خواهد بود و از ابديت خاص برخوردار است چون عندالله مي‌شود. اين حيات طيبه باعث صعود و تكامل انسان مي‌شود. پايه و مبناي اوصاف الهي بردو محور عمل و علم است.
 مي‌باشد. پويايي در مسير رشد و تكامل و توسعه را مي‌توان به عنوان معيار سلامت فكر تلقي نمود.
بر اساس ويژگي‌هاي انسان (هدف جويي – اختيار – خلاقيت – استعداد – آگاهي و خود آگاهي) مي‌توان گفت كه انسان قادر است هم هدف و هم راه رسيدن به هدف را طرح و انتخاب كند و در راه نيل به آن بكوشد. به بياني ديگر انسان بالقوه قادر است آينده و راه‌هاي رسيدن به آن را طراحي و ارزيابي و انتخاب كند و نهايتا آن‌ها را به وجود آورد.برنامه ريزي جرياني است دائمي كه انسان و جامعه را در اين تلاش براي تعالي و توسعه ياري مي‌دهد.
انسان موحد ساختن آينده‌اش را در زمين وظيفه و مسئوليت خود مي‌داند، زيرا خلافت و امانت را پذيرفته است. خود را بزرگ ترين عامل رشد يا ركود مي‌داند. همان قدر كه آرزو مي‌كند به عمل هم دست مي‌زند. براي نزديك شدن به حقيقت علاوه بر يادآوري دائمي خود (ذكر) و جلوگيري از انحراف (تقوي) آگاهانه مي‌كوشد تا راه حل‌هاي محسوس، عيني و قابل تجربه را كه منطقا بر دانش و دستاوردهاي سابق نيز استوار باشد به كار بندد..
زمان مورد نظر برنامه ريزي مسلمان مؤمن محدود به دوره كوتاه تصدي يا رياست او نيست. افق زماني او قيامت و بعد از آن را (آخرت) كه پاياني ندارد در برمي‌گيرد. چنان به زندگي اين جهان نگاه مي‌كند كه گويي هفته‌اي بيش از عمر او باقي نيست و در عين حال چنان به آينده مي‌نگرد كه گويي هميشه در آن خواهد زيست. (نقل قول از امام علي (ع))در حاليكه به واقعيتهاي گذشته معترف است ولي آينده را دنباله مسير و دونده هاي گذشته نمي داند. بنابرين دامنه زماني برنامه ريزي او در عين حاليكه به موفقيتهاي كوتاه مدت توجه دارد تا بي نهايت ادامه دارد( قوس صعود ) در عين حال توجه به آينده بسيار دور و بي نهايت ؛ بازده جاري را در جهت نيل به ايده آلها به نهايت خود مي رسد.بر  برنامه ريزي او نه تنها دانش بلكه حكمت حاكم است.
عمل صالح و رابطه آنها با برنامه ريزي ؛اجزاء تشكيل دهنده جريان انقلاب تكاملي اسلامند. نزديك شدن به ايدهآل اسلام " الله" مستلزم سعي و كوشش دائمي انسان است . اين تلاش دائمي احتياج به درك عميق بعد زمان در دنبال كردن ايده آل دارد .
انگيزه تحقيق:
پس از صدور فرمان مقام معظم رهبري ، حضرت آيه الله خامنه‌اي مبني بر تدوين و تنظيم برنامه پنجم توسعه جمهوري اسلامي ايران در چارچوب چشم انداز بلند مدت كشور (دو دهه آينده )برآن شدم تا در جهت نيل به اهداف والا و تعالي جويانه انقلاب اسلامي ايران قدمي هر چند كوچك بردارم.اميداست كه در ظلتوفيقات الهي مورد قبول افتد و به كار آيد...    ان شاء الله.
روشن است كه ستون خيمه انقلاب و ركن اساسي آن عدالت و تعادل است و چگونگي تربيت و تهذيب اخلاق مردم و عمل آنان و سلامت روح و جان و تعادل روان و سامان يابي زندگي همه و همه در گرو آن است و حتي دينداري و عرفان و به احكام دين عمل كردن مردم نيز بسته به آن است.و همين است كه امام علي بن ابيطالب (ع) مي فرمايد: «العدل حياه الاحكام».
مهمترين ويژگي انقلاب اسلامي ايران، عرفاني بودن اين انقلاب بوده و هست وسكوي پرش اين انقلاب همواره رهبري امام خميني (ره) محسوب شده است و رمز رهبري ايشان تزريق بلندترين مضامين عرفاني در جان تك تك افراد جامعه بوده است،بدون ترس و واهمه از اينكه اين مفاهيم از ظرفيت افراد بالاتر است و ديديم كه اتفاقاً چون اين مفاهيم بلند با فطرت افراد منطبق بوده است، اصلاً احتياجي به زمان براي تاثير گذاري نداشت.روش اين رهبر فرزانه همواره تربيت فرد و الهي كردن او براي اصلاح جامعه بوده است.
با آرزوي تحقق تعادل و توسعه بعنوان راهبر حيات طيبه در ايران 1400(ه ش).  «انشاءالله»
 
مروري بر فصول :
فصل اول : تعادل - تعادل در سه حوزه مبدا(تعادل در خود شناسي )،مسير(تعادل در ره شناسي يا طريقت)،مقصد(تعادل در خداشناسي).
فصل دوم:توسعه- تعريف توسعه(وجودي) يا توسعه ظرفيت رواني،محورها،اهداف،مباني،شاخصه‌ها،عوامل موثر،علايم و مظاهر توسعه الهي وجودي.
فصل سوم: حيات طيبه در ايران 1400(ه ش)- ابتدا تعريف مفهوم حيات طيبه و نشانه‌هاو ويژگيها، اركان، ثمرات و اصول حيات طيبه، سيماي حيات طيبه نزد پيشوايان اسلام و مراحل عبور از حيات طبيعي به حيات معقول (حيات طيبه)و سپس اشاره به نقلاب اسلامي ايران و موقعيت آن در جهان و تبيين چشم انداز آينده‌اي روشن براي ايران اسلامي با اجراي طرح «تعادل و توسعه»،و در نهايت نتيجه گيري آمده است.
سوال اصلي تحقيق:
چگونه مي توان با اعمال « تعادل و توسعه» در منشور زندگي خود راهي بسوي حيلت طيبه در ايران 1400(ه ش) برد؟
سوالات فرعي :
1 – تعالي و ارتقاء جان آدمي به حيات طيبه الهي با ايجاد « تعادل» فردي در بستر «تعامل»جمعي چگونه امكان دارد؟      2 – بحث و بررسي جنبه‌هاي عرفاني «تعادل و توسعه» بعنوان دو راهبرد «حيات طيبه »الهي در متون عرفاني؟      3 – «تعادل» در مبدا،مسير و مقصد چگونه مي باشد؟
4 – چگونه مي توان «حيات طيبه» را در لحظه لحظه اين دنيا تجربه نمود؟    5 – چگونه مي توان از« تعادل» با « تعامل» تا « تعالي» سير نمود؟        6 – معناي « توسعه» در اسلام و عرفان چيست؟
7 – رشد و « توسعه » انسان چگونه ميسر است؟   8 - « حيات طيبه» الهي شامل جه افرادي مي شود؟
فرضيه: تعادل و توسعه ارزشهاي اخلاقي و معنوي موجب تمركز و ثبات شخصيت انسان مي شود، بافاصله منطقي با حوادث و وقايع گريز ناپذير عصر ارتباطات ، قدرت انتخاب و ميزان تصميمهاي آگاهانه در مقابل واكنشهاي غريزي انسان تقويت شده و تعادل و توسعه معنايي و معنوي انسانها، نقطه مبنا و مسير ومقصد حيات طيبه ايران 1400 به شمار مي رود.
محدوديتهاي تحقيق:
1 - دشواري دسترسي به مفاهيم «تعادل و توسعه» در متون اصيل عرفاني بدليل نو بودن و امروزي بودن اين واژه‌ها و عدم اشاره مستقيم به آنها ،موجب شد تا با مطالعه خط به خط متون ،اوقات بسيار زيادي سپري گردد.
2-    دشواري گردآوري اطلاعات بدليل مطالعه كلمه به كلمه و خط به خط متون عرفاني.
3-    دشواري در تطابق واژه‌اي مرتبط عرفاني كهن به نثر امروزي .



فهرست منابع

زاهدي ، محمد جواد ، 1382 ،كتاب توسعه و نابرابري،انتشارات مازيار،ص
صفايي حائري، علي، مسئوليت و سازندگي، ص188
نظرپور ، محمد نقي ،ارزش‌ها و توسعه ،1378،ص
ملكي ، حسن ،مقاله خانواده متعادل و توسعه پايدار، نشريه پيوند
نصر ، سيد حسين ،آموزه‌هاي صوفيان،1381 ، انتشارات قصيده سرا،ص261 
سعيد تهراني ، جواد ، اسلام و تجديد حيات معنوي جامعه، شركت سهامي انتشار، 1351،ص204
شريعتي ،محمدتقي،تفسير نوين، ، ص
شيرازي، صدر المتألهين محمد، ترجمه مفاتيح الغيب، ترجمه و تعليق محمد خواجوي،ص164
بلخي،جلال الدين،مثنوي مولوي، نسخه نيكلسون، دفتر چهارم، رويه 806
فراهاني فرد ، سعيد ،نگاهي به فقر و فقرزدايي از ديدگاه اسلام، بهار 78
طوسي، خواجه نصيرالدين،اوصاف الاشراف ، به تصحيح و توضيح نجيب مايل هروي، انتشارات امام،1361،ص147
جوادي آملي، عبدالله، هدايت در قرآن ، مركز نشر فرهنگي رجاء، 1376، ص70
جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي قرآن مجيد،بخش سوم سيره حضرت رسول (ص)، ص201
ذاكري، سيد مجتبي،اخلاق عرفاني، انتشارات صدر، 1372
انصاري، خواجه عبدالله، صد ميدان ، باهتمام قاسم انصاري، انتشارات طهوري 1360 ص70
التركه ، صائن الدين علي بن محمد ،تمهيدالقواعد، با مقدمه سيد جلال الدين آشتياني ، 1976
جعفري ، محمدتقي ، تعليم و تربيت اسلامي ، گردآوري وتنظيم محمدرضا جوادي ،1378
شيمل ،آن ماری،ابعاد عرفاني اسلام ،ترجمه وتوضيحات دكترعبدالرحيم گواهي،دفتر نشر فرهنگ اسلامي ،1374 ،ص381
جوادي آملي ،عبدالله، شميم ولايت ، مركز نشر اسرا، آبان 83 ، ص 714  
ولي، شاه نعمت الله، رسائل ،ج4،ص181
ميبدي ،ابوالفضل رشيدالدين، كشف الاسراروعده الابرار،ج3،ص484
طباطبايي،سيد محمدحسين، ترجمه تفسير الميزان، ج12 ،جزء 14،ص 491
جعفري ، محمد تقي ،حيات معقول ، دفتردوم ، صص 36 - 37
حكيمي، محمدرضا، كلام جاودانه
صحيفه امام، ج5،ص440، 23/10/57
كارگزار (يعقوبي) ،ابوالقاسم، حيات طيبه پاك زيستي، صص 2 - 46
مطهري ،مرتضي، حق و باطل، به ضميمه احياي تفكر اسلامي، انتشارات صدرا،1362،ص36
شاه آبادي ، محمدعلي ،رشحات البحار ،1360
درّي نجف آبادي ،توسعه و فرهنگ و سازندگي،صص11- 12
يثربي ، سيد يحيي ، پژوهشي در نسبت دين و عرفان، 1379
فارسي ، جلال الدين ، نظام هستي، انتشارات اميركبير، 1370
هريسي تبريزي المسكن ، حسن ،غررالحكم و دررالكلم ، ج دوم، مترجم محمد علي انصاري ،
صص 503- 477
نوربخش،جواد، فرهنگ اصطلاحات تصوف، ج8 ، ص 49  
گوهرين،سيدصادق، شرح اصطلاحات تصوف ، ص79
عطارنيشابوري، شيخ فريدالدين، تذكره الاولياء، ، ص569
ميبدي،ابوالفضل رشيدالدين ،كشف الاسرارو عده الابرار،جزء 14، ص452
جلابي هجويري غزنوي، ابوالحسن علي بن عثمان، كشف المحجوب، تصحيح ژوكوفسكي، چاپ ششم، تهران، طهوري، 1378، ص 501 
 نسفي، عبدالعزيز محمد، انسان كامل، با كوشش ماريژان موله، تهران، طهوري، 1379، ص 265
لاهيجي،محمد فياض،مفاتيح الاعجاز في شرح گلشن راز، ص474
بحارالانوار، جلد 6، ص 178
جامي، عبدالرحمان بن احمد، نفحات الانس من حضرات القدس، تصحيح و مقدمه مهدي توحيدي پور،انتشارات علمي، 1375، ص 78
قمي،حاج شيخ عباس، مقامات العليه في سعادت الابديه(خلاصه معراج السعاده)، انتشارات ارشاد، 1362، ص25
افلاطون:جمهور، ترجمه فؤاد روحاني ،ص38
ارسطو:سياست،ترجمه حميد عنايت، ص7 
طباطبايي،سيد محمدحسين، الميزان في تفسيرالقرآن،ج1،ص371
مطهري، مرتضي،بيست گفتار، ص9
خميني ، سيد روح الله، شرح جنود عقل و جهل، ص 149
طوسي، خواجه نصيرالدين،اخلاق ناصري، ص136
 سيوطي، جلال الدين، الدّره المنثور، ج 3، ص 56.
انصاري، خواجه عبدالله، مقامات معنوي، ترجمه و تفسير منازل السائرين، صص 3 -1
سبزواري ، حاج ملاهادي ، اسرار الحكم ، با مقدمه توشيهيكو ايزوتسو ،ص7
ميزان الحكمه،ج6،ص78
 موريسن،كرسي،راز آفرينش انسان،ترجمه محمد سعيدي،ص44
فرشاد، مهدي ،عرفان ايراني و جهان بيني سيستمي ،1368،نشر بلخ، صص125-130
نهج البلاغه،خطبه 93،ص104
ابن عربي، محيي الدين،فتوحات مكيه، سفرالثالث، الباب الخامس عشر، في معرفه الانفاس، ص369
حسن زاده آملي، حسن، انسان در عرف عرفان، 64
شاذروان، حسن ،عرفان مثبت- عرفان منفي،ص154
غزالي طوسي، ابوحامد امام محمد، گزيده كيمياي سعادت،ص45
كراجكي ، محمد ابن علي كنرالفوائد ، قم دارالذخائر، 1368،ج1،ص200.
برگرفته از سلسله مباحث كارگاه آموزش فرهنگ قرآن كريم
آملي، سيد حيدر،تفسير المحيط الاعظم و البحر الخضم،ج1،ص228
نوري،حسين بن محمد تقي، مستدرك‌المسايل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسه آل البيت، 1365، ج11،
ص174.
مرقاتي،سيد طه،مجموعه مقالات قرآن و توسعه فرهنگي (1) ،ص151
نصر،سيدحسين،آرمانها و واقعيتهاي اسبلام،ص76
كاشاني، كمال الدين عبدالرزاق، لطايف الاعلام في اشارات اهل الالهام ،ص418
ابن  عربي، محمد بن علي، شرح مناقب محي‌ الدين عربي، شارح محمد صالح بن محمد موسوي خلخالي، 1363، ص98.
سبزواري ، حاج ملاهادي ، اسرار الحكم ، با مقدمه توشيهيكو ايزوتسو ، ص341
ابن عربي،  محي الدين، شرح قيصري بر فصوص الحكم، فص آدمي، صص61 تا 73
ابن عربي، محيي الدين، فتوحات مكيه،السفر الثاني، تحقيق وتقديم= د. عثمان يحيي ،تصوير و مراجعه = د . ابراهيم مركور ص 332
تاجديني ، علي ،مفتاح نور ، شرح اصطلاحات عرفاني امام خميني ،ص135
خميني، سيد روح الله، سر الصلوه، صص 147 و 148
كياني نژاد، نور و ظلمت، ترجمه مشكاه الانوار تأليف امام محمد غزالي،ص44
نصر ، سيد حسين ،معرفت و معنويت ،صص 293 -290
صادقي ارزگاني،محمد امين، انسان كامل از نگاه امام خميني(ره) و عارفان مسلمان،ص29، مركز مطالعات و تحقيقات اسلامي پژوهشكده فلسفه و كلام اسلامي،1382،ص5
شيرازي، صدرالمتالهين محمد بن ابراهيم (ملاصدرا)،ترجمه و تفسير الشواهد الربوبيه ،به قلم دكتر جواد مصلح،ص409
كاشاني، مولي محسن،المحجه البيضاء في تهذيب الاحياء، ص36و37
 طباطبايي نجفي،سيد مهدي بن سيد مرتضي، رساله سيرو سلوك منسوب به بحر العلوم، با مقدمه و شرح علامه سيد محمد حسين حسيني طهراني ، انتشارات حكمت،1360،ص 39
قمي ، قاضي سعيد ،تعليقات بر اتولوجيا،ص121
سبزواري ، حاج ملاهادي ، اسرار الحكم ، با مقدمه توشيهيكو ايزوتسو ، ص305
مكي،شيخ ابي طالب، قوت القلوب في معامله المحبوب و وصف طريق المريد الي مقام التوحيد، ج 1،
ص 441
الهامي ، داوود ، عقل و عشق، ص 169
لاريجاني،اسماعيل،مناجات خمسه عشر،چاپ اول، ص 63،انتشارات خليليان،1383
ابن سينا،حسين ،اشارات وتنبيهات، النمط العاشر في اسرار الايات ، ترجمه و شرح دكتر حسن ملكشاهي، تهران، 1363،سروش،ج2،ص395
فرغاني، سعيد الدين سعيد ،مشارق الدراري شرح تائيه ابن فارض، ص65
سراج، ابونصر،اللّمع في التصوف، ص374
فيض كاشاني، ملامحسن،منازل السائرين، صص284 الي 288
بينا ، محسن، مقامات معنوي،ترجمه و تفسير منازل السايرين خواجه عبدالله انصاري، ج2 ،ص114
قشيري، ابوالقاسم، الرساله قشيري، تحقيق عبدالحليم محمود و محمد بن الشريف، تهران، انتشارات بيدار، 1374،ص3
فتوحات مكيه ،ج2 ،ص152
حسيني، سيدابوالقاسم، اصول بهداشت رواني( بررسي مقدماتي اصول بهداشت رواني، روان درماني و برنامه ريزي در مكتب اسلام)، 1379،ص76
ابن العربي،محيي الدين ابن عبدالله محمد بن علي ،المسايل، با تصحيح دكتر سيد محمد دامادي، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي،1370، ص136
قونوي، ابوالمعالي محمد بن اسحق صدرالدين،الفكوك، مقدمه و ترجمه محمد خواجوي ،فك ايوبي ،ص 143
فيض كاشاني ،ملامحسن، كلمات مكنونه من علوم اهل الحكمت و المعرفت ،ص122
فرشاد ، مهدي ،عرفان ايراني و جهان بيني سيستمي ،1368،نشر بلخ، ص 183
وسايل الشيعه، ج27،ص27
خوارزمي، تاج الدين حسين، شرح فصوص الحكم، تحقيق آيه الله حسن زاده آملي،1377، مركز انتشارات قم،فصّ حكمه فرديه في كلمه محمديه ،ص1119
العربي، محمد شهاب الدين، رسائل ، دار صا بيروت، ص 161 
 جعفري ، محمدتقي ، تعليم و تربيت اسلامي ،ص191
كافي، ج2، ص186
خميني،سيد روح الله، آداب نماز، ص287
خميني،سيد روح الله، چهل حديث ،صص531 و532
جوادي آملي،عبدالله، تفسير موضوعي قرآن كريم،حيات حقيقي انسان در قرآن،1382،ص211
النفحات ، ط 1، من الحجري ،ص18
جعفري، محمد تقي، شناخت انسان در تصعيد حيات تكاملي، ذكر دفتر هفتم، 1362،صص86 -87
ستاد فرهنگي فجر انقلاب اسلامي، گامي بسوي دولت اسلامي، 1384، ناشر صادق آل محمد(ع)، ص155
صحيفه امام، ج5،ص440، 23/10/57
باوند، نعمت الله، درآمدي بر نظريه انقلاب اسلامي، 1378، نشر موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر،
ص 62
حقيقت ، عبدالرفيع ،پيام جهاني عرفان ايراني يا تشريح ارزشهاي معنوي فرهنگ ايراني ،كومش ،1370،
ص 54
كيهان،20/6/76
روزنامه جمهوري اسلامي ،20/12/75
رستگار، محمد قطب الدين، عدل اصل دوم دين(عدل نوجوان)،1360،ص141

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه