سیری در وصیت نامه شهیدان

سیری در وصیت نامه شهیدان
سیری در وصیت نامه شهیدان
130,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 148 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

فهرست

مقدمه     1
فصل اول : آوای مجنون
شهيد غلامرضا سلطانی     4
شهيد يدا... کلهر     11
شهيد سيد علی اصغر قريشی     18
شهيد هدايت ا.... ملک زاده     29
شهيد ابوالقاسم کاظم دهباشی     35
شهيد مسعود آخوندی     42
شهيد مهدی شرع پسند     49
شهيد محمد حسن نعمت الهی     54
شهيد مجيد کلانتری     61
شهيد سيد رحمت ا... مير تقی      70
شهيد مرتضی شريفی     79
شهيد علی گروسی     82
شهيد شعبانعلی نژاد فلاح     94
شهيد محمد حسين فهميده     99
شهيد رضا نيک نژادی     102
شهيد سيد جمال قريشی     106
شهيد حسين ايمانی     114
شهيد حسين هدايتکار     117
شهيد حسين نوبندگانی     122
شهيد عباس نيلی     124
فصل دوم : نغمه های وصال
اشـعــار     128
فصل سوم : يک جرعه نور
آيات و احاديث در ارتباط با شهيد و شهادت     142
فصل چهارم :گذری بر آفتاب
فرازی از نياش ها و دست نوشته های شهداء     145

 

مقدمه:

بسم رب الشهداء والصديقين
پل شهادت اصلی ترين وسيله رسيدن به معبود است که شهدای گران قدر با عبور از اين گذر گاه درخشان برای هميشه جاويدان باقی می مانند و عزت و سربلندی را برای ملت شريف ايران به جای گذاشته و ثبات و استمرار خط سرخ حسين (ع) را با خون خود تضمين نمودند و راه شجاعت را به ما آموختند .
درخشان ترين و فروزان ترين ستاره آسمان فرهنگ رهايي ، مشعل پر فروغ فرهنگ شهادت است . تکريم و تعظيم شهيدان تلاش مقدسی است در بر افراشتن پرچم های سرخ استقلال و آزادی و شريعت ، از يوق ذلت و اسارت وگام بلندی است در راستای احيای ارزش های مکتب توحيد و عدالت ؛ زيرا (( شهادت مرگ در راه ارزش هاست )) و هر شهيدی مشعلی است که در بلندای عزت و سربلندی يک ملت جاودانه می درخشد . شهيد زيبا ترين زخم بر پيکر هستی و شهادت زيباترين غزلی است که از لبهای سرخ حقيقت می تراود شهادت بيداری را معنا می کند و بينايي را شفاف می سازد .
شهادت مشعلی است که خداوند در جان برگزيدگانش بر می افروزد تا تاريکی از شانه های زندگی بگريزد . شهيد چشمه آتشی است که خرمن ظلم را می سوزاند و آب روانی است که بر کوير تشنه ی عدالت جاری می شود . هر شهيد سپيده ای است که در افق آسمان ها طلوع می کند و پيام آور صبح است .
برادر و خواهرگرامی :
بيايم برای لحظه های کوتاه زندگی برج های زيبايي معنويت ، عفاف ، پاکدامني و انسانيت بسازيم . آيا شهداء در اين محدوده زندگی نمی کردند ؟ شهيدان زنده و ناظرند پس بيايم غنچه های دوستی که از خون پاک آنها شکفته است به پاس داريم
فصل اول  :
آواي مجنون
وصيت نامه
و
زندگينامه
 شهداء
زندگی نامه شهيد سلطانی :

شهيد عزيز روحانی مبارز حجه الاسلام و المسلمين آقای حاج شيخ غلامرضا سلطانی به سال 1322 شمسی در اشتهارد از خانوده ای پاک ديده به جهان گشود. آقای سلطانی پس از پيمودن مقدمات علوم اسلامی در اشتهارد در حدود سالهای 1336 آماده برای ورود به حوزه علميه قم گرديد و در دانشگاه بزرگ جعفری به تحصيل ادامه داد . ايشان درس کتاب مکاسب و رسائل را می خواندند ، اساتيد معظم ايشان در دوره خارج ، حضرت امام خمينی ، آيت ا... العظمی گلپايگانی و حضرت آيت ا... العظمی شيخ محمد علی اراکی و حضرت آيت ا... منتظری و..... بودند ايشان تمام وقت را به فراگيری فقه جعفری با يارانی متعهد که اکنون هريک ستاره های درخشان حوزه علميه هستند پرداخت .
و درکنار آن به تحصيل تفسير و اخلاق و فلسفه همت گماشت و در ايام تعطيلی مانند ماه رمضان و محرم و بعضاَ جمعه ها به اطراف و اکناف شهرهای اسلامی ايران مسافرت کرده و به تبليغ اسلام و تشکيل کلاهای متعدد برای قشرهای مختلف جامعه پرداخت و با عمل و گفتار خود مردم را به سوی تکامل اسلامی دعوت نمود .
در آستانه پيروزی انقلاب اسلامی و قبل از آن با اينکه همواره در خطر و تهديد بود ، با بيان شيوا و قاطع خود به افشاگری بر ضد رژيم هزار فاميل شاهنشاهی می پرداخت . بعد از پيروزی انقلاب ، که مسئوليتهای سنگينی را رب دوش خود احساس کرد . قهرمانانه برای انجام آنها به ميدان آمد و در سنگر های مختلف از انقلاب اسلامی که صدها هزار شهيد براه آن داده شده به پاسداری پرداخت .
1ـ در سنگر امام جمعه : ايشان از همان سالهای آغازيروزی انقلاب اسلامی ، از سوی حضرت امام امت ، امام جمعه اشتهارد شد. و چندين سال در اين سنگر به ارشاد مردم و رتق  وتوفيق امور پرداخت. در پرتو نماز جمعه خدمات او در اصلاح و رسيدگی و به امور و توجه به مستضعفين چشمگير بود ، از جمله رفع کردن مشکل آب شيرين اشتهارد.
2ـ در سنگر قضاوت : شـهـيد سـلطانی در عـين ايـنکه سـنگر نمـاز جمعه اشتهارد را اداره
می کرد قاضی و حاکم شرع کرج و بخشهای آن بود ، بار سنگين قضاوت را با يارای متعهد بعهده گرفت و چند سال در اين سنگر به داد خواهی مردم براساس اسلام پرداخت و با اينکه در مخاطره سختی بود قاطعانه با گروهکهای ملحد و منافقين برخورد کرد و بر اساس عدالت اسلامی با کمال حلم  و استقامت  آنها را به محاکمه کشيد .
3ـ در سنگر دانشگاه :  شهيد بزرگوار به ارشاد و تبليغ اسلام که کار اصلی روحانيت است عشق می ورزيد با اينکه عهده دار چنين کار بود چندين کلاس درس دانشگاه تهران در رشته حقوق و معارف اسلامی را به عهده گرفته بود و در هفته يکروز برای تدريس به دانشگاه می رفت . ايشان مدتی نماينده حضرت آيت ا... منتظری در مجتمع علوم انسانی دانشگاه تهران بودند که چند دانشگاه زير پوشش اين مجتمع بود. اين کار نيز در رابطه با انقلاب فرهنگی بود تا حقايق اسلام به دانشگاه راه يابد و آينده سازان کشور و فارغ التحصيلان دانشگاه افرادی آگاه به اسلام و جوشيده و خروشيده از متن اسلام نهايت تشويق را در مورد تحصيل نموده است .
4ـ تأليفات چاپ شده شهيد : او با آن همه اشتغالاتی که داشت ، اهل قلم بود از جمله کتابهای تأليف شده ايشان عبارتند از :
  1 ـ معاد آخرين سير تکاملی انسان  ( در 159 صفحه )
  2 ـ درسـهـايي از اقـتصـاد اسـلامی  ( در 171 صفحه )  
3 ـ تکامل در پرتو اخلاق ( در 261 صفحه شامل 32 درس مهم اخلاقی )
4 ـ جلد دوم تکامل در پرتو اخلاق ( شامل 36 درس اخلاقی ) 
5 ـ  در سنگر مجلس : شهيد در سال 1363 به نماينده گی از طرف مردم قهرمان  در مرحله اول انتخابات با 46 هزار 369 رأی از مجموع 273 هزار 584 رأی ( 1/60% رأی اخذ شده ) از شهرستان کرج به مجلس شورای اسلامی راه يافت ، او در مجلس عضو کميسيون امور اقتصادی و حقوقی بود . او به طوری جدی و کوشا بود که قوانين کاملا اسلامی تصويب شود .
روز پنج شنبه اول اسفند 1364 او که رزمندگان قهرمان در جبهه و در عمليات والفجر8 حماسه آفريدند و با آزاد سازی (( فـــاو)) کمر صداميان را شکستند . در طی اين جريان هواپيمای مسافربری (( فرند شيب ))که حاوی بيش از 40 تن از امت حزب ا... از جمله حجه الاسلام سلطانی بود به دو هوايمای عراقی اصابت کرد و اين 40 نفر از جمله اين شهيد بزرگوار به فيض شهادت نائل آمدند .
يکی از بدرقه کنندگان شهيد عزيز سلطانی می گفت هنگام خداحافظی آخر ، آقای سلطانی به بنده گفت (( به مردم کرج بگوييد مرا حلال کنند و از همه آنها تشکر ميکنم))

 
وصيت نامه شهيدغلامرضا سلطانی :             
بسم ا... الرحمن الرحيم
بعداز حمد که مخصوص ايزد يکتاست و درود بر همه پيامبران خدا مخصوصا بر پيغمبر عظيم الشأن الاسلام و خاندان گراميش و بالخصوص بر امير المومنين و فاطمه زهراء عليها سلام و يازده فرزندانشان که امامان و رهبران جامعه انسانيت بوده اند و هستند و بالاخص به حضرت
صاحب الزمان (عج) .
 الهم عجل فرجه و سهل مخرجه و قرب زمانه و اجعلنا من انصاره و اعوانه ورزق شهادتنا فی رکابه و رکابه نايبه الامام خمينی (ره) دامت ظله.
و بعد ای ملت عظيم و عزيز اسلامی ايران بايد بدانيم اين جمهوری اسلامی خون بهای دها هزار شهيد و مجروح است و اگر ما امروز از آن حفاظت نکنيم بايد بدانيم يک روز در درگاه عدل الهی جوابی نخواهيم داشت و روز شرمنده گی ما خواهد بود . امروز که شما عزيزان همه گروهک های وبسته به شرق و غرب را سرکوب کرده ايد و ديگر آنها جای پايي در اين کشور عزيز اسلامی ندارند بايد بدانيم آنچه امروز ممکن است خداي ناکرده به انقلاب ما ظربه بزند فقط هوا پرستي ها و خودخواهي ها خواهد بود . بکوشيد همه طابع حق باشيد و از تفرقه دوری کنيد که همه بدبختی های جامعه اسلامی ما در آن است. و ای مردم شهيد پرور سعی کنيد کارهايتان را برای خدا انجام دهيد اگر کاری در رابطه با خدا باشد هيچ وقت درگيری در آن نخواهيم داشت و به فرموده امام عزيزمان اگر همه انبياء در يک زمان باشند با هم اصطکاک نخواهند داشت .
وبه شما عزيزانی که مرا مي شناسيد مخصوصا اهالی متدين و شجاع و غيور اشتهارد ميگويم و خدا را گواه مي گيرم که سعی و تلاش من در اين بود که به مقدار توانم کاری برای جامعه اسلامی کرده باشم و از مسئوليت ها و پست هايم به هيچ وجه استفاده سوء نکردم بلکه می خواستم به هيچ وجه استفاده مادی ولو مشروع باشد نکنم . نکرده ام با اين وصف نمی دانم در شب اول قبر چه جوابی در برابر ملائکه مقرب خدا بگويم و در روز دادگاه عدل الهی چگونه می توانم نجات پيدا کنم ، اگر فضل خدای بزرگ و شفاعت خانواده عصمت و طهارت و شهدای اسلام شامل حالم نشود روز بد بختی و بی چاره گی من است .
خدايا به فضل خويش مارا مشمول لطف و شفاعت پيامبر و ائمه معصومين (ع) قرار
بده و ای مردم متدين و عزيز سعی کنيد نماز جمعه و دعای کميل تان هرچه باشکوه تر باشد . جوانان شما ، در اثر اين دو برنامه بيشتر دآگاهی پيدا می کنند و متدين می شوند و در نتيجه گرفتاری هايي که در محيط ديگر است در اينجا نيست و نخواهد بود و محيط شهر عزيزمان اشتهارد چون مدينه فاضله است . و در خاتمه به همه جوانان و دانشجويان و دانش آموزان می گويم اگر بخواهيم استقلال و آزادی خود را حفظ کنيم بکوشيد در رابطه تزکيه و تعليم به سرحد کمال برسيد و جامعه اسلامی ، احتياج به جوانان متدين و دانشمند دارد .
الهم انی اسئلک راحت عند ا لموت و ا لمغفره بعد ا لموت و ا لعفو عند الحساب .
ا لهم ا رزقنی ا لشهادت فی سبيلک آمين يا رب ا لعا لمين.

28 / 12 / 61    
   غلامرضا سلطانی


 رفتی زغمت جان و دل و هم جگرم سوخت
      هم خيمه و هم جامه و هم زيب وفرم سوخت
سـلـطانی پـر شـور ، تـوای مـرد ســــلـحشور
       با رفــتن تو هـم سـفر و هــم حـضـرم سـوخت
ای آنکه تو را عـشق حـسينی سـر و جان بود
          بـنــمای رخــی ، ور نـه نـگاه بـسـرم ســوخـت
وی آنـکه زدی صـاعــقه بــر خرمـن دشـمن 
         بــر خـيز که با غيبت تو خـشـک و ترم سوخت
 پـرواز نـمـودی بر جـانـان ، تو به صـد شـوق
صد آه کـه من مـاندم و اين بـال و پرم سوخت
 پـــرواز نـــه تـــنـهــــا ، بــــر يــــاران دلاور
            کـــه رفـتنتان حـزب خـدا ، مـجد سرم سوخت
 آن دشـمـن پـر کـيـنـــه و ديـو ســيــــه روی
            پـرپـر بـنـمودی گـل مــن ، صدر و برم سوخت
 ز اشــک قـلم و ديـده دل شعـله ورم سوخت
                فـريـاد بـرآورد کــه قـنــد و شـکـرم ســـوخت
 قــربــان زبــان و کـرم و قــلـــب و کــتـابـت  
             قـربان صـفـايت کــه بــه يـادش ، تـرم سوخت
 از وصـــــف تو وامانده شــد خــامه ((بيمار))
              زيــــرا زفــراق تو ، دســــت و کـــمرم سوخت

زندگی نامه شهيد کلهر :

در سال 1333 در روستای بابا سلمان از توابع شهرستان شهريار در يک خانواده مذهبی و متوسط فرزندی به دنيا آمد که نامش را يد ا... گذاشتند. يدا.. در دامان مادری رشد يافت که در ديده همگان به پارسايي و متانت معروف بود . و عشق به ائمه و ولايت از همان با شير خود در وجود فرزندش جاری ساخت .
او که از نوادگان مرحوم ملا يد ا... يکی از روحانيون شهر ری بود سعی کرد تا صفات حسنه را در يد ا... رشد دهد . از همان کودکی می دانستند که يد ا... بردباری و شکيبايي را از مادر و شجاعت م جوانمردی را از پدر به ارث برده است . با رسيدن به هفت سالگی در دبستان روستا مشغول تحصيل شد آنجا بود که هوش و ذکاوت فوق العاده اش عرصه ظهور يافت . پشتکار و علاقه وافری  به تحصيل و معرفت در او پيدا شد . و پا به پای مدرسه در کلاسهای قرآن شرکت جست . در کلاس پنجم ابتدايي موفق شد سوره لقمان را با ترجمه فارسی حفظ کند . اين درحالی بود که به ورزش نيز می پرداخت و در دو رشته واليبال و فوتبال فعاليت می کرد .
با ورود به دوره تحصيلی راهنمايي فعاليت و جوش خروش او بيشتر شد . او سعی می کرد با همان سن کم خود عقايد هم کلاسی هايش را در مقابل افراد بهايي مسلک که در آن منطقه زندگی می کردند حفظ کند اخلاق و رفتار او در دوران جوانی موجب جذب جوانان روستا شده بود و با رعبری غير محسوس بر آنها همگی از جان ودل خواسته های او را اجابت می کردند .
لازم و به رغم علاقه زياد به درس مجبور به ترک تحصيل شد . در سال 1351 مشغول کسب و کار شد و به همراه يکی از دوستانش به کار سيم گشی ساختمان پرداخت . در شهريور سال 1353 خود را برای انجام به خدمت سربازی معرفی کرد . دوره آموزشی را در اروميه گذراند و بعد به مشهد مقدس و سپس به چهل دختر اعزام شد . در طول خدمت سربازی دست از فعاليت های سازنده اش بر نداشت . در سال 1355 پس از اتمام دوره خدمت سربازی دوباره مشغول کسب و کار در آهنگری شد . در کار بسيار جد وکوشا بود و همشه داوطلب برای انجام کارهای سخت و دشوار بود . به موازات انجام کارهای روزمره به فعاليت های انقلابی نيز می پرداخت در اين زمان پيامها و نامه های حضرت امام (ره) را دريافت و به ديگران منتقل می کرد .
در 21 بهمن ماه سال 1357 به هنگام تسخير يکی از پادگان های تهران از ناحيه پای راست مورد اصابت گلوله قرار گرفت و مجروح شد . مدت زيادی را در بستر نگذراند و به رغم توصيه اطرافيان برای استراحت ، دوباره به صفوف مردم انقلابی پيوست . پس از پيروزی انقلاب اسلامی هم زمان با تشکيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جمع پاسداران سبز پوش انقلاب در سپاه کرج پوست و به حق می توان او را از بنيان گزاران بسيج و سپاه در کرج دانست . وی همراه يک گروه سی نفره راهی کردستان و سنندج شد . مأموريت کردستان سه ماه به طول انجاميد .
طرح و برنامه ريزی که در سمت فرمانده عمليات سپاه ((تکاپ)) انجام داد نقش مهمی در سرکوبی گروه های ضد انقلاب منطقه داشت . وی در سال 1358 مراسم ازدواج ساده ای برگزار کرد و جشن عروسی تبديل به يک سفر 15 روزه به مشهد مقدس شد. بلافاصله بعد از سفر بار ديگر خانه را برای انجام مأموريت ترک کرد در سال 1359 با آغاز جنگ تحميلی ، ضمن به عهده گرفتن فرماندهی تعدادی از بسيجيان کرج در 20 مهر سال 1359 راهی جبهه آبادان و ايستگاه فياضيه شد .
تنها فرزندش در سال 1359 به دنيا آمد ولی از ديدار فرزندش به دليل ماندن در جبهه محروم ماند . از جمله مسئوليت های شهيد کلهر عبارت است از : معاونت تيپ المهدی در عمليات فتح المبين ، جانشين تيپ سلمان و فرمانده محور گيلان غرب در سال 1360 ، معاونت لشگر 27 حضرت رسول (ص) در عمليات والفجر مقدماتی ، معاونت تيپ نبی اکرم (ص) و قائم مقام لشگر 10 سيد الشهداء در عمليات کربلا ی5  مهمترين مجروحيت او در عمليات والفجر 8 در جزيره ام الرصاص اتفاق افتاد که منجر به از کار افتادن ک دست و کليه اش شد . هنوز بهبودی کامل خود را بدست نياورده بود که به جبهه برگشت و اين برای تمام نيروها و رزمنئگان قوت قلب و آرامش بود .روحه شب زنده داری وتعبد نشانه عشق والای او به ذات کبريای بود ، حالاتی که در عزاداری ائمه معصومين در او نمود پيدا کرد ارادت و مودت خالصانه او را به اهل بيت (ع) می رساند. سر انجام در عمليات کربلای 5 هنگام بازگشت به قرارگاه ماشين حامل وی مورد اصابت گلوله تانک دشمن قرار می گيرد و به شدت مجروح می شود و ضمن انتقال به بيمارستان در حالی که تعدادی از نيروهای همراهش او را در آغوشش گرفته بودند و می گريستند ، به ياران آسمانيش ملحق شد .
پيکر مطهرش بنا به وصيت خود او ، در امام زاده محمد کرج ، کنار دوستان شهيدش به خاک سپرده شد .
خداوند درجاتش را متعالی و ما را لايق شفاعتش بگرداند .

 
وصيت نامه شهيديدا...کلهر :
 بسم ا... الرحمن ارحيم
من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقتنی و من عشقتنی عشقته و من عشقته قتلتله و من قتلته فا انا دييه.
با سلام و درود بر محمد (ص) و اما زمان(عج) و نايب بر حقش امام خمينی رهبر
بزرگ تمامی مسلمين و مستضعفين جهان رهبری که تمامی ما را از منجلاب خواری
و ذلت بيرون کشيده و به راه راست هدايتمان کرد و نوری شد در تاريکی راه که بتوانيم حرکت خودمان را از تمامی راههای انحرافی باز داريم و در راه مستقيم که همان ا... می باشد حرکت خود را ادامه دهيم و با اين راهنمايي امام عزيزمان بود که راه خود را پيدا و انتخاب کردم تا بتوانم جبران زمان جاهليت خود را بکنم .
خدايا شاهد باش که از تمامی مظاهر مادی دنيا بريدم تا بيشتر به تو تزديک شوم و به تو بپيوندم .
خدايا شاهد باش به عشق تو در مسير تو حرکت کردم و اينک فقط پيوستن به تو را انتظار دارم .
خدايا من خواهان شهادتم نه به اين معنی که از زندگی کردن در اين دنيا خسته شده ام و يا خواسته باشم خود را از دست اين سختيها و نابسمانيهای دنيوی خلاص سازم ، بلکه ميخواهم برای گناهان زيادی را که انجام داده ام ، ای بهتر از همه دوستها و يارها مرا درياب .
ای معشوقم مرا نزد خويش بخوان ، من انسانی گنهکار و روسياه هستم . مرا فراخوان که ديگر نمی توانم صبر کنم و صبرم به پايان رسيده است . و چه سخت و ناگوار است بين دوستان صميمی جدايي می افتد و چه سخت است که آن زمان که يک رهرو به مقصدش برسد و ديگری مثل من به مقصد خويش نرسد .
بار الها خودت اين سختيها را از دوش من بردار.
پدر عزيزم مرا ببخش که فرزند خوبی برايت نبودم و از من راضی باش تا خداهم از من خشنود گردد و مرا بيامرزد .و اميدوارم بتوانم با تقديم خون ناچيز و جسم ضعيف خود به اسلام و قرآن ، رضايت خدا و شما را فراهم کنم ، صبور باش و مبادا بی صبری و گريه کنی .
و تو مادر مهربانم در شهادتم گريه نکن افتخار کن و شجاع باش و به ديگر مادران
شهداء بيشتر سر بزن و به آنها دلداری بده و اگر خواستی گريه کنی بر سيد الشهداء حسين بن علی (ع) گريه کن نه بر من .
همسر خوبم می دانم که همسر خوبی برايت نبودم و از روز اول ازدواج زمان زيادی پيش شما نتوانستم بمانم و حتی شايد بگويم هنوز نتوانستيم درست همديگر را بشناسيم ، به حر حال شما مرا حلال کن و اميدوارم بتوانی در مقابل تمام سختيها چون کوهی استوار و مقاوم باشی . و استاد خوبی باشی برای تنها دخترم که هنوز هم پدر خود را به خوبی نمي شناسد. دخترم را وری بزرگ و تربيت کن که در آينده زنی مسلمان ، متعهد و لايق برای اسلام و جامعه اسلامی باشد .
برادر عزيزم مرا ببخش که برادر خوب و لايقی برايت نبودم وباعث سرافکندگی تو بودم ، ولی مرا حلال کن و اميدوارم هميشه در راه رسيدن بهاهداف اسلام و قرآن موفق باشی.
و شما خواهران مهربانم زينب گونه باشيد و مانند زينب (س) پيام شهداء و برادر کوچک خود را به همه جا برسانيد و مبادا گريه کنيد که دشمن از اين گريه کردن ها خوشحال خواهد شد و حجاب اسلامی داشته باشيد و آن را  به همه گوش زد کنيد .
و اما پيامی به تمام دوستان برادران و آشنايان ، روی مسائل اسلامی بيشتر تکيه کنيد و هميشه در فکر رشد ديگران و خود باشيد و سعی همگی بر اين باشد که بيشتر به ياد خدا باشيم و رابطه خودمان را با او
نزديکتر کنيد و دوستيهای اين دنيا مبادا موجب
غفلتمان گردد و در صف غافلين قرار بگيريم  و هميشه سعی کنيم نفس خود را تحت فشار قرار دهيم و خومان را با سختيهای جامعه وفق دهيم . و پيش از
پيش به فکر اغراد سطح پايين جامعه باشيم و به آنها بيشتر کمک کنيم و هميشه در خط امام که همان خط قرآن است حرکت کنيم و خارج نشويم و هميشه پشتيبان امام
عزيزمان باشيم . در آخر از تمام برادران و آشنايان برايم حلاليت بطلبيد تا گناهانم کمتر شود .
ضمنا مرا در امام زاده محمد کرج دفن نماييد .

التماس دعا
يدا... کلهر 18/1/62

زندگينامه شهيد قريشی :

در سال 1339 نوزادی پاک در يک خانواده مذهبی متولد شد نامش را سيد علی اصغر گذاشتند شايد پدر می دانست که روزی بدن فرزندش چون علی اصغر (ع) آماج تير دشمنان اسلام قرار خواهد گرفت و چه نام نيکی بر فرزند گذاشت . پدر فقر مادی داشت اما خدا او را غرق در ثروت الهی کرد ، و از فرزندان پاک ، فراوان به او عطا کرد او نيز ثروتش را در راه خدا انفاق کرد . وی تنها شهيد خانواده بود که توانست علی رغم مشکلات ، دوران دبستان و دبيرستان را با موفقيت به پايان برساند و همچنين فوق ديپلم تربيت معلم را اخذ نمايد . او در آموزش و پرورش به کار اشتغال داشت پيش از انقلاب نقش بسزايي در پيروزی انقلاب ايفا کرده بود ، در جريان انقلاب يکبار دستگير شد .
با شروع جنگ تحميلی به جبهه شتافت و در عمليات کربلای 1 و در عمليات کربلای 5 شرکت داشت که در عمليات کربلای 5 شربت شهادت را نوشيد . 

وصيت نامه شهيد سيدعلی اصغر قريشی :
بسم ا.. الرحمن الرحيم
خدايي که مرگ و زندگی را آفريد تا شما بندگان را بيازمايد تا کدام نيکوکار تر و خلوص اعمالش بيشتر است .
حمد و سپاس خداوندی را که ما را از گمراهی و ضلالت نجات بخشيد و نور هدايت را چراغ راهمان قرار داد . درود و سلام خداوند بر بالا ترين معلم اخلاق و تربيت حضرت محمد (ص) ابن عبدا... و گرامي ترين معلم صبر و استقامت حضرت علی (ع) و معلم شهادت حضرت امام حسين (ع) و سلام و صلوات بر خاندان عصمت و طهارت مخصوصا امام زمان (ع) و نايب بر حقش امام خمينی (ره) و درود بر ارواح طيبه شهداء اسلام و مسلمين در کليه سنگرهای انقلاب اسلامی .
   (( اشهد ان لااله الا ا.. و اشهد ان محمد رسول ا... و اشهد ان مولانا امير المومنين علی ولی ا..))
خاصتم بعد از مرگ چند کلام و درد و دلی با پدر و مادر و همسر و فرزند و برادرم و خواهرم و اقوام و دوستان و آشنايان خود داشته باشم چرا که مرگ خود را نزديک می بينم ، گويي دو سه ماه ديگر به سراغم خواهد آمد و اميدوارم که موفق شوم من به سراغش بروم قبل از اينکه او به سراغم بيايد .
کلام اول : به پدر  مادر و همسرم ، که هميشه خود را مديون شما می دانستم و تا لحظه آخر نتوانستم کاری برای شما انجام دهم اگر من در هر وضعيتی از دنيا رفتم در بستر بيماری ، در تصادف و اگر سعادت داشتم در جبهه و يا هر طريق ديگر، به آن فکر نکنيد ان شاء ا... خداوند مرا آمرزيده از دنيا برده باشد ولی به لحاظ اينکه شهادت را تنها وسيله نجات خود از عذاب آخرت می دانم تنها آرزيم اين است که شهيد از دنيا بروم . آخر بار گناهان من آن قدر سنگين است که اگر صدها سال زنده باشم و عبادت کنم و توفيق خدمت به اسلام را پيدا کنم تازه دينم را به انقلاب اسلامی ادا کرده ام که مرا از ادامه تباهی نجاتم بخشيد و جبران گناهان گذشته ام را نخواهد کرد .
با توجه به اين حديث که رسول اکرم (ص) فرمودند: شهد با اولين قطره خونی که از بدنش ريخته می شود تمام گناهانش آمرزيده می شود ، راهی برای آمرزش گناهانم به جز راه شهادت نميابم و از پدرو مادر و همسرم می خواهم که مبادا در برابر اين موهبت الهی که اگر نصيبم شد ناسپاسی کنيد . پدرم مگر شما نمی گوييد کاش من به جای حسين ابن علی (ع) داغ از دست دادن فرزندان خود را تحمل  ميکردم . ای مادر مگر شما نمي گوييد ای کاش بجای زينب (س) عزيزانم به شهادت می رسيدند و من بجاي او سوار بر اشتر عريان به اسارت می رفتم ، حال مگر خمينی فرزند حسين (ع) نيست مگر جبهه های ما کربلا نيست مگر ابر قدرتها همچو يزيد دستور قتل و عام مسلمانان را نمی دهد مگر اينان همچون مزدوران يزيد خيمه ها و خانه های مسلمين را بر آتش نمي کشند مگر غرزندان خردسال ما از رقيه عزيزتر هستند مگر جوانان ما از جوانان حسين (ع) عزيزتر هستند . آری دوباره کربلا فرا رسيده است و تا ظهور امام زمان (عج) هم ادامه خواهد داشت و اکر عزيزان شما به شهدات رسيدند بگوييد که اگر به جبهه نمی رفتند يا در راه خدمت به اسلام و مملکت نبودند زنده و در کنار همسر وفرزندان خود بودند چرا که قرآن کريم در سوره آل عمران آيه156 می فرمايد :
(( ای کسانيکه ايمان آورده ايد ، مباشيد مانند آنان که کافر شدند و گفتند اگر برادران و خويشان ما به سفر نرفته بودند و يا در جنگ حاضر نمی شدند به چنگ مرگ مي افتادند  حسرت اين آرزوهای باطل را خدا در دلهايشان خواهد کرد و خداست که زنده می گرداند و می داند ( به هر وقت و به هر سبب که می خواهد ) و به هرچه کنيد آگاه است و اگر در راه خداوند کشته شويد و يا بميريد در آن هنگام به آمرزش و رحمت خدا ناءل شويد و آن بهتر از هر چيز است که در حيات دنيا برای خود فراهم توانيد کرد )) بلی مردن در بستر و شهادت هر دو مرگ است و زمان آنهم ، برای بالا و پايين ندارد فرق اين دو فقط در انتخاب است که در شهادت ، انسانی به استقبال مرگ می رود ولی در مردن ،   در بستر ، مرگ به سراغ انسان می رود .
ماردم و همسرم ، زينب (س) بعد از  از دست دادن عزيزانش چه اسارتها را که تحمل نکرد چه سرزنش هايي که نشنيده ولی الان که بعد از شهادت عزيزانتان شما را سوار بر اشتران به اسارت نمی برند الان که بعد از شهادت پدر فرزندان خردسال همچون رقيه در گوشه خرابه شکايت از زخم پا و تازيانه با سر بابا       نمی کند پس بدانيد که اگر مردن و شهادت عزيزانتان را تحمل کنيد در مقابل صبر زينب (س) هيچ کاری نکرده ايد و نگوييد مگر ما زينب می شويم . اگر زينب را الگوی خود قرار داده ايد بايد بکوشيد و شما ای همسرم برای تربيت عليرضا از هيچ کوششی دريغ نکن چون او بايد پاسدار خون شهداء باشد ان شاء ا... .
کلام دوم : به برادران و دوستان و آشنايان و هم محلی های عزيزم ، اگر در خدمت به اسلام هستيد که خداوند شما را در راه نصرت اسلام ياری نمايد و اگر هر کدام از شما که (شايد يک نفر هم نباشيد ) يک مقدار غفلت داريد به خود آييد ببينيد چه چيز شما را از خدا و پيغمبر و امام و انقلاب دور کرده است.  نکند جزء کسانی باشيم که بعد از مردن بگوييم  روزه بگيرم تا غيبت نکنم ، تا خمس بدهم ، تا انفاق کنم تا جهاد کنم و خدا هم در جواب بگويد : بچش طعم عذاب جهنم را که اگر برگردی باز همان خواهی بود که قرآن در اين باره می فرمايد : تا آنکه عذاب خدا را به چشم مشاهده کند گويد ای فرياد ،کاش بار ديگر به دنيا با می گشتم تا به طاعت حق پرداخته و از نيکوکاران می شوم و اين عذاب را نمی ديدم پس به خود آييد و کلام خدا و رسول ا... و امام حسين (ع) و امام زمان (عج) به جان ودل بشنويد و عمل کنيد  چون اگر کسی الان مطيع امام نباشد ، اگر الان کسی نباشد که توجه به جبهه نکند در زمان ظهور امام زمان هم در مقابل امام زمان هم خواهد ايستاد چون زمان ظهور امام زمان (عج)  که با خود آسايش و تن پروری نمی آورد.  اگر صاحب امر بيايد اول کسی که فرار می کند تو هستی که الان به جبهه نمی روی ، اگر کسی مطيع امام نباشد در زمان امام حسين هم اگر می بود جزء کسانی بودکه پشت به اصحاب امام حسين (ع) می نمود . من از همين جا از فرصت استفاده می کنم و يک جمله به هم محلی های عزيز در رابطه با شبيه خوانی عرض می کنم شايد زمانی رعايت شئونات (که البته در هيچ شبيه خوانی رعايت نشده) بد نبود ولی الان که تمام زمين های ما در کربلاست الان که فرزند حسين (ع) يار و ياور می خواهد الان که هر کوچه و محله و روستای ما علی اکبرها و قاسم ها و عباس های حسين را دارد ديگر شبيه خوانی برای امام برای چيست .
اگر واقعا عاشق اباعبد ا... هستيد بياييد زوارکربلا شويد و زوار کربلا هم اکنون در جبهه مشغول نبرد است تا ان شاء ا... راه کربلای حسينی را باز نمايد . ای شما چند نفری که سنگ شبيه خونی را به سينه می زنيد اگر واقعا حسينی هستيد بياييد و در رکاب امام امت جهاد کنيد اين بازيهای زمان جاهليت را فراموش کنيد چرا برای اين طور مسائل دل امام زمان را به درد می آوريد چرا برای خاطر هوای نفسانی خود دل امام حسين (ع) را به درد می آوريد ؟ چرا به خاطر اين بازيهای کودکانه دل امام را به درد می آوريد ؟
الان که مشغول نوشتن وصيت نامه ای هستم از بعضی افراد فريب يکی
دو نفر از افراد سودجو و ضد انقلاب را خورده اند و اينطور در مقابل ايستاده اند ، دلم خون است آخر مگر شما مسلمان نيستيد و يا لااقل ادعای مسلمانی داريد از اين اختلاف اندازها دست برداريد . من مطمئن هستم و اگر اين کار را نکنيد مردم شريف برغان بزودی چهره منافقان شما را خواهند شناخت و همانطور که منافق  اعظم  بنی صدر را مفتضحانه از مملکت بيرون کردند شما را هم از روستای برغان بيرون خواهند کرد .
مردم برغان مسلمان و عاشق انقلاب هستند شايد شما از صداقت مردم سوء استفاده کنيد و با دروغ گويي ها و دوز و کلک چهره واقعی خود را چند روزی پنهان نگه
داريد ولی بدانيد که آفتاب هميشه پشت ابر باقی نخواهد ماند و مردم عزيز برغان
شما ، مکندگان خون اين مردم خواهند شناخت ولی در اينجا از افرادی که آلت
دست اين دو سه نفرند می خواهم از حمايت آنها دست بردارند  آخر مگر شما آنها را نمی شناسيد . می دانم نمی شناسيد پس چرا خود را اين گونه در دامی که آنها ايجاد کرده اند فروبرده ايد ، زمانی فرا می رسد که زمستان می رود و رو سياهی آنها برای شما باقی خواهد ماند . آنها می توانند با همين روز کلک وار شدند خود را از مهلکه خارج کنند فقط شما هستيد که آن موقع برای بازگشتگان خيلی دير شده است .
صحبتی هم با نوجوانان حزب ا... دارم و آن اينکه خود سازی را پيشه کنند و دستورات اسلام را فراگيريد و به آنها عمل کنيد نمازهايتان را در مسجد اقامه کنيد و از کارهای حرام و مکروه پرهيز نماييد . اين سوغات استکبار که مقدمه بسياری از گناهان مخصوصا برای نوجوانان است ار حتما ترک نماييد کلاسهای اخلاق و احکام تشکيل و در آن کلاس ها فعالانه شرکت نماييد با هم وحدت داشته باشيد و گفته های آنان را هميشه راه خود قرار دهيد . دعای کميل را به دقت بخوانيد و به معنای آن توجه کنيد با مردم بسيار رئوف باشيد و به خاطر مسائل شخصی و بعضی از خطاهای کوچک آنها را طرد نکنيد .
به جای آنکه به عيب ديگران بپردازيد عيوب خود را برطرف کنيد و به منازل افراد محل مخصوصا افراد ضعيف برويد و با آنان رفت و آمد خانوادگی داشته باشيد و همچون علی (ع) در رفع مشکلات آنان بنماييد . اگر با همديگر اختلاف پيدا کرديد و يا در بينتان اختلافی ايجاد شد از هم عذر خواهی کنيد تا ريشه اختلاف وسيع نشود به افراد محل و ديگران از کوچک و بزرگ سلام نماييد . وضع ظاهری خود را برازنده يک فرد مسلمان بنماييد . سعی کنيد از همين الان از شوخی های زننده پرهيز نماييد ، مردم را قلبا دوست داشته باشيد و خيرخواه آنان باشيد . انشاء ا... کليه
 روستاها و خصوصا روستای ساوجبلاغ چنين باشد .سفارشی هم به کليه عزيزان برغان دارم اگر خلافی از من مشاهده نموديد به من بگوييد و يا اگر نسبت به شما بدی کرده ام و يا پشت سر شما غيبت کرده ام حلالم کنيد که تمام اينها حق الناس است و خداوند حق الناس را نمی بخشد ، حساب حق الناس را بايد در دنيا تسويه کرد . از دوستان قديمی که زمانی با هم همدرسی بوديم از همکارانم در آموزش و پرورش حلاليـت می طلبم و اميدوارم که همگی آنها دوستدار فداکار انقلاب باشند .کلام سوم به مردم ايران : در مقابل مشکلات جامعه صبر و تحمل پيشه کنيد به خاطر کمبود گوشت و تخم مرغ و آهن و سيمان و اينطور چيزها نق نزنيد که البته چنين کاری را نخواهيد کرد در صدر اسلام همين مقاومت مسلمانان باعث گسترش اسلام در سراسر عالم شد . آنها در شعب ابی طالب که آغاز شکل گيری اسلام بود ، حتی غذای روزانه به اندازه يک خرما در روز را هم نداشتند چه فرزندان کوچکی در آنجا از گرسنگی و تشنگی دار الفانی را وداع گفتند و اگر اينگونه مقاومتها صلاح نبود رسول اکرم (ص) دستور می دادند که مقاومت نکنند ولی آنها عزت اسلام را به هر چيز ترجيح دادند که از اين نمونه ها در تاريخ اسلام فراوان وجود دارد.
مردم مسلمان ايران نيز همان راه مسلمانان صدر اسلام را پی گرفته اند ولی آن افراد اندکی که هنوز متوجه نشده اند به خودآيند ، در صفحه ههای مختلف انقلاب که اصلی ترين آنها جنگ است حضور يابند .
انقلاب راه خود را می رود و جنگ هم به پيروزی خود خواهد رسيد حال شما افراد راحت طلب چه به جبهه برويد و چه نرويد ، شما و برادران شما که الان  خردسال هستند و واقعيت جنگ را فراگرفته و اگر از شما سوال کنند آن زمانيکه در ايران جنگ بود و اين همه جوانها و نوجوانها در راه اسلام به شهادت رسيدند شما چه کرده ايد ؟ چه جوابی داريد ؟ می توانيد بگوييد  قدرت بدنی نداشتم که خاطره کودک 12 ساله را برايت باز گو خواهد کرد ، که او خاطره پير مردهای جبهه رفته ما را برايت خواهد گفت . پدر ، اکثر آنهايي که در جنگ به شهادت رسيدند زن و بچه داشتند ، پدر و مادر پير داشته اند همسران و پدر و مادر آنها نياز به سرپرستی آنها را داشتند. پس عزيز  من از همين الان فکری برای خودت کن که اين تازه مسئله اين است که حساب آخرت بسيار سنگين تر و سوالاتی بسيار پيچيده تر از اين سوالات است . بله عزيزان ، جبهه به ما نياز ندارد ما به جبهه نياز داريم .
صحبتی با دانش آموزان : ای دانش آموزان ، ای دانش آموزان رزمنده ، فرزندان معظم شهداء و دانش آموزان مسلمان حزب ا... به تحصيلات خود تا سطح بالا ادامه دهيد که فردای انقلاب نيازمند شماست .
کلام آخر به مردم مسلمان کردستان که خوشحالم از اينکه 5 سال در کنارشان زندگی کرده ام . ملت مسلمان کردستان شما قبل از اينکه کرد باشيد مسلمان هستيد و مگذاريد که يک عده دين فروش که دستشان را در دست اجانب ملحد و جنايت کار گذاشته اند تحت عنوان شعرهای زيبنده چهره شما را در تايخ انقلاب اسلامی وارونه جلوه می دهند شما مسلمان هستيد و دست های خود را در دستهای گرم امام گذاشته و تجديد بيعت نماييد که قلب رسول ا.. از اين عمل شما خشنود خواهد شد و بدانيد که کرد فروش آن مزدور بيگانه است که قصد دارد ايران و کردستان را پناهگاه امريکا و شوروی نمايد .
عاشقانی که برای استقلال و آزادی مملکت اسلامی خود زحمت می کشند در پايان اين نکته را فراموش نکنند ، که اوامر و دستورات امام امت و ياران امام را  سر لوحه کارهای خود قرار دهند . به اسلام جاناَ و مالاَ کمک کنيد و فرزندان خود را به جبهه بفرستيد ، خودتان هم به جبهه برويد و دعا به جان امام را فراموش نکنيد .
والسلام علی من التبع الهدی
19 / 3 / 65  مصادف با عيد فطر که انشاء ا... عيدی
اين عيد را خداوند براب من شهادت در راه خودش قرار دهد .
سيد علی اصغر قريشی

زندگی نامه شهيد هدايت ا... ملک زاده :

شهيد هدايت ا... ملک زاده در سال 1343 در روستای بنادکوک ديزه از توابع شهرستان يزد به دنيا آمد هدايت ا... ملک زاده (ملکي) دوران کودکی را با فراگيري و آموزش قرآن و حفظ آيات کريمه و سور مبارکه آن  و عقيل علوم اسلامی در محضر جد بزرگوارش مرحوم حاج حاج شيخ مصطفی  سپری کرد و در سن 14 سالگی نام خود را در دفتر شاگردان امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق(ع) ثبت نمود وجهت ادامه تحصيل وارد حوزه علميه  يزدشد و از محضر اساتيد بزرگواری از جمله شهيد محراب آيت ا... صدوقی جان تشنه اش را سيراب کرد . سپس رهسپار شيراز شد و در مدرسه علميه خان مستقر شد و حدود هفت سال در حوزه علميه شيراز از وجود اساتيد گرامی از جمله آيت ا... حائری شيرازی کسب فيض نمود و سپس بنا به دعوت اهالی متدين حصارک کرج در سال 1350 جهت انجام رسالت خويش در نشر علوم و معارف اسلامی هجرت خود را آغاز کرد و به شهرستان کرج مهاجرت کرد و امام جماعت مسجد صاحب الزمان را بر عهده گرفت و در محضر آيت ا... سيد حسن مدرسی بهره گرفت . شهيد ملک زاده در سن 25 سالگی با يک خانواده مذهبی وصلت نمود که نتيجه اين وصلت سه دختر و دو پسر بود که در تريت آنها بسيار کوشابود.
حجت الاسلام ملک زاده در سالهای اختناق رژيم شاهنشاهی جهت بيداری نسل جوان  با تشکيل جلسات و کلاس های مختلف در زمينه های  قرآنی و اعتقادی و داير نمودن کتابخانه مسجد و تشکيل انجمن اسلامی جوانان جهت سازماندهی برنامه های اعتقادی و مبارزاتی وظيفه می نمود و همين امر موجب شد بارها مزدوران رژيم شاه ايشان را دستگير و بازداشت کنند و نهايتا ايشان ممنوع المنبر شد ولی او همچنان در انجام وظيفه و ادای تکليف الهی ثابت و استوار بر عليه نظام شاهی بود تا آنجا که دوران انقلاب شکوهمند اسلامی مسجد صاحب الزمان  (خيابان المهدی) حصارک مر کز مبارزه عليه نظام و رژم شاه بود . از جمله مسئوليـت های ملک  زاده پس از پيروزی انقلاب اسلامی:
1ـ سرپرست کميته انقلاب اسلامی     
2ـ مسئول عقيدتی و سياسی زندان قزل العصار    
3ـ دبير حزب جمهوری اسلامی کرج
4ـ مسئول برگزاری ستاد نماز جمعه
5ـ مدير حوزه علميه کرج
6ـ امام جمعه موقت کرج
علاوه بر مسئوليت های فوق الذکر بسيج منطقه حصارک را پی ريزی کرد، و ستاد مقاومت ناحيه 13 بسيج را پايه ريزی نمود و ساختمان ستاد ناحيه 13را با کمک مردم بنا نهاد که به عنوان يادگار شهيد باقی مانده است.
از ديگر فعاليت های او تجديد بنای ساختمان مسجد صاحب الزمان که شهيد ملک زاده همانند ساير کارگران و دست اندرکاران با عشق وصف  ناپذيری در احداث خانه خدا و محل نزول ملائکه از ديگر خلاقيت های آن شهيد بزرگوار بر پای سنت حسنه اقامه نماز عيد سعيد فطر در جوار پاک شهيدان امام زاده محمد بود.
از خصلت های بارز شهيد هدايت ا... ملک زاده عشق به مردم و جوانان بود تا آنجا که جوانان متدين و انقلابی از راههای دور و نزديک جهت اقمه نماز و فعاليت های مذهبی و اجتمايی به مسجد ايشان مراجعه می کردند .
به دليل حضور جوانان در مسجد صاحب الزمان اولين هسته بسيج منطقه در مسجد مزبور شکل گرفت که امام جماعت شهيد مسجد خود لباس بسيجی به تن مي کرد و شبها با بسيجيان تا صبح هم نوا می شد و به گشت زنی و پاس شبانه مشغول بود و به اقتدا به مولايش حضرت امام خمينی (ره) به بسيجی بودن خود افتخار ميکرد و در همين راستا بيشترين نيرو های اعزامی به جبهه از منطقه حصارک، بسيجيان مسجد ايشان بود که در کارنامه درخشان منطقه حصارک نام نورانی 72 شهيد که عدد شهدای کربلا نور افشانی می کند . همچنين بيشتر جوانانی که از منطقه حصارک کرج جذب نهادين انقلاب اسلامی ( سپاه ، جهاد سازندگی ، ...... ) و حوزه های علميه قم وکرج شدند از افرادی بودند که تحت تعليم و تربيت شهيد ملک زاده بودند . شهيد  ملک زاده در موارد متعدد توصيه کرده بود او را پس از فوز عظيم شهادت با لباس مقدس بسيجی به خاک بسپارند ،که به فضل الهی به وصيش عمل شد. وقتی در عمليات کربلای 1 (آزاد سازی شهر مهران ) به فيض شهادت نائل شد پس از تشييع با شکوه  آن روحانی وارسته را با لباس خونين بسيجی در کنار ديگر شهدای گلگون کفن شهر شهيد پرور کرج (امام زاده محمد ) به خاک سپردند .
 بعد از شهادت شهيد هدايت ا... ملک زاده او را سيد الشهدای کرج ناميدند و لقب بهشتی مظلوم شهر به او تعلق گرفت ، چرا که حيات وزندگی او در کرج به منزله بهشتی در ايران بود و شهادت او نيز متقارن با سالگرد شهادت مظلومانه شهدای هفتم تير بود .

وصيت نامه شهيدملک زاده :
بسم الله الرحمن الرحيم

( کل نفس ذائقة الموت ) :هر صاحب حياتی روز ی طعم مرگ را خواهد چشيد پس چه بهتر  مردن را نوع بهترش انتخاب کنند وآن نوعی است که حسين (ع)  انتخاب کرد وفرمود: (ان کان دين محمد لم يستقم الا بقتلی فيا سيوف خذينی ) اگر دين جدم برقرار نمی ماند مگر به کشته شدن من پس ای شمشيرها مرا در برگيريد امروز که انقلاب اسلامی به ثمر پيروزی نشته و حسين زمان رهبر کبير انقلاب بر يزيدان غالب شده است استکبار جهانی منافع خود را در خطر ديده است دست به توطئه زده است و قصد از ميان برداشتن اسلام و شکست انقلاب را نموده است ، اما چون اراده خداوند بر آن است که مظلومين و محرومين عالم بر کفر جهانی غالب کند اما بدست بندگان متدين و معتقد ، لذا می بينيم که ايثارگران بابذل جان و مال خود چون کوهی استوار و محکم ايستاده اند. لذا اين بنده عاصی و محتاج خداوند هم خواستند در کنار اين عزيزان رزمنده کسب فيض کنم و توفيق حضور در جبهه نصيبم شد گر چه در مقابل شور و شوق اين رزمندگان احساس ضعف
و حقارت می کنم لکن اميد است همين اندازه که در کنار صف اين عزيزان هستم گوشه ای از عنايت خداوند شامل حالم شود و خداوند گناهانم را ببخشد و به مصداق:(( ومن يخرج من بيته مهاجراَ الی الله و  رسوله ثم يدر که الموت فقدوقع اجره علی الله)) پاداشی از جانب خداوند نصيبم گردد و آمرزش غفران حق شامل حالم شود و با نشستن گرد و غبار خاک صحنه نبرد مجاهدان بر پيکرم بپاشد و به همين خاطر خدا گناهانم را بيامرزد گرچه اميد است که در جمع شهيدان باشم.
اما اگر چنين توفيقی را پيدا کردم از پدر و مادرم ميخواهم که صبر پيشه بکنند ، و کاری که پدران و مادران شهداء می کنند بکنند ، از همسر و فرزندانم ميخواهم که پيرو خط رهبری باشند و هميشه نصايح امام را که در مورد باز ماندگان شهداء دارند گوش فرا دهند، از برادران و خواهرانم ميخواهم راه انقلاب را هرگز فراموش نکنند از امت اسلام ميخواهم هميشه هميشه حضور خودشان را در صحنه انقلاب حفظ کنند ، نماز جمعه  و نماز جماعت را اهميت بدهند و بدانند با حضورشان در جمعه و
جماعت پشت دشمن را ميکشند و گوش به افراد نفاق افکن که دانسته يا ندانسته موجبات تفرقه و دلسرد کردن مردم را از ائمه جمعه و روحانيت را فراهم مي کنند ندهند .و بدانند که اين گونه سخنها آب به آسياب دشمن است خدايا تو ميدانی که هرگز من راضی نبودم و نشدم که به روحانيت توهين بشود و از آنانی که در صدد توهين بودند دلگير بودم. ای امت اسلام ، ای قهرمان ، ای مردمشهيد پرور از من عاصی به شما وصيت امام را دعا کنيد و گوش به رهنمود های رهبر کبير انقلاب و حضرت آيت ا... خامنه ای  فقيه عاليقدر گوش فرا دهيد که خير و سلامت در آن می باشد.
 اين چند جمله در روز 7/4/65 در جبهه حق عليه باطل بعنوان وصيت از اين بنده عاصی و گنهکار خداوند نوشته شد .
اميد است دين خودم را به انقلاب و به اسلام ادا کرده باشم.
التماس دعا هدايت ا... ملکی بنادکوکی معروف به ملک زاده.
خدايا تا انقلاب مهدی خمينی را نگهدار از عمر با بکاه بر عمر رهبر افزا.
هدايت ا.. ملک زاده

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه