معرفي به يک دوست
 
اين محصول را به دوستتان معرفي كنيد.

واقعیت، تخیل و جهان ممکن در پست مدرنیسم آمریکایی

واقعیت، تخیل و جهان ممکن در پست مدرنیسم آمریکایی
واقعیت، تخیل و جهان ممکن در پست مدرنیسم آمریکایی
130,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
فايل نمونه: واقعیت، تخیل و جهان ممکن در پست مدرنیسم آمریکایی.pdf
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات ترجمه شده: 13 صفحه _ فرمت WORD _ فایل لاتین مقاله در قسمت "فایل نمونه" به صورت رایگان آماده دانلود است _ دانلود مقاله بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

چکیده:
 ظاهراً تنها ادبیات پست مدرنیسم است که به صورتی خاص، باور را در رابطه ی واضح و مستقیم بین دنیای جسمانی (مادی) و زبانی که آن را به نمایش در می آورد. به تحلیل می¬کشاند. تحلیل می برد اخیراً، بویژه تئوری دنیاهای ممکن و کاربرد آنها در تئوری ادبی تلاش کرده اند تا این ارتباط را توصیف کنند. من با تحلیل تکنیک های داستانی مورد استفاده توسط «دونالد بارتلم» در داستان کوتاه خود را با نام «اژدها»، می¬کوشم اشاره به شیوه¬ای داشته باشند که داستان پست مدرنیسم و تئوری های جهان ممکن، اصول زیبایی شناختی را با خلق سطح مختلف واقعیت و نقش آنها در تألیفات پست مدرنیسم بنا نهادند.
مطابق با دیدگاه¬های Ruth Ronen , Benjarnin Harsaw , Lubomir Dolezel جهان داستانی ادبی که در این مقاله درک می شود به عنوان جهانی متفاوت و جدایی از دنیای واقعی، جسمانی و حقیقی است. در تحقیق حاضر نشان می دهم چگونه حالت¬های مختلف ارائه (واقع گرانه، خیالی، پست مدرن) همراه با نمایش بارتلم از موجودیت¬های فراجهانی شخصیت های داستانش (یک اژدها) عناصر فراداستانی و تقلید از سبک های دیگران، اشاره به حس تشخیص جدید از دوره ی پست مدرن و تفاوت بین اشکال ارائه ادبی در گذشته و معاصر دارد. استفاده بارتلم از تکنیک¬های داستانی پست مدرن مثل خود پژواکی، فراداستان و نمایش موجودیت¬های  transgeneric و فراجهانی در شخصیت هایش نه تنها داستان کوتاه او را زیبا می¬سازد بلکه در تفاوت بین جهان واقعی و حقیقی و جهان ساختگی و افسانه ای تأکید می¬کند.
تألیف¬های ادبی، اغلب به عنوان نمایشی از واقعیات حقیقی و جسمانی، تجربه و پدیده¬های از دنیای واقعی تلقی می شوند. ادبیات، چنین تجربیات و پدیده¬هایی را الزاماً از طریق زبان ارائه  می کند که کارکردها متفاوتی دارند. هرچند که در زنگی روزمره ما، زبان عمومی بر کارکرد ارتباطات ما حکم فرما است، ولی این کارکرد زیبایی¬شناختی آن است که بالاخص می¬بایست بر تألیفات ادبی چیره گردد تا جایگاه کار ادبی خود را تحقق بخشد با این وجود زبان ادبیات، بر اساس اصول متفاوت جهان های واقعی، جسمانی، حقیقی استوار است و بر اساس آنها نیز کار می¬کند. اگرچه تألیفات تقلیدی و واقع-گرایانه هرگز انتقال مکانیکی از اطلاعات خارجی برگرفته از یک دنیای واقعی در ذهن انسان نیست که بعدها به صورت ادبی توسط زبان بیان می¬شود، بلکه این انتقال براساس تعامل میان درک ذهن انسان از جهان، زبان ارائه آن و محتوای اجتماعی تارخی و فرهنگی یک دریافت کننده تألیف ادبی می باشد که متأثر از آن است طبق دیدگاه (Hrushovski) Bengamin Harsaw:
آثار ادبی معانی و پیچیدگی¬های مفهومی را انتقال می دهند و نیز بدیعات و زیباشناسی را [. . .] اگرچه، تجربه و تعبیر متون ادبی موضوع بحث زبان به تنهایی نمی¬باشند: زبان در ادبیات را می¬توان تنها با گنجاندن آن در ساخته¬های داستانی درک کرد. مهم نیست چقدر جزئی و بی¬سواد باشد. از سوی دیگر ساخته¬های داستانی موجود در متون ادبی، از طریق زبان به تنهایی واسطه گری می¬شوند [. . .] .(Hrushovski , 1984).
Harsaw (Hrushovski , 1984) بعدها بیان می کند که «مشکل جهان های داستان و داستانی را نمی توان از مشکل زبان موجود در ادبیات جدا کرد». بحث من در اینجا این است که این موضوع معنایی تمثیلی (مجازی) است. بویژه اینکه کارکرد زیبایی شناختی و جایگاه مربوط به هستی شناسی یک کار هنری را خلق می کند. یک کار ادبی آن چه را که Lubomir Dolezel «تجانس هستی-شناختی» نامیده می¬شود، می¬آفریند که اختصاصی بودن ادبیات و تفاوت آن از جهان واقعی و جسمانی را تأکید می¬کند. از دیدگاه Dolezel «تجانس هستی شناختی»، قلمرو و حدود جهان های داستانی را مجسم می کند.       ((Dolezel , 1988. همان گونه که وی پیش¬تر هم بیان کرد، «جهان های داستانی ادبیات بواسطه¬ی گنجانده شدن در متون ادبی و با ایفای وظیفه به عنوان اثر تصنعی، فرهنگی، دارای شخصیت خاصی می باشند.» این دیدگاه توسط Ruth Ronen مورد تأیید است؛ همان کسی که در اثر خود با عنوان «جهان های ممکن در تئوری ادبی می گوید :
دنیای داستانی را می توان به عنوان سیستمی منحصر به فرد و جدایی از واقعیت تاریخی و فرهنگی و حتی وابسته به آن، توصیف کرد که در آن خویشاوندی نسبت های کمتر یا بیشتری خلق می شوند (Ronen , 1994) .
Ronen نسبت به دیدگاه های مختلفی در خصوص خودمختاری جهان داستانی و ادبیات نظرات خود را ابراز کرده و می گوید:
[. . .] خودمختاری جهان¬های ادبی اشاره به این امر دارد که جهان ادبی از لحاظ هستی¬شناسی و ساختاری مجزا و خاص اند: واقعیات دنیای حقیقی هیچ مزیت هستی شناختی  فوق العاده¬ای نسبت به واقعیات دنیای داستانی  ندارد. سیستم دنیای داستانی یک سیتم مستقل از آنچه نوع داستان و از آنچه مضمون طراحی آن در خصوص دانش ما از دنیای واقعی می سازد، می باشد. از آنجا که جهان های داستانی خود مختارند، آنها کم و بیش طبق درجات خویشاوندی و قرابت بین داستان و واقعیت – داستانی نیستند: واقعیات جهان حقیقی، منابع پایداری برای واقعیات یک داستان نیستند(Ronen , 1994).
پس مطابق با این دیدگاه¬ها، جهان ادبی، داستانی و خاص و متفاوت از دنیای واقعی، جسمانی و حقیقی است ولی بدون تعامل با این دنیا و شناخت آن، نمی توان آن را فهمید و درک کرد. جهان واقعی مدلی را برای ساخت دنیای ادبی داستانی خلق می کند Ronen , 1994) و (Dolezel , 1988 که به منظور درک و تفسیر جهان واقعی نیاز به «کانال های رمزی» دارد. Ronen بعدها به مشکل بین جهان واقعی و ادبی داستانی اشاره می¬کند، تفاوت بین تئوری جهان ممکن در فلسفه و در تئوری ادبی و نیز تفاوت بین جهان های ممکن و داستانی. از نظر وی
[. . .] تئوری های ادبی، جهان های داستانی را با عنوان جهان های ممکن تلقی می کنند. ازآن جهت که جهان¬های داستانی حلقه های واقعی و مشخصی از حالت روابطی اند که، شبیه جهان های ممکن، در دنیا به صورت غیرواقعی درآمده اند. ولی، پرواضح است که جهان های ممکن به راستی غیرواقعی اند ولی قابلیت واقعی شدن را دارند [. . .]، چراکه جهان های داستانی در دنیا غیرواقعی اند ولی همچنین غیرقابل واقعی شدن هم هستند، و متعلق به حوزه ی احتمال و غیراحتمال (ممکن و غیرممکن) با همدیگر می باشند. بنابراین ساخت ممکن از یک جهان داستانی چیزی برای انجام با احتمالات منطقی انتزاعی یک رخداد ندارد (Ronen , 1994) .
پس Ronen بیانبر این باور است که «منطقی تر است بگوییم، جایگاه های داستانی این روابط در جهان داستانی به صورت واقعیت درآمده اند و قابلیت واقعی شدن را نیز دارند که این امر بازتاب کننده¬ی گستره ی منطقی هستی شناختی متفاوتی می باشد که داستان به آن متعلق دارد» (Ronen , 1994).
از نظر وی، «جهان¬های ادبی از این جهت که می¬توانند به عنوان جایگزین¬های ممکن نسبت به جایگاه¬های واقعی روابط محسوب می¬شوند، ممکن نیستند بلکه از این واقعیت که آنها جهانی را واقعی می¬سازند که شبیه به جهانی است که ما در آن زندگی می کنیم یا تقلیدی از آن و یا حتی مغایر با آن (Ronen , 1994).
Dolezel، Harshaw و Ronen بنابراین تأکید بر خاص بودن، خودمختاری و همگنی (تجانس) هستی شناختی جهان ادبیات و داستان دارند که این ایده ی کاملاً جدید هم نیست زیرا انتقادهای زیاد رسمی ، ولو اینکه در زمینه تئوری ادبی و انتقاد باشد، اشاره به این ایده در اوایل قرن بیستم دارد. هرچند در مضمونی متفاوت.
هرچند یک جهان ادبی داستانی، چندگانه است و از حالت ها و اشکال مختلف ارائه از واقع گرایانه تقلیدی گرفته تا تخیلی، استفاده می¬کند. با وجود حالت های مختلف ارائه آنها همگی یک تجانس هستی شناختی خاص از جهان داستان را تشکیل می دهند.  Dolezel می گوید: هیچ تعادلی برای معانی دوگانه داستانی بودن وجود ندارد، یکی برای داستان های نوع «واقع گرا» یکی دیگر هم برای داستان های «خیالی».  جهان ادبیات واقع گرایانه کمتر از جهان فانتزی و خیالی یا داستان های علمی، داستانی نیستند (Dolezel , 1988).
من علی رغم تجانس هستی¬شناختی انسان درون جهان داستان، می گویم سطوح هستی شناختی مختلف حالت¬ها و شیوه¬های ارائه در یک کار ادبی نقش های مهمی نه تنها در ارائه واقعیت بلکه بویژه در خلق معنا و ارائه مختلفی از تجارب انسانی بازی می کنند. مخصوصاَ اینکه در داستان پست مدرنی، حد و مرزهای ارائه داستان های ادبی بین اثبات شدنی و واقعی و داستانی، خیالی و ابداعی، بین تقلیدی و خیالی، و بین حقیقت و دروغ به طور عمدی و آگاهانه پاک می شود و زیبایی¬هایی از چندگانگی، کثرت¬گرایی و بی¬ثباتی ایجاد می شود.

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه