مفهوم شهود در فلسفه اسلامى

مفهوم شهود در فلسفه اسلامى
مفهوم شهود در فلسفه اسلامى
85,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات: 62 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاين

مقدمه
مفهوم «شهود» (1) را مى‏توان در زمينه‏هاى مختلف بررسى كرد. اين مفهوم، در فلسفه جايگاهى رفيع داشته و در تقسيمات اوليه وجود، مباحث علم و عالم و معلوم، شناخت‏شناسى و هستى‏شناسى توسط فلاسفه به مورد بحث گذاشته شده است. (2) همچنين، مفهوم «شهود» در عرفان و تصوف منزلتى بس ارجمند يافته و عرفا مباحثى ارزشمند در خصوص «شهود» و «حضور» از خود بر جاى نهاده‏اند. در مباحث اخلاقى و فلسفه اخلاق هم برخى صاحب‏نظران به اين واژه عطف توجه كرده و مكتب شهودگرايى در اخلاق، در اواخر قرن
نوزدهم رونق خاصى يافته است. (3) همين‏طور متكلمان و دين‏شناسان به مناسبت‏هايى مفهوم شهود و پى‏آمدهاى حاصله از آن را مورد مداقه خود قرار داده و در اعتلاى نظر خود به شهود مطلق كه مختص خداى متعال است نائل شده‏اند. (4)
حال با توجه به گستردگى زمينه بحث و كنكاش علمى در اين واژه، مناسب است تنها به بحث پيرامون يك جنبه آن اكتفا كرده و در موارد ديگر تنها به اشاره‏اى گذرا بسنده كرد. هرچند به يك معنا، بررسى دقيق و موشكافانه يك مفهوم در يك جنبه خاص مستلزم پرداختن به جنبه‏هاى ديگر است. اما به لحاظ محدوديت اين مقاله، تا حد امكان از گستردگى بحث اجتناب خواهد شد. در اين نوشتار، جنبه‏هاى عقلى و يا به تعبير دقيق‏تر جنبه‏هاى فلسفى «شهود ش مورد بررسى قرار گرفته با نگاهى گذرا به سير تاريخى اين بحث و آشنايى با انديشه‏هاى فلاسفه غربى و اسلامى، به كنكاش در اين مبحث‏خواهيم پرداخت. هر چند بايد اذعان داشت تتبع عميق در اين بحث از حوصله يك مقاله خارج بوده و نيازمند مبحثى گسترده و فراگير مى‏باشد. اما اين اعتراف نمى‏بايست مانع پرداختن اجتمالى به آن شود. ابتدا، قبل از پرداختن به هرگونه بحثى، به معانى لغوى و اصطلاحى «شهود» نظر مى‏افكنيم.
واژه «شهود»
در بسيارى موارد، واژه «شهود» با واژه «حضور» به يك معنا به كار مى‏رود و بعضا به جاى يكديگر استعمال مى‏شوند. شهود از ريشه «شهد» مشتق شده كه به معناى حضور مى‏باشد. و حضور از ريشه «حضر» در مقابل غيبت‏به كاكر مى‏رود. (5) هرگاه شهود و حضور به يك معنا گرفته شوند، معناى مقابل اين دو غيبت است. اگر شى‏ء از شى‏ء ديگر غايب بود (غيبت فيزيكى يا معنوى) حضور و يا شهودى صورت نمى‏گيرد. و اگر غيبت‏برطرف شد و دو شى‏ء بدون مانع در كنار يكديگر قرار گرفتند، در اين صورت آن دو شى‏ء براى يكديگر حضور دارند. (6) در لغت معناى ديگرى براى شهود بيان داشته‏اند كه عبارتند از: وجدان، حدس، كشف، اشراق، ادراك، الهام، وجود و مانند آن. (7)
در علوم مختلف عقلى، براى اين واژه اصطلاحات متفاوتى وجود دارد. در اصطلاح فلسفى، در بحث معرفت‏شناسى، شهود غالبا به معناى حضور مى‏آيد. در تقسيم‏بندى علم، علم شهودى كه همان علم حضورى است در مقابل علم حصولى قرار مى‏گيرد. در اين‏گونه علم، معلوم در محضر عالم است و عالم به معلوم شهود دارد. در اين صورت مى‏توان گفت عالم و معلوم نسبت‏به يكديگر حضور يا شهود دارند و اتحاد عالم با معلوم صورت مى‏گيرد. (8)
در اصطلاح عرفانى، واژه شهود معنايى غير از حضور به خود گرفته است. هر چند در مرحله‏اى كه عارف هب شهود حق نايل مى‏شود، حتما حضور هم صدق خواهد كرد. حضور عرفانى در مقابل غيبت است. شهود عرفانى به معناى كشف و مكاشفه است و در اين صورت معنايى مرادف با رؤيت پيدا مى‏كند. (9)
در اصطلاح اخلاقى، شهود بر يك احساس درونى اطلاق مى‏شود. احساسى كه برخاتسه از درون است و هيچ‏گونه تجربه بيرونى در آن دخالت ندارد. اين احساس مى‏تواند بين خير و شر، حسن و قبح تميز دهد. در اين صورت شهود به يك نوع قضاوت درونى بازگشت مى‏كند كه معناى مرادف با وجدان دارد. (10)
در اصطلاح كلامى، شهود دو معناى صاعد و نازل به خود گرفته است. در معناى اوليه، شهود به معناى شهادت در مقابل غيبت است. عالم شهادت كه در اصطلاح دينى آمده، همان عالم حسوسات است كه مشهود انسان قرار مى‏گيرد. در مقابل آن عالم غيب است كه از حوسا ظاهرى انسان غايب مى‏باشد. معناى ثانوى شهود كه معناى صاعد و متعاليه‏اى است، تنها در مورد خداى متعال اطلاق مى‏گردد. به اين معنا، تنها خداى متعال شاهد بر همه موجودات بوده و بر همه چيز و همه جا شهود مطلق دارد. (11)
پس از آشنايى كوتاه با معانى و اصطلاحات عقلى مفهوم شهود، ابتدا نظرى اجمالى به اصطلاح عرفانى اخلاقى و كلامى خواهيم انداخت و آن‏گاه اصطلاح فلسفى شهود را بسط بيش‏ترى خواهيم داد.
شهود عرفانى
مفهوم شهود در عرفان و تصوف از مفاهيم اصلى به حساب مى‏آيد. شهود و يا مشاهده بر موردى اطلاق مى‏شود كه رؤيتى صورت گيرد. محل اين رؤيت قلب بوده و چنين رؤيتى تنها به دليل توحيد يعنى بالحق محقق مى‏شود. با اين خصوصيات است كه شهود عرفانى حاصل يم شود. زمانى كه مشاهده صورت گرفت، شاهد در مشهود فانى شده و خودى نمى‏بيند، در اين صورت شهود حق بالحق است. اين‏گونه شهود به تجلى ذات حق تعلق خواهد گرفت. (12)
شهود واقعى نزد عرفاء، رؤية حق به حق است. (13) و شهود ذاتى يا مشاهده ذاتيه، شهود حق تعالى است كه حاصل آن يك نوع معرفت‏يقينى خواهد بود كه به «عين اليقين‏» موسوم مى‏گردد.

 

(14) مراجع:
1 . آداب الصلاة، امام خمينى، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، چاپ هفتم، 1378 ش .
2 . اثولوجيا، فلوطين، قم، انتشارات بيدار، 1413 ق .
3 . اسرار الشريعة و الطريقة و انوار الحقيقه، سيدحيدر آملى، تصحيح محمد خواجوى، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1362 ش .
4 . الاشارات والتنبيهات، حسين عبدالله بن سينا، دفتر نشر كتاب، 1403 ق .
5 . الانسان الكامل، عزيزالدين نسفى، تصحيح ماژيران موله، انتشارات كتابخانه طهورى، چاپ سوم .
6 . تعليقات على شرح فصوص الحكم و مصباح الانس، امام خمينى، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، چاپ دوم .
7 . تفسير سوره حمد، امام خمينى، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، چاپ دوم، 1378 ش .
8 . تمهيدات، ابوالمعالى عين‏القضاة، تصحيح عفيف عسيران، تهران، كتابخانه منوچهرى .
9 . جامع الاسرار و منبع الانوار، سيدحيدر آملى، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 1368 ش .
10 . رسائل ابن عربى، محيى‏الدين ابن عربى، بيروت، دار احياء التراث العربى .
11 . رسائل مجذوبيه، محمدجعفر كبودر آهنگى، تصحيح حامد ناجى اصفهانى، تهران، حقيقت .
12 . الرسالة القشيريه، ابوالقاسم عبدالكريم قشيرى، تحقيق على عبدالحميد ابوالخير، بيروت، دارالخير، 1995 م .
13 . روشنايى‏نامه (آثار ناصرخسرو، سفرنامه به انضمام روشنايى‏نامه و سعادت‏نامه)، ناصرخسرو قباديانى، برلين، 1341 ش .
14 . شرح حديث جنود عقل و جهل، امام خمينى، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377 ش .
15 . شرح دعاى سحر، امام خمينى، ترجمه سيداحمد فهرى، نهضت زنان مسلمان .
16 . شرح فصوص الحكم، داود قيصرى، قم، انتشارات بيدار، 1370 ش .
17 . شرح منازل السائرين، عبدالرزاق كاشانى، قم، انتشارات بيدار .
18 . صوفيسم و تائوئيسم، توشيهيكو ايزوتسو، ترجمه محمدجواد گوهرى، تهران، روزنه، 1378 ش .
19 . الطواسين، حسين بن حلاج، دارالكتب الدين، 1987 م .
20 . عبهر العاشقين، روزبهان بقلى شيرازى، به اهتمام هانرى كربن و محمد معين، تهران و پاريس، 1369 ش .
21 . الفتوحات المكيه، محيى‏الدين ابن عربى، بيروت، داراحياء التراث العربى .
22 . الفكوك، صدرالدين قونوى، ضميمه شرح منازل السائرين .
23 . الكافى، محمد بن يعقوب كلينى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1367 ش .
24 . كشف المحجوب، ابوالحسن هجويرى، تصحيح و . ژوكوفسكى، تهران، كتابخانه طهورى، 1399 ق .
25 . اللمع فى التصوف، ابونصر سراج طوسى، تحقيق عبدالحليم محمود و طه عبدالباقى مسرور، مصر، دارالكتب الحديث، 1960 م .
26 . مثنوى معنوى، جلال‏الدين محمد مولوى، تصحيح نيكلسون، انتشارات پژوهش، چاپ دوم، 1374 ش .
27 . محيى‏الدين ابن عربى چهره برجسته عرفان اسلامى، محسن جهانگيرى، تهران، دانشگاه تهران، 1375 ش .
28 . مرصاد العباد، نجم‏الدين رازى، به اهتمام محمدامين رياحى، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 1365 ش .
29 . مشارق انوار الغيوب، عبدالرحمان انصارى، تحقيق هلموت ريتر، دارصادر، 1959 م .
30 . مصباح الانس، محمد بن حمزة بن فنارى، تهران، انتشارات فجر، 1363 ش .
31 . مصباح الهداية الى الخلافة والولايه، امام خمينى، ترجمه سيداحمد فهرى، تهران، 1360 ش .
32 . منازل السائرين، خواجه عبدالله انصارى، چاپ قاهره .
33 . نص النصوص، سيدحيدر آملى، تصحيح هانرى كربن و عثمان اسماعيل يحيى، تهران، توس، 1378 ش .
34 . نقد النصوص فى شرح نقش الفصوص، عبدالرحمان جامى، تصحيح ويليام چيتيك، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1370 ش .
35 . نهج البلاغه، صبحى صالح، انتشارات هجرت، 1395 ق .
36 . اليواقيت والجواهر، عبدالوهاب الشعرانى، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1418 ق .

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه