بررسی ارتباط آموزش های فنی و حرفه ای

بررسی ارتباط آموزش های فنی و حرفه ای
بررسی ارتباط آموزش های فنی و حرفه ای
130,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 145 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

 
چكيده تحقيق:
بررسي ارتباط آموزشهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك، الكتروتكنيك) با نيازهاي بازار كار از نظر مديران صنايع (مديران ردة مياني شامل مديران فني، توليد و آموزش) كارخانه ها و مؤسسات مرتبط، در مناطق 9 و 10 شهر تهران، عنوان پژوهش حاضر مي باشد كه هدف اصلي آن تعيين ميزان ارتباط آموزشهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) با دانش ها و مهارتهاي مورد نياز مديران صنايع در بازار بوده است.
در اين پژوهش از آمار توصيفي همچون ميانگين، انحراف استاندارد، و درصد و همچنين از آمار استنباطي همچون آزمون T تك نمونه اي، جهت پاسخگوئي به سؤالات تحقيق استفاده شده است. همچنين جمع آوري اطلاعات از طريق پرسشنامة محقق ساخته صورت گرفته است.
به طور كلي، نتايج بدست آمده حاصل از اين پژوهش به شرح زير مي باشد:
- دانش فارغ التحصيلان هنرستانهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) از نظر مديران صنايع در مناطق 9 و 10 شهر تهران در حد متوسط مي باشد.
-    مهارت فارغ التحصيلان هنرستانهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) از نظر مديران صنايع در مناطق 9 و 10 شهر تهران در حد متوسط مي باشد.
-    مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) كارخانه ها و مؤسسات مرتبط در مناطق 9 و 10 شهر تهران، نسبت به برنامه هاي آموزشي مراكز آموزش فني و حرفه اي رسمي، شناخت كمي دارند.
-    مديران صنايع، ميزان قابليت مهارتهاي آموزشي فارغ التحصيلان مراكز فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) را با پيشرفتهاي فناوري كم برآورد مي كنند.
-    مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) كارخانه ها و مؤسسات مرتبط در مناطق 9 و 10 شهر تهران، مهارت داشتن فارغ التحصيلان هنرستانهاي فني و حرفه اي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) در فناوري اطلاعات و ازتباطات (ICT) را انطباق بيشتر دانش و مهارت تخصصي آنها با نيازهاي بازار كار را بيشتر از زياد برآورد كرده اند.

 

فهرست مطالب

فصل اول: كليات تحقيق   
مقدمه    2
بيان مسئله    5
اهميت و ضرورت پژوهش    6
اهداف تحقيق    7
سؤالات تحقيق    8
تعاريف عملياتي واژه ها    11
فصل دوم: مطالعه منابع مربوط به موضوع تحقيق   
مقدمه    13
مفهوم رشد و توسعة اقتصادي    14
عوامل توسعه اقتصادي    15
نقش منابع انساني در توسعة اقتصادي    15
آموزش    18
تعريف آموزش و پرورش    20
مفهوم برنامه ريزي آموزشي    23
جايگاه نيازسنجي در برنامه ريزي آموزشي    24
نيازسنجي آموزشي    27
مفهوم نياز    29
منابع نيازهاي آموزشي    30
انواع نيازسنجي    32
كار    34
عرضة نيروي كار    37
بازار كار    38
نياز بازار كار    39
مسايل موجود در ارتباط نظام آموزشي و بازار كار    44
ضرورت تحكيم پيوند نظام آموزشي و بازار كار    48
تعاريف آموزش فني و حرفه اي     49
رويكردهاي عمده در آموزش فني و حرفه اي    51
نارسائي هاومسائل آموزش فني وحرفه اي در ارتباط با بازار كار    57
آموزش فني و حرفه اي در ايران    59
سير تحول آموزش فني و حرفه اي در ايران
   

تحولات گذشته تحليل مشكلات و چشم انداز آينده آموزش فني و حرفه‌اي در برنامه سوم توسعه…
مشكلات و تنگناها
نقاط ضعف مشكلات تنگناها
چالشهاي آينده بخش فني و حرفه‌اي‌
سياست‌هاي استراتژيك بخش آموزش فني و حرفه اي
سياست هاي اجراي آموزش فني و حرفه اي
راهكارهاي اجرايي    
63
64
65
68
69
70
72
تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات چيست؟    78
مشخصه هاي تكنولوژي ارتباطات    81
ويژگيهاي تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات    89
دلايل استفاده از تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات    82
تكنولوژي اطلاعات وارتباطات چه تغييري درآموزش ايجادمي‌كند    82
روش هاي اجرايي براي بكارگيري تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات
چه تغييراتي براي به كارگيري تكنولوژي اطلاعات و ارتباط (ICT ) در آموزشهاي آكادميك لازم است    83

84
پيشينة پژوهش    85
فصل سوم: روش اجراي تحقيق   
مقدمه    93
جامعة آماري    94
نمونة آماري    95
روش تحقيق     96
ابزار جمع آوري اطلاعات    96
اعتبار و پايائي پرسشنامه    97
روش تجزيه و تحليل داده ها    99
فصل چهارم: تجزيه و تحليل اطلاعات جمع آوري شده    101
آزمون مربوط به سؤال اول تحقيق    102
آزمون مربوط به سؤال دوم تحقيق    104
آزمون مربوط به سؤال سوم تحقيق    106
آزمون مربوط به سؤال چهارم تحقيق    108
آزمون مربوط به سؤال پنجم تحقيق    110
آزمون مربوط به سؤال ششم تحقيق    111
آزمون مربوط به سؤال هفتم تحقيق    112
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري    115
نتيجه گيري و ارائه پيشنهادات مربوط به سؤال اول و دوم تحقيق    116
نتيجه گيري و ارائه پيشنهادات مربوط به سؤال سوم و چهارم تحقيق    120
نتيجه گيري و ارائه پيشنهادات مربوط به سؤال پنجم تحقيق    122
نتيجه گيري و ارائه پيشنهادات مربوط به سؤال ششم تحقيق    123
نتيجه گيري و ارائه پيشنهادات مربوط به سؤال هفتم تحقيق    124
محدوديتها و تنگناهاي پژوهش    126
پيشنهادات براي پژوهشهاي آتي    127
منابع و مأخذ    128
- پيوستها   
 
فهرست جداول
عنوان    صفحه
جدول 1-2: عملكرد آموزشهاي كوتاه مدت فني و حرفه اي 74-1367    63
جدول 4-1: مربوط به آزمون سؤال تحقيق اول    103
جدول 4-2: مربوط به آزمون سؤال تحقيق اول    103
جدول 4-3: مربوط به آزمون سؤال تحقيق اول    103
جدول 4-4: مربوط به آزمون سؤال تحقيق دوم    105
جدول 4-5: مربوط به آزمون سؤال تحقيق دوم    105
جدول 4-6: مربوط به آزمون سؤال تحقيق دوم    105
جدول 4-7: مربوط به آزمون سؤال تحقيق سوم    107
جدول 4-8: مربوط به آزمون سؤال تحقيق سوم    107
جدول 4-9: مربوط به آزمون سؤال تحقيق سوم    107
جدول 4-10: مربوط به آزمون سؤال تحقيق چهارم    109
جدول 4-11: مربوط به آزمون سؤال تحقيق چهارم    109
جدول 4-12: مربوط به آزمون سؤال تحقيق چهارم    109
جدول 4-13: مربوط به آزمون سؤال تحقيق پنجم    110
جدول 4-14: مربوط به آزمون سؤال تحقيق پنجم    111
جدول 4-15: مربوط به آزمون سؤال تحقيق ششم    112
جدول 4-16: مربوط به آزمون سؤال تحقيق ششم    112
جدول 4-17: مربوط به آزمون سؤال تحقيق هفتم    113
جدول 4-18: مربوط به آزمون سؤال تحقيق هفتم    114
جدول 4-19: مربوط به آزمون سؤال تحقيق هفتم    114

 

فصل اول
كليات تحقيق
مقدمه
تاريخ رشد و توسعه اقتصادي، با هماهنگي و تركيب دانش فني و به كارگيري منابع و نيز وابستگي روزافزون به كاربرد تكنولوژي همراه بوده است.
استفاده از تكنولوژي و دانش فني در سازمانها، شركتها و جوامع همواره متفاوت بوده و تا حدود زيادي بستگي به جديت و مهارتهاي خلاق منابع انساني و عوامل فرهنگي و اجتماعي داشته است. (سبحان الهي، مديريت و توسعه)
عملكرد يك سازمان وقتي مي تواند مطلوب و مناسب باشد كه نيروهايي ذيصلاح و با كيفيت در آن وجود داشته باشند و سازمان بتواند از آن در مناسب ترين شغل استفاده كند.
در واقع نيروي پيش برندة ماشين و تكنولوژي انسانها هستند. امروزه براي ادامة حيات در بازار رقابت فقط استفاده از تكنولوژي و دانش فني كافي نيست، چرا كه سرعت رشد به اندازه اي است كه فرصت يادگيري را بسيار كوتاهتر و درنتيجه، استفادة به موقع و به روز از تكنولوژي را براي رقابت پيچيده تر كرده است. لذا توليد دانش فني و تكنولوژي براي رقابت، از عوامل اساسي براي ادامة حيات هر سازمان، شركت و جامعه محسوب مي شود.
اين كار فقط با منابع انساني مستعد و با كيفيت و در اختيار داشتن ابزار مناسب و لازم عملي است. لذا ثروت اساسي يك سازمان، نيروي انساني با دانش و مهارت (يعني سرمايه هاي فكري) آن سازمان است.
علي رغم نقش كليدي آموزش فني و حرفه اي در توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور كه مورد اذعان و حتي تاكيد اغلب سياستمداران و صاحبنظران است. اين آموزش هاي پرهزينه از لحاظ پاسخ گوئي به انتظارات جامعه و سؤال اصلي نظام آموزشي (= چه آموزشي با چه كيفيتي و به چه ميزان؟?) در موقعيت قابل دفاع قرار ندارد. زيرا هرساله خسارت هاي بسيار زيادي از اين بابت به كشور وارد مي آيد ولي اين روند رو به رشد تداوم دارد، كه اين وضعيت ريشه در نگرش نادرست به آموزش فني و حرفه اي دارد. علت بروز معضل آموزش فني و حرفه اي اين است كه به هر صورت، تعاملي بودن اين آموزش ها به دست فراموشي سپرده شده است. مجريان آموزش فني و حرفه اي، آن را پديده اي صرفاً آموزشي مي بينند. تصميمات آموزشي تنها توسط مقامات آموزشي و اغلب بدون اطلاع كافي از نيازهاي شغلي و نظر طرف هاي ذينفع اتخاذ مي شود. (ملكي، 1381، صفحة 186)
آموزش به حكم انجام تكليف، عادت، امكانات موجود و يا روحيه توسعه طلبي تحقق مي يابد و بر همين اساس نيز به سؤالات اصلي نظام آموزش فني و حرفه اي پاسخ داده مي شود. اما آموزش فني و حرفه اي داراي دو وجه توأمان آموزشي و شغلي است كه ميان آنها به صورت بالقوه تعامل برقرار است. لذا مزيت قابليت استفاده از اطلاعات بازخوردي و مكانيسم خوداصلاحي مي تواند در عمل وجود داشته باشد. در آموزش فني و حرفه اي نظامند زمينه مشاركت در تصميم گيري و انجام هزينه فراهم است.
رشته هاي آموزشي، مواد آموزشي، تعداد آموزش گيرنده، محل اشتغال و … از نتيجه تعامل و عوامل طرف هاي آموزشي (دستگاهاي مجري آموزش) و طرف هاي شغلي (دستگاههاي بهره بردار از محصول آموزش، كارآموزان، اوليا، كارفرمايان و …) تعيين مي شود.
لذا نواقص و اشكالات آموزش به تدريج در طول زمان رفع مي شود و ناهماهنگي دانش و توانمنديهاي آموزش ديدگان فني و حرفه اي از لحاظ كمي و كيفي و از نظر مكاني يا زماني با خواسته متقاضيان كم تر رخ خواهد داد. به اين دلايل تعاملي ديدن آموزش فني و حرفه اي و فراهم كردن امكان تحقق هرچه بيشتر آن، اساسي ترين قدم براي اصلاح اين آموزش ها خواهد بود.
 
بيان مسئله:
چنين به نظر مي رسد كه هنرجويان فني و حرفه اي به جايگاه و پايگاه شغلي قابل ملاحظه اي كه نمود موجهي در بازار كار كشور داتشه باشد، دست نيافته‌اند. و به رغم هزينه هاي سرشاري كه صرف تجهيز اين نيروها شده، در بازار كار ايران بها و اهميت مناسبي بدان داده نشده است، در حالي كه، از طريق تجهيز و تربيت اين گونه نيروها مي توان سريع تر به پيشرفت هاي اقتصادي و اجتماعي مورد نظر رسيد. چون آموزش هاي فني و حرفه اي، در قياس با آموزش هاي عالي از مزيت و قابليتهايي به شرح زير برخوردار است:
الف) هزينه بري اقتصادي كمتر فرآيند تجهيزات
ب) بازدهي سريع تر اقتصادي
ج) پاسخ دهي و ارضاء سريع تر نيازها و احتياجات فوري و آني بازار كار به مهارت ها و حرفه ها
د) انعطاف پذيري و قابليت انطباق با تغييرات تكنولوژي
هـ) تنها منبع تكميل كننده حلقه ارتباطي بين نيروي انساني سطوح بالا و سطوح پائين جامعه شغلي
و) بالا بودن زمينه هاي خوداتكايي شغلي و كار‏آفريني و در نتيجه وابستگي كمتر به نظام هاي مزد و حقوق بگيري و …
شايد به خاطر همين ويژگي هاي ارزنده است كه امروزه در بسياري از جوامع در حال رشد به خصوص آن ها كه دچار تنگناهاي مالي و سرمايه اي شديدتري، هستند، ايجاد انگيزه هايي كه مشوق روي آوري و گرايش منابع انساني به آموزش هاي فني و حرفه اي شود، به كانوني ترين دلمشغولي هاي سياست هاي توأم آموزش و اشتغال و مطمئن ترين راه غلبه بر بحران هاي ناشي از كمبود كادرهاي ماهر و پديده شكل گيري مازاد نيروي كار تبديل شده است. (متوسلي، صفحه 24)
آنچه اين تحقيق به دنبال آن است، بررسي ارتباط آموزشهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) با نيازهاي بازار كار مي باشد. در اين تحقيق ديدگاه مديران توليد، فني و آموزش كارخانه ها و مؤسسات توليدي، به دليل مشاهدة عيني و عملي دانش و مهارت فارغ التحصيلان اين رشته ها و همچنين مطلع بودن از ميزان دانش و مهارت مورد نياز در صنايع، با توجه به تغييرات تكنولوژي، مورد بررسي و پژوهش قرار گرفته است.

اهميت و ضرورت پژوهش
در مسير انتقال نوين و متغير تكنولوژي و صنعت در هزاره سوم كه بنيانهاي فلسفي، علمي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جوامع دچار دگرگونيهاي عميق خواهد شد و جوامع بشري عملاً ويژگي هاي دورة پست مدرنيسم را در خود تجلي مي دهند، جوامع با چالش هاي متعددي مواجه خواهند شد.
نظام آموزشي مي تواند در انطباق، هماهنگي و اعتدال مجدد جوامع با شرايط جديد نقش مهمي را ايفا نمايد. در اين رهگذر يكي از مقولات مهم، رسالت بسيار اساسي نظام آموزشي، فراهم كردن شرايطي است كه در آن نيروهاي تحصيلكرده بتوانند از مهارتها، توانائيها و قابليت هاي كليدي متناسب با نيازها و شرايط دنياي صنعت و بازار مشاغل فردا برخوردار شوند. (عزيزي، 1381)
بنابراين بايد با تحقيق و پژوهش در مورد دانش ها و مهارتهاي مورد نياز بازار كار، برنامه هاي آموزش فني و حرفه اي به سوي همگام شدن با پيشرفت هاي تكنولوژي سوق داده شود، تا با تربيت نيروي انساني كارآمد كه يكي از مؤلفه هاي مهم توسعه مي باشد، ميزان رشد و توسعة اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور را تسهيل و تسريع نمائيم.
اهداف تحقيق:
اهداف اين تحقيق شامل:
1-    بررسي ميزان دانش و مهارت فارغ التحصيلان رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك، هنرستانهاي رسمي.
2-    بررسي ميزان مطلع بودن مديران صنايع مؤسسات توليدي الكترونيك از برنامه هاي آموزشي هنرستانهاي فني و حرفه اي رسمي.
3-    بررسي ميزان تطابق مهارتهاي آموزشي فارغ التحصيلان فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) با پيشرفتهاي فناوري
4-    بررسي نقش، فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) در كمك كردن به انطباق بيشتر دانش و مهارت تخصصي اين فارغ التحصيلان با نيازهاي بازار كار.
اين تحقيق در تبيين و ارائه راهكارهاي مناسب، جهت تربيت و آموزش نيروهاي ماهري كه مطابقت بيشتري با نيازهاي بازار كار و پيشرفت فناوري روز داشته باشند، تأثيرگذار خواهد بود.
سؤالات تحقيق:
1-    از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش)، فارغ التحصيلان فني و حرفه اي رسمي رشتة الكترونيك، تا چه اندازه از دانش كافي جهت اشتغال در مراكز صنعتي مرتبط، برخوردار هستند؟
2-    از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش)، فارغ التحصيلان فني و حرفه اي رسمي رشته الكتروتكنيك، تا چه اندازه از دانش كافي جهت اشتغال در مراكز صنعتي مرتبط برخوردار هستند؟
3-    از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش)، فارغ التحصيلان فني و حرفه اي رسمي رشتة الكترونيك، تا چه اندازه از مهارت جهت اشتغال در مراكز صنعتي مرتبط برخوردار هستند؟
4-    از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش)، فارغ التحصيلان فني و حرفه اي رسمي رشتة الكتروتكنيك، تا چه اندازه از مهارت كافي جهت اشتغال در مراكز صنعتي مرتبط برخوردار هستند؟
5-    تا چه اندازه مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) مناطق 9 و 10 شهر تهران (مؤسسات و كارخانه هاي مرتبط با رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) نسبت به برنامه هاي آموزشي مراكز آموزش فني و حرفه اي رسمي شناخت دارند؟
6-    از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش)، كارخانه ها و مؤسسات مرتبط مناطق. 9 و 10 شهر تهران، تا چه اندازه مهارتهاي آموزشي فارغ التحصيلان مراكز آموزشي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك)، با پيشرفتهاي فناوري قابل انطباق است؟
7-    از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) شهر تهران، مهارت داشتن فارغ التحصيلان هنرستانهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) در فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات (ICT) تا چه اندازه مي تواند به انطباق بيشتر دانش و مهارت تخصصي آنها با نيازهاي بازار كار، تأثير داشته باشد؟
تعاريف عملياتي:
آموزش فني و حرفه اي:
آن نوع فعاليت هائي است كه مي تواند فرد را براي احراز شغل، حرفه، كسب و كاري آماده كند و يا كارائي و توانائي فرد را در انجام امور تقويت نمايد. (ناصر حق جو، فصلنامة هماهنگ).
بازار كار:
شامل تمام مؤسسات، كارگاهها و كارخانه هائي كه از 100 نفر بيشتر پرسنل داشته و به نحوي با رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك مرتبط باشند و در بخش صنعت كشور اعم از دولتي و خصوصي به ويژه در مناطق 9 و 10 شهر تهران فعاليت مي نمايند.
نياز:
نياز در ساده ترين شكل آن، فلاصله بين آنچه هست و آنچه كه بايد باشد، است. يا فاصله ميان نتايج جاري و نتايج مورد نظر مطلوب (راجر كافمن و جري هرمن)
 
پيشرفتهاي فناوري:
منظور پيشرفت هائي است كه در دستگاهها و ابزارآلات جديد صورت مي گيرد، كه لازمة استفاده از آنها، داشتن دانش و مهارت ويژه است.
مديران صنايع: شامل مديران آموزش، مديران توليد و مديران فني مؤسسات و كارخانه هاي مرتبط با رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك مناطق 9 و 10 شهر تهران.
فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT)
ICT تكنولوژي هاي بسيار جديدي را بخدمت گرفته است كه فرايند آموزش، صنعت، مديريت، توليد و … را به چالش مي خواند و دسترسي سهل و ساده را به زنجيره اي از اطلاعات ارزشمند فراهم مي سازد (جارياني، 1381)

فصل دوم
مطالعه منابع مربوط به موضوع تحقيق
مقدمه:
همانگونه كه شاهد هستيم يكي از هدفهاي غايي نظام آموزشي كارآمد، رسيدن به رشد و توسعة اقتصادي است. بنابراين با ارائه مطالبي در بارة رشد و توسعة اقتصادي و همچنين ذكر عوامل توسعة اقتصادي و بيان نقش منابع انساني در توسعه اقتصادي در اين فصل به روشن شدن رابطة اين امور با نظام آموزشي پرداخته ايم. سپس با توجه به اينكه يك نظام آموزشي كارآمد در ساية برنامه ريزي آموزشي صحيح شكل مي گيرد، مطالبي در مورد برنامه ريزي آموزشي و ذكر مراحل آن به خصوص نيازسنجي كه اولين قدم و زيربناي برنامه ريزي آموزشي است، آورده شده است. و بعد از آن به ذكر مطالبي در مورد كار، عرضة نيروي كار، بازار كار، نياز بازار كار و … پرداخته ايم.
همچنين لازم به ذكر است چون يكي از سؤالات تحقيق در مورد نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در ارتقاء سطح كيفي آموزش فارغ التحصيلان فني و حرفه اي مي باشد، بنابراين مطالبي نيز در اين مورد آورده شده است.
 
مفهوم رشد و توسعة اقتصادي
افزايش كمي ارزش نهايي توليد كالاها و خدمات در يك دوره معين نسبت به دورة قبل به قيمت ثابت را «رشد اقتصادي» مي گويند.
 
rn = درصد رشد سالانة توليد ناخالص ملي
GNP= توليد ناخالص ملي
«توسعه اقتصادي» مترادف با واژه Development است و نمود ظاهري آن سطح فرهنگ بالا، رفاه نسبي و استاندارد بالاي درآمدي اكثريت عظيمي از يك جامعه است. (قاسميان، 1369)
به لحاظ مفهوم علمي توسعه، تحولي تدريجي در ساختار فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي است كه متضمن رشدي خودجوش، مستمر و فراگير در توليد باشد.
تفاوت اصلي مفهوم «رشد اقتصادي» و توسعه اقتصادي در اين مسأله نهفته است كه رشد اقتصادي مفهومي است كه بيان كننده افزايش هاي كلي توليد در يك جامعه است. در حالي كه توسعه اقتصادي فرآيندي پويا را در نظر دارد كه در اين فرايند تنها آن قسمت از افزايشهاي توليد و ظرفيت توليدي را كه متكي بر گسترش مباني علمي-فني توليد و درون زا شدن اين مباني است، مورد توجه قرار مي دهد. چنانچه پروفسور جرالد مير توسعة اقتصادي را فرآيندي مي داند كه به موجب آن درآمد واقعي سرانه در يك كشور در دوراني طويل المدت افزايش مي يابد.
عوامل توسعة اقتصادي
1-    فرهنگ مناسب
2-    نظام آموزشي
3-    انباشت سرمايه
4-    مديريت و نظام اقتصادي مناسب
5-    ثبات اقتصادي
عوامل پنجگانة فوق عواملي هستند كه بايد هماهنگ و دست در دست هم توسعه و گسترش يابند و فقدان هر يك از اين عوامل، حتي در صورت تحقق ساير عوامل، بازهم فرآيند توسعه اي را دچار توقف خواهد كرد. به عبارت ديگر توسعه اقتصادي يك مجموعة به هم پيوسته است و تحقق آن مستلزم سلامت تمامي اجزاء مجموعه مي باشد (ميكائيل پور 1379)
نقش منابع انساني در توسعة اقتصادي
امروزه اهميت عامل انساني در اقتصادهاي رشد يافته بر محققان مباحث اقتصاد آموزش و پرورش پوشيده نيست. براي شركت هايي كه قصد دارند در دنياي متغير بازار كار توان بهره وري و رقابت خود را افزايش دهند، سرمايه گذاري هرچه بيش تر برروي مهارت ها و قابليت هاي نيروي كار – نيروي انساني – به منزلة استراتژي اساسي و مهم مد نظر است. اين مسأله باعث افزايش حساسيت بخش اقتصادي و بازرگاني نسبت به ناكارايي آموزشي شده است. بنابراين اگر جامعه اي بخواهد توان رقابت را در اقتصاد جهاني حفظ كند، اين وظيفة مديران آن جامعه است كه بيش تر از گذشته به شايستگي ها و كيفيت نيروي كار خود توجه نشان دهند. بدون شك، محصولات و خدمات با كيفيت بالا مي تواند به وسيلة آن دسته از نيروهايي توليد مي شود كه از دانش و مهارت بالايي برخوردار هستند.
اين بحث به وسيلة اقتصاددانان آموزش و پرورش به شكل معادلة زير بيان شده است:

نامناسب بودن كيفيت محتواي آموزشي و نبودن ارتباط بين مباحث تحصيلي با نيازهاي اقتصادي و بازار كار باعث بروز دو پديده شده است:
الف- در بسياري از كشورها منابع طبيعي و ساير فرصت هايي كه زمينه ساز بهره وري اقتصادي است بدون استفاده مانده است.
ب- بسياري از تحصيل كردگان بيكار هستند.
جهت بهبود وضعيت اشتغال جوانان و كاهش بيكاري تحصيل كردگان، استفاده از تجارب بعضي كشورهاي شرق و جنوب شرقي آسيا، مثل ژاپن، كرة جنوبي و سنگاپور، بسيار مؤثر خواهد بود. بر اساس مطالعات يونسكو،‌روش بسيار مؤثر اين كشورها در تغيير و بهبود وضعيت اشتغال فارغ التحصيلان ناظر به سه فعاليت است:
1-    تسهيل كسب تجارب و يادگيري در محيط كار و انتقال تجارب علمي از محيط كار به آموزش و پرورش
2-    ارتقاي اصلاحات آموزشي، روش ها و ساختارهايي كه مستلزم لحاظ كردن مهارت هاي شغلي در آموزش مدرسه اي است، به نحوي كه دانش آموزان را براي دنياي كار آماده كند.
3-    افزايش تلاش هاي علمي براي معرفي كار به عنوان بخش جدايي ناپذير آموزش عمومي و تأكيد بر مهارت اشتغال آفرين در فرآيند آموزش تا توان سازگاري جوانان را نسبت به تغييرات سريع و توسعة تكنولوژي افزايش دهد. (عزيزي، فصلنامة تعليم و تربيت، شماره 55 و 56)
 
آموزش
تعريف آموزش:
آموزش چيست؟  آيا توضيحات شفاهي فرد به فرد يا گروهي از شاگردان را مي توان آموزش ناميد؟ آيا اين امر كه معلم كتاب يا جزوه اي را در اختيار شاگرد قرار دهد آموزش است؟ آموزش از ديدگاههاي مختلف تعريف گوناگوني دارد.  دوبوايس (Dubois) آموزش را «مرتب و منظم كردن دقيق محيط فراگير به منظور دستيابي به نتايج مورد نظر در وضعيتهاي مشخص» تعريف كرده و در اين تعريف عواملي مانند محيط، نتايج و وضعيت خاص در خود جاي داده است ولي در اين تعريف به خصوصيات فراگير مانند دانش قبلي وي يا انگيزه و نياز او به يادگيري منظور نشده است. (كريمي، 1375، صفحه58)
برونر معتقد است در آموزش بايستي حداقل به 4 سؤال جواب داده شود:
1-    پيش فرضها و پيش دانسته هاي فراگير كدامند؟
2-    براي يادگيري بيشتر، ساختار و تركيب موضوع يادگيري بايد به چه صورت باشد؟
3-    ترتيب و توالي مواد يادگيري براي تسهيل در يادگيري چگونه است؟
4-    كاربرد تشويق و تنبيه و بازخورد براي دستيابي به اهداف آموزشي به چه نحو است؟
بطور خلاصه مي توان گفت كه: آموزش عبارتست از مجموعه تصميمات و اقداماتي كه يكي پس از ديگري اتخاذ مي شود يا انجام مي گيرد و هدف از آن دستيابي هرچه بيشتر فراگير به يادگيري (اهداف آموزشي) است. يكي ديگر از صاحبنظران آموزش را چنين تعريف مي كند:
آموزش (instruction) برخلاف پرورش و كارآموزي نه يك نهاد است، نه يك دوره، بلكه به مجموعه فعاليتهايي گفته مي شود كه در خدمت پرورش و كارآموزي قرار دارند.»
معمولاً فعاليتهايي را كه معلم به تنهايي به كمك مواد آموزشي در كليه مقاطع تحصيلي انجام مي دهد، آموزش مي نامند. بنابراين مجموعه اي از فعاليتهايي را كه به منظور ايجاد يادگيري در يادگيرنده از جانب آموزگار طرحريزي مي شود و بين آموزگار و يك يا چند يادگيرنده بصورت كنش متقابل جريان مي يابد – آموزش كلاسي – مي گويند، زيرا در آموزش كلاسي بر كنش متقابل بين معلم و دانش آموز (يادگيرنده) تأكيد شده است.
انواع ديگر آموزش مانند: آموزش از طريق راديو و تلوزيون، كتاب و از اين قبيل موارد را كه در آنها كنش متقابل يا رابطه دو جانبه رو در روي بين معلم و دانش آموز وجود ندارد، شامل نمي شود ولي در تعريف جامع آموزش كه ساير آموزشها را نيز دربر مي گيرد، عبارت از هرگونه فعاليت يا تدبير از پيش طرح ريزي شده اي گفته مي شود كه هدف آن ايجاد يادگيري در يادگيرندگان است. (سيف، 1371، صفحه 15)
تعريف آموزش و پرورش
«آموزش و پرورش» تعاريف گوناگوني دارد، گوناگوني تعاريف غالباً ناشي از پيچيدگي و چند وجهي بودن امر آموزش و پرورش است. گاهي فراگرد كسب علم و معرفت و در مواردي نتيجه چنين فراگردي آموزش و پرورش ناميده مي شود. گاهي هر دو جنبه فوق را درنظر مي گيرند. از كاركردهاي اساسي آموزش و پرورش مي توان از انتقال فرهنگ، جامعه پذيري، گزينش و تخصص، كنترل اجتماعي، نوآوري و تغيير، رشد شخصيت، سرمايه گذاري و پرورش سياسي و يگانگي را نام برد. (علاقه بند، 1373، صفحه 6 و 7)
-    به زعم شريعتمداري كلمه آموزش به معني انتقال دانش و كلمه پرورش بمعني انتقال ارزش يا شكوفايي استعداد افراد مي باشد.
-    دونالد باتلر: «تعليم و تربيت فعاليت يا كوششي است كه در آن افراد مسن تر اجتماع انساني يا آنهايي كه بيشتر رشد كرده اند با افراد كم سن تر (كم رشدتر) برخورد مي كنند تا رشد بيشتري را در آنها بوجود آورند و از اين راه به پيشرفت زندگي انساني كمك كنند».
-    فيليپ ج فنيكس «تربيت عبارتست از فرايندي كه بوسيله آن افراد از روي قصد و اراده افراد ديگر را هدايت كنند». (شريعتمداري، 1370، صفحة 6 و 7)
بنظر فيوضات آموزش و پرورش عبارتند از:
1). فعاليتي مداوم، جامع و براي همه بخاطر رشد و تعالي انسان غناي فرهنگ و تكامل جامعه.
2). فراگردي است كه طي آن مجموعه اي از دانش هاي مرتبط و منظم همراه با عادات و مهارتهاي حاصل از آن انتقال مي يابد. (فيوضات، 1356، صفحة 37)
با توجه به تعاريف آموزش و پرورش در سطح كلان، آموزش و پرورش خود به سه نوع تقسيم مي شود:
1-    آموزش مستمر ضمني. 2- آموزش رسمي. 3-آموزش غيررسمي.

1-آموزش مستمر ضمني:
اين نوع آموزش به هرآنچه كه انسان در طول عمر، به گونه اي سازمان نيافته و نامنظم در زمينه هاي دانش و توانش و بينش فرا مي گيرد اتلاق مي گردد. آموزش مستمر ضمني مانند محيط خانه، محيط كار، مكانهاي فرهنگي و ورزشي، وسايل ارتباط جمعي.
2-    آموزش رسمي
آموزش رسمي يا مدرسه شامل آن قسمت از نظام آموزشي است كه از كودكستان آغاز شده و تا آموزش عالي ادامه دارد. اين نوع آموزش سازمان يافته است و داراي ساختاري مشخص مي باشد و از سلسله مراتب منظمي پيروي مي كند.
آموزش غيررسمي:
آموزش غيررسمي به هر نوع فعاليت آموزشي و كارآموزي اتلاق مي شود كه سازمان يافته است ولي در خارج از نظام آموزشي رسمي (مدرسه اي) انجام مي گيرد، مانند دوره هاي آموزش ضمن خدمت كاركنان و آموزشهاي كوتاه علمي فني در زمينه مشاغل، صنعت، خدمات و فعاليتهاي فرهنگي جهت اوقات فراغت جوانان. با توجه به مراتب بالا امروزه واژه آموزش منوط به محيط مدرسه و كلاس نمي باشد، بلكه مفهوم وسيعتر و غني تري دارد. بدون توجه به زمان و مكان خاص همان اصل مهم اسلامي يعني: «ز گهواره تا گور دانش بجوي» را نشان مي دهد.
مفهوم برنامه ريزي آموزشي:
از برنامه ريزي آموزشي تعاريف گوناگوني شده است، كه از برداشتهاي متفاوت صاحبنظران نسبت به مقولة برنامه ريزي آموزشي ناشي مي شود. برخي برنامه ريزي آموزشي را آينده نگري و نقشه كشيدن براي آينده آموزش و پرورش مي دانند. عده اي آن را پيش بيني نيازها و تخمين منابع براي تحقق اهداف از پيش تعيين شده تلقي مي كنند. به تعبير گروهي ديگر، برنامه ريزي آموزشي، يعني تصميم گيري در باره آينده آموزش و پرورش. يكي از صاحبنظران اين حوزه، برنامه ريزي آموزشي را روشي براي انتخاب منابع و اهداف طبق يك استاندارد مي داند.
در اصطلاحنامه مركز منابع اطلاعات آموزشي،  آمده است، برنامه ريزي آموزشي، يعني فرايند تعيين اهداف، روشها، فعاليتها، منابع و برنامه ريزي مؤسسات آموزشي و سرانجام فيليپ كومبز، مديركل اسبق يونسكو، برنامه ريزي آموزشي را كاربرد روشهاي تحليلي در مورد هر يك از اجزاء نظام آموزشي به منظور ايجاد يك نظام آموزشي كارآمد مي داند.
تعريفي كه كومبز در دهه 1970 از برنامه ريزي آموزشي گفته است، تا به امروز مورد قبول بسياري از صاحبنظران است و به طور ضمني متضمن عناصري است كه در تعاريف پيشين به آنها اشاره شد و در اينجا با قبول اين تعريف، مباحث برنامه ريزي آموزشي دنبال مي شود. (محسن پور، 1379، صفحه 7-6)
جايگاه نيازسنجي در برنامه ريزي آموزشي
سنجش منظم و دقيق نيازهاي آموزشي تا اواسط قرن بيستم صورت نمي پذيرفت. مسائلي نظير تحولات سريع اجتماعي و لزوم آماده سازي افراد براي زندگي شخصي و حرفه اي از يك سو و تقاضاي عمومي و حرفه اي براي برنامه هاي تربيتي نظام يافته تر و پاسخگو تر نسبت به مسائل موجود، منجر به ظهور الگوهاي برنامه ريزي مبتني بر اطلاعات گرديد. (فتحي و اجارگاه و مهرمحمدي، 1378)
تعيين نيازهاي آموزشي اولين گام برنامه ريزي آموزش كاركنان و در واقع نخستين عامل ايجاد و تضمين اثربخشي كاركرد آموزش و بهسازي است كه اگر بدرستي انجام شود مبناي عيني تري براي برنامه ريزي به عنوان نقشه اثربخشي – و تبعاً ساير فعاليت ها – فراهم خواهد شد و احتمال تطابق آن با نيازهاي سازمان، حوزه هاي شغلي كاركنان و در نهايت اثربخشي آن افزايش خواهد يافت. (عباس زادگان و ترك زاده، 1379)
به عقيده شاپور راسخ «براي تدوين اهداف مطلوب بايد نيازها بررسي شده و به طور كلي اهداف براساس نيازها و براي تحقق نيازها تدوين شوند» برنامه ريزي آموزشي به مثابه بررسي ساختماني است كه بنيان آن بر نيازسنجي استوار است (شكل در صفحه بعد) اگر به اين شالوده (نياز) توجهي شود يا در شكل دادن به آن از مصالح كم دوام استفادة شود و يا بر پايه تخيلات و اوهام يا نظرات يك يا چند نفر بنا گردد، ساختمان بنا شده به زودي فرو خواهد ريخت. اگر برنامه ريزي كه رابطه مستقيمي با برنامه ريزي نيروي انساني و اشتغال دارد بر اساس نيازسنجي صورت نگيرد، تبعات زيان آوري به دنبال خواهد  داشت، اما اگر قبل از برنامه ريزي آموزشي، نيازسنجي صورت گيرد و هدفهاي برنامه هاي آموزشي بر آن استوار باشد براي هر قدمي كه در سيستم آموزشي برمي داريم، مي توان دلايلي را ارائه كرد. بر اساس نيازسنجي هر اقدامي به نظر منطقي و مدلل خواهد بود.
«جك تيلور» ضمن بررسي خود در زمينه نحوه آموزش مديريت در يكي از سازمانهاي صنعتي اينطور نتيجه گيري مي كند كه يكي از خطاهاي فاحش در امر برنامه ريزي آموزشي در اين خصوص تجزيه و تحليل سريع و سطحي نيازهاي آموزشي بوده است. به عبارت ديگر مسئولان امر در انجام بررسي عميق به منظور شناخت نيازهاي مهم و اصلي آموزشي فرد، اعضاي سازمان و درجه بندي و طبقه بندي اين نيازها و تدوين يك برنامه آموزشي جامع، آينده نگر و كامل و تطابق آن با نيازها قصور ورزيده اند. (ترجمة گروهي از اساتيد و نويسندگان مديريت، 1369)
بايد دانست كه هر عصر توصيفيي از نيازها، در واقع جنبه تجربي داشته، از اين رو پيوسته اعتبار اين توصيه ها و بيان نيازها مورد ترديد و سئوال قرار خواهد گرفت.
اختلافها برحسب نتايج يا رفتارهاي واقعي (هدفها) تعيين خواهد شد نه بر اساس فراگردها (يا وسايل)
نيازهاي آموزشي را از يك ديدگاه مي توان به دو گروه آشكار و پنهان تقسيم كرد. نيازهاي آموزشي آشكار آن دسته از نيازهاي آموزش است كه خود به وضوح نشان دهنده نياز آموزشي بوده و احتياجي به بررسي و تحقيق ندارد مانند استخدام يك كارمند جديد و بدون سابقه كار كه در زمينه هاي مربوط به شغل جديد مسلماً نياز به آموزش دارد و يا انتقال يك كارمند از قسمتي به قسمت ديگر و يا تغيير روش و يا وسايل ابزارآلات كاري كه بديهي است اين تغييرات مستلزم آموزش بوده و مواد آموزشي هم يادگيري همان تغييراتي است كه از نظر دانش و مهارت بايد در كاركنان مذكور به وجود آيد.
نياز آموزشي پنهان آن نيازهاي آموزشي است كه با وجود احساس شدنشان تعيين و تشخيص اينكه چه كساني نياز به آموزش دارند و يا آن اشخاص به چه آموزشهايي نياز دارند، مستلزم تحقيق و بررسي است. (ابطحي، 1368، صفحة 26)
نيازسنجي آموزشي
شناخت و تحليل اثربخش نيازهاي آموزشي، پيشتاز يك سيستم آموزشي موفق است. تعيين نيازهاي آموزشي اولين گام برنامه ريزي آموزش كاركنان و در واقع نخستين عامل ايجاد و تضمين اثربخشي كاركرد آموزش و بهسازي است كه اگر بدرستي انجام شود مبناي عيني تري براي برنامه ريزي به عنوان نقشه اثربخشي و تبعاً ساير فعاليتها فراهم خواهد شد و احتمال تطابق آن با نيازهاي سازمان، حوزه هاي شغلي و كاركنان و در نهايت اثربخشي آن افزايش خواهد يافت، «آموزش گران است»، فقط بايد موقعي ارائه شود كه اولاً پلسخي به يك نياز شناخته شده باشد و ثانياً بهترين راه حل براي مشكلاتي باشد كه از طريق آن قابل حلند. فعاليتهاي آموزشي كه بدون توجه به اين شرايط طراحي و اجرا شوند در واقع نوعي اتلاف منابع ارزشمند خواهد بود.
نيازسنجي با شناسائي نيازهاي مهم، مبنايي براي تعيين اهداف و تبعاً، بستر مناسبي براي سازماندهي ساير عناصر مهم حول محور نيازهاي اولويت يافته فراهم مي سازد. بنابراين كليه تصميمات در خصوص تدارك اهداف خاص، محتواي آموزشي مناسب و استفاده مؤثر از ساير منابع و امكانات محدود (انساني، مالي و مادي) تابعي از مطالعات نيازسنجي است. از اين رو شايسته تأمل و دقت علمي است. چون در واقع كيفيت اين داده ها، اثربخشي دوره هاي آموزشي و نهايتاً كاركرد آموزش را تعيين خواهد كرد. در اين ميان نحوه تعريف و تعيين نيازهاي آموزشي اثر مهمي در كيفيت و موفقيت كار دارد.
چگونگي تعريفي كه از يك مشكل ارائه مي دهيم، نحوه حل آن را تعيين مي كند. نيازها را بايد جهت انتخاب اقدامات درست، قبل از انجام درست هر اقدامي مشخص كرد. «با تشخيص نيازها قبل از انتخاب هر نوع راه حل مي توانيم بر ميزان كارايي و اثربخشي خويش بيفزاييم. با انجام كارهاي درست، اعتماد به اثربخشي و اخلاقي بودن آنچه انجام مي دهيم، بيشتر خواهد شد.» (عباس زادگان و ترك زاده، 1379، صفحة 55).
مفهوم نياز
نياز يك مفهوم عمومي است كه در زمينه هاي مختلف كاربرد نسبتاً وسيعي دارد و تعاريف متعددي از آن ارائه مي شود. اين تعاريف اگرچه همگي يك مفهوم يا احساس مشتركي را انتقال مي دهند با اين وجود از مناظر و ابعاد مختلف و بعضاً متفاوتي بدان مي نگرد. اهميت اين ديدگاهها در تعريف واژه هايي مانند نياز از آن جهت است كه عملاً مبناي طرحريزي و اقدام در زمينه سنجش و رفع نيازها و به سهم خود نتايج حاصل از آن قرار مي گيرد.
در يك تعريف عمومي، نياز چيزي است كه براي ارضاء و تحقق يك هدف قابل دسترس، ضروري يا مفيد است. از اين منظر نياز يك نقش واسطه اي پيدا مي كند كه رفع آن موجب تحقق يا تسهيل در آن مي شود. از اين رو بايد در ارتباط با هدف (وضعيت مطلوب) معين و براساس معيارها و استانداردهاي خاص آن تعيين و سنجيده شود. (عباس زادگا و ترك زاده، 1379، صفحه 56) از ديدگاههاي مختلف تعاريف مختلفي از نياز شده است. از نقطه نظر كاربردي در آموزش و بهسازي مي توان آنها را به چهار دسته تقسيم كرد:
1-    نياز به عنوان فاصله بين وضع موجود و مطلوب كه مي توان گفت متداولترين تعريفي است كه از نيازها مي شود. در اين مفهوم وضع مطلوب مي تواند اهداف، نتايج، توانائيها، نگرش ها، دانش، هنجارها، ادراكات و … درنظر گرفته شود. شكاف بين ايده آل و موجود تعبير به نياز مي شود.
2-    نياز به عنوان يك خواست يا ترجيح، اين تعريف مبتني بر عقايد و نظرات و خواسته ها و ترجيحات افراد در زمينه هاي مورد نظر (نياز) مي باشد. اين برداشت عملاً كاربرد گسترده اي دارد.
3-    نياز به عنوان يك عيب يا كاستي، از اين ديدگاه عدم وجود دانش، مهارت و توانائي يا نگرشي و يا ابزار و وسايلي كه منجر به ايجاد اشكال در عملكرد بهينه شود نياز تلقي مي شود. در اين مفهوم نياز هنگامي مطرح مي شود كه در يك مورد خاص سطح حداقل رضايت بدست نمي آيد و يا نمي تواند بدست آيد.
4-    برداشت تركيبي، از اين ديدگاه آنچه كه بين وضع موجود و وضع مطلوب قرار دارد، آنچه كه ترجيحات، علايق و انتظارات افراد را شكل مي دهد و سرانجام آنچه كه بر عملكردهاي مطلوب اثر منفي دارد، همگي نشانگر نياز هستند. (عباس زادگان و ترك زاده، 1379 صفحه 58)

منابع نيازهاي آموزشي
منابع نيازهاي آموزشي بطور كلي عبارتند از:
•    آرمانها، اهداف و استراتژيهاي سازمان (شغل)
•    نوع كار، وظايف شغلي، و ابزار مورد استفاده و ساير الزامات آن
•    محيط
شرايط زير نيز ضرورت توجه و اقدام براي شناسايي نيازهاي آموزشگاهي را ايجاب مي كند:
•    احساس وجود يا مشاهده يك شكاف دانش يا مهارتي در سازمان (بطور كلي) يا در بين گروهي خاص از كاركنان.
•    پيش بيني و يا بروز مشكلات نگرشي و رفتاري در سازمان يا در بين گروهي از كاركنان
•    مشخص شدن قصور و يا كاستي – آگاهانه يا ناآگاهانه – در عملكرد افراد (مديران و كارشناسان).
•    در مواردي كه آموزش گذشته عليرغم موفقيت در حصول نتايج آموزشي، اهداف و بروندادها يا پيامدهاي مطلوب را محقق نكرده است. (عباس زادگان و ترك زاده، 1379، صفحة 60).
 
انواع نيازسنجي
كافمن با توجه به موارد كاربرد از شش نوع نياز سنجي به شرح زير نام برده است:
1-    نيازسنجي آلفا
اين نوع نيازسنجي با بررسي، تهيه و تنظيم و اجراي تنواع سياستها و خطي مشي ها ارتباط دارد. در نيازسنجي آلفا اقدامات و فعاليتها با آنچه كه بايد باشد مرتبط است و بررسي معايب و مسايل وضع موجود در درجه اول اهميت قرار ندارد. هدف اصلي ممكن است تغيير اهداف و مقاصد فعلي باشد و اين امر ممكن است به طرح اهداف و مقاصد جديد و تدوين برنامه هاي نو منجر شود.
كافمن نيازسنجي آلفا را از آنجا كه يك مسير معين را براي شناسايي تعييرات و انجام آنها بطور عميق و يا تعيين نقطه شروع كاري ممكن مي سازد اساسي ترين نوع نيازسنجي مي داند و عقيده دارد، از اين رو بشدت مبتني بر برنامه ريزي و عملكرد مشاركتي است.

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه