بررسی مباحث روزه ،‌ انفاق ، ازدواج و طلاق

بررسی مباحث روزه ،‌ انفاق ، ازدواج و طلاق
بررسی مباحث روزه ،‌ انفاق ، ازدواج و طلاق
90,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 75 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

احكام

1-روزه
2-انفاق
3-ازدواج و طلاق
 
مقدمه
يكي ديگر از موضوعات مشترك ميان قرآن كريم و اناجيل اربعه، موضوع احكام و فروعات فقهي است كه اين امر هم در تعاليم و آموزه هاي موجود مسيح در اناجيل چهارگانه و هم در آيات شريفة قرآن كريم بدان اشاره شده است. در اين دو كتاب علاوه بر آنكه به موضوعات مهمي از قبيل خداشناسي، معاد و داستان پيامبران و نيز اخلاقيات اشاره شده از ذكر احكام عبادي و اجتماعي و حتي اقتصادي فروگذار نشده و براي تكاهل و هدايت پيروان خويش، احكام و دستورات و فروعات ديگري را به آنها گوشزد نموده اند. همچنانكه عيسي مي گفت:«گمان مبريد كه آمده ام تا تورات موسي و نوشته هاي ساير انبياء را منسوخ كنم، من آمده ام تا آنها را تكميل نمايم و به انجام برسانم»(متي:5:17). مسيح آمد تا حقيقت دين را از زير آوار نفس گير شريعت سخت گيرانة فريسيان يهودي بيرون كشيده، آفتابي كند. فريسيان با حهود بر ظواره شريعت روزنه هاي درخشش گوهر دين را كور كرده بودند و به نام دين، راه را بر ملكوت خدا بسته بودند. البته هرگز مسيح احكام شريعت را سبك نمي شمرد و ترك آنها را روا نمي دانست:«به راستي به شما مي گويم كه از ميان احكام تورات، هر آنچه بايد عمل شود يقيناً همه يك به يك عملي خواهند شد، پس اگر كسي از كوچكترين حكم آن سرپيچي كند و به ديگران نيز تعليم دهد كه چنين كنند او در ملكوت آسمان از همه كوچكتر خواهد بود.»(متي،18:5).
قرآن كريم نيز شرط ايمان و تقوا را ايمان به پيامبران و كتابهاي پيشين آسماني مي‌داند. قرآن كريم خود را مصدق و مؤيد كتابهاي پيشين مي داند و اگر از هيمنة خويش بر كتابهاي پيشين سخن مي گويد به شأن نگاهباني خويش از ميراث پيشينيان- همراه با حق تصرف در برخي از جزئيات- اشارت دارد. از اين رو ما به آنچه آخرين پيام آسماني آورده است مأمور و متعهديم، نه از آن رو كه خط بطلاني بر شرائع گذشته مي كشد، بلكه از آن رو كه آيين حنيف نوح، ابراهيم، موسي و عيسي را احياء كند و غبارها را از چهرة پاك آن مي زدايد تا هرچه بيشتر، شعاع نور الهي بتابد و راه ملكوت آشكارتر شود. روشن است كه در اينجا سخن از خطوط كلي و اصلي اديان پيشين است وگرنه، تغيير و تبديل در برخي از فروع در هر دين جديدي وجود داشته و نشانة مراعات تحولات زمانه است.(درك: اناجيل اربعه بويژه آيه پيش گفته (متي،8:5) و قرآن كريم، آل عمران/50 كه ناظر به تحليل برخي از محرمات شريعت موسي توسط حضرت عيسي است و انعام/146-145 و اعراف 157 كه به تغيير و تسهيل برخي از فروعات فقهي در اسلام نسبت به آيين هاي گذشته به ويژه يهود اشاره دارد.)
با اين مقدمه، مي توان گفت كه احكام مشترك ميان قرآن كريم و اناجيل اربعه از اين قرارند: روزه، انفاق، ازدواج و طلاق.
 
5-1-روزه
5-1-1-روز در اناجيل اربعه
مسأله روزه از جمله مسائل و موضوعاتي است كه به عنوان احكام عبادي در اناجيل وارد شده كه به وجود اين مسأله در ميان پيروان مسيح و آيين او دلالت دارد كه ذيلاً به آن اشاره مي شود:

5-1-1-1- روزه گرفتن مسيح:
«آنگاه عيسي به دست روح به بيابان برده شد تا ابليس او را تجربه نمايد. و چون چهل شبانه روز روزه داشت آخر گرسنه گرديده پس تجربه كنند نزد او آمده گفت اگر پسر خدا هستي بگو تا اين سنگها نان شود. در جواب گفت مكتوب است انسان نه محض نان زيست مي كند بلكه به هر كلمه اي كه از دهان خدا صادر گردد.»(انجيل متي، باب چهارم4-1)

5-1-1-2- پرهيز از ريا در روزه داري:
«اا چون روزه داريد مانند رياكاران ترشرو نباشيد زيرا كه صورت خويش را تغيير مي دهند تا در نظر مردم روز دار نمايند هر آينه به شما مي گويم اجر خود را يافته اند. ليكن تو چون روزه داري سر خود را تدهين كن و روي خود را بشوي تا در نظر مردم روزه دار ننمايي بلكه در حضور پدرت كه در نهان است و پدر نهان بين تو، ترا آشكارا جزا خواهد داد.» (انجيل متي، باب ششم، 18-16)
در اين قسمت از انجيل متي، علاوه بر اشاره به اصل وجود روزه داري در آيين و تعليمات مسيح، به اخلاق روزه داري اشاره شده است و اينكه در زمان روزه داري به واسطة ترشرويي و گرسنگي به شدت از رياي در ان بپرهيزيد زيرا كه اجرتان ضايع خواهد شد. بلكه برعكس در هنگام روزه داري، به خاطر پرهيز از رياكاري سر و روي خود را مرتب و معطر كن تا آنكه دچار ريا نشوي و در برابر اين تواضع، پروردگارنهابين، تو را آشكارا پاداش دهد.

5-1-1-3- روزه گرفتن ]يحيي[ و شاگردان يحيي:
«آنگاه شاگردان يحيي نزد وي آمده گفتند چون است كه ما و فريسيان روزة بسيار مي داريم لكن شاگردان تو روزه نمي دارند. عيسي بديشان گفت آيا پسران خانة عروسي مادامي كه داماد با ايشان است مي توانند ماتم كنند ولكن ايامي مي آيد كه داماد از ايشان گرفته شود در آن هنگان روزه خواهند داشت.» (انجيل متي، باب نهم، 15 و 14) و نيز در اين قسمت نيز فقط به اصل روزه از زمان يحيي و پس از آن اشاره شده است.
5-1-1-4- دعا و روزه شرط توفيق:
«اما شاگردان نزد عيسي آمده در خلوت از او پرسيدند چرا ما نتوانسيم او را بيرون كنيم. عيسي ايشان را گفت به سبب بي ايماني شما زيرا هر آينه به شما مي گويم اگر ايمان به اندازة دانة خردلي مي داشتيد بدين كوه مي گفتيد از اينجا بدين جا منتقل شو البته منتقل مي شد و هيچ امري بر شما محال نمي بود. ليكن اين جنس جز به دعا و روزه بيرون نمي رود.»(انجيل متي، باب هفدهم، 21-19)

5-1-1-5-روزه گرفتن پيروان مسيح:
«و زني نبيه بود حنا نام دختر فنوئيل از سبط اشير بسيار سالخورده كه از زمان بكارت هفت سال با شوهر بسر برده بود. و قريب به هشتاد و چهار سال بود كه او بيوه گشته از هيكل جدا نمي شد بلكه شبانه روز به روزه و مناجات در عبادت مشغول مي بود.» (انجيل لوقا، باب دوم، 37 و 36).
«آن فريسي ايستاده بدين طور با خود دعا كرد كه خدايا ترا شكر مي كنم كه مثل ساير مردم حريص و ظالم و زناكار نيستم و نه مثل باجگير، هر هفته اي دو مرتبه روزه مي دارم و از آنچه پيدا مي كنم ده يك مي دهم.» (انجيل لوقا، باب هجدهم،12-11)
در اين دو فراز از انجيل لوقا، به اين نكته اشاره شده كه مطابق تعاليم عيسي مسيح در تشريع روزه پيروان آن حضرت نيز به اين امر مهم، اهتمام مي ورزيدند.
همچنانكه در اين چند فراز از اناجيل اربعه، ذكر شده، فقط به اصل وجود روزه در تعاليم مسيح و اقدام پيروان يحيي و عيسي به امر روزه اشاره شده است بدون آنكه به شرايط، حدود و كيفيت روزه در عقايد مسيح اشاره شده باشد.

5-1-2- روزه در قرآن
مسأله روز و احكام پيراموني آن در آيات قرآن كريم وارد شده و به عنوان يكي از فروعات دين مبين اسلام مورد تأكيد و توجه قرار گرفته تا جايي كه 67 آيه در قرآن به امر روزه و احكام و آثار آن اختصاص پيدا كرده است كه ذيلاً به آن مي پردازيم و از بيان مسائل تخصصي روزه در احكام فقه پرهيز مي كنيم:

5-1-2-1-روزه، حكم مشترك خدا در امتهاي گذشته و حاضر:
«يا ايهاالذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون» :
«اي اهل ايمان بر شما هم روزه داشتن فرض گرديد چنانكه امم گذشته را فرض شد و اين دستور براي آن است كه پاك و با تقوا شويد.»
در اين آيه، علاوه بر آنكه بر اصل وجوب روزه گرفتن براي مؤمنين و مسلمين اشاره شده به دو نكتة مهم ديگري هم اشاره شده است: نخست آنكه به روزه بعنوان حكم مشترك خداوند در ميان تمام امتهاي گذشته نگريسته شده و اينكه، روزه تنها اختصاص به اسلام ندارد بلكه براي اديان گذشته نيز تشريع شده بود و اين علاوه بر آنكه اهميت روزه گرفتن را در شريعت الهي روشن مي كند، به اشتراكات موجود در اديان الهي از جمله روزه، اشاره مي كند كه چگونه اديان توحيدي در مواضع و احكام گوناگوني با يكديگر مشتركند و اين خود، توحيدي بودن دين شما را تثبيت مي كند كه همة احكام از جانب يك شارع، تشريع شده است.
دوم آنكه، به حقيقت و آثار روزه اشاره شده كه ثمره و حقيقت روزه، تقوا و پرهيزگاري شماست كه ببينيد چگونه با نفس و مشتقيات نفساني خويش به مبارزه بر مي خيزد. بنابراين مي توان گفت، مطابق بيان اين آيه، روزه، يعني تمرين تقوا.

5-1-2-2-احكام روزه:
«اياماً معدودات فمن كان منكم مريضاً او علي سفر و غده من ايام اخر و علي الذين يطيقونه فديه طعام مسكين فمن تطوع خيراً فهو خيرُ له له و ان تصوموا خير لكم ان كنتم تعلمون- شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن هدي للناس و بينات من الهدي و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضاً او علي سفر فعده من ايام اخر يريدالله بكم اليسر و لا يريدكم لكم العسر و لتكملوا العده و لتكبروا الله علي ما هديكم و لعلكم تشكرون»:
«روزهايي به شمارة معين روزه داريد (تمام ماه رمضان) و هركس از شما كريض باشد يا مسافر به شمارة آن از روزهاي آن از روزهاي غير ماه رمضان، روزه دارد و كساني كه روزه را به زحمت و مشقت توانند داشت، عوض هر رود خدا دهد يك مد طعام آنقدر كه فقير گرسنه اي سير شود و هركس بر نيكي بيفزايد اين رفتار بسيار براي او بهتر است و روزه داشتن شما را از هركار بهتر خواهد بود اگر فوائد بيشمار اين عمل را بدانيد. ماه رمضان، ماهي است كه قرآن در آن نازل نازل شده است براي هدايت بشر و براي راهنمايي و امتياز حق از بازل پس هركه دريابد ماه رمضان را روزه بدارد و هركس مريض يا در سفر باشد به شمارة آنچه روزه خورده است از ماههاي ديگر روزه دارد كه خداوند براي شما حكم را اسان خواسته و تكليف را مشكل نگرفته است تا اينكه عدد روزه را تكميل كرده خدا را به عظمت ياد كنيد كه شما را به دين اسلام هدايت فرمود كه از اين نعمت بزرگ سپاسگذار گرديد.»
در اين قسمت از آيات، هم به احكام و شرايط روزه گرفتن و هم به احكام مكلفين پرداخته شده است. توضيح آنكه، در آية نخست، به طول مدت روزه يعني يك ماه كامل و همچنين كساني كه توان روزه گرفتن ندارند از قبيل مريض و نيز مسافر و احكام جبراني آنها اشاره شده و در آية دوم، به اين نكته اشاره شده كه آنان كه در ايام ماه رمضان توان و شرايط روزه گرفتن را ندارند و در ايام و ماههاي ديگر به جبران آن مي‌‌پردازند. آنگاه در ادامه، چنين بيان شده كه هدف از تشريع روزه از ناحية خداوند، عسر و به سختي افكندن شما نيست بلكه خداوند حكم آسان را براي شما مي خواهد. و نشانة و دليل همين كلام آن است كه خداوند روزه گرفتن شما در ماههاي ديگر يا جبران آنرا به صورت فديه، برايتان جايز شمرده است و اين همان آسان گرفتن حكم است نه اعسار.
و در جاي ديگر، به طول زمان روزه در يك روز اشاره مي كند:
«… كلوا و اشربوا حتي تبيين لكم الخيط الأبيض من الحيظ الأسود من الفجر ثم اتمّوا الصيام الي الليل» :
«… و رواست كه بخوريد و بياشاميد تا آنگاه كه خط سفيدي روز از سياهي شب در سپيده دم پديدار گردد پس از آن روزه را به پايان رسانيد تا اول شب…»
و در برخي از آيات، از روزه بعنوان كفاره اي براي برخي از گناهان از چمله قتل غير عمدي ، قسم هاي قلبي  و عقيدتي و نيز ظهار  نام برده شده كه نقش جبراني براي گناهان فوق را ايفا مي كند.

5-1-2-3- نذر روزة مريم (س):
«فلكي و اشربي و قري عيناً فاما ترين من البشر احداً فقولي اني نذرت للرحمن صوماً فلن اكلم اليوم انيساً »:
«پس از اين رطب تناول كن و از آب بياشام و چشم خود (به عيسي) روشن دار و هركس از جنس بشر را كه ببيني به او بگو براي خدا نذر روزة سكوت كرده ام و با هيچكس(تا روزه ام) سخن خواهم گفت.»
اين قسمت از آيات نيز به اصل وجود روزه در آيين يهود اشاره دارد كه بر اساس آن، مريم عذراء، براي سهولت زايمان خود، روزة سكوت نذر كرد. بنابراين، طبق بيان اين آيه، اصل روزه، اصل مشترك تمام اديان آسمان و الهي است.

مقايسه
1)مسأله روزة، از مسائل مشتركي است كه هم در قرآن و هم در اناجيل وارد شده است با اين تفاوت كه در اناجيل اين موضوع به اختصار و اجمال و تقريباً در حد ذكر عنوان بيان شده در حالي كه در قرآن كريم، مسأله روزه به تفصيل بيان شده و احكام و شرائط، طول مدت و نيز مكلفين و معذورين از روزه مورد بررسي قرار گرفته اند.
2)قرآن كريم، صراحتاً روزه را بعنوان اصل و حكم مشترك خداوند در ميان تمام امتها معرفي مي كند و در اين راستا، نذر كردن مريم را روزه سكوت را شاهدي بر اين مدعا، اعلام مي دارد و در حالي كه در اناجيل چهارگانه هيچ تصريح يا تلويحي مبني بر وجود حكم روزه بعنوان دستور مشترك خداوند براي امتهاي پيشين وجود ندارد.
3)در قرآن كريم، صراحتاً به وجوب روزه گرفتن پيروان اسلام اشاره شده است در حالي كه در گزارشهاي اناجيل هيچ گونه تصريح يا تلويحي مبني بر وجوب روزه گرفتن پيروان مسيح از زبان آن حضرت وجود ندارد.
4)در انجيل متي، از روزه گرفتن چهل شبانه روزي عيسي مسيح، سخن به ميان آمده كه در قرآن كريم، هيچ سخني از آن به ميان نيامده است. اگرچه قرآن كريم، اصل روزه را در ميان امتهاي پيشين تأييد و تأكيد مي كند.
5)در انجيل متي، در ضمن نصايح مسيح به پيروان خويش، به مسأله پرهيز از ريا در روزه داري، اشاره شده كه در قرآن كريم، از پرهيز از رياي در روزه داري سخني به ميان نيامده است. بلكه قرآن كريم شديداً پيروان خود را به پرهيز از رياي در نماز سفارش مي كند اگرچه به يك تعبيري، قرآن كريم، هر نوع ريايي در عبادات را تحريم مي كند.
6)در انجيل متي، دعا و روزه بعنوان شرط توفيق معرفي شده است كه در قرآن كريم، روزه، بعنوان تمرين تقوا بيان شده كه از رهگذر روزه، انسان به تقوا و مبارزه با هواي نفس نائل مي شود.
7)در قرآن كريم، از روزه به عنوان كفاره و جايگزيني باي برخي از گناهان نام برده شده كه در اناجيل چهارگانه هيچ گونه اشاره اي به اين موارد نشده است.
8)در قرآن كريم به زمان شروع و پايان وقت روزه و نيز ماه رمضان به عنوان فصلي(ماهي) مشخص و متعين براي انجام اين فريضة الهي، اشاره شده كه در اناجيل چهارگانه هيچ گونه اشاره اي به زمان ابتدا و انتهاي وقت روزه شده است.
5-2-1- انفاق
5-2-1-انفاق در اناجيل اربعه
از ديگر موضوعاتي كه در اناجيل چهارگانه به آن پرداخته شده و مي توان آنرا در ذيل احكام ]اجتماعي- اقتصادي[ گنجانيده موضوع انفاق و ذم ثروت اندوزي است چرا كه ثروت اندوزي باعث انباشت ثروت در است اقليت خواهد شد و به تبع آن، محرومين و نيازمندان جامعة روز بروز، فقيرتر خواهند شد بنابراين در تعليمات مسيح(ع) كه در انجيل هاي چهارگانه آمده است، آن حضرت پيروان خويش را به انفاق مال و دستگيري ثروتمندان از فقر تشويق نموده است و همواره بيان مي داشته است كه ثروتمندان و دولتمندان از چمله كساني هستند كه به سختي و كوشش فراوان، داخل در ملكوت خداوند مي شوند. در اين قسمت به موضوع«انفاق» در اناجيل اربعه مي پردازيم:

5-2-1-1- تشويق به كنج اندوزي در آسمان:
«گنجها براي خود بر زمين نيندوزيد جايي كه بيد و زنگ زيان مي رساند و جايي كه دزدان نقب مي زنند و دزدي مي نمايند. بلكه گنجها به جهت خود در آسمان بيندوزيد جايي كه بيد و زنگ زيان نمي رساند و جايي كه دزدان نقب نمي زنند و دزدي نمي كنند. زيرا هر جا گنج تو است دل تو نيز در آنجا خواهد بود.»(انجيل متي، باب ششم، 21-19)
اين قسمت از انجيل متي، اگرچه صريحاً پيروان خويش را به انفاق مال دستور نمي دهد و صريحاً چنان ثروت اندوزي را ذم و نكوهش مي كند كه مي توان از مفهوم مخالف آن، موضوع انفاق مال در راه خداوند را استنباط كرده توضيح آنكه در اين قسمت از كلام مسيح، ثروت اندوزي و كنج اندوزي بر زمين به شدت ذم و نكوهش شده و در عوض، ثروت اندوزي در آسمان شديداً ترغيب و تحسين شده است و در عين حال براي هر حالتي هم، علت ذم و يا حسن آنرا بر مي شمارد. از يك سو بر اين فراز از بيانات عيسي مسيح(ع) چنين آمده است كه از گنج اندوزي براي خود در روي زمين به شدت بپرهيزيد زيرا كه گنج اندوزي در زمين، همواره با دو آفت مواجه است: يكي آنكه، زمين همواره از اين خاصيت برخوردار است كه كالاهاي در آن، دچار بيد و زنگ مي شوند و هر جا كه بيد و زنگ باشد، زيان ضرر، متوجه صاحب كالا مي شود. ديگر آنكه زمين، به گونه اي است كه كالاها و دفينه هاي آن، مورد نقب و دزدي دزدان و راهزنان مي شود، بنابراين هيچگاه زمين از اين دو آفت، مصون و محفوظ نمي باشد، پس، گنج اندوزي در زمين، سزاوار و عقلايي نمي باشد.
از سوي ديگر، پيروان خويش را به گنج اندوزي براي خود در آسمان، تشويق و ترغيب مي نمايد و چنين مي فرمايد كه گنجها براي خود در آسمان بيندوزيد و زير و علت آنرا، چنين بر مي شمارد كه آن دو آفت موجود در زمين، هيچگاه در آسمان وجود ندارد زيرا كه آسمان جايي است كه بيد و زنگ در آنجا به كالاي ارزشمند، زيان و ضرري نمي رساند و ثانياً مهمتر آنكه، آسمان جايي است كه دست هيچ دزدي بدانجا نمي رسد و هيچ دزدي نمي تواند دفينه هاي در آسمان را مورد دزدي و نقب قرار دهد. بنابراين، گنج اندوزي براي خود در آسمان، بسي سزاوارتر و عقلاني تر است تا در زمين، آنگاه در ادامه، چنين استدلال مي كند كه هر كجا، گنج توست، دل تو نيز در آنجا خواهد بود. يعني اينكه: چنانچه گنج تو در زمين باشد، دل تو نيز در زمين خواهد بود ولي اگر گنج تو در آسمان باشد، دل تو نيز در آسمان خواهد بود و كداميك بهتر خواهد بود دل زميني يا دل آسماني؟
نكتة جالب و قابل تأملي كه نبايد فقط به ظاهر آن توجه كرد در اين عبارت است كه مي فرمايد«بلكه گنجها به جهت خود در آسمان بيندوزيد» كه اشارة مستقيمي به موضوع انفاق مال در راه خدا دارد زيرا كه وقتي شما، مالي را در راه خدا انفاق مي‌كنيد، از همين انفاق، گنج براي خود در آسمان مي اندوزيد كه هيچ آفتي به آن نمي رسد. بنابراين مسيح، انفاق مال در راه خدا را به منزله اندوختن گنجي در آسمان مي داند كه از دست بيد و زنگ و نيز دزدان، مصون و محفوظ خواهد ماند. خلاصه آنكه، در اين قسمت از انجيل متي، هر نوع گنج اندوزي، زد و نفي نشده است بلكه چنانچه گنج اندوزي در آسمان براي خدا انجام پذيرد، نه تنها، مذموم نيست بلكه امري پسنديده و مطلوب نيز مي باشد.»

5-2-1-2- انفاق، شرط كمال خواهي و رسيدن به حيات جاوداني:
«ناگاه شخصي آمده وي را گفت اي استاد نيكو چه عل نيكو كنم تا حيات جاوداني يابم. وي را گفت از چه سبب مرا نيكو گفتي و حال آنكه كسي نيكو نيست جز خدا فقط ليكن اگر بخواهي داخل حيات شوي احكام را نگاه دار. بدو گفت كدام احكام. عيسي گفت، قتل مكن، زنا مكن، دزدي مكن، شهادت دروغ مده، و پدر و مادر خود ا حرمت دار و همساية خود را مثل نفس خود دوست دار. جوان وي را گفت همة اينها را از طفوليت نگاه داشته ام ديگر مرا چه ناقص است.
عيسي بدو گفت اگر بخواهي كامل شوي رفته مايملك خود را بفروش و به فقرا بده كه در آسمان گنجي خواهي داشت و آمده مرا متابعت نما. چون جوان اين سخن را شنيد دلتنگ شده برفت زيرا كه حال بسيار داشت. عيسي به شاگردان خود گفت هر آينه به شما مي گويم كه شخصي دولتمند به ملكوت آسمان به دشواري داخل مي شود. و باز شما را مي گويم كه گذشتن شتر از سوراخ سوزن آسانتر است از دخول شص دولتمند در ملكوت خداوند.» (انجيل متي، باب نوزدهم، 24-16)
در اين قسمت از انجيل متي، صريحاً به موضوع انفاق مال در راه فقراء و نيز به عواقب خطرناك دولتمندان و ثروت اندوزان اشاره شده است، آنجا كه شخصي به نزد مسيح مي آيد و از او دربارة شرائط ميل بر حيات جاودانه پرسش مي كند مسيح در جواب ضمن اشاره به انجام امور چيزي از جمله دوري از قتل و زنا و دروغ و شهادت ناحق و احترام به پدر و مادر و محبت به همسايه او را به عمل خير ديگري رهنمون مي شود كه از ان به «شرط كمال» تعبير مي كند كه عبارت از «پرهيز از ثروت اندوزي و انفاق مال در راه فقراء» است و چنين مي فرمايد كه اگر معتقدي به تمام دستورات من عمل كرده اي و باز هم بيشتر طالب كمال و حيات جاوداني هستي، راهش اين است كه تمام مايملك خود را بفروشي و آنها را در راه فقراء- كه راه خداست- انفاق و هزينه كني آنگاه به حيات جاوداني خواهي رسيد و اين عمل نقصان تو را برطرف خواهد كرد. چنانكه از اين كلام مسيح پيداست آن حضرت در طي اين توصية خويش به آن جوان، از يكسو وجود روحية ثروت اندوزي و گنج اندوزي را رد و نفي نمود و از سوي ديگر به ايجاد روحية انفاق و دستگيري مالي از ديگران، تشويق و ترغيب نمود و چنين وانمود كرد كه ثروت اندوزي، مانع نيل انسان به كمال و حيات جاوداني است هرچند كه انسان از بسياري از رذائل اخلاقي، اجتناب كرده باشد.
آنگاه در ادامه، به آثار سوء و عواقب وخيم ثروت اندوزي دولتمندان اشاره مي نمايد و چنين مي فرمايد كه دولتمندان از جمله كساني هستند كه به دشواري و مشقت فراوان، داخل ملكوت آسمان مي شوند زيرا كه آنها، به دشواري و مشقت از مال و ثروت شان، انفاق مي كنند. سپس در ادامه براي تقريب بيشتر به ذهن مخاطبين، حالت سخت دولتمندان ثروت اندوز را چنين تشبيه و تبيين مي نمايد كه گذشتن شتر از سوراخ سوزن، آسانتر است از دخول شخص دولتمند در ملكوت خدا و اين تشبيه، نشانة شدت تعلق و دلبستگي دولتمندان به مال و ثروت شان است كه بسي سخت تر و دشوارتر مي توانند داخل ملكوت خدا شوند. جالب اين است كه مسيح در اين توصية خويش به آن جوان، چنين مي فرمايد كه اگر مايملك خويش را بفروشي و تمام انرا در راه فقراء، انفاق كني در اين صورت، گنجي در آسمان خواهي يافت كه در اين تعبير نيز به سان تعابير پيشين، انفاق در راه خدا، به گنج آسماني تشبيه شده است و اين سازگاري ميان دو تعبير يعني «گنج آسماني» و «گنج براي خود در آسمان بيندوزيد»، روشن تر، رخ مي نمايد.
لازم به ذكر است كه عين همين مطلب انجيل متي پيرامون«انفاق مال و ذم ثروت اندوزي، در انجيل مرقس و انجيل لوقا نيز بيان شده است. (انجيل مرقس، باب دهم،23-17)- (انجيل لوقا، باب هجدهم، 25-18).

5-2-1-3-واي بر دو لتمندان
«ليكن واي بر شما اي دولتمندان زيرا كه تسلي خود را يافته ايد. واي بر شما اي سير شدگان زيرا گرسنه خواهيد شد. واي بر شما كه الآن خندانيد زيرا كه ماتم و گريه خواهيد كرد. واي بر شما وقتي كه جميع مردم شما را تحسين كنند زيرا همچنين پدران ايشان با انبياء كذبه كرده اند.» (انجيل لوقا، باب ششم، 26-24)
در اين قسمت از انجيل لوقا كه به مواعظ و نصايح بلند و طولاني مسيح اختصاص دارد، ضمن تحسين و تفقد وي از مساكين و پا برهنگان و بيچارگان، به ثروت اندوزان و دولتمندان رو مي كند و عواقب وخيم و عذابهاي درناكي را كه براي ايشان مهيا شده است، برايشان بازگو مي كند كه چگونه اين خوشحالي ظاهري و ناپايدار دنياي آنها، به گريه و شيون و ماتم‌شان مبدل خواهد شد. واي بر شما اي دولتمندان و زراندوزان زيرا كه فكر مي كنيد از تسلي و آرامش برخورداريد. واي بر شما اي سيرشدگان و بيخبران از مساكين و گرسنگان، به زودي گرسنه و بيچاره خواهيد شد. واي بر شما كه اكنون خوشحال و خندان هستيد و هر آينه بزودي در گريه و ماتم فرو خواهيد رفت. واي بر شما كه اكنون مورد تحسين واقع شده ايد زيرا شما همانهايي هستيد كه پدرانتان در كنار انبياء كذبه قرار مي گرفتند و مورد تحسين واقع مي شوند.
همانگونه كه روشن است، مسيح (ع) در اين فراز از سخنان خويش، چندين بار واژة «واي بر شما» را بكار مي برد كه اين واژگات، به عذاب و بيان افسوسهاي مترتب بر آن اختصاص دارد و هربار، زراندوزان و دوتمندان را كه اهل انفاق مال و دستگيري از فقراء نيستند. مورد سرزنش و نكوهش قرار مي دهند و ثروت اندوزي را ماية هلاكت و ماتم زدگي و احتياج آنها در سراي ديگر، بر مي شمارد. خصوصاً آنكه با توجه به سياق نصايح در عبارات پيشين، آن حضرت، مساكين و فقراء و پيروان خويش را تسلي و مورد تفقد قرار مي دهد و آنها را از عنايات ويژه و برطرف شدن گرفتاري شان، آگاه مي كند.

5-2-1-4-منع از همنشيني با دولتمندان:
«پس به آن كسي كه از وي وعده خواسته بود نيز گفت وقتي كه چاشت يا شام دهي دوستان يا برادران يا خويشان يا همسايگان دولتمند خود را دعوت مكن مبادا وايشان نيز ترا بخوانند و ترا عوض داده شود. بلكه چون ضيافت كني فقيران و لنگان و شلان و كوران را دعوت كن. كه خجسته خواهي بود زيرا ندارند كه ترا عوض دهند و در قيامت عادلان، به تو جزا عطا خواهد شد.» (انجيل لوقا، باب چهاردهم، 14-12).
در اين قسمت از انجيل لوقا، مسيح (ع) به خاطر آنكه هرچه بيشتر چهرة پليد دولتمندان زرداندوز را نشان دهد كه چگونه در ساية ثروت و پول خويش، ديگران را به بندگي و شرمسازي مي كشانند، از پيروان خويش مي خواهد كه در ضيافتها و دعوتهاي ميهماني شان، مبادا كه از دولتمندان چه از خويشان و چه از همسايگان دعوت كنند زيرا كه آنان نيز به خاطر ثروتمندي و پولداري شان، شما را نيز دعوت خواهند كرد و در اين صورت، شما عوض داده خواهي شد(و ارزشمندي اطعام، از بين خواهد رفت) بلكه همواره سعي كنيد در ضيافتهاي خود، از فقراء، گرسنگان و معلولان و نيازمندان دعوت بعمل آوريد زيرا كه اين امر بسيار ميمون و خجسته خواهد بود بدان جهت كه آنها چيزي ندارند تا شما را دعوت كنند و شما عوض داده شويد بلكه شما را در قيامت عادلان، جزا خواهند داد (و شما از دست خداوند، اجر و مزد خواهيد گرفت و كارتان ارزشمندتر خواهد بود).
باري، آن حضرت در اين توصية ساد خويش، مي خواهند همگان را از داشتن روحية ثروت اندوزي و دولتمندي كه انفاق مال در آن نباشد، بر حذر دارند و بيان دارند كه چگونه دولتمندان و ثروتمندان جامعه، به مرور زمان، از جامعه، طرد خواهند شد و مورد نفرت فقراء و مساكين خواهند شد و از سوي ديگر، انفاق مال و دستگيري از فقراء و همنشيني با آنان چقدر، زيبا و دلنشين و خجسته خواهد بود و چگونه مورد رضايت عادلان قيامت خواهد بود.

5-2-1-5- كيفر دوزخ براي زراندوزان:
«شخصي دولتمند بود كه ارغوان و كتان مي پوشيد و هر روزه در عياشي با جلال بسر مي برد و فقيري مقروح بود ايلعازر نام كه او را بر درگاه او مي گذاشتند و آرزو مي داشت كه از پاره هايي كه از خوان آن دولتمند مي ريخت خود را سير كند بلكه سگان نيز آمده زبان بر زخمهاي او مي ماليدند. باري آن فقير بمرد و فرشتگان او را به آغوش ابراهيم بردند و آن دولتمند نيز مرد و او را دفن كردند. پس چشمان خود را در عالم اموات گشوده خود را در عذاب يافت و ابراهيم را از دور و ايلعازر را در آغوشش ديد. آنگاه به آواز بلند گفت اي پدر من ابراهيم بر من ترحم فرما و ايلعازر را بفرست تا سرانگشت خود را به آب تر ساخته زبان مرا خنك سازد زيرا در اين نار معذبم. ابراهيم گفت اي فرزند به خاطر آور كه تو در ايام زندگاني، چهره هاي نيكوي خود را يافتي و ايلعازر، چيزهاي بد را ليكن او الحال در تسلي است و تو در عذاب. و علاوه بر اين در ميان ما و شما ورطة عظيمي است چنانچه آناني كه مي خواهند از اينجا به نزد شما عبور كنند نمي توانند و نه نشينندگان آنجا نزد ما توانند گذشت. گفت اي پدر به تو التماس مي دارم كه او را به خانة پدرم بفرستي. زيرا كه مرا پنج برادر است تا ايشان را آگاه سازد. مبادا ايشان نيز به اين مكان عذاب بيايند. ابراهيم وي را گفت موسي و انبياء را دارند سخت ايشان را بشنوند. گفت نه اي پدر ما ابراهيم ليكن اگر كسي از مردگان نزد ايشان رود توبه خواهند كرد. وي را گفت هرگاه موسي و انبياء را نشنوند اگر كسي از مردگان نيز برخيزد هدايت نخواهند پذيرفت.»(انجيل لوقا، باب شانزدهم، 31-19).
اگرچه در اين قسمت از انجيل لوقا، مستقيما و صريحاً به موضوع «انفاق مال» در راه فقراء اشاره نشده است ولي در قالب داستاني عبرت آموز، كه از مغيبات محسوب مي‌شود- چنان به ذم و نكوهش ثروت اندوزي و زرمداري پرداخته است كه هر انسان منصف و خداترسي را به تأمل و تفكر در اعمال خويش وا مي دارد كه چگونه دولتمندان زراندوزي كه در دنيا از حشمت و جاه و مقام و عياشي برخوردارند، در آخرت از جملة نيازمندترين افراد به ترحم و عفو بخشش هستند و در آخرت، چه جايگاه دردناك و تلخي در انتظار آنان است و از سوي ديگر، فقراء و مساكين كه در دنيا از حقيرترين و بي ارزش ترين طبقات جامعه محسوب مي شوند، چگونه در آخرت از جايگاهي بس رفيع و همنشيني با انبياء الهي برخوردارند و چگونه اغنياء زراندوز در آن عالم، نيازمند كوچكترين عنايت و عفو ترحم آنها هستند.
اين داستان آموزنده، علاوه بر آنكه به جايگاه واقعي اغنياء و فقراء در آخرت اشاره دارد، به اين نكته نيز اشاره دارد كه چگونه در آخرت، ثروت ثروتمندان، سودي به حال آنان نخواهد بخشيد و آنان نخواهند توانست خود را از آن مهلكه و مخمصه برهانند و از همنشيني با انبياء بزرگ الهي محروم بمانند و چگونه توبة آنها، سودي به حالشان نخواهد بخشيد و صدايشان را كسي نخواهد شنيد. اين كلام، بشارت به عذاب دردناك براي آناني است كه طلا و نقره را ذخيره مي كنند و آنها را در خدا انفاق نمي كنند.

5-2-1-6-ارزشمندي انفاق فقرا:
«و نظر كرده دولتمنداني را ديد كه هداياي خود را در بيت المال مي اندازند. و بيوه زني فقير را ديد كه دو فلس در آنجا انداخت. پس گفت هر آينه به شما مي گويم ان يبوة فقط از جميع آنها بيشتر انداخت. زيرا كه همة ايشان از زيادتي خود در هداياي خدا انداختند ليكن اين زن، از احتياج خود تمامي معيشت خويش را انداخت.»
(انجيل لوقا، باب بيست و يكم، 4-1)
اين قسمت از كلام مسيح در انجيل لوقا، بدين نكته اشاره دارد كه ارزش تمامي انفاقات و هداياي افراد جامعه، يكسان نمي باشد بلكه از نظر نيت و ميزان نيازمندي افراد به آن پول و هدايا، با يكديگر متفاوتند؛ بنابراين گاهي هم دولتمندان و ثروتمندان، انفاق مال مي كنند و هم فقرا و نيازمندان كه البته ارزش و اجر و مزد اينان، مساوي و يكسان نيست چرا كه به تعبير مسيح(ع)، دولتمندان و ثروتمندان، اگر گاهي، انفاق مال و بذل هدايايي مي كنند آنهم به مقدار زياد و چشمگير، از زيادت و اضافات مال خويش، انفاق مي كنند كه مازاد بر نيازشان است ولي فقرا چنانچه به سايرين كمك و انفاقي مي كنند اگر خيلي اندك هم باشد، اين به مراتب بسيار ارزشمندتر و والاتر از ان انفاق زياد ثروتمندان است چرا كه اين فقرا، ايثار كرده اند و از نياز و احتياج خويش صرفنظر و ديگري را مستحق تر دانسته اند. باري در اين قسمت از كلام مسيح، به انفاقي اشاره شده است كه از روي خلوص و براي خدا انجام شده باشد صرفنظر از اينكه داراي چه كميتي بوده باشد.

5-2-2- انفاق در قرآن:
انفاق، مسأله بسيار مهمي است كه آيات متعددي از قرآن به توضيح و تبيين آن مي‌پردازد و مؤمنان را بدان توصيه مي كند. بي شك شناخت دقيق تعريف انفاق از منظر قرآن و بررسي نقش آن در تعالي فردي و اجتماعي انسانها، مسأله حائز اهميتي است كه مي تواند آثار و فوائد ارزنده اي در بر داشته باشد. قرآن، انفاق را محوري اساسي و از تكاليف مهمي به شمار مي آورد كه همة افراد، ثروتمند و فقير، مرد و زن، پير و جوان به گونه اي ملزم به آن هستند. در اين مسير كه همه به انفاق در راه خدا دعوت مي شوند نقش انفاق به خوبي تبيين مي گردد و انفاق بعنوان كليد حل بسياري از مسائل و مشكلات فردي و اجتماعي- معرفي مي گردد. ايات شيوا، رسا و در عين حال پر مفهوم قرآن، همواره در جهات تهذيب فكر و اصلاح انديشة انساني نسبت به مسأله انفاق مي كوشند تا آن را بر اساس فكر و منطق در جامعة اسلامي به عنوان يك فرهنگ اصيل گسترش دهند. قرآن در اين راه از مثل هاي زيبا، بيان نعمتها و دارايي و تواناييهاي خداوند تشويق و گاهي توبيخ، سرزنش و تخوير در جهت ترويج فرهنگ انفاق سود جسته است. قرآن، آثار و فوائد ارزنده اي براي پاداش انفاق كنندگان در راه خدا بر مي شمرد كه براي زندگي مادي و معنوي، دنيوي و اخروي انسان مفيد است. كوتاه سخن آنكه، مسأله انفاق در راه خدا، يكي از مسائل مهم و حياتي است كه قرآن كريم در سطح وسيعي از آيات به بيان نقش و جايگاه و آثار و نيز آفات آن پرداخته است تا جايي كه مجموع آيات و سياقهاي مربوط به موضوع انفاق در قرآن به 477 آيه مي رسد كه اين امر، بيانگر ميزان اهميت مسأله، در بيان قرآن كريم مي باشد. بطور كلي، آيات مرتبط با موضوع انفاق در قرآن كريم، در قالب موضوعات و عناوين زير، دسته بندي مي شوند:
مصاديق انفاق، شيوه هاي ترويج فرنگ انفاق، آثار انفاق و نيز موانع و آفات انفاق.
5-2-2-1-معناي اصطلاحي انفاق در قرآن
آيات متعددي وجود دارد كه دلالت بر آن مي كند كه انفاق معنايي گسترده دارد و امري صرفاً مالي نيست. از بررسي مفاد بسياري از آيات انفاق و همنشيني و ارتباط بعضي واژه ها چنين بدست مي آيد كه انفاق صرفاً بخشش مال در راه خدا نيست بلكه دايرة وسيعي دارد كه شامل بسياري از بخششها و صرف كردن هزينه هاي مادي و مواهب معنوي خدادادي مي باشد:
1-«آمنوا بالله و رسوله و انفقوا مما جعلكم مستخلفين فيه» : از آنچه خداوند شما را در آن جانشين قرار داده انفاق كنيد.» با توجه به واژة «ها»ي موصول در اين آيه كه به معناي «آنچه» مي باشد، مي فهميم كه خداوند انسان را فقط در مال و دارايي جانشين قرار نداده است و اين جانشيني مي تواند در باب امور مختلف مادي و معنوي باشد كه امور مادي از قبيل مال، ملك، ارث و … و معنوي شامل علم، بيان نيكو و … باشد.
2.قل ان ربي يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقد رله و ما انفقتم من شيء بر فهو يخلفه و هو خير الرازقين» : «بگو همانا پروردگار من روزي را براي هركه از بندگانش كه بخواهد فراخ مي سازد و تنگ مي گرداند. و هرچه انفاق كنيد پس او به جاي آن باز دهد و او بهترين روزي دهندگان است.»
عبارت «من شيء» عموميت داشته و به معناي هرچيز است. بنابراين انفاق از هرچيزي چه مادي و چه معنوي ممكن است.
3.«يسألونك ما ذا ينفقون قل ما انفقتم من خير فللو الدين و الاقربين و اليتامي و المساكين و ابن السبيل و ما تفعلوا من خير فان الله به عليم» : «از تو مي پرسند چه چيزي انفاق كنند؟ بگو، آنچه از مال انفاق مي كنيد براي پدر و مادر و خويشان و يتيمان و نيازمندان درمانده و در راه ماندگان باشد و هركار نيكي كنيد خدا به آن داناست.»
شيخ طبرسي دربارة «خير» در اين آيه مي فرمايند:«منظور از خير، چيزي است كه قابل استفاده است و اگر قابل استفاده نباشد آنرا خير نمي گويند.»
4.«يسألونك ماذا ينفقون قل العفو كذلك يبين الله لكم الآيات لعلم تتفكرون» : «از تو مي پرسند كه چه انفاق كنند؟ بگو: عفو ]افزون از نياز[ را بدين گونه خدا آيات را براي شما روشن بيان مي كند، شايد بينديشيد.»
در باب معناي عفو در اين آيه، مفسرين، از تعابير مختلفي استفاده كرده اند از جمله قرطبي معتقد است مراد از عفو در آية شريفه، مازاد آن چيزي است كه انسان خرج خود و عيال و خانواده اش مي كند و رواياتي نيز در اين زمينه آورده است.
اما عفو در لغت عبارت است از: بخشش، از بين بردن اثر، قصد گرفتن چيزي، وسط و ميانة هر چيز، مقدار اضافي چيزي، بهترين قسمت مال.
فراز پاياني آيه، بيانگر آن است كه تدبير در اين آيه، بويژه كلمة «عفو» روشنگر مطالب ارزشمندي است:
اولاً:مي توان دريافت كه انفاق، مختص به امور مادي نمي شود و ثانياً: عفو و گذشت از ديگران، يكي از مصاديق مهم انفاق است، چرا كه خداوند، در جواب كساني كه از انفاق مي پرسند، آشكارا از كلمة عفو استفاده مي كند.
لازم به ذكر است كه انفاق يكي از حوزه هاي معناشناختي است كه ارتباط عميقي با مبحث ايمان دارد و به نحوي انفاق و ايمان به يكديگر، پيوند خورده اند كه رسالت برخي از ايات قرآن، توضيح و تبيين اين مسأله است. از آن جمله، آيات سورة حديد است كه از قرار گرفتن ايمان و انفاق در كنار هم مي توان، به كنه ارتباط انفاق و ايمان پي برد.
از سوي ديگر، مسأله انفاق بواسطة اهميتي كه دارد و مي تواند به يك حوزة معنايي مستقل تبديل شود كه حاوي ميدانهاي معناشناختي كوچكتري است كه به ترتيب واژه هايي چون به زرق، بخل، قرض، حسن، صدقه، زكات و بر، در آن قرار مي گيرد كه اين واژه ها و ميدانهاي معناشناختي بر اساس ميزان ارتباطشان با مبحث انفاق در قرآن و سياقهاي مربوط به آن، انتخاب شده اند كه به معناي عدم قرار گرفتن واژه هاي ديگر در كانون معناشناختي انفاق نمي باشد.

5-2-2-2-برخي از مصاديق انفاق:
5-2-2-2-1- انفاق بر خانواده:
يكي از مصاديق انفاق كه تا كنون كمتر بدان پرداخته شده است، بحث نفقه بر همسر و خانواده مي باشد. در قرآن كريم، اياتي از انفاق به اين مبحث اختصاص دارد از جمله:
«الرجال قوامون علي الفساد بما فضل الله بعضهم علي بعض و بما انفقوا من اموالهم…»  مردان بر زنان كارگزاران و سرپرستانند از آن روي كه برخي از ايشان را بر برخي فزوني و برتري داده و بدان سبب كه از مالهاي خويش هزينه مي كنند.»
«اسكنواهن حيث سكنتم من وجدكم و لا تضارو هن لتضيقوا عليهن و ان كن اولات حمل فانفقوا عليهن…»
«زنان مطلقه را (تا سر آمدن عده شان) آنجا سكونت دهيد كه خود سكونت مي كنيد و از همان توانايي كه داريد و به ايشان گزند نرسانيد تا بر آنها تنگ گيريد و اگر بار دارند بر آنان هزينه كنيد تا بار خويش را بنهند…»
از مفاد اين آيات، چنين استفاده مي شود كه انفاق بر اهل و عيال يكي از مصاديق بارز انفاق است.

5-2-2-2-2-انفاق بر والدين، اقوام و يتيمان و بيچارگان:
«يسألونك ماذا ينفقون قل ما انفقتم من خير فللوالدين و الاقربين و اليتامي و المساكين و ابن السبيل و ما تفعلوا من خير فان الله به عليم» ...

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه