قرآن و حضرت مهدی (عج)

قرآن و حضرت مهدی (عج)
قرآن و حضرت مهدی (عج)
110,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 126 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

 
قرآن و حضرت مهدي(عج)
يكي از موضوعات قرآني كه خداوند متعال به آن اشاره فرموده است، مسأله حضرت مهدي(عج) و قيام آن حضرت مي‌باشد. بايد گفت؛ لازم نيست هر موضوع صحيحي با تمام خصوصيات و مشخصاتش در قرآن كريم وارد شده باشد.
چه بسيار جزئيات صيح و درستي كه آن كتاب آسماني اصلاً متعرض آن نشده است و ثانياً؛ آياتي چند در آن كتاب مقدس وجود دارد كه روزي را براي جهان نويد مي‌دهد كه حق پرستان و حزب خدا پرستان و طرفداران دين و مردم شايستة جهان، قدرت و حكومت زمين را قبضه ي نمايند و دين اسلام بر تمام اديان غالب مي‌گردد.

از باب نمونه
1-در سوره انبياء آيه 105 مي‌فرمايد:
و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون
ما بعد از آنكه در تورات نوشته بوديم در زبور نوشتيم كه بندگان شايسته من وارث زمين مي‌شوند.
2-در سوره نور آيه 55 مي‌فرمايد:
خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده اند و عمل شايسته انجام داده اند، وعده داده كه آنان را خليفه زمين گرداند، چنان كه گذشتگانشان را نيز قبلاً خيفه گردانيده بود و ديني را كه برايشان پسنديده است، استوار و نيرومند گرداند و ترسشان را به ايمني تبديل كند تا مرا عبادت كنند و چيزي را شريك قرار ندهند.
3-در سوره قصص آيه 4 مي‌فرمايد:
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين.
ما اراده كرده ايم كه به ضعيفان زمين منت نهاده، و آنها را پيشوايان و وارثان زمين گردانيم.
4-در سوره توبه آيه 33 مي‌فرمايد:
هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الذين كله ولو كره المشركون.
او خدايي است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاده تا بر تمام اديان غالب گردد، اگرچه مشركين آن را مكروه داشته باشند.
از اين ايات شريفه اجمالاً استفاده مي‌شود كه: دنيا روزي را در پيش دارد كه قدرت و اداره زمين به دست مؤمنين و رجال شايسته افتاده، پيشوا و پيشرو تمدنهاي بشري مي‌گردند و دين اسلام بر تمام اديان غالب مي‌شود و يكتاپرستي جايگزين شرك مي‌گردد.
آن عصر درخشان؛ همان روز نهضت مصلح يبي و منجي بشريت و مهدي موعودي مي‌باشد و آن انقلاب جهانگير و همه جانبه توسط مسلمين شايسته انجام مي‌يابد.
عمره از سوي آن حضرت و … نيز از كارهايي است كه منتظران عاشق و فراوان انجام مي‌دهند.

امام مهدي(ع) در قرآن
« و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصلحون»
ما در زبور داود، از پس ذكر(تورات)، نوشته ايم كه سرانجام، زمين را بندگان شايستة ما به ارث مي‌برند(و بر كرة زمين حاكم مي‌شوند)
طبق فرمودة پيشواي پنجم حضرت امام محمد باقر(ع)، اين بندگان شايسته كه وارثان زمين شوند. اصحاب مهدي(ع) هستند، در آخرالزمان.
 
ويژگيهاي ياران حضرت مهدي(ع) از نگاه قرآن
در قرآن مجيد اين كتاب انسان ساز و حركت آفرين در رابطه با ياران حضرت مهدي(عج) يك آيه است كه بسيار اميد بخش و سازنده است اين آيه در حقيقت بيانگر حقايق و واقعيتهايي است كه اگر به طور جدي و همه جانبه تعيب گردد، موانع سر راه را بر مي‌دارد و جهان را به استقبال مصلح جهاني حركت مي‌دهد.
در سوره مائده آيه 59 خداوند بطور مستقيم مؤمنان را مورد خطاب قرار داده و مي‌فرمايد:
اي مؤمنان هركس از شما مرتد شد و از اسلام بيرون رفت! خداوند در اينده جمعيتي را مي‌آورد كه داراي پنج امتياز هستند.
1-هم خداوند آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند؛
2-در برابر مؤمنان خاضع و مهربانند؛
3-در بابر مشركان و دشمنان- سرسخت و نيرومندند.
4-بطور پي گير در راه خدا جهاد و تلاش مي‌كنند؛
5-در مسير انجام وظيفه از سرزنش هيچ سرزنش كننده‌اي مي‌هراسند؛ اين فضل خا است كه به هر كسي بخواهد( و شايسته ببيند) ي دهد ضل و رحمت خدا وسيع است و او بر همه چيز آگاه است.
نكاتي پيرامون 313 يار مخصوص حضرت مهدي(عج)
پيرامون 313 يار مخصوص و ويژة امام زمان به دو نكته مهم اشاره مي‌نماييم:
1-تواتر حديث 313 نفر : در همه جا معروف است و در كتاب‌هاي مربوط به امام زمان(عج) نوشته شده كه هنگام ظهور آن حضرت 313 نفر ياران مخصوصش به او مي‌پيوندند و همچون كوه در برابر حوادث ايستادگي كرده همراه امام(ع) هستند و اين حديث 313 نفر در كتب معروف مانند بحارالانوار و اثبات الهداه و منتخب الاثر … آمده است.
2-ويژگيهاي مخصوص ياران خالص يعني 313 نفر از ديدگاه روايات:
هنگام ظهور امام قائم(ع) آن حضرت قبل از آنكه كنار كعبه برود و تكيه بر كعبه كند و صداي دل آراي خود را بلند كرده و به جهانيان برساند، در مكاني به نام ذي طوي در انتظار 313 نفر از ياران خاصش توقف مي‌كند تا اينكه آنها مي‌آيند و به آن حضرت مي‌پيوندند … و از آنجا همراه امام به كنار كعبه مي‌روند…
ب)313 نفر از ازراف جهان جمع مي‌شوند
امام باقر(ع) مي‌فرمايد:
خداوند براي حضرت قائم (عج) از دورترين شهرها به تعداد جنگاوران جنگ بدر،
313 مرد را جمع مي‌كند.
ج)313 نفر نخستين بيعت كنندگان با امام قائم(عج) هستند.
هنگام ظهور نخستين كساني كه پس از جبرييل امين(ع) با امام قائم (عج) بيعت مي‌كنند. همين 313 نفر هستند و اين مطلب در احاديث آمده است. البته بايد توجه داشت كه در آغاز ظهو ياران امام زمان 313 نفرند وگرنه بطور سريه بر ياران ان حضرت افزوده مي‌شود. بطوري كه در همان آغاز به 10000 نفر مي‌رسند .
د)313 نفر جانبازان سلحشورند
امام سجاد (ع) مي‌فرمايد:
اين 313 نفر در حدي از ايثار و جانبازي و شجاعت و سلحشوري هستند كه دشمنان قائم جمع مي‌شوند تا ان حضرت را به قتل برساند، همين 113 نفر با دفاع قهرمانانه در راه آن حضرت دشمنان را دفع مي‌كنند.
هـ)313 نفر پرچمداران و حاكمان روي زمين هستند
امام صادق (ع) فرمود:
گويا امام قائم(عج) را در بالاي منبر كوفه مي‌نگرم كه يارانش 313 نفر مرد، به تعداد
جنگاوران مسلمانان جتگ بدر- اطرافش را گرفته اند اين ياران پرچمداران و حاكمان بر مردم در زمين از جانب خداوند هستند.
و)313 نفر امت معدوده و همچون پاره‌هاي ابرهاي متراكم هستند
در قرآن مي‌خوانيم- هرجا كه باشيد، خداوند همه شما را حاضر مي‌كند- در تفسير اين آيه شريفه اام باقر(ع) مي‌فرمايد:
منظور ياران قائم (عج) اند كه 313 نفرند، به خدا سوگند منظور از امت معدوده كه(در سوره هود آمده) آنها هستند. به خدا سوگند در يك ساعت همگي جمع مي‌شوند، همچون پاره‌هاي ابر پائيزي كه بر اثر باد جمع و متراكم مي‌گردد.
ز)313 نفر ركنها و پايه‌هاي خلل ناپذير و پشتيبانان محكمند
امام صادق در تفسير آيه 80 سوره هود كه در آن آمده، حضرت لوط به قوم سركش و تبهكار خود گفت،«اوان لي بكم قوه او اودي الي ركن شديد» فرمود.
منظور از قوه همان قائم(عج) است و منظور از ركن شديد(پشتيبانان محكم) 313 نفر از ياران هستند.
ح)امام باقر(ع) فرمود:
امام قائم(عج) داراي 313 نفر ياور است كه اين افراد از عجم هستند، برخي از آنها در روز بر روي ابر سوار شده و راه مي‌روند و به نام و اوصاف و نسب معروفند.
ط)دست خدا بااي سر حضرت مهدي(عج) و يارانش است.
اين مطلب از ايه شريفه «ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم» استفاده مي‌شود.
ي)50 نفر از 313 نفر يار مخصوص امام زمان (عج) از زنان هستند.
امام باقر(ع) مي‌فرمايد: سوگند به خدا سيصد و اندي نفر مرد مي‌آيند كه در ميانشان50 نفر زن هستند، آمدنشان همچون ابرهاي پاييزي است.

وظايف شيعه در عصر انتظار
1-پاسداشت انديشه‌ها
تار و پود جامعه و حكومت ديني را اعتقادات آسماني تشكيل مي‌دهد كه از سوي خداوند به وسيلة وحي در اختيار بشر قرار گرفته است. حفظ و حراست اين دستاورد گرانقدر و بي نظير در هر زماني لازم و ضروري است و در زمان فيبت حجت خدا ضرورتش دو چندان مي‌شود؛ چرا كه وظيفة ظاهري ان حضرت نيز به علت غيبت بر دوش امت قرار دارد. از اين رو، التزام فكري و عملي به اعتقادات ناب و حياتي، تبليغ و ترويج ان از راه‌هاي مشروع و اصولي، دعوت مردم دنيا به سوي آنها، انتقال آن به نسل‌هاي جديد و حراست و مرزباني از همة حدود و ثغور عقيدة ناب اسلامي، نخستين و ضروري ترين وظيفة هر منتظر واقعي در عصر انتظار است. در قرآن مجيد
مي‌خوانيم:
يا ايها الذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلكم تفلحون(آل عمران 200)
اي كساني كه ايمان آورده ايد، صبر كنيد و ايستادگي ورزيد و مرزها را نگهباني كنيد و از خدا پروا نماييد، اميد است كه رستگار شويد.
مرزباني، در اين آيه، فراتر از مررباني فيزيكي ممالك اسلامي‌است و شامل همة مرزهاي فكري و عقيدتي و مانند آن مي‌شود، چنانكه علامه طباطبايي در تفسير طولاني اين آيه به آن اشاره كرده است.
امام باقر(ع) در روايتي، آيه ياد شده را به ارتباط با حضرت مهدي(ع) تفسير كرده و فرموده است:
اصبروا عي اداء و الفرائض و صابروا عدوكم و رابطوا امامكم المنتظر
در انجام واجبات شكيبايي ورزيد و در بابر دشمنان پايداري كنيد و با امام موعود خويش رابطه داشته باشيد.
و اين رابطه مي‌تواند هم عقيدتي و فكري باشد و هم رابطة ظاهري اگر ميسر شود- كه ان هم بي ارتباط با انديشه و اعتقاد نمي‌تواند باشد.
نكتة جالب تر اينكه، امام زمان(عج) در نامه‌اي كه براي شيخ مفيد صادر فرمودند،
خود را «مرابط في سيله» يعني مرزبان راه خدا ناميده است و اين مطلب علاوه بر تأييد
مدعاي بالا، گوياي هشياري و سنگرباني پنهاني امام از مرزهاي عقايد و معارف اسلامي‌است كه وظيفة هر منتظر، از جمله امام موعود مي‌باشد.

2-هوشياري انقلابي
جامعة شيعه تا تشكيل حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) در حال نهضت و انقلاب است و هيچ حاكمي‌را جز آنكه خدا معرفي كرده به رسميت نمي‌شناسد. به همين دليل نيز در طول تاريخ، لبة تز حملات حاكمان ستمگر متوجه امامان و شيعيان بوده است و آنان در سياهچال‌ها و بر سر دارها و زير انواع شكنجه‌ها جان دادند، ولي از چنين عقيده ا دست نكشيدند. امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) نقل مي‌كنند:
گروهي در آينده خواهند آمد كه هر يك از آنان پنجاه برابر شما ]ارزش و[ پاداش دارد! اصحاب گفتند: آيا ما در ركاب شما در جنگ بدر، احد و حنين نجنگيديم و قرآن در زمان ما نازل نشد؟ فرمود:چرا ولي آن گونه كه آنان تحمل مي‌كنند و استقامت مي‌ورزند، شما چنين طاقتي نداريد!
اين صبر و طاقت، از ايمان محكم آنان سرچشمه مي‌گيرد. چان كه رشيد هجري- كه خود از قربانيان دار و دستة معاويه است- در پاسخ دخترش كه از او چنين تجلي كرد؛ «پدر تو چقدر تلاش و كوشش مي‌كني؟» گفت:«دخترم پس از ما مردمي‌بيايند كه بينش
و بصيرت ديني آنان به مراتب از تلاش و كوشش گذشتگان برتر باشد!»
وظيفة منتظران حفظ چنين روحيه و مقابله‌ي با حاكمان طاغوتي و مهدي‌هاي قلابي و بدلي است كه هر از چندگاه با تحريك دشمنان اسلام يا دنياخواهي در گوشه و كنار جهان ادعاي مهدويت مي‌كنند و افراد ساده لوحي نيز گرد آنان حلقه مي‌زنند. شناسايي و افشاي ماهيت پليد اين ناكسان نيز بخشي از هشياري انقلابي منتظران واقعي است.

3-آراستگي اخلاقي
بنابر اعتقاد صحيح تشيع، امام معصوم بايد همة كمالات انساني را در حد اعلا دارا باشد و از هرگونه كژي و پلشتي منزه باشد؛
ان ذكرالخير كنتم اوله و اصله و فزعه و معدنه و ماويه و منتهاه.
هرگاه از نيكي ياد شود ] اهل بيت[ اول و اصل و فرع و منبع و پناهگاه و نهايت خوبي هستيد!
و قطعاً حضرت مهدي(ع) مكارم اخلاقي و كمالات انساني را در حكومت خويش ترويج خواهد كرد و فساد و تباهي را ريشه كن خواهد نمود. پس طبيعي است كه منتظران اين امام و آن حكومت، خود به زيبايي‌هاي اخلاقي آراسته و از زشتي‌هاي اخلاقي پيراسته باشند تا بهتر و سريع تر به منبع نيكي و كمال نزديك شوند. امام
صادق عليه السلام آنان را چنين سفارش مي‌كند؛
هركس دوست دارد از ياران مهدي(ع) باشد، بايد انتظار بكشد و به تقوا و اخلاق نيك آراسته گردد؛ چنين كسي منتظر ]واقعي[ است و اگر پيش از ظهور از دنيا برود پاداش كسي را دارد كخ هدي را همراهي كرده است. پس (در دينداري و آراستگي اخلاقي) كوشا باشيد و انتظار كشيد و چنين حالتي گوارايتان باد‌اي گروهي كه مشمول رحمت الهي هستيد!

4-اصلاحات عمومي
به گفتة يكي از نويسندگان، «خلقي كه در انتظار ظهور مصلح به سر مي‌برد، بايد خود «صالح» باشد»؛  زيرا ميان منتظر و موعود بايد تشابه و سنخيت باشد و چون حضرت مهدي مصلح كل جهان و بشر است و ياران و كارگزارانش را از ميان همين مردم انتخاب مي‌كند، منتظران و اميدواران دولت او بايد تا آنجا كه از دستشان بر مي‌آيد، همان كارهايي را انام دهند كه با است مصلح نهايي در سطح جهان انجام دهد. چنين وظيفه‌اي را علاوه بر انتظار، امر به معروف و نهي از منكر نيز بر عهدة همگان نهاده است.

5-آمادگي رزمي
از روايات زمان ظهور بر مي‌آيد كه عده‌اي نابخرد در برابر حضرت مهدي(ع) دست به سلاح برده به مقابله بر مي‌خيزند. آن حضرت نيز دست كم با لشكري به ظرفيت ده هزار نفر قيامش را اغاز مي‌كند. پس منتظران واقعي بايد، همة فنون جنگي و آمادگي نظامي‌را فرا گيرند تا بتوانند در موارد لزوم از رهبري الهي دفاع كنند، حتي از خدا بخواهند كه اگر پيش از ظهور از دنيا رفتند، خداوند آنها را در حالي از خدا بخواهند كه اگر پيش از ظهور از دنيا رفتند، خداوند آنها را در حالي كه كفن به تن دارند، مسلح و آماده از قبر بر انگيزد تا به ياري رهبر محبوب بشتابند.
موضوع آمادگي رزي علاوه بر اينكه مشمول عام آية «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه ….» هست، مورد تأكيد خاص معصومين(ع) نيز قرار گرفته و حضرت صادق عليه السلام فرموده است:
هريك از شما بايد براي قيام مهدي(ع) اسلحه تهيه كند گرچه يك نيزه(يا تير) باشد و اگر خداوند بيند كه كسي چنين قصدي دارد، اميد است عمر او را دراز كند تا مهدي(ع) را دريابر و از ياران او شود.
عشق و محبت فراوان به آن امام همام، برقراري ارتباط معنوي و حتي ظاهري با ايشان، در صبح و شام به يادشان بودن، دعا براي سلامتي و فرج، دادن صدقه و انجام حج و عمره از سوي آن حضرت و … نيز از كارهايي است كه منتظران عاشق و فراوان انجام مي‌دهند.

بهترين اعمال
«بهترين اعمال امت من، انتظار فرج پروردگار است.»
اين، سخن رسول خدا مي‌باشد كه علماي شيعه براي مردم باز مي‌گويند.
روزگار غيبت طولاني اما دوازدهم، صدها سال است كه به درازا كشيده شده است، و شايد صدها سال ديگر نيز، طول بكشد. در چنين سالهايي، انتظار فرج پروردگار را كشيدن، كاري سخت و پر طاقت بوده و پاداشي عظيم را در پي دارد.
اما زين العابدين(ع) دربارة مردم اين روزگار، اعلام داشته است:
-«مردم زمان او- امام غايب- از مردم تمامي‌زمانها برتر هستند؛ زيرا خداوند، عقل و فهمي‌به آنها داده كه غيبت در نزدشان، حكم مشاهده را دارد.
خداوند، اين مردم را مثل كساني مي‌داند كه با شمشير در پيش چشم پيامبر(ص) و در مقابل دشمنان پيكار كرده اند. آنها مخلصان حققي و شيعيان راستگوي ما هستند كه مردم را به طور آشكار و پنهان، به دين خدا مي‌خوانند.
مردم روزگار غيبت طولاني، كاري دشوار را پيش روي دارند و دين خويش را به دشواري حفظ مي‌كنند.رسول خدا دربارة آنان مي‌فرمايد:«ثابت ماندن آنها بر دين خود، از كوتاه كردن شاخه‌هاي درخت خاردار با دست برهنه در شب ظلماني، دشوارتر است. آن مردم، حكايت كسي را دارند كه پاره‌اي از آتش گداخته و مشتعل را در دست خويش نگه داشته اند.»
اا صادق(ع)، مردم روزگار غيبت را چنين توصيف مي‌كند؛ او كسي است كه بعد از دوراني طاقت فرسا و بلا و ظلم طولاني، شيعيان خود را از غم نجات مي‌دهد. پس خوشا بر كساني كه آن روزگار را درك كنند!
اما شيعيان!
چه گروهي از آنان، قيام امام (عج) را شاهد خواهند بود؟
اما رضا(ع) در اين باره خبر داده است:«آنچه شما چشمهاي خود را به سويش دوخته ايد- ظهور امام دوازدهم- واقع نخواهد شد، تا اينكه پاسكازي و جداسازي شويد؛ تا اينكه نماند از شما هر چه كمتر و كمتر.»
امام باقر(ع) نيز چنين سخني را قبل از اين، بيان داشته است:
شا در مورد چه چز سخن مي‌گوييد!
هيهات!هيهات!
آنچه گردنهاي خود را به سويش مي‌كشيد، واقع نخواهد شد؛ تا اينكه پاكسازي شويد.
آنچه انتظارش را مي‌بريد، واقع نمي‌گردد؛ تا اينكه باز شناخته شده و از همديگر جدا شويد.
آن روز- روز ظهور- فرا نمي‌رسد، تا اينكه شما غربال گرديد!
آنچه منتظرش هستيد، روي نخواهد داد؛ مگر پس از نوميدي!
اميرالمؤمنين علي(ع)، براي مردم زمان ظهور اما دوازدهم، مثالي مي‌زند:«مردي ست كه داراي مقداري گندم مي‌باشد. او پس ز اينكه گندم را پاك كرده است، آن را در خانه اش رها مي‌سازد.
وقتي به گندم خويش باز مي‌گردد، ناگهان مي‌بيند كه در آن كرم افتاده است. پس آن را پاك كرده و دوباره در خانه انبار مي‌سازد. مدتي مي‌گذرد. وقتي او باز به سوي گندم بر مي‌گردد، مقداري از آن را كرم زده مي‌يابد؛ پس دوباره آن را از انبار بيرون آورده و پاكسازي مي‌كند.
اين كار، پيوسته تكرار مي‌شود.
زماني فرا مي‌رسد كه از آن همه گندم، تنها يك دسته خوشة گندم باقي مي‌ماند كه كرم نتوانسته است هيچ آسيبي به آن برساند. شما نيز، پيوسته در آسيب فتنه‌ها قرار داشته و پاكسازي مي‌شويد؛ تا اينكه باقي نماند از شما، مگر جماعتي كه فتنه‌ها نمي‌تواند
آسيبشان رسامد.
شيعيان بيدار دل و معتقد به امام زمان(عج)، كه مشتاقان زيارت مولاي خويش هستند، در روزگار غيبت طولاني، مي‌توانند دل اما را شاد سازند!
چگونه؟!
علماي شيعه، احاديث و روايات فراواني را نقل مي‌كنند، كه همگي نشان از آگاهي اما زمان(عج)، بر اعمال و افكار آنها دارد:
يكي از شاگردان امام سادق(ع) ابتدا، آيه 105 سورة توبه را مطرح كرده بود.
«درستكار باشيد كه خدا و رسولش و مؤمين، كردار شما را مي‌بينند.»
سپس ز امام پرسيده بود:
-مؤمين، در اين آيه چه كساني هستند؟
امام صادق(ع) پاسخ داده بود:
-مؤمنين، ائمه مي‌باشند.
اما مهدي(عج) كه ناظر و شاهد اعمال و افكار شيعيان است، از رفتار ناشايستة آنها اندوهگين شده و با نيكوكاري ايشان، شادمان مي‌گردد.
پس، آنهايي كه بخواهند گرفتار فتنه و آسيب و آفت زندگي ذنيا نشوند، با مراقبت از كار خويش، نه تنها دل امام خود را شاد مي‌سازند بلكه مي‌توانند از امتحان و آزمايش
الهي، پيروز بيرون آيند.
آنهايي كه از غربال امتحان و آزمايش پروردگار، سر بلند بيرون مي‌آيند، همراه ديگر مردم، سختي و فشار طاقت فرسايي را تحمل خواهند كرد؛ اما سرانجام، سعادت و پيروزي، از آن مردم خواهد بود. پيامبر دربارة اين روزگار، فرموده است:
-در آخر زمان، به امت من از سوي فرمانروايان ستمكار و بيدادگر، گرفتاريها و بلاهاي سختي فرود مي‌آيد؛ بلاهايي كه سهمگين تر و سخت تر از آن، شنيده نشده است. به گونه‌اي بر مردم فشار مي‌آيد كه زمين با تمام گستردگي و وسعت خودش، براي آنها تنگ مي‌نماياند، و همه جا از ظلم و ستم، پر مي‌شود.
در اين روزگار، انسانها با ايمان، هيچ پاه و پناهگاهي براي خود نمي‌يابند، كه از ظلم ستمگران به آن پناه برند. انگاه است كه خداوند بزرگ، مردي از خاندان مرا بر مي‌انگيزد، تا او به ياري خداوند، جهان را پر از عدل و داد مي‌سازد. در حكومت عادلانة او، ساكنان اسمان و زمين، اضي و خشنود بوده و از عدالت و رفته و آسايش حكومتش، برخوردار خواهند شد.
زين، آنچه در دل دارد، به بركت وجود او و حكومت عادلانه اش، همه را بيرون مي‌ريزد و آسمان، باران رحكت خويش را پياپي خواهد باريد.
 
تصريح علماي اسلام
پس از بيان آ‎يات قرآن و تفاسير مفسرين فريقين و نقل احاديث متواتر از شخص رسولخدا(ص) و ائمه هدي بتصريح علماي فريقين مي‌پردازيم:
چون اين رشته سر دراز دارد و براي استقضاء يك يا چند جلد كتاب كافي نيست بنظر رسيد كه فقط كتب علماي اسلام را كه در اينمورد بحث و فحص كرده‌اند و ضمناً قسمتي مهم از منابع و مراجع و مدارك ما را تأمين نموده از نظر خوانندگان عزيز بگذرانيم و در حقيقت سررشته را بدست آنها مي‌دهيم كه اگر فرصت مطالعه و يا عزم بر تتبع و تحقيق نمودند ما كار را براي آنها آسان كرده‌ باشيم و كتبي كه در اين زمينه نوشته شده تا آنجائي كه اين بنده بي‌مقدار دسترسي بر آنها داشته و بواسطه يا بلاواسطه اقتباس و اتخاذ سند نموده‌ام از نظر خوانندگان عزيز مي‌گذرانيم شايد شمع فروزان راه تاريك نسل آينده گردد.
1- ابن حجر هيثمي‌شافعي متوفي 974 در الصواعق المحرقه
2- سيد جمال‌الدين عطاءالدين محدث در كتاب روضه‌الاحباب
3- علي‌بن‌محمد بن احمدبن مالكي ملكي معروف بابن صباغ متولد 734 متوفي 855
4- شيخ شمس‌الدين ابوامظفر يوسف بن قراوغلي …. اين جوزي متوفي 654
5- نورالدين عبدالرحمن جامي‌حفي شاعر معروف در شرح كافيه
6- شيخ حافظ ابوعبدالله محمدبن يوسف‌بن محمدالكنجي متوفي سال 65 دركتاب البيان في اخبار صاحب‌الزمان
7- ابوبكر احمدبن حسين‌بن علي‌بن عبدالله موسي بيهقي خسروجردي نيشابوري فقيه شافعي متوفي 458 در كتاب شعب‌الايمان المعهود.
8- شيخ كمال‌الدين ابوسالم محمدبن طلحه سافعي قرشي تصيبي متولد 582 متوفي 652 دركتاب الدراانظيم.
9- حافظ ابومحمد احمدبن ابراهيم بن‌هاشم طوسي بلاذري در كتاب مسلسلات
10 – قاضي فضل‌الله روزبهان ابطال نهج البطال دررد كشف الحق و نهج‌الصدق علامه حلي
11-ابومحمدعبدالله بن احمدبن محمدبن خشاب متوفي 567 در كتاب تاريخ مواليدالأئمه و وفياتهم.
12- شيخ محي‌الدين ابوعبدالله محمدبن علي معروف بابن عربي حاتمي‌طائي اندلسي متوفي 638
13- شيخ سعدالدين محمدبن مؤيدبن‌الحسين بن‌محمدبن  حمويه معروف شيخ سعدالدين حموي در كتاب احوال صاحب‌الزمان.
14- ابوالمواهب شيخ عبدالوهاب شعراني  متوفي 937 در يواقيت.
15- شيخ حسن عراقي در لواقح‌الانوار في طبقات الاخبار در /: 62 
16- شيخ علي خراص بنقل كشف الاستار
17- يكي از علماي شافعي در قصيده مفصلي كه قندوزي در يمابيع الموده ص 474 نقل مي‌كرده
وسائلي عن حب اهل‌البيت                  هل اسراعلانا بهم ام حجد
18- حسين بن‌معين‌الدين ميبدي در شرح ديوان امير (ع)ص 371
19- حافظ محمدبن بخاري معروف بخواجه پارسا در فصل الخطاب
20- حافط ابوالفتح محمدبن ابي‌الفوارس در اربعينه
21- ابوالمجد عبدالحق دهلوي بخاري متوفي 1052 در كتاب مناقب‌ائمه
22- شيخ احمد جامي‌نامقي بنقل مجالس المؤمنين
 23-شيخ فريدالدين محمد عطار نيشابوري مقتول 589 در كتاب مطهر للصفات
24- جلال‌الدين محمد عارف بلخي رومي‌مولوي متوفي 672 در ديوان شمس
25- شيخ عارف صلاح‌الدين صفدي متوفي 794 في شرح الدايره.
26- مولوي علي‌اكبر بن اسدالله المودي هندي در كتاب المكاشفات.
27- شيخ عبدالرحمن صاحب مرآت‌الاسرار
28- استاد شيخ عبدالوهاب شعراني بنقل ينابيع‌الموده ص 470
29- قاضي شهاب‌الدين شمس‌الدين دولت آبادي در كتاب بحرالمواج و مناقب‌السادات متوفي 849
30 – شيخ سليمان ابراهيم معروف بخواجه كلان قندوزي متوفي 1294 در ينابيع‌الموده.
31- شيخ عامربن‌عامر بصري در قصيده تائيه نوات الانوار
32- قاضي جواد ساباطي نصراني در كتاب البراهين‌الساطعه في‌الرد علي النصاري
33- شيخ ابوالمعالي صدرالدين قونوي صاحب تفسير
34- قاضي عبدالله بن محمد المطيري بدني دركتاب رياض‌الزهره في فضل آل بنت‌النبي و عترته الطاهره.
35- شيخ الاسلام ابوالمعالي محمد سراج‌الدين رفاعي مخزومي‌در كتاب صحاح الاخبار في نسب الساده الفاطميه الاخيار.
36- ميرخواند در تاريخ روضه‌الصفا
37- نضربن‌علي جهنمي‌نصري بنقل شهيد و نجم‌الثاقب حاجي نوري.
38- شيخ‌محمدبن ابراهيم جويني شافعي متوفي 1176 در فرايدالمسطين.
39- قاضي محقق بهلول بهجت افندي در كتاب المحاكمه في تاريخ آلمحمد.
40- شيخ شمس‌الدين محمدبن يوسف زرندي در كتاب معراج‌الوصول اليمعرفه فضيله
آل‌الرسول
41- شمس‌الدين تبريزي شيخ مولوي بنقل كشف‌الاسرار
42- حسين بن‌همدان حضيني در كتاب الدايه بنقل الزام الناصب
43- ابن‌خلكان در وفيات الاعيان
44- ابن‌ارزق در تاريخ خود بنقل ابن‌خلكان
45- مولي‌علي قاري در كتاب مرقاه
46- القطب‌المدار بنقل عبدالرحمن صوفي در كشف‌الاسرار
47- ابن ورذي در نورالابصار
48- سيدمؤمن بن حسن شبلنجي در نورالابصار
49- شيخ ابوالفور محمد امين بغدادي سويدي در كتاب سبائك‌الذهب في معرفه قبايل العرب.
50 – شيخ الاسلام ابراهيم بن‌سعدالدين
51- صدرالائمه ضياءالدين موفق بن‌احمد‌خطيب مالكي خوارزمي‌معروف بخطيب
52- مولاحسين كاشفي در جواهر التفسير متوفي 906
53- سيد علي‌بن‌شهاب‌الدين همداني در كتاب الموده‌في‌القربي
54- شيخ محمدصبان مصري متوفي 1206 در اسعاف الراغبين.
55- الناصرلدين الله احمدبن مستضيئي بنورالله خليفه عباسي بنقل الزام الناصب.
56- ابوالفلاح عبدالحي‌بن عمار حنبلي متوفي 1089 در كتاب شذرات‌الذهب
57- شيخ عبدالرحمن محمدبن علي‌بن احمد بسطامي‌در كتاب دره‌المعارف
58- شيخ عبدالكريم يماني بنقل ينابيع‌الموده ص 466
59- السيدالنسيمي‌بنقل كشف‌الاستار
60- عمادالدين حنفي بنقل كشف‌الاستار
61- شيخ جلال‌الدين عبدالرحمن ابي‌بكر سوطي در كتاب احياء الميت بفضايل اهل‌البيت.
62- فاضل رشيدالدين دهلوي هندي در كتاب الامام الثاني عشر
63- شاه ولي‌الله دهلوي صاحب تحفه در كتاب النزهه
64- شيخ احمد فاورقي نقشبندي بنقل العبقري الحسان .
65- ابوالوليد محمدبن‌شحنه حنفي در روضه الناظر في‌الخبار الاوايل و الاواخر
  
اهل سنت و حضرت مهدي (عج) 
برخي از پژوهندگان اسلامي‌تعداد رواياتي را كه از طريق اهل تسنن در اين زمينه وارد شده حدود دويست حديث تخمين زده اند كه در اينجا به نمونه‌هايي از آنها اشاره مي‌نماييم:
1-حذيقه گويد:
رسول خدا(ص) خطبه مي‌خواندند و در خلال سخنان، از آنچه در آينده به وقوع خواهد پيوست سخن گفته و فرمودند: اگر از عمر روزگار جز يك روز نمانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولاني كند كه مردي از فرزندانم كه هم اسم من است، برانگيخته شود. سلمان عرض كرد:‌اي رسول خدا از كدام فرزندتان خواهد بود؟ حضرت فرمود: از اين فرزندم.
و با دست مبارك ب پشت اما حسين (ع) زدند.
2-عبدالله بن مسعود گويد:
پيامبر خدا (ع) فرمودند: مهدي موعود از عترت من و از اولاد فاطمه است.
3-ابوسعيد خدري از پيامبر خدا(ع) روايت كرده كه فرمودند:
در آخرالزمان بلاي سختي از جانب حاكمان بر امت من نازل مي‌شود، بلايي كه
سخت‌تر از آن شنيده نشده است به طوري كه زمين فراخ بر آنها تنگ شده پر از جور و ستم مي‌شود. مؤمنين پناهگاه و دادرسي از ظلم و ستم مي‌شود. مؤمنين پناهگاه و دادرسي از ظلم و ستم نمي‌يابند، پس خدا مردي از خانوادة مرا مي‌فرستد تا زمين را پر از عدل و قسط كند، چنانكه از ظلم و جور پر شده است. ساكنين آسمان و زمين از او قاضي خواهند بود. زمين تمام گياهان خود را برايش مي‌روياند و آسمان بارانش را پي در پي فرو مي‌فرستند؛ به طوري كه مردگان آرزوي زندگي دوباره مي‌كنند.
4-و نيز از آن حضرت روايت شده كه فرمودند:
مهدي ما پيشاني بلند و باريك بين است، زمين را پر از عدل و داد مي‌كند، چنانكه از ظلم و بيدادگري پر شده است و مدت هفت سال حكومت مي‌كند.
5-و نيز از اين عباس روايت شده كه پيامبر خدا(ص) فرمودند: مهدي، طاووس اهل بهشت است.

حضرت مهدي(عج) در منابع شيعه
اخبار و روايات فراواني از پيامبر اسلام(ص) و ائمه معصومين(ص) درباره تولد، غيبت، ظهور و قيام جهاني و ساير ويژگيهاي حضرت مهدي(عج)نقل شده است و در واقع سالها پيش از تولد آن حضرت، خصوصيات و ويژگيهاي او از قبيل اينكه:او از خاندان پيامبر(ص) از فرزندان فاطمه(س) و از نسل حسين(ع) است و با قيام جهاني خويش زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد پيشگويي شده است.
در اينجا بي مناسبت نيست يادآوري كنيم، با آنكه عصر هر يك از ائمه ويژگيهايي داشته و توجه آن بزرگواران قاعدتاً معطوف به مسيل و موضوعات حاد روز بوده، اما در عين حال موضوع حضرت مهدي(عج) همواره مورد نظر آنان بوده و به مناسبتهاي گوناگون بيانات وپيشگوييهاي فراواني نموده اند كه در ذيل به عنوان نمونه آماري اجمالي از احاديث كه از ائمه در اين زمينه رسيده، از نظر خوانندگان محترم مي‌گذرانيم.
1-اميرالمؤمين(ع)، 51 حديث
2- امام حسن(ع) 5 حديث
3-امام حسين(ع)؛ 14 حديث
4- امام زين العابدين(ع)؛ 11 حديث
5- امام باقر(ع)؛ 63 حديث
6- امام صادق(ع)؛ 124 حديث
7- امام كاظم(ع)؛ 6 حديث
8- امام رضا(ع)؛ 19 حديث
9-امام جواد(ع)؛ 6 حديث
10- امام ‌هادي(ع)؛ 6 حديث
11-امام حسن عسكري(ع)؛ 22 حديث
به عنوان نمونه به نقل دو حديث اشاره مي‌نماييم.
1-حضرت علي(ع) مي‌فرمايد:
پيامبر اسلام(ص) فرمودند:عمر جهان به پايان نمي‌رسد، مگر آنكه مردي از نسل حسين امور امت مرا در دست مي‌گيرد و دنيا پر از عدل مي‌كند، همچنان كه پر از ظلم شده است.
2-حسين بن علي(ع) مي‌فرمايد:
اگر از عمر دنيا تنها يك روز باقي مانده باشد، خداوند آن روز را طولاني مي‌كند تا آنكه مردي از نسل من قيام مي‌كند و دنيا را پر از عدل و داد مي‌كند. چنانكه از ظلم و ستم پر شده است.

حضرت مهدي (عج) در منابع اهل سنت
اعتقاد به وجود حضرت مهدي(ع) و ظهور او اختصاص به مذهب تشيع ندارد بلكه محدثان بزرگ اهل سنت نيز احاديث مربوط به آن حضرت را از طريق گروه بسياري
از صحابه و تابعين در كتابهاي خويش نقل كرده اند.
بر اساس پژوهش برخي از محققان بزرگ، محدثان اهل سنت احاديث مربوط به حضرت مهدي را از 33 نفر از صحابه پيامبر اسلام(ع) در كتب خود نقل كرده اند. تعداد 106 نفر از مشاهير علماي بزرگ اهل سنت، اخبار ظهور اما غايب را در كتابهاي خود آورده اند و 32 نفر از آنان مستقلاً دربارة حضرت مهدي(عج) كتاب نوشته اند.
مسند احمد حنبل(متوفاي 241 هجري) و صحيح بخاري (متوفاي 256 هجري) از جمله كتب مشهور اهل سنت است كه قبل از تولد اما مهدي(عج) نوشته شده و احاديث مربوط به آن حضرت در آنها نقل شده است.
از جمله احاديثي كه احمد حنبل نقل كرده، اين حديث است:
پيامبر اسلام(ص) فرمود:
اگر از عمر جهان جز يك روز باقي نماند، خداوند حتماً در آن روز شخصي از ما- خاندان- را بر مي‌انگيزد و او جهان را پر از عدل و داد مي‌كند، همچنان كه پر از ظلم شده است.
بر اساس يك بررسي اجمالي، 17 نفر از دانشمندان بزرگ اهل سنت، به متواتر بودن احاديث حضرت مهدي(ع) در كتابهاي تصريح كرده اند.«علامه شوكاني» در خصوص اثبات تواتر اين روايات، كتابي به نام «التوضيح في تواتر ما جاء في المنتظر و ارجال و
المسيج» تأليف كرده است.
بي مناسبت نيست در اينجا به عنوان نمونه سخنان چند تن از مشاهير علماي ل تسنن را در ان زمينه اشاره نماييم.
1-شوكاني؛ در كاب ياد شده پس از نقل احاديث مربوط به حضرت  مهدي(عج) مي‌گويد:
همه احاديثي كه آورده ايم، به حد تواتر مي‌رسد. چنانكه بر مطلعان پوشيده نيست، بنابراين با توج به همة احاديثي كه نقل كرديم. سلم شد كه احاديث منقول درباره مهدي منتظر متواتر است …
2-حافظ ؛ ابو عبدالله گنجي شافعي (متوفاي 658 هـ ق) در كتاب «البيان في اخبار صاحب الزمان» (باب 11) مي‌گويد:
احاديث پيامبر اكرم(ص) درباره مهدي به ديل راويان بسياري كه دارد به حد تواتر رسيده ست.
3-حافظ مشهور؛ ابن حجر عسقلاني شافعي (متوفاي 852 هـ ق) در كتاب «فتح الباري» كه در شرح «صحيح بخاري» نوشته است، مي‌گويد:
احاديث متواتري وجود دارد حاكي از اينكه مهدي از اين امت است و عيسي(ع) از آسمان فرود آده و پشت سر وي نماز خواهد خواند.
4-شيخ محمد صبان مي‌نويسد:
اخبار متواتري از پيامبر(ع) نقل شده مبني بر اينكه مهدي(سرانجام) قيام مي‌كند و اينكه او از خاندان پيامبر است و زمين را پر عدل و داد خواهد كرد.
5-ابن ابي الحديد، يكي از متتبع ترين علماي اهل سنت، در اين زمينه مي‌نويسد:
تمامي‌فرق اسلامي‌اتفاق نظر دارند كه عمر دنيا و تكيف بشر به اجراي احكام الهي، پايان نمي‌پذيرد، مگر پس از ظهور مهدي.

او را مي‌جوييم
سرزمين بحرين، گروهي كثير تر شيعيان را در خود جاي داده است. سالهاي سال است كه پيروان فرقه‌هاي مختلف اسلامي، با دوستي و برادري، در كنار همديگر زندگي مي‌كنند.
امير بحرين هرچند كه شيعه نيست؛ اما به شيعيان آزادي داده است تا پيرو عقيدة خودشان باقي بمانند.
اما مكر شيطان و فريب انسان، هميشه در تلاش است تا بلكه تفرقه ايجاد كرده و از اختلاف مردم به سود خودش بهره جويد.
امير بحرين، وزيري دارد كه از دشمنان سر سخت اهلبيت رسول خدا مي‌باشد و دمي‌از قصد سوء نيت نسبت به شيعيان غافل نمي‌ماند.
يكي از روزها، وزير اناري در دست داشته و نزد امير مي‌آيد. او در حاليكه ملتهب و بر آشفته است، انار را به امير نشان داده و مي‌گويد:
-قربان! اين معجزة بزرگ را مشاهده كنيد. خوب به پوست اين انار نگاه كنيد و ببينيد بر آن چه چيزي نوشته شده است.
امير بحرين، انار را گرفته و آن را مقابل چشمهايش بالا مي‌آورد. نوشته‌اي عجيب، به طور طبيعي بر پوست انار به چشم مي‌خورد:
«لا اله الا الله! محمد رسول الله! ابوبكر و عمر و عثمان و علي خلفاء رسول الله!»
نوشته بر پوست انار با حالتي برجسته وجود دارد و گمان نمي‌رود كه ساختة دست انسان باشد.
امير در حاليكه مي‌كوشد تا بر شگفتي و حيرت خويش غلبه كند، به وزير نگاه مي‌كند:
او هنوز هم ملتهب و سرخ روي مي‌باشد.
امير در قيدي كه براي نشان دادن سنگيني و متانت رفتار دارد، شادماني خود را پنهان مي‌سازد. او هر چند كه از ديدن اين انار معجزه آسا خوشحال است ؛ اما چون به وزير خودش زياد هم اطمينان ندارد، تصميم مي‌گيرد تا قضاوتي عجولانه نداشته باشد.
پس مي‌پرسد:
-به نطر تو، اين نوشته‌ها علامت چيست؟
وزير در قواره‌اي از حركت و سخن كه سعي دارد بر امير اثر مثبت گذارد، آهسته قدم زده و مي‌گويد:
-اين، دليل روشن و برهاني محكم است بر باطل بودن عقيدة شيعيان.
امير سر مي‌جنباند و مي‌گويد:
-تو دربارة شيعيان بحرين چه مي‌انديشي؟
وزير سعي دارد در اين لحظات، به خونسردي، جواب امير را بدهد:
-اينها، گروهي متعصب هستند و هر دليلي را انكار مي‌كنند.
امير مي‌پرسد:
-ببينيد با آنها چه كرد؟
-قربان! فرمان صادر كنيد كه دانشمندان شيعه را حاضر سازند. شما اين انار را به آنان نشان دهيد. اگر بپذيرند و به مذهب ما در آيند، ثواب و پاداش بزرگي نصيب شما خواهد شد  …
امير به سوي تخت خويش رفته و در نشستن روي آن مي‌گويد:
اما آنها هرگز از آيين خويش، باز نخواهند گشت.
وزير در مقابل امير ايستاده و دستهايش را روي شكم قلاب مي‌كند. بعد با مايه‌اي از خشم در كلام مي‌گويد:
-اگر آنها بخواهند در گمراهي خودشان باقي يمانند، در پيش پاي ما سه راه وجود خواهد داشت:
آنها بايد همانند يهوديان و مسيحيان، خواري و خفت را پذيرفته و جزيه بدهند.
راه دوم، اين است كه دليلي بر رد اين معجزه بياورند.
و سومين راه اين است كه شما دستور دهيد مردان شيعه را بكشند و زنان و فرزندانشان را اسير كنند. اموال آنها را هم به غنيمت خواهيم گرفت.
دانشمندان شيعه را به حورش فرا خوانند.
وقتي بزرگان شيعه حاضر مي‌شوند، امير با نشان دادن انار به آنها مي‌گويد:
-اين معجزه‌اي از سوي خداوند است، كه دليل بر حقيقت انديشة ما و باطل بودن عقيده شما مي‌باشد. شما علماي شيعه! خوب است كه در كار خودتان تأمل كرده و عاقبت خويش را تباه نسازيد. به راه سعادت و نيكبختي باز اييد. توبه كنيد. از آنچه تا كنون در دل داشته ايد، باز گرديد و خود را رستگار سازيد….
اما اگر چنين نكنيد، بايد همچون كفار جزيه بپردازيد؛ وگرنه شما را كشته و زنان و فرزندانتان را اسير خواهم ساخت.
دانشمندان شيعه، مبهوت از مشاهدة آن انار عجيب، ساكت باقي مانده و هيچ سخني نمي‌گويند.
بايد حرفي زد. هرچه مي‌خواهد باشد. سكوت اينگونه، خطرش بسيار زياد مي‌باشد.
سرانجام، يكي از علكماي شيعه جلو آمده و مي‌گويد:
-مهلت مي‌خواهيم تا در اين كار مشورت كنيم.
امير مي‌گويد:
-موافقم
وزير كه تا كنون ساكت مانده است، خطاب به علماي شيعه مي‌گويد:
-بيهوده وقت امير و خودتان را تلف نكنيد. اين كاري نيست كه نياز به مشورت داشته باشد.عالم شيعه مي‌گويد:
-يك مهلت سه روزه مي‌خواهيم. بدون شك بعد از پايان مهلت، در اختيار شما خواهم بود.
امير مي‌پذيرد.
علماي شيعه در حاليكه هراسان و متحير ستند، از نزد امير بحرين مرخص مي‌شوند.
آنها خسته و كوفته از فشار روحي اين مجلس، با چشمهايي كه رمق آن فروكش كرده است به همديگر مي‌نگرند و دقايقي در جاي خود، آرام و ساكت مي‌مانند.
سپس، به خانه‌اي رفته و به مشورت مشغول مي‌شوند.
ساعتي كه مي‌گذرد، سرانجام تصميم مي‌گيرند تا از ميان پرهيزكارترين شيعيان، ده نفر را انتخاب كنند.
بعد از انتخاب اين ده نفر، آنها از ميان خودشان سه نفر را كه شايسته تر مي‌باشند، بر مي‌گزينند.
چارة كار از اين سه نفر خواسته مي‌شود و آنها هستند كه بايد گره از مشكل شيعيان بگشايند.
آن سه نفر بعد از كمي‌گفتگو در مي‌يابند كه بايد از پروردگار و حجت او بر زمين، ياري بجويند.
چگونه؟!
قرار بر اين مي‌شود كه هر شب، يك نفر به بيابان رفته و در تاريكي و سكوت بيابان، از امام زمان(عج) كمك بخواهد.
شب اول، يكي از آنها چنين مي‌كند؛ اما خبري نمي‌شود.
آن مرد به سوي ياران بازگشته و جريان كار خويش را به آگاهي آنها مي‌رساند.
شب دوم، انسان عابد و پرهيزكاري ديگر، به بيابان رفته و مشغول نماز و دعا و مناجات مي‌شود؛ اما بازهم خبري نمي‌شود.
شكست برنامة اين دو نفر، علماي شيعه را در اضطراب و پريشاني فرو مي‌برد.
اينك، تمام اميدها بر نفر سوم مي‌باشد كه «محمد بن عيسي بحريني» نام دارد.
محمدبنعيسي، سروپاي خويش را برهنه مي‌سازد و روي به بيابان مي‌نهد.
آسمان! ستاره‌ها! هلال باريك ماه! تاريكي و سكوت!
در دل محمد بن عيسي غوغايي به پا شده است:
پناه مي‌خواهيم ما! امشب كسي بايد كه پناهمان دهد!
بازانده‌اي هستيم از ديار مظلومان تاريخ!
گمشده‌اي در تاريكي دسيسه و مكر و خدعة دشمنان!
راهي بايد پيدا شود!
فريادرسي كه فرياد ما را مي‌شنود، كجاست؟! او را مي‌جوييم!
ما كسي داريم؛ كسي كه فريادمان را مي‌شنود!
خدايا!
خدا…! خدا…! خدا…!
سپيدة سحرگاهي، همچون شيي كه از پستان گوسفند جاري شده باشد، مي‌آيد كه پهنه‌اي از آسان را روشن كند.
محمد بن عيسي نمي‌تواند دست خالي باز گردد:
نه. اگر او نيايد، هيچ گاه به سوي ياران باز نخواهم گشت.
چگونه به چهرة هراسان آنها بنگرم!
با چه زباني، سخن از نا اميدي گويم!
ناگاه، نسيم عطر آگيني بر او مي‌وزد؛ بويي خوش و روحپرور!
-اي محمدبن عيسي! چه شده است كه تو را به اين حالت مي‌بينم؟
محمدبن عيسي، هرچند كه از حضور خوشايند مرد غريبه و پرسش او اندكي دلگرم شده است؛ اما نمي‌خواهد خلوت خويش را از دست بدهد. بنابراين با چشمهايي كه در پس پردة اشك، همه چيز را تار مي‌بيند، مي‌گويد:
-اي مرد! من را به حال خود واگذار؛ زيرا براي كاري بزرگ و مهم به اين بيابان آمده ام. من شكوه دارم؛ ولي راز دل خويش را براي كسي مي‌گويم كه منتظر آمدنش هستم.
مرد غريبه با لحني كه زنجيرة خيال محمدبن عيسي را يكباره پاره مي‌كند، مي‌گويد:
-من، كسي هستم كه تو او را مي‌جويي!
محمدبن عيسي كه انگار ضربه‌اي خورده است، به ترديد مي‌گويد:
-اگر تو كسي هستي كه او را مي‌جويم، ديگر نيازي نيست كه كه من، گرفتاريم را شرح دهم.
مرد غريبه پاسخ مي‌دهد:
-آري. به خاطر مشكلي كه آن انار براي شما ايجاد كرده است، به بيابان آمده اي.
فريادرس مسلمانان به فرياد مي‌رسد …
محمدبن عيسي، شادمان و خشنود به سوي ياران باز مي‌گردد.
صبح فردا، دانشمندان شيعه به قرار خويش در نزد امير حاضر مي‌شوند.
محمدبن عيسي مطابق دستوري كه از امام زمان(عج) گرفته است، مي‌گويد:
-جواب شما را آورده ام؛ ولي بايد در خانة وزير آن را بگويم. امير لحظه‌اي در انديشه مي‌شود. سپس مي‌پذيرد كه همگي به خانة وزير بروند.
وقتي آنها به خانة وزير وارد مي‌شوند، در سمت راست حياط اتاقي وجود دارد، كه محمدبن عيسي به آن اشاره كرده و مي‌گويد:
-جواب شما در اين اتاق است.
وزير از شنيدن اين سخن رنگ مي‌بازد. با هزار حيله‌اي كه دارد، مي‌خواهد از نزديك شدن آنها به اتاق جلوگيري كند؛ اما محمدبن عيسي همان حرف نخست را مي‌زند:
-بايد به همين اتاق داخل شوم.
امير بحرين به وزير فرمان مي‌دهد كه در آن اتاق را بگشايد.
وزير، هراسان و بيمناك به سوي اتاق مي‌رود.
محمدبن عيسي كه مي‌داند بايد همگام و همراه او باشد. به سوي او مي‌دود تا مراقبش
باشد.
آن دو با همديگر وارد اتاق مي‌شوند. محمدبن عيسي با دقت به ديوارها نگاه مي‌اندازد. سوراخي كه در گوشه‌اي از ديوار وجود دارد، توجه او را جلب مي‌كند. او با سرعت به سوي سوراخ دويده و كيسة سفيدي را كه داخل آن قرار دارد، بيرون مي‌كشد.
وزير هراسان و خشمناك، دشنام داده و سعي مي‌كند كيسه را از او بگيرد؛ اما كاري از پيش نمي‌برد. محمدبن عيسي، به نزديك امر رسيده و كيسه را در مقابل چشم او نگه مي‌دارد و مي‌گويد:
-دستور دهيد تا داخل كيسه را ببينند.
امير، خودش كيسه را گرفته و داخل آن را نگاه مي‌كند. بعد، دست به داخل كيسه مي‌برد و يك قالب گلي از بيرون مي‌آورد.
محمدبن عيسي مي‌گويد:
-اي قالب را كه به شكل انار ساخته اند، به دستور وزير بوده است. همين طور كه مي‌بينيد، در هر نصف از اين قالب، همان كلماتي نوشته شده است كه روي انار وجود دارد.
اي امير! وزير شما اين قالب را روي اناري كه در حال رشد بوده. قرار داده و آن را محكم بسته است.
همين طور كه انار بزرگ مي‌شده است، نوشتة روي قالبها در پوست انار اثر گذاشته و اكنون به اين صورتي كه مي‌بينيد، در آمده است.
امير بحرين، خشمناك و روي در هم كشيده به وزير نگاه مي‌كند.
وزير توطئه گر، بر خود مي‌لرزد. رنگ باخته و هراسات به اطرافيان خويش نگاه مي‌كند؛ اما انگار كسي را نمي‌بيند. چندان و چنان به خود مشغول است و گرفتار كه هيچ كس را نمي‌بيند.
محمدبن عيسي ضربة آخر را بر او وارد مي‌سازد:
-اي امير! ما معجزة ديگري هم داريم. داخل اين انار، چيزي غير از دود و خاكستر نيست. اگر بخواهيد درستي سخن ما را بدانيد، به وزير فرمان دهيد، آن را بشكند...

 

فهرست منابع و مراجع :
1-نهج البلاغه
2-تاريخ جامع اديان ، تأليف جان بي ناس ، ترجمة علي اصغر حكمت ، چاپ اول ، انتشارات علمي‌و فرهنگي .
3-منتقم حقيقي زندگاني صاحب الزمان - تأليف حسن عمارزاده - انتشارات محمودي.
4-سيماي امام مهدي (عج) - مؤلف سيدمحمدرضا طباطبايي نسب - ناشر دبيرخانة دائمي‌اجلاس دوسالانه بررسي ابعاد وجودي حضرت مهدي - چاپ دوم .
5-او مي‌آيد : داستان زندگي امام مهدي (عج) ، بازآفري

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه