بررسی مفهوم و اصول مدیریت آموزشی

بررسی مفهوم و اصول مدیریت آموزشی
بررسی مفهوم و اصول مدیریت آموزشی
90,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 110 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

  مفهوم مديريت آموزشي  واصول آن
درارتباط  با مفهوم كلي  مديريت آموزشي  مي توان به برخي  تعاريف اشاره شده  در منابع علمي  اشاره نمود ،  براين اساس  مديريت آموزشي عبارتست از :
•    فرايندي  كه كليه  فعاليتهاي  افراد همكار درسازمانهاي  آموزشي و پرورشي  را در راستاي  نيل به اهداف  تعليم وتربيت  متناسب  وهماهنگ  نموده وبا برخورداري  مناسب از امكانات  فيزيكي  ومنابع انساني  بستر تحقق موارد  مطروحه  را ايجاد نمايد .
•    ياري  وكمك رساني  به روند اجرايي  آموزش ونظارت  بر آن ( رهبري  آموزشي ) .
•    ايجاد  زمينه وفراهم  ساختن تجهيزات  وامكانات  جهت بروز  استعدادهاي  دانش آموزان  ( كار آموزان )  تحكيم بخشيدن  به روابط انساني  گروهي واتخاذ  روش و تعيين خط مشي  اصولي در كليه  امور ، براي بارور ساختن  اهداف تربيتي .
آنچه مسلم است  ، قابليتهاي  شغلي وارتقاء  مهارت مورد  نياز آن ، بستگي قابل توجهي  به كيفيت محصول  آموزشي دارد  واصولا مديريت  آموزشي به ويژه آموزش  فني وحرفه اي ،حائز اهميت  ويژه اي  مي باشد .  بنابراين ، هر چند اصول  ومفاهيم  بسياري در مديريت  آموزشي از ساير مديريتها  گرفته شده ،  ولي اركان اين مديريت از چنان اهميتي  برخوردار است  كه مي توان براي رشد ساير مديريتها  نيز از آن استفاده  نمود .
درواقع ،  اهداف كلان  آموزشي  بر آورنده  نيازهاي اجتماعي ، اقتصادي و وضعيت وجودي  افرادمي باشد  كه مديريت آموزشي ، دراين مقوله جايگاه  ويژه اي دارد .
- مديريت  آموزشي  و برآورد  نيازهاي اجتماعي
اصولاً ، جامعه اي را مي توان پويا ، سالم ودر حال رشد  تلقي نمود  كه ابعاد  محوري  ( مطروحه ) آن تحقق يابد .
در واقع ، يكي از ابعاد  محوري مورد بحث  در اين قسمت ، خواسته ها  وهنجارهاي  اجتماعي مي باشد . برخي پارامترهاي  مهم نياز اجتماعي  جوامع شامل  فرهنگ ،  سنت ، ارزشهاي ديني ،  بومي وملي بوده است  وچگونگي  آموزش افراد جهت  حفظ و رعايت اين موارد در اجتماع  اهميت ويژه اي دارد . بنابراين  ، بايستي  برنامه ريزان كلان جوامع  به نقش مديريت  آموزشي  در ابعاد مختلف  آن توجه داشته باشند .
-    مديريت آموزشي  وبر آورد  نيازهاي اقتصادي
 اصولا ،  در برنامه ريزيهاي اقتصادي جوامع به ويژه پيشرفته ، نگرش خاصي  به منابع عمده  اشتغال  وتوليد ( صنعت ، خدمات وكشاورزي ) در شرايط  موجود آن  وبر آورد  توسعه كوتاه مدت  ، ميان مدت وبلند مدت  در سطح آن جامعه  مي شود .
همچنين ، يكي از مشخصه هاي  مرتبط  با ظرفيتهاي  اشتغال  وبهينه سازي  شرايط آن  ،  ارتقاء عملكرد  منابع انساني  تخصصي مورد نياز ويانظارت  برروند  آموزش  مهارت و فنون وتبديل  نيروي انساني  به منابع انساني  متخصص  وماهر است .  دراين ارتباط  جايگاه مديريت  آموزشي  متناسب اهداف  پيش بيني شده ونياز سنجي  آموزشي  بررسي شده و به ويژه  درارتباط  با آموزشهاي  شغلي مشخص  مي شود . به اين ترتيب ،  اهداف وخط مشي  مديريت آموزشي را بدين شرح  مي توان مطرح  نمود :
الف ) متناسب  سازي ميل  افراد به برخورداري  از آموزش شغلي ونيل  به احراز  آن با نياز واقعي  بازار كار  وظرفيت هاي آن .
ب ) فراهم سازي  زمينه هاي  تامين ( رشد حرفه اي ) از طريق آموزش مستمر  افراد .
- مديريت آموزشي ووضعيت  وجودي  افراد
 انسان موجودي است كه تحولات  روحي وجسمي  او براثر تكامل ورشد  مختص آن و روند  تربيتي كه به صورت  اكتسابي  وبرخوردار  شدن حاصل  مي شود ،  انجام مي گيرد .
كمك به شناخت  ظرفيتهاي  روحي وجسمي  افراد ، زمينه سازي رشد وارتقاء  مهارتهاي  زندگي وتلاش  وفعاليت  در جامعه ، اهم مواردي است كه توسط اعمال مديريتهاي  آموزشي تامين مي شود .
ويژگيهاي  مدير آموزشي
1-    مهارت در رهبري وهدايت افراد  به ويژه كادر آموزشي
 براي آنكه  يك سازمان آموزشي  بتواند به اهداف  پيش بيني  شده برسد ، برخي راهكارهاي اساسي آن بايستي  اعمال شود .  يكي از مهمترين  راهكارها وپارامترهاي  موثر در كيفيت  عملكرد  سازمانها به ويژه سازمانهاي آموزشي ،  زمينه سازي  حضور ومشاركت  سطوح مختلف  سازماني در فرايندهاي تصميم سازي واجراي آن مي باشد .
لازمه اين كار ،  ايجاد ساختار مناسب براي فرهنگ سازي  وتبديل آن به جرياني  ضابطه مند  جهت مشاركت  كليه پرسنل  به ويژه كادر  آموزشي  در برنامه هاي  مربوطه و ايجاد اشتياق  انجام اين امور  در سطح سازماني  مي باشد.
2-    مهارت  در روابط انساني
 جهت برقراري  ارتباطات سالم ،  انساني ومتقابل  بين كاركنان ونيز با مديريت  واحد اموزشي ، اتخاذ  استراتژي پيش بيني شده ومناسب ارتباطات  با پرسنل  وتعميم آن در سطح سازمان واجد  توجيه است . در اين ارتباط ،  مناسبترين  روش ،  اعمال مديريت  عاطفي  با در نظر گرفتن  كليه ضوابط  ومقررات  وسياستهاي  كلان تعيين شده مي باشد .
برخي خصايص  وجودي  وصفات  رفتاري حائز اهميت  در برخورداري  مديران  از مهارت برقراري  ارتباطات  انساني  در سازمان به شرح ذيل ، مطرح مي باشند .
-    داشتن  سعه صدر .
-    نيكويي  رفتار وحسن خلق .
-    راز داري  وپوشش عيوب .
-    توجه به شاديها  وبه ويژه مصائب  ومشكلات افراد .
-    فروتني  وتواضع .
-    صداقت  وراستي .
-    اعتماد به نفس .
-    فروبردن خشم .
-     تصميم گيري  براساس درايت  ومبري  از خشم و خوشحالي .
-    عدم سوء ظن  به كاركنان .
-    نداشتن غرور .
-    تميز دادن به كيفيت  هاي عملكرد  كاركنان .
-    عمل به حرف .
-    احترام به ارزشهاي  وجودي افراد .
-    داشتن تعهد  ونيز تخصص  مورد نياز .
-    پرهيز كاري .
-    نداشتن  فساد اخلاقي .
3-    مهارت در برقر اري  روابط گروهي
يك مدير آموزشي بايستي  قادر به ايجاد فضاي ،  تعامل و همكاري  افرادجهت  انجام وظايف محوطه  باشد دراين ارتباط  به انحاء  مناسب كارهاي گروهي  ومشاركت  جمعي در تحقق  اهداف مورد نظر  بايستي توجه شود . در واقع مدير  آموزشي  براي موفقيت  در اجراي برنامه ها ، بايد در طرح ريزي  كارهاي جمعي  وگروهي  تبحر و مهارت كافي  داشته باشد وبتواند  گروه را در تجزيه و تحليل  وارزشيابي  از روشهاي  اتخاذ  شده ، كمك نمايد  اهم موارد  مهم مهارت مديران  در برقراري  روابط گروهي  بشرح زير  مي باشند :
1-    همفكري  وهمكاري  با گروه كاركنان .
2-     ياري رساني به گروه  كاركنان در اتخاذ  روشها ونظارت  بر روند  اجراي آن .
3-    تلاش  در جهت فرهنگ سازي وتعميم  اتحاد و اعتماد  متقابل  بين كاركنان .
4-     پيشبرد  امور واهداف  سازماني با در نظر گرفتن  اهداف وعلايق  فردي .
5-    توجه به نظرات  ،  انتقادات  وايده هاي  افراد .
6-     توجه به نيازهاي  وخواسته هاي كاركنان و تلاش در جهت  تامين آن .
7-     داشتن عدل  وانصاف  در انجام وظايف  ومسئوليتها .
8-     تلاش د رراستاي  ارتقاء  دانش وشكوفايي گروه كاركنان .
9-     تفويض  اختيارات  بايسته به گروه  كاركنان .
10- تعميم فرهنگ  مسئوليت پذيري وتعهد  در بين گروه  كاركنان .
11-  حمايت ونظارت  برعملكرد  گروه كاركنان  در اجراي وظايف  ومسئوليتها .
12- كمك به ارتقاء  وتعميم  ايده هاي  مبتني  بر نو آوري وابتكار .
4- مهارت وارزشيابي
اصولاً  يكي از مشخصه هاي مهم عملكرد  مناسب  سازمانهاي آموزشي  ، وجود  نظام ارزشيابي  از روند ،  اجرا و محصول  آموزش مي باشد .  اين وضعيت مي تواند به بررسي  مشكلات وكاستيها  وچگونگي  رفع آن ونيز ارتقاء  وضعيت  موجود  فعاليتهاي  سازماني  منجر شود .
در اين راستا  ، مدير  آموزشي  در صورت برخورداري  ا ز فنون  سنجش  وارزشيابي  آموزشي ،  مي تواند  برنامه ريز اصلي و ياري رسان  كاركنان د راجراي  آن وتوجيه  ايشان ونيز تامين كننده  امكانات  وتجهيزات وهمچنين  ضوابط مورد لزوم  باشد .

5- مهارت در انتخاب  همكاران
 مدير آموزشي بايد بتواند  افراد  مناسب را جهت  احراز وظايف  ومسئوليتهاي شغلي  زير مجموعه  خود انتخاب و بكار گمارد .  توانايي  ارزيابي مشاغل وشناخت  ويژگيهاي  كاري افراد ،  از جمله  مشخصه هاي  ابزاري مهم  در اين ارتباط  مي باشند .
وظايف  مديران  آموزشي
اهم  اين موارد  بشرح زير مي باشند :
1-    طرح وبرنامه ريزيهاي  آموزشي .
2-    سازماندهي
سازماندهي  ، عبارت است از ايجاد نظم ونسق كاري براي  هر كس بانضمام هماهنگ  كردن ومرتبط  ساختن مساعي  يك عده با ايجاد  موازين  خاصي در راستاي  اهداف مشخص  وتعيين شده  در واقع ،  با يك سازماندهي اصولي ،  مي توان  استفاده بهينه  از تجهيزات  وامكانات  ومنابع مادي وانساني  رامحقق نمود .
3-    پيش بيني  وارزيابي  كاري .
ويژگي بررسي وتحليل وضعيت  موجود عملكردي  سازمان وابعاد  فعاليتهاي  در آن  ونيز با توجه به مستندات  واطلاعات  مورد نياز ،  توانايي ارزيابي  وپيش بيني  گزينه هاي چگونگي  تغيير كار كرد ،  از جمله مشخصه هاي  مهم در مهارت  يك مدير  آموزشي  مي باشند .
4-    هدايت  ورهبري
5-    ايجاد روحيه  واشتياق در مشاركت كاركنان  در برنامه هاي  كاري گروهي  ويا وظايف  فردي .
6-    تامين نيازها واحتياجات  منابع مادي  وانساني كار .
7-    نظارت وراهنمايي  مناسب  كادر آموزشي .
8-    رفع مسايل ومشكلات .
9-    مشاوره  وراهنمايي  كار آموزان .
اصولاً  قائل شدن تمايز  ميان عناصر  محوري  واصلي وساير  اموررايج  درجهت  اهداف  سازماني  ونيز بكار گيري  آن در روند  اعمال مديريت آموزشي ،  اهميت ويژه اي  دارد . دراين ارتباط  ، چستر بارنارد كار عمده  مديران را نه  در انجام امور  اجرايي بلكه  در بكار نگهداشتن  سازمان مي داند بيان ابعاد  وقلمرو مديريت  آموزشي  نيز نقش  اصلي  مديران  را در صحنه  مديريت  مشخص مي سازد .
لوتو گيلوليك  وال ارويك  عناصر مديريت  را به 7 دسته  تقسيم مي كنند  كه از آن مي توان  در اجراي  هر يك از ابعاد  مديريت آموزشي  استفاده كرد . اصطلاح POSDCRB مجموعه حروفي  است كه هرحرف  آن به مفهومي  از عناصر  اصلي امور  اداري  در اجراي  يك بعد مديريت  اشاره دارد .
اين مفاهيم  بشرح زير مي باشد :
1-    طرح  وبرنامه Planing
2-    سازماندهي Organizing
3-    كارگزيني Stafing
4-    هدايت Directing
5-    هماهنگي Coordinating
6-    گزار شدهي Reporting
7-    امور بودجه Budgeting
در واقع نظريه  گيلوليك و ارويك مبتني  بر مكمل  نظريه ها نري فايول  است براساس  آن وتشخيص  وتعيين مراحل  عملياتي  به شرايط  وموقعيت  واحد آموزشي بستگي  دارد .

5-2 شناسايي  جايگاه مديريت آموزشي  در آموزشگاههاي  فني وحرفه اي
درمباحث قبلي به ويژگيهاي آموزشگاههاي فني وحرفه اي  واصول  راهبردي مديريت آموزشي پرداخته شد . دراين قسمت ودر قالب جدول7-2 اهم پارامترهاي قابل توجه در اداره آموزشگاه  فني وحرفه اي  وارزشيابي  مربيان آموزشي  ارائه مي شود .

جدول 7-2 الگوي  ارزشيابي  اداره اموزشگاه
رديف    پارامتر ارزشيابي    بلي    خير    رديف    پارامتر ارزشيابي    بلي    خير
1    تاخيرهاي  مكرر درشروع آموزش            15    ارايه آموزش  رعايت اصول  ايمني و بهداشت خاص  دوره آموزشي  موردنظر        
2    معرفي  رئوس سرفصلهاي آموزشي  در شروع دوره             16    نظارت مستمر  بررعايت  اصول بهداشت  محيط كارگاه  وكار با  تجهيزات  ووسايل        
3    ارايه  منظم مطالب در طي دوره             17    نظارت بر پوشش مناسب وتعيين  شده كار آموزان  در داخل كارگاه        
4    معرفي وبررسي مطالب  مهم محوري             18    نظارت بر روند  رعايت ضوابط  حضور در كارگاه توسط كار آموزان        
5    استفاده مناسب  ازسياست  تحسين كار آموزان             19    استفاده مناسب  از امكانات آموزشي  وكمك آموزشي        
6    وجود نظم  وآهنگ موزون  در بيان مطالب             20    نظارت برروند  خريدتجهيزات ووسايل كارگاه  نگهداري  وبهره برداري  آن        
7    استفاده از طرح  درس مناسب             21    مطالعات تخصصي مستمر  درجهت آگاهي از پيشرفت  فن آوري        
8    ايجاد واجراي  برنامه ارزشيابي  كار آموزان  در تمام طول  دوره             22    اشتياق  وحضور  در دوره هاي  باز آموزي  ونو آموزي        
9    نظارت مستمر برنحوه كاربرد تجهيزات وابزاركارگاه  توسط كارآموزان            23    برنامه ريزي  واجراي بازديد علمي كار آموزان       
10    طرح پرسش هاي كليدي  مطالب در طول  تدريس             24    برقراري روابط  ومناسبات  انساني و نيز ضابطه  مندبا كارآموزان        
11    رعايت كليه  اصول يداگوژي وبه ويژه  فن بيان             25     برقراري  روابط ومناسبات  انساني و نيز ضابطه  مند با ساير  اركان واحد  آموزشي        
12    ايجاد فضاي رشد وپويايي براي كار آموزان  دوره             26    انجام تحقيقات  علمي ، تاليف  ويا ترجمه  كتب آموزشي        
13    برخورد  مناسب وارايه  پاسخ جامع به پرسش هاي كارآموزان             27    ارايه پيشنهادات وهمكاري  با تشكل هاي مربيان  فني وحرفه اي        
14    تعيين موارد وتوجيه  كار آموزان  به انجام پروژه هاي  پايان دوره                        
                           

6-2 آشنايي  با اصول  مديريت  آموزشي  وكاربرد آن
باتوجه به اهميت  ونفوذ  مديريت  علمي  درمديريت  آموزشي ،  نقشهاي  اساسي مد نظر  آن ، در قالب  بخشهاي  كلي ودهگانه قلمرو  مديريت  آموزشي  به شرح زير عنوان  مي شود :
1-    نظارت  وراهنمايي  مربيان .
2-    برنامه ريزي ( آموزشي  ودرسي )
3-    روابط  اجتماعي  - فرهنگي  در مناسبات  انساني .
4-    ايجاد  واستقرار  تغيير .
5-    ارزشيابي  ( مطلق  ، نسبي ، مرحله اي  وپاياني )
6-     اجرا .
7-    ميانجي  وياري رسان  در حل مشكلات  ، بحرانها وتعارضات.
8-    حسابرسي  وكنترل  امور مالي  وبودجه  وپشتيباني  تداركاتي .
9-    مشاوره  وراهنمايي  تحصيلي ،  شغلي ،  روحي ورواني  دانش آموزان  ومهارت  جويان .
10- رشد سازماني  وامور كاركنان

1- نظارت و راهنمايي  مربيان
اصولا ، مربيان در حصول  به اهداف  سازمان يا موسسه آموزشي  به طور مستقيم  عمل مي كنند . بنابراين  خدمات وپشتيباني  اداري  بايد درجهت  فراهم آوردن  امكانات  هر چه بيشتر  ايفاي وظايف  آنان معطوف گردد . با راهنمايي  موثر مربيان  مي توان نتايج بسيار خوبي  در حصول به اهداف  مورد نظر  به دست آورد .
برخي امور  عمده اي  كه توسط مدير  براي تقويت  ايفاي وظايف  اين بخش صورت مي پذيرد شامل معرفي  روشهاي مدرن  تدريس ،  آگاه سازي  كادر آموزشي  از اهداف بنيادي  واساسي  تعيين شده ،  ايجاد شناخت موضوعي  وعناوين  سرفصلهاي  آموزشي  در ميان مربيان  ،انتخاب  وگزينش  مربيان مناسب  تدريس در سطوح  دوره هاي آموزشي مختلف  با توجه تجارب  وسوابق  تحصيلي ونظارت  بر نحوه  اجراي طرحهاي  آموزشي  ورعايت زمان  وفعاليتهاي  متناسب  اهداف آموزشي  است .
در واقع  نظارت براي بررسي  وحصول اطمينان  از جريان فعاليتها مطابق انتظارات  است ومديران  باايفاي  نقش رهبري  وديده باني  برامور جاري  مي توانند  به گسترش  اطلاعات  جهت دهي داشته باشند .

2- برنامه  ريزي آموزشي  ودرسي
 برنامه ريزي  آموزشي  ودرسي يكي از محوري ترين  رويكردهاي  در فعاليت مديريت  آموزشي وآموزشگاهي  مي باشد . اصولا چارچوب  اين مديريت  برحسب درجه  تمايل به تمركز  يا عدم تمركز  در يك سيستم آموزشي  ، متفاوت است  در سيستم هاي  متمايل  به تمركز ،  مديران آموزشي  وظايف  خود را بيشتر  درقالب طرحهاي  از پيش تهيه شده  انجام مي دهند .
به طوركلي  برنامه ريزي  بخش عمده اي  از وظايف مديريت  آموزشي  را در بر مي گيرد  و براي  انجام همه  نقش ها از آن  استفاده مي شود مدير در هر يك از وظايف  برنامه ريزي  ، سازماندهي  ، كنترل ،  نظارت ورهبري ،  به برنامه ريزي  نياز دارد . در واقع ،  در تعريف  مديريت  ورهبري  برنامه ريزي  يك مفهوم كليدي است دراين ارتباط  يكي از تعاريف  برنامه ريزي  به اين صورت  مي باشد .
« برنامه ريزي  فراگردي است  مداوم ،  حساب شده  ومنطقي  ، جهت دار  ودرونگر ، به  منظور ارشاد  وهدايت فعاليتهاي  جمعي براي رسيد ن به هدف » .
3- روابط اجتماعي  - فرهنگي  درمناسبات  انساني
 با توجه به وظايف نظارتي ،  تصميم گيري  ومسئوليت  نهايي امور درنزد  مديران آموزشي  ، ايجاد  مجاري ضابطه مند  ومنسجم  درجهت برقراري  ارتباطات  وتبادل  با محيط خارجي  بنگاه آموزشي  ونيز به ويژه  در درون آن واحد آموزشي  وبا رويكرد  مناسبات  انساني واجد  اهميت مي باشد .
درواقع ، هدف از پرداختن  به راهكارهاي  مورد اشاره ،  ايجادبرخي زمينه هاي  ارايه اطلاعات ويژگي  هاي بنگاه آموزشي  موجود ،  كسب اطلاعات  مورد نياز سنجش  ظرفيت  نيروهاي انساني  مستعد به  تبديل منابع  انساني واجد  دريافت مهارتهاي  شغلي ،  ونهايتاً  منتج  شدن به ارتقاء  كميت  وكيفيت  محصول آموزش است .
از ديگر دست آوردهاي  فرايند  برقراري روابط مورد نظر  وبا كاركرد  مناسبات  انساني ،  كمك به حسن اجراي  ساير وظايف  مدير آموزشي وايجاد تعادل  وتعامل بين  ساير عوامل  والزامات  واحد آموزشي  مي باشد .
در برخي منابع  درسي علم مديريت  آموزشي ،  اهم راهكارهاي  افزايش  توانمندي  در اعمال مديريت  بنگاهها وياموسسات  آموزشي ،  به شرح زير  درج شده است .
1-    تبيين  عقايد ،  مفاهيم وديدگاههاي  مخاطب  وپيام فرست .
2-    بررسي  اهداف در ايجاد  ارتباطات درون وبرون  سازماني .
3-    توجه به نشانه هاي ارزشيابي  پيام دهي ( چه  چرا ،  چه موقع ،  چگونه ،  چه كسي ، به چه كسي )
4-    برقراري فضاي  مشورت  واعمال آن در ابعاد  مختلف  فعاليتي .
5-    درنظر گرفتن ويژگيهاي  شخصيتي ،  رواني وجسمي  مخاطب .
6-    متناسب  سازي زمينه هاي  ارتباط وماهيت  موارد قابل طرح با نياز  وظرفيت  مخاطب .
7-    ارزيابي  وتجزيه وتحليل  تاثيرات  وپيامدها .
8-    توجه به مرحله بندي اعمال رويكرد  هاو برخورداري  از ديدگاه  كلان نگر وبا دديد وسيع .
9-    عمل به گفتار .
10 – انتقاد پذيري  ولزوم بهره گيري  بايسته از آن .
در نظر گرفتن  موارد فوق  ونيز ساير  عوامل موثر  ويا اثر پذير  از موارد دهگانه ،  مي تواند به عنوان  ابزار كلان  وعمومي مديريتهاي آموزشي قابل  استفاده مطلوب  باشد به  عنوان نمونه  پيش گيري  از بروز اعمال تصميم گيري  ضربتي و محدوديت  در چگونگي انجام وظايف  مديريتي  ويا رفع چالش  ايجاد شده آن ،  بستگي زيادي  به توجه ورعايت  موارد دهگانه  ذكر شده دارد .

4-    ايجاد واستقرار  تغيير
اصولاً لازمه محيط  آموزشي  كار آمد  و واجد  شاخصهاي  كيفي استاندارد ،  انعطاف پذيري اركان وعوامل  آن به ويژه  دربرابر ظرفيت  ونياز نيروي  انساني وهمچنين  پيشرفت  فن آوري بوده وپويايي وتحرك از ديگر ويژگيهاي  آن مي باشد .
مديريت  ايجادواستقرار  تغيير به مهارت  وفنون معيني  نياز دارد  رئوس  اين موارد  به شرح زير مي باشد :
1-    بررسي  وشناسايي  ابعاد برنامه ، اهداف ،  وامكان سنجي  تغييرات .
2-    اشراف  بر چگونگي  انتظارات  وارزشهاي  موجود در محيط موردنظر .
3-    شناخت قابليتها ، ظرفيتها  ونيازهاي مهارت آموزان .
4-    بررسي وشناسايي وضعيت  پارامترهاي  محيطي موجود  آموزشي  ( نظير  وسعت ، نور ، درجه حرارت ، وجود واستقرار  امكانات ، تجهيزات و وسايل ) .
5-    امكان  سنجي و ارزيابي  بهبود شرايط محيط آموزشي .
6-    شناخت نظر نهايي مربيان  نسبت  به ايجاد  تغييرات .
جهت بررسي  وارزيابي  وضعيت اثرات  متقابل  مولفه هاي  فوق وبرنامه هاي  تغييرات  آموزشي وامكان سنجي الگوي  تحليلي  آن ، شكل شماره  3-2 واجدتوجه  مي باشد .
بردار  1:  تغييرات  وبرنامه جديد  درسي و آموزشي .
بردار 2: وضعيت  ظرفيت ها ، نيازها و پذيرش  مهارت جويان  در طراحي  جديد آموزشي .
بردار 3: تعهد مربي  وتوجيه برنامه  جديد ،  شناخت حرفه اي وروشهاي  تدريس .
بردار 4: محيط آموزشي  ، عادتها ، سازماندهي  ، تداركات  وپشتيباني .
بردار 5:  انتظارات  وارزشهاي  موجود  در محيط مورد نظر .
تحليل برداري  تصوير فوق ،  به شناخت امكان ايجاد تغيير كمك مي كند . افزايش  ويژگيها  وارتقاء وضعيت  هر يك از پارامترها بستگي به ميزان  تغييرات  ساير پارامترها وچگونگي  برآيند  بردارها  مي باشد .
صاحبنظران  علوم مديريت  ومديريت آموزشي  ، تغيير را برحسب مفاهيم  وعناصر مختلف  مورد بررسي  ومطالعه  قرار مي دهند .  در زير ، به برخي  دسته بنديهاي  رايج و توضيحات  آن به طور  اجمالي  اشاره مي شود .
 الف ) دسته بندي  براساس  ماهيت  ونوع تغييرات
1-    تغيير با برنامه
2-     تغيير خود جوش
3-    تغيير تكاملي

ب ) دسته بندي براساس  موارد  واجد تاثير  در تغييرات
1- روش تدريس واجرا
2- ساختار  وتشكيلات
3- فن آوري
4- افرادوپرسنل
ج ) دسته بندي  براساس  انگيزش  درتغييرات
تقسيم بندي گتزل
1-    تغيير تحميلي
2-    تغيير مصلحتي
3-    تغيير ضروري
د) دسته بندي  براساس  سطوح  در معرض  تغييرات
1- تغيير در سطح شناخت
2- تغيير در سطح گرايش  ونگرش
3- تغييردر سطح  رفتار فردي
4- تغيير در سطح  عملكرد ورفتار جمعي  يا سازماني
اصولا ، پيش بيني  ، ارزيابي  وامكان سنجي  اصولي روند تغييرات ، از مشخصه هاي  مديريت آموزشي مناسب  مي باشد ودر مقابل  آن ، عدم درك تغييرات  ومتاثر شدن از بروز  آن واجد  يك مديريت  آموزشي  ناكارآمد است .
در واقع ،  اهم اصول قابل  رعايت  توسط مديران  در قبال زمينه سازي  ويا بروز  تغييرات  بدين صورت  مي باشند .
1-    فراهم كردن  زمينه روابط  وتعاملات  انساني .
2-    تقويت  رويكرد نگرش  جمعي به فردي ( منافع  ومضرات )
3-     معرفي ابعاد  برنامه واهداف  تعيين شده .
4-     جلب  مشاركت افراد
5-    توسعه برنامه ها واز بين بردن  موانع احتمالي آن .
6-     برنامه ريزي  ارتقاء قابليت  ومهارت افراد .
7-     رعايت چگونگي  تناسب برنامه هاي  تغيير روند  آموزش  بااهداف  كلان مورد نظر.

5- ارزشيابي
از انواع ارزشيابي  مي توان به ارزشيابي تكويني ، مطلق ونسبي اشاره  نموددر واقع ، ارزشيابي  از هر پديده  يا فرايندي  مشتمل بر چگونگي  كيفيت آن وتناسب  شرايط آن با اهداف  ومحصول  پيش بيني  شده  مي باشد .
فرايند ارزشيابي  آموزش ، يكي از محوري ترين ابزار در اختيار  مديران  آموزشي براي بررسي  ومطالعه  روند موجود  وچگونگي  ارتقاء  آن مي باشد  به اين صورت  كه مدير با استفاده  از روش ارزشيابي  مرحله اي  يا تكويني  براي پي بردن  وجلوگيري به موقع  و متناسب  ازناهنجاريهاي  فردي واجتماعي  قابل بروز  اقدام مي نمايد .  عمده مسائل  و مشكلات واحدهاي  آموزشي  در امر آموزش  رامي توان از اين طريق  مورد تجزيه و تحليل  وتعيين  راهكارهاي  مناسب قرار  دارد .
همچنين تمايز  برقرار نمودن  ميان اهداف  مطلق ونسبي  آموزش ونيز تميز تفاوت كار آموزان  مبتني بر كسب مهارت ونمرات حاصله  ، نياز به آشنايي  مدير با « ارزشيابي مبتني بر هنجار »  و « ارزشيابي  مبتني بر  معيار » دارد  كه در مورد اولي ، تفاوت  ميان كار آموزان بر حسب  نمرات مشخص مي شود  ودر دومي  اهداف آموزشي معيار موفقيت  و پيشرفت  افراد كار اموز است .  براي مدير ،  ارزشيابي  مبتني بر معيار  يا ارزشيابي  مطلق داراي  كمال اهميت  است تا بدان وسيله  به اجراي اهداف  عالي و آرماني  آموزشها  تاكيد نمايد .  با اين نوع آزمون  وارزشيابي  مدير مي تواند  وضعيت  واحد آموزشي  تحت مسئوليت  خود رادر قياس  با شرايط مطلوب خود  ويا وضعيت  موجود ساير  واحدهاي  آموزشي  مشابه قرار  دهد .
مراحل زير  به منظور  انجام ارزشيابي  بيان شده است و آگاهي  از چگونگي  آن براي  مديران  آموزشي  توصيه مي شود .
1-    تبيين  اهداف ومحتواي  كلان برنامه آموزشي ، مشخصه ها  وپارامترهاي  محوري و مورد نظر ارزشيابي  وتعيين اطلاعات  موردنياز براي  گرد آوري .
2-    گرد آوري  اطلاعات مورد نظر  وتدوين ماحصل ارزيابي  اثرات  اجراي برنامه .
3-    بررسي و تجزيه وتحليل  اطلاعات  واستخراج  نتايج .
4-     اتخاذ  تصميمات  مبتني بر اطلاعات مورد اشاره .
5-    تصميم  سازي واجراي  آن در جهت  بهبود روند  برنامه هاي آموزشي  موجود .
جهت درك  متعالي تر  موضوع ،  شكل 4-2 نمونه اي  مربوط به  يكي از ديدگاههاي  ارزشيابي  توسط مدير  ( حلقه  باز خوردي  در دور برنامه  كار آموزي ) نشان داده  مي شود.
6-    اجرا
درباره نقش مديران  در اجراي مقررات  ، دستور العملها  ومجموعه ضوابط  مربوطه بايستي عنوان نمود ، وقتي مديران آموزشي  صرفادر مسئوليت  اجرا قرار گيرند ، از اختيارات  كمتري در تصميم گيري  متناسب  باموقعيت  ونياز حوزه  عملياتي  خود برخوردار مي گردد  وتصميمات  وقتي در سطوح  ومراتب  بالاگرفته  مي شود ،  مدير تنها مجري آن مي باشد .
بنابراين گرايش به ايفاي نقش  اجرايي ، گرايش به كاهش  نقش مديريت  است بهمين صورت هر قدر  سطح برنامه ريزي وسيع تر باشدنقش  مديريتي  نسبت به نقش  اجرايي وسيع تر مي گردد  تفاوت برنامه ريزي استراتژيكي با برنامه  ريزي تاكتيكي  خود نشان دهنده  تفاوت مديران است زمان ، تاثير،  وسايل ومديريت  در برنامه هاي  استراتژيكي وسيع تر از برنامه هاي  تاكتيكي است .
برنامه هاي  استراتژيكي  در جهت حصول  به اهداف جامع سازمان  طراحي مي شود و اجراي  اين برنامه ماموريت  سازمان است . برنامه هاي عملياتي  يا اجرايي  يا تاكتيكي  جزئيات اجرايي برنامه هاي  استراتژيك  را ارايه  مي دهد وبه قولي  برنامه هاي اجرايي  تصميمات  كوتاه مدت  براي استفاده از منافع موجود  بر حسب  تحولات  محيط است .
مدير اجرايي به سبب  زمان ،  تاثير وو سايل  ، نسبت  به مديران  در سطح  برنامه ريزي  استراتژيكي داراي  سطح مديريت  بسيار محدودي  است .
7-    ميانجي  وياري رسان  در حل مشكلات ، بحرانها  وتعارضات
به طور كلي ،  يك الگوي  مناسب اجراي  اين مسئوليت  مهم مشتمل  برعمده موارد  زير مي باشد .
1-    ايجاد فضاي  مناسب جهت  مشاركت  افرادداراي  مسئله يا مشكل .
2-    تعريف  صحيح ودرست  مسئله .
3-    تعيين  قضاوتهاي  مبتني بر ارزشهاي  فردي طرفين .
4-    ادامه اقدامات  جانشين  براي حل مسئله وتعارض .
5-    التزام  طرفين  در انجام راههاي  ارايه شده  در حل مسئله .
6-    پيگيري  رفتاري ومراقبت .
7-    حسابرسي  وكنترل امور  مالي وبودجه  وپشتيباني  تداركاتي .
8-    مشاوره  وراهنمايي  تحصيلي ، شغلي ، روحي ورواني  دانش آموزان  ومهارت جويان.
9-    رشد  سازماني  وامور كاركنان .
همچنين  ، مديران  بايستي  در جهت نيل به اهداف پيش بيني  شده ازيك  ارزشيابي  آموزشي  اصولي ومتناسب  به طور تواما  محوريتهاي  راهبردي  مربوطه  راهمواره  موردتوجه قرار دهند .
به طور كلي ، عمده اين محوريتهاي  واجد اهميت بشرح زير  مي باشد :
1-    برنامه ها
2-    جريان گرد ش امور
3-    عملكرد
4-    افرادوپرسنل
اصولاً ، يكي از اركان اساسي  وتاثير گذار  محسوس درروند  آموزش ، نيروي انساني  آموزش دهنده  يامربي مي باشد  بنابراين ، از جمله ابعاد  ومراحل مهم  در چگونگي  ارزشيابي  آموزشي  وكيفيت خروجي  آن ، بررسي وتجزيه  وتحليل  عملكرد مربيان مي باشد.
برخي  پارامترهاي  اساسي جهت  ارزشيابي  مربيان ، مشتمل بر موارد زير است :
1-    وقت شناسي  ونظم .
2-    مهارت  در ايجاد روابط ومناسبات  انساني .
3-    سرپرستي  واحد آموزشي  واداره كارگاه .
4-    طراحي  وبرنامه ريزي  اموزشي  وطرح درس .
5-    بررسي  وتبيين  رئوس  سرفصلهاي  آموزش .
6-    ارتقاء سطح كيفي  معلومات  مديريتي  واطلاعات  تخصصي .
هر يك از پارامترهاي  مورد اشاره ، در شرايط عملياتي شامل زيرمجموعه  هايي آن مي شود كه اهم آن در جدول  شماره 7-2 در قالب نمونه  فرم ارزشيابي  مربيان درج  شده است .
همانطوريكه در جدول مذكور  مشاهده مي شود ، بااستفاده  ازا ين فرم ومشخصات  آن مي توان  نماي كلي از عملكرد مربي شامل  چگونگي  توجيه دوره آموزشي براي  كار آموزان ، برنامه ريزي  طرح درس  واجراي آموزش  ، توجه  و آموزش  كاربرد  وسايل تجهيزات  ومنابع آموزشي ،  به صورت بهينه  ورعايت نكات  ايمني  وبهداشت  حين كار ،  موارد انضباطي واصول  انگيزشي كار آموزي  رادريافت  نمود .

2- فراگرد مديريت
تحقق اهداف وماموريت  هاي هر سازماني  به فراگرد  مديريت  آن سازمان ، بستگي دارد .
اين فراگردها شامل  برنامه ريزي – سازماندهي  - هدايت  - انگيزش – هماهنگي – نظارت و ارزشيابي  است كه مجموعه  آنها مديريت  را شكل مي دهد .
4-1 شناسايي  سبك هاي  مديريتي
 بررسيها نشان مي دهد ،  تعيين سبك يا شيوه اعمال مديريت ، مستلزم در نظر گرفتن  برخي پارامترهاي  اساسي مي باشد  واهم اين موارد  شامل نوع سازمان  ، تشكيلات سازمان ، محدوديتهاي  مديريتي ، موقعيت  زماني ومكاني ، تركيب  كمي و كيفي  همكاران و ...مي باشد .
دراين ارتباط  سبك هاي  مديريتي  مطرح بدين شرح  ،معرفي  وبررسي مي گردند .
1-4-1  مديريت  علمي
 بينانگذار  ونظريه  پرداز معروف سبك مديريت  علمي ، فريدريك  وينسلوتيلور  مي باشدكه وي  در كتابي با عنوان  « اصول مديريت  علمي »  چهار محور  اصلي براي كاركرد  مديريت رامعرفي نموده است .
1-    علمي  نمودن روند  انجام كارها ، با استفاده از نتايج  مطالعات وتحقيقات كاربردي آن.
2-    علمي نمودن مراحل  جذب نيروي انساني ( گزينش  ، آموزش  ، كار آموزي ورشدكاركنان ) .
3-    برقراري  شرايط وفضاي همكاري وتعامل بين  كارفرمايان وكاركنان  مطابق  با اصول علمي  تدوين شده .
4-    تعيين وتوزيع مناسب  وظايف برنامه ريزي  واجراء ميان كار فرمايان  وكارگران .
درواقع تفكيك  وظايف برنامه ريزي  واجرا ، توجه به اهداف  اصلي ومهارتهاي  مورد نياز آن در راستاي  ازدياد  كارايي  در محيطهاي  كار ، از جمله  دست آوردهاي  پيش بيني  شده براساس اعتقاد  تيلور  مي باشند .
ساير مفروضات اساسي  مديريت علمي
-    ازدياد كارايي  صنعتي از طريق  كاربست  روشهاي علمي  در مديريت .
-    ارتقاء سطح كارايي  درمحيطهاي  صنعتي  از طريق افزايش  عوامل انگيزشي  مالي.
-    استاندارد  شدن شرايط  محيطي  كار ( تعيين  ورعايت  پارامترهايي نظير  در جه حرارت  ورطوبت  مناسب ، فرصتهاي  كافي استراحت  ، روش  بهينه  انجام  كار و)
-    برنامه ريزي  تكاليف  عمده روزانه .
-    تلاش  درجهت حفظ  وارتقاء نيروي انساني  با عملكرد  وبازده  مطلوب 
-    حتي المقدور  ، فراهم نمودن شرايط  تغيير شكل  افراد  با كارايي  نامطلوب .
2-4-2 مديريت كلاسيك
آدام اسميت دركتابي  با عنوان « بررسي  علت وماهيت  ثروت ملل »  به اهميت مواردي  همچون ضرورت  تقسيم وظايف  كاري بويژه  در خطوط توليد ، استفاده بهينه  از تجهيزات  ، امكانات  وابزار كار  واثر گذاري  آن در افزايش  نرخ توليدات  وسود اقتصادي پرداخته است در واقع مي توان  گفت اين موارد ،  از اهم پايه هاي  نظريات  اقتصادي  در مديريت  وسبك مديريت  كلاسيك  مي باشند .
3-4-1 مديريت  كلاسيك جديد
 تقريبا همزمان باتيلور  ، هنري  فايول  ديدگاه  ديگري از روشهاي  مديريتي  مطرح نمود كه به عنوان  اصول كلي  مديريت فايول  شناخته مي شود .
بنابر نظرات ايشان ، اين سبك مديريتي  شامل چهارده  اصول وپنج  وظيفه  يا عنصر اصلي آن مي باشد .  اين عناصرا صلي  شامل طراحي  وبرنامه ريزي ، سازماندهي ، فرماندهي  كاركنان ، هماهنگي  فعاليتها ، وكنترل  عملكرد بوده  وهمچنين  ، چهارده اصول مديريتي  مورد بحث بدين  شرح مي باشد .
1-    تقسيم  كار .
2-    اختيار  ومسئوليت
3-    انضباط
4-    وحدت  فرماندهي .
5-    وحدت  هدايت .
6-    تقدم  منافع  عمومي  بر منافع فردي .
7-    پرداخت  حقوق ودستمزد  مناسب .
8-    عدالت  وانصاف .
9-    نظم  وهماهنگي .
10- سلسله  مراتب واستمرار .
11-  تمركز .
12- ثبات شغلي  كاركنان .
13- ابتكار ونوآوري .
14-  همكاري و مشاركت  گروهي . 

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات ذیل قبلا توسط مشتریان محصول فوق خریداری شده است.
محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه