روش های مقاوم سازی سازه ها

روش های مقاوم سازی سازه ها
روش های مقاوم سازی سازه ها
150,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 88 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین


فهرست مطالب

بهسازي                                        2
مقاوم سازي پي ها                                    8
مخاطرات ساختگاهي                                 9
روشهاي بهسازي ومقاوم سازي پي ها                        11
مقاوم سازي سازه هاي فولادي                            13
روشهاي بهسازي وتقويت                                17
مقاوم سازي سازه هاي بتني                                20
مصالح بتني                                         23
بهبود مقاومت خمشي                                27
انسجام ساختمان                                     31
يكنواختي وانسجام سقف                                 36
انفصال درسيستم كلاف                                42
افزايش انسجام ساختمان                                 44
بهسازي ديوارهاي باربر                                45
بهسازي سقفها                                    47
اصلاح سيستم كلاف                                49
روشهاي تقويت مقاومت برشي                            52
روشهاي تقويت قابهاي خمشي بتن مسلح                        59
اجزاءقائم باربرجانبي –ديوارهاي برشي                        64
كاهش نيروهاي وارد به ساختمانهاي موجود درزلزله                74
منابع ومراجع

 

پيشگفتار

«وا… جعل لكم من بيوتكم سكنا» خداوند خانه‌هاي شما را محل آسايش شما قرار داده است.
«سوره مباركه نحل آيه 80»
با استناد به آيه فوق و آيه‌هاي مشابه آن در مي‌يابيم كه آسايش و فراهم كردن آن چقدر حائز اهميت است كه در كتاب ا… توسط پروردگار متعال به آن اشاره شده است.
مقاوم سازي و فراهم نمودن امنيت و پايداري سازه‌ها يكي از پارامترهاي بسيار مهم در مهندسي امروز به شمار مي‌رود.
احداث يك سازه شيك و قابل توجه و چشم‌گير آنقدر اهميت ندارد كه بناي يك سازه مقاوم اهميت دارد.
در اين پروژه و تحقيق به مسائل مربوط به مقاوم سازي و انواع روشهاي آن پرداخته و اصول مقاوم سازي ساختمانها مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
كشور ايران، با قرار داشتن در كمربند لرزه خيز آلپ – هيماليااز نظر خط زمين لرزه، از جمله كشورهاي آسيب پذير جهان به شمار مي‌آيد.
زلزله‌هاي بزرگي كه خصوصاً در ساليان اخير رخ داده خود گويا و گواه اين مطلب است.
بطور مثال زلزله‌هاي زرند، بم، آوج، منجيل و…
مطالب اين پرژوه در خصوص انواع روشهاي مقاوم سازي در سازه‌هاي مختلف است. كه گردآوري آنرا در دو گروه مقاوم سازه‌هاي بتني و سازه‌هاي فولادي انجام داده‌ام.
مقاوم سازي
تعريف:
مقاوم سازي عبارتست از مجموعه اقداماتي كه سبب افزايش سختي و تقويت عنصر در برابر نيروهاي وارد به سازه مي‌گردد.
تعريف بهسازي:
مجموعه راهكارها و تمهيداتي است كه بتوان رفتار عضو يا سازه را در برابر نيروهاي جانبي ناشي از زلزله بدون نياز به تقويت مستقيم اعضا بهبود بخشيد.
هدف از بهسازي و مقاوم سازي:
هدف بهسازي عبارت از انتخاب سطوح عملكرد مورد انتظار تحت اثر زلزله‌هاي با سطح خطر معين مي‌باشد.
از نظر كلي به شش دسته زير تقسيم‌بندي مي‌شوند:
دسته اول: بهسازي و مقاوم سازي مبنا
در اين حالت تحت اثر زلزله سطح خطر – I سطح عملكرد ايمني جانبي C-3 بايد براي ساكنين ساختمان تأمين گردد.
دسته دوم: بهسازي و مقاوم سازي مطلوب:
در اين سطح از بهسازي و مقاوم سازي انتظار مي‌رود كه ابتدا هدف بهسازي تأمين گردد و دوم ساختمان تحت اثر زلزله سطح خطر II در سطح عملكرد آستانه فرو ريزش (E-S) قرار گيرد.
دسته سوم: بهسازي و مقاوم سازي ويژه:
در اين سطح سازه مقاوم شده نسبت به بهسازي مطلوب از تراز عملكرد بيشتري تحت همان سطوح خطر زلزله قرار گيرد.
دسته چهارم: بهسازي و مقاوم سازي محدود:
در صورتيكه به دليل محدوديت‌هاي اقتصادي و مالي امكان بهسازي مبنا ميسر نباشد ممكن است بهسازي در سطح عملكرد پايين‌تري در نظر گرفته شود.
دسته پنجم: بهسازي و مقاوم سازي موضعي:
چنانچه به دلايل اجرائي و يا مالي امكان بهسازي تمام سازه ميسر نباشد عمليات بهسازي ممكن است در چند قسمت انجام شود. و در اينصورت در هر مرحله نبايد خللي در تراز عملكرد سازه يا ادامه عمليات ايجاد شود.
دسته ششم: عدم بهسازي و يا مقاوم سازي:
برآورده نمودن ضوابط آئين نامه 2800 و يا عدم صرفه اقتصادي مي‌تواند بر عدم بهسازي و يا مقاوم سازي ساختمان دلالت داشته باشد.
راهكارهاي مقاوم سازي لرزه‌اي:
راههاي زير را مي‌توان به صورت منفرد يا در تركيب با يكديگر براي بهسازي و مقاوم سازي در سازه به كار بست.
1- تأمين پايداري لازم براي مجموعه سازه
2- تغيير كاربري سازه
3- استخدام سيستم‌هاي غيرفعال اتلاف انرژي
4- كاهش جرم سازه
5- به كارگيري سيستم‌هاي جداسازي لرزه‌اي
6- تأمين سختي جانبي لازم براي كل سازه
7- اصلاح اجزايي از سازه كه عملكرد مناسبي در برابر زلزله ندارند
8- حذف و يا كاهش بي‌نظمي در ساختمان
بهسازي در سازه‌ها بايد به گونه‌اي صورت گيرد كه در صورت ايجاد خرابي در بخشي از اعضا سازه تخريب گسترش نيابد به طوري كه با تخريب يك يا چند عضو كل سازه ناپايدار نشود.
شرح موارد فوق:
1- هنگامي كه سازه داراي ضعف فراگير است به طوري كه در اكثر اعضاي آن نسبت تقاضا به ظرفيت و تغيير شكلهاي غيرخطي بزرگ باشد به جاست كه براي كل مجموعه ساختمان، سيستم باربري جانبي با ظرفيت كافي ايجاد شود.
براي اين منظور مي‌توان قابهاي مهاربندي شده، قابهاي نقشي يا ديواره‌هاي برشي به سازه مذكور اضافه نمود.
در چنين شرايطي اندر كنش سازه موجود و سيستم باربر جانبي جديد بايد مورد توجه قرار گيرد.
چنانچه قاب مهاربندي شده يا ديوار برشي داراي سختي زيادي باشد ممكن است بخش قابل توجهي از بارهاي جانبي را به خود معطوف كند.
آگر افزايش ظرفيت با اضافه كردن قاب خمشي ايجاد شود به دليل نرمي قاب اندر كنش سازه موجود و قاب خمشي موجب توزيع بار بين هر دو سيستم مي‌گردد.
ح) تغيير كاربري سازه يكي ديگر از روشهاي بهسازي است.
چنانچه امكان بهسازي يك ساختمان براي سطح عملكرد مورد نياز ميسر نباشد يا هزينه آن قابل توجه نباشد با تغيير كاربري مي‌توان سطح عملكرد مورد نياز را پايين آورد و نياز به بهسازي را حذف و يا به حداقل رساند.
3) استخدام و به كارگيري سيستم‌هاي جذب انرژي براي كنترل و كاهش تغيير شكل ساختمان يكي از روشهاي بهسازي است. در مجموعه هايي كه داراي سختي جانبي كافي نيستند با تعبيه اجزاء جذب انرژي در سازه مي‌توان تغيير شكلهاي ساختمان را محدود كرد.
براي اين منظور اجزا خاص طراحي شده اند كه با ايجاد اصطكاك و يا تغيير شكل چيزي يا استفاده از ويسكوزيته سيالات بخشي از انرژي سازه را جذب مي‌كنند بدين ترتيب تغيير شكلهاي سازه محدود مي‌شود.
4- در سازه هايي که داراي ضعف کلي از نظر سختي جانبي يا ظرفيت باربري مي‌باشند يکي از راهکارهاي مفيد براي بهسازي کاهش جرم ساختماني است.
با کاش جرم مي‌توان ميزان تغيير شکلها و نيروهاي داخلي ناشي از زلزله را در اعضا تقليل داد.
براي اين منظور مي‌توان با تخريب طبقات فوقاني تغيير نماي سازه، تغيير مشخصات ديوارهاي داخلي يا انتقال تجهيزات و انبارهاي سنگين به نقاط ديگر جرم سازه را کاهش داد.
5) به کارگيري سيستم‌هاي جدا سازي لرزه‌اي راهکار مناسبي براي کاهش اثرات زمين لرزه بر روي سازه مي‌باشد.
هنگامي که حفاظت از تجهيزات مهم و اجزا غير سازه‌اي مدنظر باشد با استفاده از روشهاي جداسازي لرزه‌اي مي‌توان انتقال انرژي موجود در حرکات ارتعاشي زمين را به ساختمان محدود نمود.
جهت اين منظور تکيه گاههاي مناسب با شکل پذيري بسيار زياد در ساختمان تعبيه مي‌شود.
هنگام وقوع زلزله تغيير شکلهاي ساختمان در تکيه گاهها که قابليت شکل پذيري زيادي دارند متمرکز شده و سازه مانند جسم صلب با تغيير شکلهاي کوچک ارتعاش مي‌کند.
اين روش براي مقاوم سازي ويژه ساختمانها مناسب مي‌باشد.
روش جداسازي براي ساختمانهاي کوتاه و نسبتاً صلب مؤثر مي‌باشد و براي ساختمانهاي بلند و نرم کارايي ندارد.
6) چنانچه مشخص شود که ضعف ساختمان در کمبود سختي جانبي آن و در نتيجه تغيير مکانهاي زياد مي‌باشد مي‌توان با افزايش مهاربندي‌ها يا ديوارهاي برشي، سختي جانبي را براي سازه فراهم کرد.
7) زماني که تعدادي از اعضاي سازه داراي ظرفيت کافي براي حمل نيروها يا تحمل تغيير شکلها نيستند مي‌توان به صورت موضعي نسبت به تقويت اعضا و اتصالات آنها به سازه اقدام نمود به نحوي که ظرفيت کافي براي حمل نيروها و تحمل تغيير شکلها در اين اعضا ايجاد گردد.
8) حذف يا کاهش بي نظمي در سازه مي‌تواند يک راه مناسب براي بهسازي سازه هايي باشد که به دليل بي نظمي فاقد سطح عملکرد مطلوب مي‌باشد.
براي اين منظور لازم است نتايج تحليل مدل سازه مورد بررسي قرار گيرد و با توجه به ميزان تغيير شکلها، نسبت تقاضا به ظرفيت، توزيع تغيير شکلهاي غيرخطي و بي نظمي سازه‌ها از نظر توزيع سختي، جرم و ظرفيت اعضا مشخص مي‌شود.
نامنظمي در سازه معمولاً به دليل عدم پيوستگي در اجزا باربر جانبي بوجود مي‌آيد.
در چنين شرايطي با ايجاد تغييراتي در سيستم باربري جانبي ممکن است بتوان از نامنظمي سازه کاست.
در ساختمانهايی که داراي طبقه نرم هستند مي‌توان با اضافه نمودن مهاربندي ها، سختي جانبي را متناسب با طبقات ديگر افزايش داد.
در مورد بي نظمي‌هاي پيچشي نيز مي‌توان با اضافه کردن عناصر باربر جانبي فاصله مرکز جرم و سختي را کاهش داد.
ايجاد درز جدايي در سازه نامنظم و تبديل آن به دو يا چند ساختمان کوچکتر اما منظم يکي ديگر از روشهاي بهسازي است.
مقاوم سازي پي ها
مقاوم سازي سازه‌هاي موجود و عملکرد لرزه‌اي آنها بدون توجه به پي‌ها و مخاطرات ژئوتکنيکي محتمل امکانپذير نمي باشد.
غالباً پي‌ها در ساختارهايي که پتانسيل جابجايي زمين در اثر گسلش، زمين لغزشي يا روانگرايي وجود ندارد، عملکرد خوبي دارند.
از سويي ديگر معمولاً مقاوم سازي در تراز شالوده بدليل محدوديت فضاي کاري ناشي از وجود ساختمان بسيار پرهزينه مي‌باشد.
از اين رو تقبل هزينه‌هاي گزاف و سنگين مقاوم سازي آن با توجه به نقش آن در پاسخ لرزه‌اي کل سازه بايد بدقت مورد ارزيابي قرار گيرد.
مخاطرات ساختگاهي
خطرات ساختماني شامل گسلش، روانگرايي، نشست ناهمگوني و زمين لرزه مي‌باشد.
کاهش مخاطرات ساختگاهي:
در برخي شرايط امکان بهبود عملکرد لرزه‌اي ساختگاه و سازه با هزينه‌هاي معقول وجود دارد و در برخي حالات ديگر کاهش خطرات ممکن است از نظر اقتصادي توجيه پذير نباشد.
گسلش:
حرکات بزرگ توسط گسلها غالباً از نظر اقتصادي قابل کنترل نخواهد بود.
اگر با توجه به سطح لرزه‌اي مورد نظر ميزان حرکت افقي و قائم گسل براي هر يک از اجزاي سازه، شامل خرد سازه و شالوده آن قابل قبول نباشد اجزاي مذکور بايد تا حد مقاومت لرزه‌اي مورد نياز سخت و مقاوم گردند.
روانگرايي:
راه حل اول ـ تقويت سازه
راه حل دوم ـ تقويت پي
راه حل سوم ـ بهسازي خاک
نشست ناهمگون:
تکنيک بهسازي خاک مانند آنچه ياد شد مي‌تواند براي کاهش خطر نشست ناهمگون که از تراکم خاکهاي سست نتيجه مي‌شود مورد استفاده قرار گيرد.
زمين لغزه:
به طور کلي روشهاي پايدار سازي شيبها را مي‌توان در چهار گروه زير تقسيم بندي نمود.
ـ تغيير هندسه شيب به منظور کاهش نيروهاي محرک و يا افزايش نيروهاي مقاوم
ـ کنترل آبهاي سطحي جهت کاهش نيروهاي تراوشي
ـ کنترل تراوش جهت کاهش نيروهاي محرک
ـ تقويت شيب جهت افزايش نيروهاي مقاوم.
 
روشهاي بهسازي و مقاوم سازي پي ها
پي سطحي
افزايش سطح پي
در اين حالت پي با سطح افزايش يافته بايد ظرفيت کافي براي انتقال برش و لنگر در سطح تماس بين قسمتهاي قديم و جديد را داشته باشد.
روش زير دوخت
عبارت است از برداشتن خاک نامناسب زير پي و جايگزين فوري آن با بتن در گامهاي زماني و مکاني کوتاه بنحويکه پايداري سازه به خطر نيفتد. اينکار براي افزايش سطح پي و نيز انتقال بار به لايه‌هاي باربر در اعماق پايين تر استفاده مي‌گردد.
شمع‌ها و ميکرو پايل‌هاي کششي
با سوراخ کردن خاک زير پي و تثبيت مهارهاي درون آن بوسيله پر کردن حفره از بتن يا گروت مي‌توان مقاومت پي را تا حد لزوم افزايش داد.
افزايش عمق موثر پي
در اين روش براي افزايش مقاومت برشي و خمشي، بتن جديد توسط آرماتور دوخت کافي به بتن قديم متصل مي‌گردد و اگر لازم باشد آرماتور افقي نيز جهت مقاله با خمش در بتن جديد استفاده مي‌گردد. اين روش هم براي پي‌هاي تکي و هم پي‌هاي گسترده قابل اجرا است.
تغيير سازه ساختمان
با کاهش جرم يا تعداد طبقات مقدار بارهاي وارده به پي کاهش مي‌يابد، يا مي‌توان از ديوار برشي يا مهاربندي جديد براي کاهش نيرو يا تغيير مکان پي‌هاي موجود نيز استفاده نمود.
اضافه نمودن پي‌هاي نواري جديد
با اضافه نمودن پي‌هاي نواري جديد بين پي‌هاي تکي اجرا شده و اتصال آنها به يکديگر، بارهاي جانبي بين پي‌هاي مختلف توزيع مي‌گردد.
ارتقاء کيفيت خاک موجود
اين روش شامل روتينگ خاک موجود براي بهبود آن مي‌باشد.
پي‌هاي عميق
تقويت پي‌هاي عميق مي‌تواند توسط يکي از صورتهاي زير انجام گيرد:
تعبيه شمع‌ها يا چاهک جديد
افزايش عمق موثر سر شمع
ارتقاء کيفيت خاک مجاور سر شمع موجود
افزايش سطح مربوط به فشار مقاوم در سر شمع
تغيير سيستم باربر ساختمان براي کاهش پاسخ لرزه اي
ساخت شمع‌ها يا چاهکهاي مايل جديد
افزايش ظرفيت کششي شمع يا چاهک
مقاوم سازي سازه‌هاي فولادي
محدوده کاربرد
دستورالعمل بهسازي و مقاوم سازي در اين فصل هم براي اجزاء فولادي ساختمان موجود و هم براي اجزاي فولادي تقويت شده با اضافه شده به سيستم سازه‌اي کاربرد دارد.
مشخصات مصالح
براي ارزيابي ظرفيت اعضاء و اتصالات فولادي موجود، حداقل اطلاعات زير مورد نياز خواهد بود:
1- تنش حد تسليم، تنش حد نهايي و ضريب ارتجاعي مصالح مبنا
2- تنش حد تسليم، تنش حد نهايي مصالح اجزاي اتصال
3- قابليت جوش پذيري مصالح مبنا و اجزاي اتصال و نيز تغيير شکل نسبي نهايي (از رو منحنی تنش ـ کرنش) مصالح با تعيين کربن معادل مصالح مبنا.
مشخصات مصالح بايد با نمونه برداري از مصالح در نواحي کم تنش انجام گيرد. براي آزمايش پيچ يا پرچ بايد پيچ مناسبي را قبلاً جايگزين نمود و نمونه برداري از يک اتصال جوش بايد با مرمت آن اتصال همراه باشد.
مشخصات کرانه پائين مصالح (Lower Bound Material Properties)
همان مشخصات محاسباتي تعيين شده براي مصالح در دفترچه محاسبات و نقشه‌هاي اجرائي خواهد بود و در صورت عدم اطلاعات فني، برابر متوسط مقادير حاصله از نتايج آزمايش منهاي يک انحراف معيار مقادير حاصل از آزمايش مي‌باشد.
مشخصات مورد انتظار مصالح (Expected Material Properties)
مشخصات مورد انتظار مصالح يا مشخصات اسمي مصالح براساس متوسط مقادير حاصل از آزمايش‌ها است. يا مي‌توان آنرا برابر 1/1 مشخصات کرانه پائين مصالح در نظر گرفت.
مشخصات کرانه پائين مصالح * 1/1 = مشخصات مورد انتظار مصالح در اجزاء فولادي
ـ در محاسبه ظرفيت اجزاء کنترل شونده توسط تغيير شکل، بايد از مشخصات مورد انتظار مصالح استفاده نمود.
ـ در محاسبه ظرفيت اجزاء کنترل شونده توسط نيرو، بايد از مشخصات کرانه پائين مصالح استفاده نمود.
حداقل تعداد آزمايشها:حداقل تعداد آزمايشها به نوع برنامه تعيين مشخصات مصالح بستگي دارد، برنامه تعيين مشخصات مصالح مي‌تواند يک برنامه متعارف يا يک برنامه جامع آزمايشها باشد که در زير بشرح هر يک پرداخته مي‌شود.

آزمايش‌هاي متعارف
در صورتيکه مدارک فني معتبر از نتايج آزمايش‌ها موجود نباشد و يا ناقص باشند. انجام حداقل يک آزمايش کشش از هر نوع از اعضاي سازه (تير ـ ستون، بادبند و اجزاي تقويت و اتصالات) از اعضائي که حتي المقدور تکرار مي‌باشند لازم خواهد بود.
آزمايش جامع
در صورت وجود مداک فني معتبر از نتايج آزمايش‌هاي مصالح، انجام حداقل دو آزمايش کشش از هر نوع اعضاي سازه (تير ـ ستون، بادبند و اجزاي تقويت و اتصالات) از اعضائي که تا حد امکان تکراري مي‌باشند لازم خواهد بود.
هر گاه مدارک فني موجود نبوده و يا ناقص باشند، انجام حداقل سه آزمايش کشش در هر 4 طبقه از ساختمان از هر نوع از اعضاي سازه که در بالا اشاره شده لازم خواهد بود.
مشخصات اجزاء
جهت انجام مطالعات سازه، اطلاعات زير براي اعضاء و اتصالات سازه بايد مشخص گردد.
1- ابعاد و ضخامت اعضاء، همچنين ورقهاي پوششي، مهاربندها و سخت کننده ها.
2- سطح مقطع، اساس مقطع، ممان اينرسي، خواص پيچشي اعضاء در مقاطع بحراني.
3- موقعيت و مشخصات اتصالات و وصله‌ها بنحويکه اجرا شده اند.
4- شرايط فيزيکي فلز مبنا و اجزاي اتصال شامل بررسي تغيير شکلها و آسيب ديدگاههاي موجود.
براي تطبيق وضعيت موجود با نقشه‌ها و تعيين اطلاعات لازم بشرح زير بايد اقدام نمود.
ارزيابي عيني وضعيت موجود ساختمان
ارزيابي عيني براي اعضاء و اتصالات تکرار شونده ساختمان انجام مي‌گردد و شامل ارزيابي هندسه و پيکربندي ساختمان بلحاظ ابعاد و اندازه‌ها و مشخص نمودن موارد کاهش سختي و مقاومت و کنترل پيوستگي مسيرهاي انتقال بار و مقايسه آن با اطلاعات و مدارک فني مي‌باشد.
ارزيابي مي‌تواند با پوشش برداري معماري، برداشت موضعي مصالح پوششي يا ايجاد حفره در مانع انجام شود.
در هر طبقه 20 درصد اعضاء، اجزاء و اتصالات سيستم‌هاي مقاوم جانبي بايد ارزيابي عيني گردند و اگر نتايج کار تفاوت قابل ملاحظه‌اي داشته باشند، تعداد نمونه‌هاي مورد ارزيابي براي آن جزء خاص به 40 درصد افزايش مي‌باشد.
ارزيابي جامع وضعيت موجود ساختمان
ارزيابي جامع از وضعيت موجود ساختمان هنگامي ضرورت دارد که نقشه‌ها يا مدارک اجرائي براي تکميل اطلاعات در سطح مورد نياز ناقص و يا اصلاً موجود نباشد. براي اين منظور حالات زير بايد مورد توجه قرار گيرد.
حالت اول ـ نقشه‌هاي جزئيات اجرائي موجود است.
حداقل يک اتصال از هر نمونه اتصال بايد انجام گيرد و هر گاه انحرافي از نقشه‌هاي اجرائي مشاهده شود بايد اتصالات ديگر نيز مورد ارزيابي قرار گيرد تا به قضاوت مشخصي رسيد.
حالت دوم ـ نقشه‌هاي اجرائي موجود نمي باشد.
حداقل سه اتصال از هر نمونه اتصال پوشش برداري و در صورت وجود تفاوت بايد اتصالات ديگري نيز از اين نمونه ارزيابي شود تا بتوان به قضاوت مشخصي رسيد.
روشهاي بهسازي و تقويت
1- اضافه نمودن مهاربندهاي فولادي (متقارب يا غيرمتقارب) در دهانه‌ها و طبقات به تعداد لازم بنحويکه باعث افزايش پيچش افقي سيستم نگردد.
2- اضافه نمودن ديوار برشي انعطاف پذير بتني يا با مصالح بنائي در يک يا چند دهانه از هر طبقه ساختمان بنحويکه موقعيت آن باعث پيچش افقي سيستم نگردد.
3- اضافه نمودن قابهاي فولادي جديد و اتصال آن به ساختمان موجود بنحويکه توزيع سختي ساختمان حتي الامکان نيز بهبود يابد. مزيت اين روش، مزاحمت کمتر براي استفاده از ساختمان موجود مي‌باشد ولي فرم معماري ساختمان را تغيير مي‌دهد.
4- پيش بيني ورقهاي افقي پوشش، سخت کننده قائم يا ماهيچه در محل اتصال به جهت شکل گيري مفصل پلاستيک در تير دور از گوه اتصال و محاسبه مجدد توزيع نيروهاي زلزله. اين روش در مواقعيکه سخت شدگي مجدد فولاد در ناحيه مفصل خميري جديد سبب افزايش تنش بيش از مقدار قبلي در مصالح جوش گردد، مجاز نمي باشد.
5- اضافه نمودن سيستم‌هاي ميراگر.
6- افزايش مقاومت و سختي قاب موجود با جوش دادن ورق يا نيمرخ به بعضي از اعضاء.
روشهاي کلي تقويت بطور خلاصه عبارتنداز:
1- اصلاح مقاومت
2- اصلاح سختي و مقاومت
3- اصلاح شکل پذيري، در اينحالت معمولاً با تقويت‌هاي موضعي شکل پذيري سازه را مي‌توان افزايش داد.
روشهاي کلي تقويت
مقاوم سازي سازه‌هاي بتني
محدوده کاربرد
ضوابط اين فصل هم براي اجزاء بتني ساختمان موجود و هم براي اجزاء بتني تقويت شده يا اضافه شده به سيستم ساختماني موجود مي‌باشد.
مشخصات مصالح
براي ارزيابي ظرفيت اعضاء و اتصالات بتني موجود، حداقل به اطلاعات زير نياز مي‌باشد:
1- مقاومت فشاري مشخصه و ضريب ارتجاعي بتن.
2- تنش تسليم و مقاومت نهائي آرماتورهاي معمولي يا پيش تنيده و قطعات فلزي بکار رفته در اتصالات.
مشخصات کرانه پائين مصالح
مشخصات تعيين شده براي مصالح در دفترچه محاسبات و نقشه‌هاي اجرائي را مي‌توان بعنوان مشخصات کرانه پائين مصالح در نظر گرفت يا بر مبناي "مقدار متوسط منهاي يک انحراف معيار" تعيين گردد.
 
مشخصات مورد انتظارمصالح
از ضرب نمودن مشخصات کرانه پائين مصالح در مقادير جدول زير بدست مي‌آيد، يا مي‌توان آنرا آنرا بر اساس متوسط گيري از نتايج آزمايش‌ها بدست آورد.
 
جدول: ضريب تبديل مشخصات کرانه پائين به مشخصات مورد انتظار مصالح
مشخصات مصالح    ضريب
مقاومت فشاري مشخصه بتن    50/1
تنش کششي و تسليم ميلگرد    25/1
تنش تسليم ديگر مصالح فولادي جهت اتصال قطعات (مانند ميل مهار)    50/1
مشخصات اجزاء
جهت مطالعه سازه بايد اطلاعات زير براي اعضاء و اتصالات سازه مشخص گردد.
1- ابعاد مقطع اعضاء و پيکربندي کلي ساختمان
2- مشخصات اتصالات
3- هر گونه تغيير داده شده در اعضاء يا پيکربندي کلي ساختمان
4- وضعيت فعلي اعضاء و اتصالات و در صورت وجود خرابي و آسيب، برآورد شدت و گستره آسيب موجود.
5- وجود هر گونه شرايطي، ماند شرايط محيطي گزندوار، که بتواند بر عملکرد ساختمان تاثير بگذارد.
حداقل تعداد آزمايشها
حداقل تعداد آزمايشها به نوع برنامه تعيين مشخصات مصالح بستگي دارد. در برنامه تعيين مشخصات مصالح مي‌توان حداقل تعداد آزمايشها را با استفاده از برنامه متعارف و يا جامع در زير تعيين نمود.
آزمايش‌هاي متعارف
حداقل تعداد آزمايش‌هاي لازم براي تعيين مشخصات بتن و ميلگرد براي اطلاعات در سطح متعارف بشرح زير خواهد بود:
1- براي تعيين مقاومت طراحي بتن، حداقل دو مغزه بايد از هر نوع عضو گرفته شود. حداقل تعداد مغزه در کل ساختمان در اين حالت 6 نمونه مي‌باشد.
2- در صورتيکه مقاومت مشخصه ميلگردهاي فولادي طبق مدارک معتبر، معلوم باشد مي‌توان از مشخصات مربوطه استفاده و نيازي به انجام آزمايش نخواهد بود. در غير اينصورت حداقل دو نمونه بايد از آرماتورهاي بکار رفته آزمايش شوند.
آزمايش‌هاي جامع
براي برنامه جامع آزمايش ها، انجام حداقل سه آزمايش براي تعيين هر مشخصه لازم است، و چنانچه ضريب تغييرات (C.O.V) از 14 درصد بيشتر باشد، (يا اينکه در مورد بتن، نتايج مقاومت بيش از 35 کيلوگرم بر سانتي متر مربع کمتر از مقاومت مشخصه بتن باشد) آزمايش‌هاي اضافي لازم است تا علل آن شناسايي گردد.
مصالح بتني
از هر يک از اعضاء بتني (ستون، تير، ديوار برشي، ديافراگم و غيره) ، حداقل 3 مغزه آزمايش فشاري گردد. نمونه بايد بصورت تصادفي و از اعضاء موثر در رفتار سازه صورت گيرد. و هر گاه رده بتن در ساختمان متفاوت باشد از هر رده بايد 3 مغزه آزمايش شود.
تعيين حداقل تعداد آزمايش‌ها با در نظر گرفتن ضوابط زير خواهد بود.
حالت اول ـ مقاومت طراحي و نتايج آزمايش‌هاي اعضاء بتني موجود هستند.
حداقل 3 آزمايش براي هر طبقه بازاء هر 200 مترمکعب بتن يا 700 مترمربع از سطح سازه (هر کدام که آزمايش بيشتري ايجاب نمايد) انجام شود. در صورت مطابقت نتايج، تعداد آزمايش را به  مي توان کاهش داد ولي در هر حال تعداد حداقل 6 آزمايش براي يک ساختمان بايد انجام گيرد.
حالت دوم ـ مقاومت طراحي مشخص ولي نتايج آزمايش‌هاي اعضاء بتني موجود نمي باشند.
حداقل 3 آزمايش براي هر طبقه بازاء هر 200 مترمکعب بتن يا 700 مترمربع از سطح سازه (هر کدام که آزمايش بيشتري ايجاب نمايد) انجام شود.
حالت سوم ـ مقاومت طراحي نامشخص و نتايج آزمايش‌هاي اعضاء بتني نيز موجود نمي باشند.
حداقل 6 آزمايش براي هر طبقه بازاء هر 200 مترمکعب بتن يا 700 مترمربع از سطح سازه (هر کدام که آزمايش بيشتري ايجاب نمايد) انجام شود. اگر نتايج حاکي از وجود بتنهاي با رده‌هاي مختلف باشد، تعداد آزمايش‌ها براي تعيين مشخصات هر رده افزايش خواهد يافت.
در مورد تيرها و دالها مي‌توان تعداد مغزه‌ها را به نصف تقليل داد، بنحويکه در مقابل کاهش هر يک مغزه حداقل 5 آزمايش غيرمخرب صورت گيرد.
آرماتورها و قطعات اتصال دهنده
حالت اول ـ مشخصات مورد نياز آرماتورها و مدارک فني داده شده اند.
حداقل 3 نمونه بطور تصادفي از هر نوع عضو سازه‌اي (ستونها، دالها، ديوارها، تيرها و غيره) برداشته شده و آزمايش گردند.
حالت دوم ـ مشخصات مورد نياز آرماتورها موجود نباشد.
حداقل 3 نمونه بطور تصادفي در ازاء هر سه طبقه از ساختمان برداشته شده و آزمايش گردند. در صورت يکسان نبودن مشخصات و جنس آرماتورهاي بکار رفته، تعداد نمونه گيري به 6 نمونه در ازاء هر سه طبقه براي هر نوع عضو سازه‌اي افزايش مي‌يابد.
نمونه‌هاي برداشته شده بايد با قطعات جديد با طول وصله کافي و اتصال مناسب جايگزين شوند، مگر آنکه تحليل نشان دهد نيازي به جايگزيني نخواهد بود.

ارزيابي وضعيت موجود ساختمان
ارزيابي وضعيت موجود با روش ارزيابي عيني و يا روش ارزيابي جامع صورت مي‌گيرد، در ارزيابي وضعيت موجود ساختمان در مواردي ممکن است نياز به انجام آزمايشهاي اضافي بنا به تشخيص مهندس نيز باشد.
ارزيابي عيني وضعيت موجود ساختمان
ارزيابي عيني براي اعضاء و اتصالات اصلي تکرار شونده ساختمان انجام مي‌گردد و شامل ارزيابي هندسه و پيکربندي ساختمان بلحاظ ابعاد و اندازه‌ها و مشخص نمودن موارد ضعف و آسيب و وجود تغيير شکلهاي دائمي و مقايسه آن با اطلاعات و مدارک فني مي‌باشد.
ارزيابي مي‌تواند با پوشش برداري معماري، برداشت موضعي مصالح پوششي يا ايجاد حفره در مانع انجام شود. در هر طبقه 20 درصد اعضاء، اجزاء و اتصالات سيستم‌هاي مقاوم جانبي بايد ارزيابي عيني گردند و اگر نتايج کار تفاوت قابل ملاحظه‌اي داشته باشند، تعداد نمونه‌هاي مورد ارزيابي به 40 درصد افزايش يابد.
نمونه‌هاي برداشته شده بايد با قطعات جديد با طول وصله کافي و اتصال مناسب جايگزين شوند، مگر آنکه تحليل نشان دهد نيازي به جايگزيني نخواهد بود.

ارزيابي جامع وضعيت موجود ساختمان
در ارزيابي جامع علاوه بر اطلاعات حاصله از روش ارزيابي عيني، نحوه آرماتورگذاري اعضاء نيز مطالعه مي‌شوند. براي اين منظور مي‌توان از آزمايش غيرمخرب (مثل دستگاه ردياب آرماتور) يا آزمايش مخرب (مثلاً برداشتن مقدار محدودي از بتن رويه) استفاده نمود.
براي ارزيابي اتصالات اصلي ساختمان بايد حالات زير مورد توجه قرار گيرد.
حالت اول ـ نقشه‌هاي اجرائي با جزئيات کافي موجود است.
از هر نوع اتصال اصلي (تير به ستون مياني، تير به ستون کناري، ستون به پي، تير به ديافراگم) با برداشتن بتن رويه، يک نمونه بررسي شود و هر گاه تفاوتي با نقشه‌ها ديده شود، حداقل 5 درصد اتصالات از آن نوع بررسي شوند تا ميزان تفاوت کاملاً مشخص گردد.
حالت دوم ـ نقشه‌هاي جزئيات اتصالات موجود نباشد.
از هر نوع اتصال اصلي حداقل 3 نمونه بررسي، در صورت اختلاف تعداد اتصال بيشتري بايد ارزيابي شوند تا اطلاعات دقيق حاصل گردد.
روشهاي تقويت سازه
روشهاي اصلاحي زير بعنوان راهنماي شيوه‌هاي تقويت خواهد بود که مي‌تواند با در نظر گرفتن ضوابط خاص طراحي و اجرا مورد استفاده قرار گيرد.
جاکت کردن (زره پوش کردن)
تيرها، ستونها و اتصالات موجود را م توان با يکي از انواع زره پوش تقويت نمود.
ـ زره بتني
ـ زره فولادي
زره مخصوص (Fiber Warp)
جاکت کردن براي اصلاح موارد زير قابل اجرا است:
بهبود مقاومت خمشي
در اين حالت براي پيوستگي و انتقال برش قسمت جديد و موجود بايد بشرح موارد زير اقدام نمود:
براي جاکت بتني، زبر کردن سطح بتن موجود و استفاده از گل ميخ يا آرماتورهاي ريشه براي بهبود انتقال برش هنگاميکه جاکت عضو را احاطه نمي کند.
براي جاکت فلزي، استفاده از اپوکسي براي چسباندن موثر فولاد به بتن و دوغاب بدون انقباض با پيچ يا ساير وسائل مهار کردن.
براي حفظ پيوستگي در محل اتصال تير ـ ستون و توزيع لنگر متناظر با ظرفيت خمشي افزايش يافته عضو، براي ستونها آرماتورهاي طولي جديد از ميان کف عبور داده مي‌شود. يا در صورتيکه از زره فولادي استفاده شود مي‌توان پروفيلهاي چهار گوشه را از کف عبور داد. براي ترها پيوستگي با افزودن رکابي‌ها و آرماتورهاي پيوسته در عرض اتصال تامين خواهد شد.
تقويت شکل پذيري اتصال، مي‌توان از جاکت‌هاي فولادي يا بتني که جزء اتصال را بطور کامل احاطه نمايد استفاده نمود. در صورت استفاده از جاکت‌هاي فولادي بايد فاصله سطح آن و بتن موجود را با دوغاب بدون انقباض پر نمود. جاکت‌ها بايد حداقل باندازه 5/1 برابر بعد مقطع عرضي در جهت بار جانبي پس از مقاطع بحراني ادامه پيدا کند.
تقويت مقاومت برشي، مي‌توان جاکت‌هاي فولادي، بتني يا ساير انواع را به مقاطع ضعيف و مشابه آنچه گقته شد به مقاطع افزود. هنگاميکه بين مصالح قديم و جديد مناسب باشد مقاومت برشي را مي‌توان مشابه روش مقطع مرکب محاسبه نمود.
تقويت طول وصله ناکافي آرماتور، از جاکت‌هاي بتن آرمه يا فولادي مي‌توان استفاده کرد و در اين حالت جاکت‌ها براي جلوگيري از گسيختگي ناشي از درآمدن يا لغزش آرماتور طراحي مي‌گردند.
براي بهبود پيوستگي آرماتورها مي‌توان از آرماتورهاي تکميلي نيز استفاده نمود. براي اين منظور پس از برداشتن پوشش بتني، آرماتور کمکي به ميلگردهاي وصله جوش و سپس پوشش بتني جديد اجرا مي‌شود.

پس کشيدگي تيرها، ستونها و يا اتصالات موجود
اينکار توسط آرماتور پس کشيدگي خارجي براي افزايش مقاومت خمشي، برشي تيرها و ستونها استفاده مي‌گردد و باعث کاهش تنش کششي و نيز کاهش نقصان پيوستگي آرماتورها خواهد گرديد.
بايد توجه گردد نقاط اتصال به بتن در نواحي عملکرد غيرارتجاعي نباشد تا احتمال کاهش تنش پس کشيدگی کاهش يابد.
اصلاح جزئي
ميانقاب با ارتفاع کامل يا نيمه در قابهاي تير ـ ستوني ممکنست بعنوان يک جزء سازه اي، مطلوب باشد و يا نباشد، در موارديکه نياز به جداسازي ميانقاب باشد. در اين حالت يا مي‌توان کل ميانقاب را برداشت يا اتصال آنرا با قاب حذف و فاصله را باندازه حداقل مساوي جابجائي درون طبقه، با مصالح انعطاف پذير پر نمود.
براي بهبود عملکرد ستونها در برابر تيرها، ممکنست از تعداد موثر آرماتورهاي طولي و يا ارتفاع مقطع تير (با بريدن و قطع آن) کاسته تا تير ضعيف و عملکرد ستون قوي ـ تير ضعيف در قاب صورت گيرد.
تغيير قاب به ديوار برشي، ميانقاب يا قاب بادبندي شده
الف) قابهاي پر شده با بتن مسلح: ممکنست يا کل دهانه پر شود و پانل را به يک ديوار سازه‌اي تبديل نمايد يا بخشي از دهانه در هر طرف ستون پر شد تا ستون موجود به يک ستون ديواري (Wall pier) تبديل شود. در پانل‌هاي پر شده ديواري جنبه‌هاي زير بايد رعايت گردند.
آرماتورهاي پانل ديوار، در مقاطع تير و ستون مقيد شود تا نيروهاي کششي آرماتورهاي ديوار انتقال و انتقال برش بين بتن قديم و جديد تامين گردد.
براي بهبود کفايت ستونها به عنوان اجزاي مرزي، مي‌توان آنها را جاکت کرد و براي اينکار آرماتورهاي عمودي مرزي اضافي را از کف‌ها عبور داد و از تنگهاي مورد نياز نيز استفاده نمود.
اثر پانل پر شده بر پانل‌هاي ديگر که پر نشده است و بصورت قاب مي‌باشد بررسي گردد.
ديافراگم کف، تيرهاي لبه و برشگيرها براي انتقال نيروهاي جانبي به ديوار جديد بررسي و در صورت نياز تقويت گردند.
پي زير پانل پر شده براي وزن اضافي مصالح جديد و تلاشهاي واژگوني و برشي بررسي و در صورت نياز تقويت گردد.
ب) قابهاي بتني با بادبندي فولادي: بايد از جنبه‌هاي زير بررسي گردد.
ـ اجزاي بادبندي مطابق روشهاي ياد شده براي بادبندهاي فولادي طراحي گردد.
ـ جزئيات اتصال بادبند فولادي به قاب بتني موجود براي انتقال نيروهاي طراحي بنحوي باشد که برخورد با مصالح بتني به حداقل برسد.
ـ تير و ستون اطراف بادبند براي انتقال نيروها و تحمل تغيير شکلهاي لازم بررسي و براي بهبود آن در صورت لزوم از جاکت مي‌توان استفاده کرد.
ـ ديافراگم کف، تيرهاي لبه و برشگيرها براي انتقال نيروهاي جانبي به اجزاء بادبندي شده بررسي و در صورت نياز تقويت گردند.
ـ پي زير پانل بادبندي شده براي وزن اضافي مصالح جديد و تلاشهاي واژگوني و برشي بررسي و در صورت نياز تقويت گردد.
انسجام ساختمان
کليه عناصر ساختمان بايد توسط کلافهاي افقي (در تراز زير ديوارها و در زير سقف ها) و کلافهاي قائم (گوشه‌هاي اصلي ساختمان و نقاط تقاطع ديوارها با حداکثر فاصله محور تا محور 5 متر) مطابق ضوابط بند 3-9 استاندارد 2800 ايران بهم پيوسته باشند.
ساختمانهاي با مصالح بنائي سنتي که فاقد کلاف بندي مي‌باشند، لحاظ عدم انسجام ساختمان آسيب پذيرند.
سيستم ثانويه کمکي
ساختمانهاي با مصالح بنائي سنتي بواسطه نداشتن سيستم ثانويه کمکي مانند کلاف بتني يا فولادي آسيب پذير تلقي مي‌گردند.
نامنظمي در پلان
ساختمانهاي بنائي با خصوصيات زير، بلحاظ بي نظمي در پلان آسيب پذير مي‌باشند:
الف) ساختمانهائي که فاصله بين مرکز سختي و مرکز جرم هر طبقه در هر يک از دو محور اصلي بيش از 20 درصد بعد ساختمان در آن محور باشد.
ب) پلان ساختمان نسبت به هر يک از دو محور اصلي بطور کلي نامتقارن باشد.
پ) ابعاد پيش آمدگي در پلان ساختمان، مطابق استاندارد 2800 از   بعد اصلي ساختمان در همان امتداد بيشتر باشد.
 
نامنظمي در ارتفاع
اگر ساختمان داراي هر کدام از نواقص زير باشد، به لحاظ نامنظمي در ارتفاع آسيب پذير مي‌باشد.
الف) طبقه ضعيف: طبقه‌اي است که مقاومت برشي آن از 80 درصد مقاومت برشي طبقه فوقاني کمتر باشد.
ب) بي نظمي در هندسه: ساختماني که بعد افقي يک طبقه 30 درصد بيشتر از بعد افقي طبقات مجاور باشد.
پ) بي نظمي در جرم: ساختماني که جرم موثر يک طبقه 50 درصد بيشتري از جرم موثر طبقات مجاور باشد.
ت) عدم پيوستگي در امتداد قائم: ساختماني که ديوارهاي باربر آن تا زمين امتداد نيافته و در تراز بالاتر قطع گردد.
پي
عمق و عرض پي ديوارهاي باربر (از بتن ساده، شفته يا سنگ لاشه) بايد هر کدام حداقل 2 برابر ضخامت ديوار باشد و بصورت يک شبکه پيوسته در زير ديوارهاي باربر قرار داشته باشد، در غير اينصورت ساختمان بلحاظ نامناسب بودن پي آسيب پذير خواهد بود.
ساختمانهاي مجاور
ساختمانهائي که در مجاورت آن، ساختمان ديگري با ارتفاع کمتر از نصف و يا بيشتر از دو برابر ارتفاع آن باشد و يا تراز طبقاتش با آن مطابقت ننمايد، بدليل ضربات متقابل ساختمان مجاور آسيب پذير مي‌باشد مگر آنکه فاصله آنها با يکديگر کمتر از   ارتفاع ساختمان کوتاهتر نباشد.
ارزيابي ديوارهاي باربر
کيفيت اجراي واحدهاي بنائي
درزهاي قائم در ديوار چيني‌ها روي هم قرار نداشته و حداقل 10 درصد از سطح ديوار شامل واحدهاي بنائي باشد که رج داخلي ديوار را به رج خارج متصل نمايد، فاصله بين اين واحدها نبايد از 60 سانتيمتر تجاوز نمايد. عرض ترکهاي مورب ناشي از اختلاف نشست‌ها در ديوار نبايد از 3 ميليمتر تجاوز کند.
چنانچه موارد فوق رعايت نگرديده باشد. ديوار به لحاظ اجراي نامناسب آسيب پذير مي‌باشد.
ملات درزهاي قائم
درزهاي قائم بايد کاملاً با ملات پر شده باشد، در غير اينصورت ديوار بلحاظ اجراي نامناسب آسيب پذير مي‌باشد.
نسبت ارتفاع به ضخامت ديوار
بلحاظ پايداري و مقاومت خارج از صفحه ديوار، نسبت ارتفاع به ضخامت نبايد بيش از 10 باشد. همچنين لنگر خمشي خارج از صفحه ديوار نيز بايد با مقادير مجاز براي نيروهاي جانبي عمود بر ديوار کنترل گردد.
   نيروي عمود بر صفحه ديوار
  وزن ديوار و ملحقات آن
  شتاب مبناي طرح و ضريب اهميت ساختمان
مقاومت کششي ديوار با مصالح بنائي و ملات ماسه سيمان را حداکثر تا 15 درصد مقاومت فشاري مندرج در استاندارد شماره 519 ايران در محاسبات منظور مي‌نمايند.
ارتفاع آزاد ديوار
چنانچه ارتفاع آزاد ديوار مصالح بنائي از 4 متر بيشتر باشد، ديوار آسيب پذير تلقي مي‌گردد.
طول آزاد ديوار
چنانچه طول آزاد ديوار از 5 متر بيشتر باشد ديوار آسيب پذير تلقي مي‌گردد.
تراکم ديوار
ـ مجموع سطح بازشوها در هر ديوار باربر از   سطح آن ديوار بيشتر نباشد.
ـ مجموع طول بازشو در هر ديوار باربر از   طول ديوار بيشتر نباشد.
ـ فاصله افقي دو بازشو از   ارتفاع کوچکترين بازشوي طرفين خود و نيز از  مجموع طول آن دو بازشو بيشتر نباشد، در غير اينصورت ديوار بين دو بازشو به عنوان ديوار باربر نخواهد بود.
ـ هيچيک از ابعاد بازشو از 5/2 متر بيشتر نباشد در غير اينصورت بايد در طرفين بازشو کلافهاي قائمي که به کلافهاي افقي بالا و پائين آن طبقه متصلند، تعبيه شده باشد. همچنين بايد نعل درگاه بازشو نيز در کلافهاي قائم طرفين مهار باشد.
فاصله بازشوها از انتهاي ديوار
فاصله اولين بازشو در ديوار از بر خارجي ساختمان نبايد کمتر از   ارتفاع بازشو باشد، مگر آنکه در طرفين بازشو کلاف قائم قرار گرفته باشد، در غير اينصورت ديوار آسيب پذير مي‌باشد.

محل تقاطع ديوارهاي باربر
چنانچه در محل تقاطع ديوارهاي باربر به جاي کلاف قائم از روش هشت گير استفاده شده باشد، آن محل به عنوان نقطه انفصال در ديوار تلقي و ديوار آسيب پذير مي‌باشد. استفاده از هشت گير فقط براي اتصال تيغه‌ها به ديوار باربر قابل قبول خواهد بود.
ارزيابي سقفها
وزن سقف
در ساختمانهاي مصالح بنائي سنتي، سقفها عموماً بواسطه اندود کردن سقف در سالهاي متمادي روي لايه‌هاي اندود قبلي باعث افزايش قابل توجه وزن سقف شده و سقف بلحاظ وزن زياد آسيب پذير تلقي مي‌گردد.
يکنواختي و انسجام سقف
براي يکنواختي و انسجام سقف بايد ضوابط استاندارد 2800 بشرح زير رعايت شده باشد:
سقف‌هاي طاق ضربي: تير آهن‌ها بوسيله ميلگردهاي نمره 14 يا تسمه معادل در مساحت تحت پوشش حداکثر 25 متر مربع (با نسبت طول به عرض حداکثر 5/1) بصورت ضربدري به يکديگر بسته شده باشند و تير آهن پا طاق در فواصل کمتر از 2 متر به تيرآهن مقابل با ميلگرد جوش شده باشد.
سقف‌هاي تيرچه بلوک: بتن پوشش روي بلوکها حداقل 5 سانتيمتر ضخامت و مقدار ميلگرد عمود بر تيرچه‌ها از 1 سانتيمتر مربع در هر متر کمتر نباشد و فاصله آنها از 30 سانتيمتر تجاوز ننمايد. در صورت تجاوز دهانه تيرچه‌ها از 4 متر تيرچه‌ها بوسيله کلاف عرضي به عرض مقطع حداقل 10 سانتيمتر با حداقل 2 ميلگرد سراسري به قطر 10 ميليمتر يکي در بالا و يکي در پائين مقطع کلاف بهم متصل باشند.
سقف‌هاي خرپائي: داراي بادبندهاي قائم و افقي مناسب بوده و اضلاع خرپاهاي چوبي در نقاط اتصال بيکديگر بوسيله پيچ و مهره و يا اسکوپ‌هاي فولادي کاملاً محکم شده باشند.
بازشوها در سقف
مجموع سطوح بازشو از 50 درصد سطح کل ديافراگم کمتر و در مجاورت ديوار باربر طول بازشو کمتر از 2 متر و کمتر از   طول ديوار باشد. در غير اينصورت سقف بدليل وجود بازشوهاي بزرگ آسيب پذير است.
نسبت طول به عرض سقف
چنانچه نسبت طول به عرض ديافراگم در سقفهاي انعطاف پذير (سقفهاي چوبي و طاق ضربي) بيش از 3 باشد سقف به لحاظ تغيير شکل زياد آسيب پذير خواهد بود.
ارزيابي اتصالات اعضاي ساختمان
اتصال ديوارهاي باربر متقاطع
چنانچه در محل اتصال ديوارهاي باربر متقاطع از کلافهاي بتني، فلزي و چوبي گوشه استفاده نشده باشد ديوارهاي متقاطع بلحاظ اتصال نامناسب آسيب پذير مي‌باشند.
اتصال بين ديوارهاي باربر و سقف
اتصال بين ديوارهاي باربر به سقف از طريق کلافهاي محيطي بتني يا فلزي در سقف مي‌باشند که بر روي ديوار اتکاء مي‌نمايند، در اين حالت طول تکيه گاهي تيرهاي طاق ضربي نبايد از ارتفاع تير و 20 سانتيمتر کمتر باشد، سقفهاي بتنی نيز بايد داراي تکيه گاهي معادل حداقل ضخامت ديوار منهاي 12 سانتيمتر باشد مشروط بر آنکه اين طول کمتر از 15 سانتيمتر نباشد.
در صورت عدم رعايت موارد فوق اتصال سقف و ديوار بلحاظ نداشتن مقاومت کافي آسيب پذير تلقي مي‌گردد.
اتصال بين ديوارها و سقف در جهت عمود بر صفحه ديوار
اتصال ديوار و سقف بايد بتواند نيروي عمود بر صفحه ديوار را از رابطه بالا تحمل نمايد، در غير اينصورت اتصال ديوار به سقف آسيب پذير خواهد بود.
اتصال تيغه‌ها با ديوارهاي باربر
اتصال تيغه‌ها به ديوارهاي باربر بايد يا بصورت هشتگير يا بطور همزمان و يا بصورت لاريز چيده شده باشد، در غير اينصورت اتصال مزبور آسيب پذر مي‌باشد.
ارزيابي اعضاء غير سازه اي
ديوارهاي غير باربر و تيغه‌ها
ضوابط مربوط مطابق استاندارد 2800 بشرح زير مي‌باشد...

 

منابع ومراجع
1-    اصول مقاوم سازي ساختمانها،سيدمهدي تنكابني پور
2-    بهسازي ومقاوم سازي ساختمانها دربرابر زلزله، فرامرز صارمي راد

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه