بررسی آثار و زندگینامه آگوست رودن

بررسی آثار و زندگینامه آگوست رودن
بررسی آثار و زندگینامه آگوست رودن
70,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 53 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین


رودن در مقام يك نقاش و گراورساز
 رودن از دوران جواني و قبل از اينكه به مجسمه سازي رو آورد نقاشي ميكرده و تامدتها بنظر مي رسيد بين اين دومردداست. علاقه ذاتي وي براي طراحي او را واداشت تا رنگ روغن را تجربه كند. او احتمالا كالبدشناسي اندام انسان را در مدرسه پتيت در خيابان اكول دو مديسين آموخته بود. در حدود سالهاي 1855،يعني زماني كه در اتليه كار مي ركد نقاشي از روي مدل زنده را تجربه كرد.سپس پرتره هاي متعددي كشيد كه بيشتر چهره دوستان و افراد خانواده بود: پدرش ژان باتپيسته، يكي ازدوستانش ابل پولاين و خانم رودن .او حتي يك پرتره از چهره خود نيز نقاشي كرد.حدودا زماني كه بين 30و40 سال سن داشت در نقاشي هاي رودن زياد به حيوانات بر نمي خوريم.به جز يك اسب كه وي آنرا زماني كه در 1864 در پلاك 96 خيابان لبرون زندگي مي كرده در بازار سن مارسل ديده.
راه هاي گوناگوني متصور است كه از طريق آنها رودن آموخته باشد كه چگونه بدون استفاده از مدل نقاشي كند. در بلژيك جائيكه رودن پس از جنگ فرانسه وپروس در 1870 به انجام پناهنده شد.وي مشق هاي زيادي از روي آثار نقاشي روبنس انجام داده. آثاري همچون تصويري عيسي بربالاي صليب كه درموزه آنتورپ  است.جنگل سوانيه  در نزديكي بروكسل، پاتوق دلخواه وي بين سالهاي 77-1871 بود. در بين طبيعت، او منظره هاي متعددي در قطع كوچك و بصورت بسيار آزاد كاركرده كه لطافت منظره هاي اگوست راويه  را بياد مياورد، و حال هواي امپرسيونسيوم را دارد و تا حدي جاذبه عقلاني آن را دارد ولي تهي از جسارت ذاتي آن.
در بازگشت از بلژيك وي اجبارا در كارخانه چيني سازي سي ور كاركرد. در همان دوران الفونزلگروس كسي كه در لندن پناهنده شده بود. به او آموخت كه چگونه روي مس حكاكي كند.شيوه كار بسيار نزديك به طراحي بود. رودن در 1881 در انگلستان به لگروس ملحق شد و با هم تا مدتي در زمينه گراورسازي(حكاكي) همكاري كردند.
اثر فرشته پيشرو جهان رودن،مربوط به اين دوران است احتمالا اتودبي همتايي از سرزن كه توسط لگروس انجام شده بود است.
زن كودكان بالداروسنتورها همه بخشهايي از فهرست آشناي خالق دروازه هاي جهنم هستند. اگر چه او به عنوان يك مجسمه ساز سراميك كار هنرمند گرافيست و يا يك حكاك كار مي كرد ولي مضامين آثارش يكي بودند. موفقيت نيمتنه اي خود نيز حكاكي كند. وي در اجراي يك طرح سه رخ از چهره هانري بك نويسنده او را در كنار دو نيمرخ ديگرش اجرا كرده و در يك تصوير در كنار هم قرارداده. سه رخ ويكتور هوگو بهترين نمونه اين نوع كار است.
طراحي هاي يك مجسمه ساز
يك مجسمه ساز مثل يك نقاش طراحي نمي كند. قالب هاي معمول در كارآنها از فرمهاي ابتدايي تشكيل مي شود: خطوطي همچون آثار لارنس وهاشورهايي همچون ميكلانژ.گاهي با طراحي هاي خود بينندگانش را به تحير واميداشت. بينندگاني كه به طراحي هاي نقاشان عادت كرده بودند آنها انتظار داشتند تا طراحي هاي رودن اتود اوليه يك مجسمه باشد.اگر چه ذات هنرمندان بزرگ تاريخ هرگز نتوانسته بود از سنت ها و قواعد معمول پيروي كند.
صرف نظر از دوراني كه اين هنرمند بزرگ هنوز به پختگي نرسيده وي در آغاز به طراحي هاي تيره دوره رمانتيك گرايش داشت كه دستمايه هاي آن از دانته وبودلر بود كه با خلاقيت رودن ادغام شده بودند.ذغال كه با تاش هاي قلم روي آن پرداخت شده بود و با گل اخرا و يا گاهي مركب بنفش كه بصورت خيس سايه هايي در طراحي ايجاد كرده  ونهايتا نور كه با لكه هاي گواش به اثر اضافه شده. رودن در طراحي هاي خود تقريبا از هر ابزار و مصالحي كه پيش مي آمد استفاده مي كرد و حتي در بسياري موارد طرح خود را دور بري مي كرد وآنرا روي ورق ديگري مي چسباند ودوباره روي آن كار مي كرد و سپس آنرا به روي مقواي ديگري مي چسباند. حال سوال اينجاست كه چطور اين انديشه ها وشيوه موفق دكوپاژ لايه هاي طراحي قابل تفسير خواهند بود. اگر از ديد يك مجسمه ساز به آنها نگاه نكنيم؟ و سايه نماهاي ارواح نفرين شده كه از درون كاغذ بريده شده اند و روي كاغذ ديگري قرار شده اند گويي كه در فضا معلق شده اند نيز همينطور. واقعيت اين است كه يك نگاه سريع واجمالي قادر نيست عمق اين ترفند هاي هنرمندانه را تشخيص دهد.ترفندها و تكنيك هايي كه مدتها رودن از بروز دادن آنها امتناع مي كردو نهايتا در 1897 در آلبومي توسط انتشارات گوپيل منتشر شد. مقدمه اين كتاب توسط دوست صميمي رودن اكناو ميربانو نوشته شده بود.
كسي كه با ظرافت ودقت خاصي تك تك اين آثار را تحليل و توصيف كرده خود رودن اين طراحي ها را فقط مشتي چركنويس و اتودهاي ابتدايي گاها بي ارزش مي دانست اگر چه آخر الامر به انتشار آنها رضايت داد و اكنون مي بينيم كه آنها شايستگي انتشار را داشته اند خصوصا در دوره اي كه مردم براي هر پديده جديدي از خود اشتياق نشان ميدادند.
امروزه اين امكان وجود دارد تا بتوان شهامت و تهور رودن را از طريق اين طراحي هاي ارزشمند درك كرد واتهامات گذشته را به تحسين بدل نمود. ايا اكنون كه در ابتداي قرن بيست ويكم قرار داريم طراحي هايي سراغ داريد كه به اندازه اين طراحي ها خلاق و دراماتيك باشند؟ آنچه كه قطعي است اين نكته است كه اين طراحي ها در طول سال ها توسط تمام فرهنگ هاي اروپايي مورد تحسين و ستايش قرارگرفته اند.
از اين دوره به بعد تا پايان عمر رودن مجذوب معماري گرديد و خيلي زود كليساهاي اعظم فرانسه توجه وي را به خود معطوف داشتند و هنگاميكه سفارش ساخت دروازه هاي جهنم را دريافت كرد نيز اوقات فراغت خود را صرف مطالعه بناهاي قديمي مي كرد. رودن براي مطالعه وتحقيق به همه جا مي رفت از تورن تا اورن. از بريتاني تا برگاندي و با دفترچه طراحي خود،طاقها ، ستونها و اسكلت بندي كليساها را به تصوير كشيده است. رودن در سرتاسر عمر خود همواره به آثار تاريخي وملي فرانسه احترام مي گذاشت اگر چه خود او هم قبول داشت كه يكي از آخرين هنرمندان فرانسوي است كه از شاهكارهاي به جا مانده از تمدن هاي رومي و گوتيك اتود ميزند.
رودن در سپتامبر 1914،يعني زمانيكه كتاب تصوير سازي شده وي با نام كليساهاي اعظم فرانسه به چاپ رسيد در نامه اي به رومن رولان نوشته بود: سقوط امپراتوري ريمز بايد همچون سقوط قسطنيته، مهم توصيف ميشد.
با مدادي در دست اين مجسمه ساز خستگي ناپدير، سايه روشن ها را در مي نورديد. وي به طراحي هاي خطي كمتر علاقه داشت و معتقد بود كه طراحي يعني سايه ها و روشني ها در تقابل با يكديگر. رودن به هنگام طراحي هم يك مجسمه ساز بود و در جستجوي نقش برجسته ها برآمدگي ها و نورپردازيها.برخلاف بوردل براي رودن مشكل بود تا يك ارشيتكت باشد. اما ميخواست تا رموز كار معماران گمنام قرون وسطي و رنسانس را كشف كند. اين ذوق و تمام طول عمر با او همراه بود حتي در دهه 1890 كه شيوه طراحي او فرق كرد. هر چه طراحي هاي او مدرن تر مي شدند نا محدودتر و درك آنها مشكل تر مي شد. او همچون اغلب مجسمه سازان همواره براي اندام انسان جايگاهي والا در نظر مي گرفت اما با اين تفاوت كه اوتلاش مي كرد تا اندام انسان را در آثار خود از خاصيت هاي جنسي برهاند. رودن هرگز از مدل هاي متعدد استفاده نمي كرد وتمام آثارش به يك مدل محدود مي شدند. بنابراين طراحي هاي او محكم تر وتعداد آنها بيشتر بود سرشار از نور، ارامش وقار. او همواره ميگفت: كه مداد وكاغذ به من كمك كرد تا در گذر از جهنم زندگي به سلامت عبور كنم.. مداد در يك من يك انقلاب بصري ايجاد كرد و مرا واداشت تا دربرابر طبيعت سر تعظيم فرود اورم وبتوانم با سماجت ونگاه مداوم در آن نفوذ كنم.
رودن مفاهيم ذهني خود را بارها و بارها كار كرد ودر مقايسه او با رنور كه در يك دوره فعاليت هنري، خود را ملزم دانست تا از آثارانگر مشق كند، در مورد رودن هيچ ژستي نمي توانست او را از طراحي كردن فيگور زنان روي تخته شاسي كوچكش دلسرد كند. در طراحي هاي رودن،هيچگاه چهره ها، دست ها و پاها نقش محوري نداشته اند. مهمترين چيز در طراحي هاي رودن حركت ها حالت ها و اشارات بوده است.
عوام هرگز نمي توانستند طراحي ها او را درك كنند وهمواره او را متهم مي كردند به اينكه طراحي هايش را ناتمام رها كرده در حاليكه رودن به عوض اينكه در جزئيات طرح گم شود به مقاصد اساسي تر توجه مي كرد.وي در جستجوي مفاهيم پرمعني باسمه هاي ژاپني، كه در كارگاه برادران گانگورت ديده بود بود.
رودن با ضربه قلم هاي كاملا قوي كه با مداد ذغال ايجاد مي شد طراحي مي كرد و در برخي جاها آنرا با نوك شصت محو كرده تا به فرم دلخواه برسد. همچنين گاهي در گوشه هاي خارجي طرح با گواش يا آبرنگ تيره گي هايي ايجاد مي كرد تابه فيگور حالتي فضايي ببخشد و كاغذ دوبعدي را همچون سكوي كار مجسمه سازان سه بعدي كند.
اين جادو را فقط در دفاتر طراحي ميتوان يافت كه در آنها فيگورها حالت هاي نشسته يا خوابيده به خود گرفته اند بي آنكه هيچ اشاره اي به صندلي يا تختخواب شده باشد. در اين طراحي ها توهم فضا يقينا كامل است و چشم با عناصر فرعي منحرف نمي شود. در اينجا رودن فيگورها را از داخل طرح دوربري كرده وبراي آنكه حالت نقش برجسته به آن بدهد تمامي زوائد طرح را به دور افكنده و آنرا روي كاغذ ديگري دكوپاژ كرده.در واقع تفاوت طراحي هاي يك نقاش و يك مجسمه ساز در اينجا بوجود مي يايد: يك نقاش، در طراحي هايش احساس خود را از سوژه بيان مي كند اما يك مجسمه ساز دور آن مي چرخد وزيبايي هاي آنرا مي كاود.
طراحي هاي رودن نمونه هاي بارزي هستند از طراحي هاي مجسمه سازي كه ده ها هزار نما از يك فيگور را در طراحي سه بعدي نشان داده است. انكار اين حقيقت بيهوده است پس بگذاريد اعتراف كنيم كه از طراحي هاي رودن اموختيم كه چگونه ناگفته ها حدس بزنيم رودن اين طراح نمادگرا با اشارات خود ما را به مقصودي كه ميخواست رسانيد.
بيش از هفت هزار طراحي متعلق به موزه پاريس كه بايد در جعبه هاي مخصوصي و در تاريكي نگهداريي شوند تانور سبب تردي وشكنندگي آنها نشود. از اينرو آنها فقط هر سه ماه يكبار در نگارخانه كوچكي كه در طبقه همكف موزه براي آنها تعبيه شده به نمايش در مي آيند. نور اين دشمن بزرگ آثار كاغذي در آنجا در پايين تري درجه ومطابق استانداردهاي بين المللي حفاظت كنترل شده است.
مجسمه هاي سنگي
در 1890،مقالات متعددي كه ظاهرا مهمل مي نمودند پيرامون تئوري هنرمند نه نگارش يافتند، مثلا در بيست ويكم دسامبر، 1890، يك نشريه هجو نويس چنين نوشته بود:
… اين رودن ادعا مي كند كه در هر سنگ نتراشيده مجسمه اي وجود دارد! وفقط كافيست كه انرا بريد وقسمت هاي زائد آنرا از آن جدا كرد!!!!
اين طرز تلقي با كمال تعجب واقعا از جانب رودن بود، كسي كه همچون بسياري از معاصرين خويش كنده كاري روي سنگ را چندان دوست نداشت. اگر چه وي به ساشا گيتري اجازه داده بود كه از وي در حاليكه چكشي در يك دست وقلمي در دست ديگر گرفته و در مقابل آرديان كبير  ايستاده و دارد روي آن كار مي كند، عكس بگيرد. رودن آولين و بهترين كسي بود كه با مواد نرم همچون گل كار مي كرد، و با حذف و اضافه فرم دلخواه خويش را ميافت، وي بعدها و با گچ كاركرد، و آثار ايندوره او براساس مجسمه هايي بود كه مدتها پيش ساخته بود.
علت اينكه هنرمندان ديگر روي سنگ كنده كاري نمي كردند به دليل اظهار اين شيوه جديد بود. نسخه اصلي حاصل مي گرديد بعد اين نسخه اصلي بدست اجراكاران سپرده مي شد وآنها نسخه اصلي را روي سنگ پياده مي كردند اما بصورت بسياري كلي و بدون وضوح جزئيات وانگاه در مرحله بعد تا جايي كه مي توانستند وارد جزئيات مي شدند.
در اين مرحله، حالت كلي مجسمه بوجود آمده ولي جزئيات بسيار دقيق آن هنوزنمايان نشده بود و از اينجا به بعد ميبايست تحت نظارت مستقيم خود هنرمند انجام مي شد و در نهايت پرداخت و ساخت وساز تكميلي توسط خود هنرمندان انجام مي شد.
در قرن نوزدهم دستگاهي توسط نيكولاس گاتيو  اختراع شد ك شباهت زياد به دستگاه هاي كليد سازي امروزي داشت، به كمك اين دستگاه از روي نسخه اصلي طرح كلي مجسمه از سنگ تراشيده ميش دوسپس مراحلي تكميلي با دست به آن اضافه مي گرديد. اين دستگاه كه در ابتدا با نيروي بازو به گردش در ميامد در 1844 به انرژي برق مجهز شد واين امكان را بوجود آورد تا در زمان بسيار كوتاه تري وبا كيفيت مطلوب تركار اجرا شود وهنرمند مجسمه ساز فقط مرحله نهايي كار را انجام مي داد.
رودن نيز به اين شيوه كار مي كرد. به مجرداينكه وي درصدد كار روي سنگ برآمد اولين اثر خود را موسوم به مردبيني شكسته را خلق كرد.مرحله كنده كاري و پياده سازي طرح توسط لئون فركت در 1875 انجام شد. تا پايان همان سال تعداد اجراكاران كارگاه رودن رو به افزايش نهاد ورودن مراحل اوليه مجسمه هاي سنگي خود را به آنان مي سپرد. در دهه هاي 1870،1880 وي به آنها اجازه مي داد تا مراحل تكميلي اثر را نيز انجام دهند اما پس از مجسمه بوسه،كه توسط تركن در اندازه بزرگ پياده واجرا شده بود. رودن دريافت كه اگر به جاي اينكه مدل كاملي را براي كپي به اجرا كاران بسپارد ماكتي را به آنها بدهد كه فقط بتوانند با آن كار را شروع كند كار بيشتر جنبه هنري پيدا خواهد كرد و خود را در مرحله ساخت و ساز نهايي مي تواند احساس و انديشه هاي ناب خود را به اثر بيافزايد.
بديهي است كه وي كمتر وقت خود را صرف تراشيدن و ساخت مجسمه هاي سنگي كرده بود معذالك اجراي كار به اين شيوه ذوق وي را بيشتر اغنا مي كرد. يكي از بهترين نمونه هاي اين دوره مجسمه تفكر است كه بين سالهاي 95-1893 ساخته شده و اكنون نيز در موزه ارسي قرار دارد. ويكتور پيتر كسي كه كنده كاري پرتوه كاميل كلودل به او سپرده شده بود، توضيح مي دهد كه چگونه اين ايده به ذهن استاد خطور كرد كه مجسمه را از سر به پايين ناتمام بگذارد.
كلاهي كه برسر مجسمه بود سبب شد تا وي تصور كند كه رودن ميخواهد لباسي با يقه توري برچين براي مجسمه بتراشد پس وي مجسمه را از صورت به پايين ناتمام گذاشت. اما وقتي رودن نتيجه حاصله را مشاهده كرد گفت: ديگر هيچ كار اضافه اي لازم نيست.
آنرا همانطور رها كن! نمونه جالب ديگر نيمتنه دوشس شوسل  است كه در گالري شماره 8 موزه رودن پاريس قرار دارد. رودن به هنگام كار روي موهاي اين مجسمه كه بصورت مواج از داخل سنگ بيرون زده اند دست از كاركشيده وقسمت موها شبيه كلاهخود شده است.
از اصول ديگر كار وي كه تقريبا در تمام آثار سنگي وي مشهود است اين است كه رودن به هنگام خلق آثار سنگي، خطوط زمخت و خشن را بر روي اثر باقي مي گذاشت. برخي مجسمه هاي سنگي دهه 1880، همچون مادام ويكتونا (1888،موزه ارسي) يا دانائيد (90-1889) ظاهري تمام شده دارند وپرداخت صيقلي آنها يادآور مجسمه هاي تحسين برانگيزو گرانقيمت عاج است. آثار سنگي دهه 1890 رودن از آزادي بيشتري برخوردارند همچون نيرنگ  وخواهر ايكاروس (1896، انجمن ملي هنرهاي زيبا) اما بطور كامل اجرا شده اند. به عبارت ديگر، پس از 1900 جزئيات رفته رفته محو شدند اما ساختار كلي و سطوح بجا مانده از دست افزارهاي هنرمند، همچنان مشهود است. نيمتنه كلردوشوسل  نمونه قابل توجهي است. كه هرگز در زمان حيات رودن به نمايش عمومي در نيامد و جزء آثار تمام شده اين هنرمند است. در هر حال رودن شيوه اي ابداع كرد و از آن بهره برداري كاملي نمود وتوانست با دگرگون كردن يك اثر در مراحل مختلف، آنرا تبديل به چند اثر كند.
نمونه هاي اوليه كه وي به اجرا كاران مي سپرد، اغلب نگهداري مي شدند و بعدها در تركيب با يكديگر آثار جديدي از آنها حاصل مي شد.بعدها همكاري رودن و اجار كارانش بيشتر حول محور همين تركيب بندي ها قرارگرفت. نمونه اوليه دست شيطان  براي مثال به وضوح مراحل كار را نشان ميدهد. دست چپ بزرگ شده شهروندان كالاي در اينجا اندام برهنه زني را كه به پشت دراز كشيده گرفته است كه خود فيگور در اصل براي دروازه هاي جهنم ساخته شده بود با اين تفاوت كه در اينجا فيگورزن فاقد سر و پا مي باشد اما پس از پرداخت هاي اولين رودن سرزن اسلاو  را به آن افزود كه با بازوها هيچ تناسبي نداشت تا جايي كه با اندكي تغيير مي توانست تبديل به دم پري دريايي شود به هر حال در نسخه سنگي همانطور كه اجزا اصلي محو شده اند به همان نسبت هم تشخيص آنها مشكل تر شده.
گوستاوكوكيو مي نويسد:.. همه ميدانند كه با يك اسكيس اوليه ساده ميتوان يك مجسمه سنگي در قطع طبيعي با تمام زيره كاريها ساخت.تمام پيكرتراشان بزرگ رنسانس اين گونه كار مي كرده اند. اما نمي توان انرژي و اشتياق زيادي را صرف كپي آثار تكراري كرد.
به هر حال رودن چندان در معرض خطر از دست دادن اشتياقش نبود چرا كه خود شخصا سنگ ها را نمي تراشيد به عبارت ديگر گاهي سوء تفاهمي بين او و دستيارانش بوجود ميامد. به عنوان مثال يكي از اجرا كاران رودن كاري را كه به اوسپرده شده بود وبه شيوه شخصي خود كنده كاري كرد. بارتلت نويسنده اي كه مقالات بيشماري را به رودن اختصاص داده در 1889 در نشريه خود با نام اخبار معماري ومجسمه سازي امريكا چنين گزارش كرد كه رودن نسبت به يكي از بهترين آثار سنگي خود نيمتنه مادام ويكتونا اظهار نارضايتي كرده است بدليل اينكه در اين مجسمه شيوه قلم زني ژان اسكولا  يكي از بهترين دستياران رودن كه كنده كاري اين اثر را انجام داده كاملا مشهور است. اسكولا، پيتر، تركن،دبوا ، پامپون ، بوردل ، شنگ، دسپيو و بسياري افراد ديگر. كه بعدها آثار خود را بطور مستقل دنبال كردند ملزم بودند تا شيوه شخصي خود را فداي سبك رودن كنند. برخي از آنان چنان مورد اعتماد رودن واقع شده بودند كه ديگر ميتوانستند روي ايده هاي خود نيز كار كنند.
 با اوج گرفتن شهرت رودن شمار اجرا كاران وي نيز افزايش يافت و در نتيجه آثار سنگي كه از كارگاه وي بيرون مي آمد ديگر قابل شمارش نبود. در آن زمان دو نسخه از تفكر، سه نمونه قطع بزرگ از بوسه، يحتمل چهار مجسمه ازدست خدا، حداقل چهار نسخه از عشق بي دوام، دو نسخه از پري دريايي و چندين عدد از دانائيد وجود داشت.
در طول دوران حرفه اي رودن وي چندين كپي از آثار موفق خود را اجرا كرد در ابتدا به تقاضاي مجموعه داران (اگوست تيسن، كارل جاكوبسن خانم سيمپيسون و غيره..) وسپس طي سالهاي آخر عمر وي، موزه رودن گستره ترين چشم انداز آثار وي گرديدند. اين كپي به سادگي تهيه مي شدند چرا كه الگوهاي آنان موجود بودند. با اينحال  اين كپي ها الزاما به اين مفهوم نيستند كه هويت همه آنها همچون آثار ناتمام يكسان باشد يا تحت تاثير اجرا كاران بدون شك، حوصله خود هنرمند نيز در اجراي آثار دخيل بوده.
حتي برنزهم كه به دليل اين كه جزئيات موشكافانه ايده هاي رودن را بازگو مي كرد مناسبترين ماده براي شيوه كار وي نبود و بهمان اندازه حركات مواج تركيب بندي هاي وي را بدون خدشه داركردن سبك آنها نمود ميداد با اين حال رودن براستي تنها مردن قرن نوزدهم بود كه امتيازات مرمر سفيد را به خوبي مي شناخت ماده اوليه با شكوه زيبا و بي نظيري براي كارمردان همچون حرير براي كار زنان.هديه اي گرانقدر كه آشكارا در زير زمين است وانسان آنرا از تاريكي ها بيرون‌آورد و با لطافت در بلندي قرار داد تا ناقوس ها را برفراز آن بصدا در آورند، آنرا قابل انعطاف كرد. آنرا براي خلق شاهكارهاي خويش رام كرد نرم تر از صخره هاي وحشي! سخت ترين و نرم ترين عشق انسان پيكرتراش حرفه اي همچون پروردگار دارد همچون حضرت يعقوب (ع) را دربرابرفرشته…

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه