بررسی کاشی و هنر کاشی کاری در ایران

بررسی کاشی و هنر کاشی کاری در ایران
بررسی کاشی و هنر کاشی کاری در ایران
80,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 60 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

فهرست مطالب
- هنر كاشي‌كاري
الف-كاشي
ب-انواع كاشي
ج-كاشي‌سازي
د-مراحل كاشي‌سازي
هـ ابزارهاي كاشي‌سازي
- تاريخچه هنر كاشي‌كاري درجهان
الف-تاريخچه
ب-براي خدا و شاهزادگان
ج-شكوه ترسيم‌شده
د- عصر ماشين
هـ تفوق علم طراحي
ن- دنياي نو
و- عصر حاضر
- تاريخچه هنر كاشي‌كاري در ايران

 

چكيده مطالب
  
كاشي :
كلمه كاشي از واژه لاتين tegula مشتق شده از فعل tegere مي‌باشد كه معني پوشاندن يا پوشش‌دادن است لازم به ذكر است كه اين واژه در زبان رومي‌ها به كاشي‌هاي بام اطلاق مي‌شده كاشي را بعنوان قطعاتي مسطح سطحي از سفالينه پخته شده در نظر مي‌گيريم كه در كف‌ها و ديوارهاي ساختمانها استفاده مي‌شود و اغلب بخاطر ايجاد مانعي جهت نفوذ آب به بدنه كاشي و نيز جهت خلق رنگ و نقش متنوع آنها را لعاب مي‌دادند معمولاً به لحاظ جنبه‌هاي عملي و زيباكاري از كاشي استفاده مي‌گردد. يك سطح مفروش به كاشي و سطحي كاملاً‌ بهداشتي نفوذناپذيري در برابر آب و مناسب نظافت خواهد بود. و با وجود اينكه در مقابل آتش مقاوم است ليكن بخوبي گرما را در محيط پخش مي‌نمايد. معمولاً تزئين كاشي‌ها به روشهاي مختلفي انجام مي‌گيرد. گاهي اوقات تصويري واحد گاهي منظره‌اي كامل و زماني نيز نقوش مرموز كه البته ريشه در مسائل آموزشي دارد با باورهاي نمادين ملل طرح اين كاشي‌ها را تشكيل مي‌دهند. گاهي اوقات فقط در مورد زيبائي سطحي كاشي بحث مي‌شود كه البته اين نكته مهم نيز حكايت از اهميت طرح‌ها بافت‌ها، لعاب‌هاي رنگي دارد كه هميشه چشمها را خيره ساخته است. شكلهاي كاشي بسيار متنوع است و اما وجه تشابه تمامي آنها در اين است كه فقط مناسب پوشش سطوح هستند( كه معمولاً صاف و يكدست و گاهي اوقات نيز كوژ دارند) و به همين علت مي‌توان به راحتي آنها را بدون ايجاد خسارت به ساختمان و از سطوح جدا ساخت. اين خصوصيات سبب تمايز كاشي از ديگر پوششهاي سراميكي مانند آجرهاي لعابدار، سفالينه‌هاي بدون لعاب، يا بلوك‌هاي كوچك لعابدار شده‌است. انواع مذكور معمولاً پس از نصب جزء لازم ساختمان به شمار مي‌آيند و به آساني نمي‌توان آنها را انتقال داد اساساً كاشي را جسمي دوبعدي يا دوكاره محسوب مي‌كنند چرا كه تمايز بين اثر ظاهري كاشي و كاربرد آن امري تقريباً محال است.1
يكي از دلائل استفاده از كاشي مسئله محكم‌بودن، مقاوم‌بودن اين ماده در مقابل حوادث طبيعي مانند باد، باران، آفتاب. عناصر شيمياي و كنش‌ها و واكنش‌هاي فيزيكي در ساختمان مي‌باشد. كاشي كه پوششي از لعاب روي آن مي‌نشيند بعد از انجام مراحل پخت به دليل شيشه‌اي بسيار مقاوم سخت و در مقابل جذب آب نفوذ‌ناپذير مي‌باشد. علاوه بر استحكام مناسب اين ماده عوامل ديگري نيز در بكارگيري كاشي مؤثر بوده‌اند از جمله:1- دسترسي آسان به مواد اوليه 2- همآهنگي و هم‌سنخ‌بودن كاشي با آجر
3-‌شرايط جغرافيايي اعم از آب و هوا ومنابع طبيعي و درست 4- تنوع رنگ و انعطاف‌پذيري كاشي.2
-    تنوع رنگها و انعطاف‌پذيري كاشي- همانطور كه ذكر شد آجر و كاشي از قابليت انعطاف‌پذيري عجيبي برخوردارند به نحوي كه مي‌توان كاشي را به ريزترين قطعات ممكن( معرق) و بزرگترين قطعات درآورد. همچنين مي‌توان اين قطعات را در منحني‌ها، طاق‌ها و قوس‌ها مانند تزئينات مقرنس نيز مورد استفاده قرار داد. «عنصر زيباشناختي مهمي كه ايران براي معماري مساجد به ارمغان آورد رنگ‌آميزي بيرون و درون است.» اين رنگ‌آميزي كه با كاشي‌هاي الوان صورت مي‌گيرد علاوه بر زيبايي و جذابيت براي تأثيرگذاري بر بخش‌هايي از معماري مانند محراب، رواق و كتيبه‌ها مؤثر بوده است چنان كه « درك هيل» در كتاب معماري و تزئينات اسلامي مي‌گويد:« تكنيك استفاده از رنگ براي مشخص‌كردن عناصر ساختماني يا ترييني به منظور تأكيد بر برخي قسمتهاي ساختمان يا تزيين به صورت يك ويژگي هميشگي معماري اسلامي باقي‌مانده‌است. استفاده از كاشي‌هاي الوان فضاي معماري اسلامي را دگرگون كرده و هيچ‌گاه در صدد آن نبوده كه ماهيت معماري را تحت تأثير خودش قرار دهد. بلكه بزرگترين قدرت كاشي تزيين الوان، تغيير مشكل يك تركيب كاملاً ساختماني به تركيبي درخشان بود كه در آن توده‌هاي معماري، طرحهاي تزييني و رنگ با يكديگر درآميخت در عين اينكه هر يك اصول و ويژگي خاص خود را دارند. ملاحظه مي‌شود كه استفاده از كاشي‌هاي الوان براي ارتقا معنوي و زيبايي فضاي معماري به كار گرفته‌شده نه براي پوشاندن نقائص و كاستي‌هاي فضاي معماري« اصولاً كاشي‌كاري براي تأكيدگذاري و تجلي بخشي بر اعضاي ساختمان مورد بهره‌برداري قرار مي‌گرفت نه به نيت پوشاندن زير كار يا پنهان‌كردن خرده نقايص بنايي.» بنابراين به هيچ عنوان تزئينات معماري در ستيز با فضاي معماري بر نيامده‌اند بلكه كاشي‌ها در كمال آرامش به بدنه معماري اسلامي تكيه‌‌زده‌اند و فضاي بهشت‌آسا براي آرامش روح و روان ساخته‌اند.1
انواع كاشي
از آثار بدست آمده چنين برمي‌آيد كه كاشي‌هايي كه در اندازه‌هاي متفاوت چهارگوش و يا به شكل دايره يا اشكال غيرهندسي كه در كنار كاشي‌هاي كتيبه‌اي به كار رفته‌ست قبل از ق 12 ميلادي ساخته‌نشده و نمونه‌هاي قبلي به صورت فاحشي با كاشي‌هاي كارگاه كاشان- كه شاخص عالي‌ترين و فراوان‌ترين نمونه‌هاست- چه در كيفيت ساخت چه در مهارت نقاشي روي كاشي متفاوتند.2
بعد از به كاربردن كاشي‌هاي مربع شكل كاشي معرق در سطوح داخلي و خارجي بنا كه قابل استفاده بود به كار گرفته‌شد اما در روي گنبدها كه در زمستان در معرق برف و يخبندان قرار مي‌گرفت و در عوامل طبيعي تاب نداشت از آن استفاده نمي‌شد بلكه به جاي آن كاشي‌هايي با ضخامت چند برابر كاشي معمولي استفاده مي‌كردند كه به كاشي نره‌اي نام داشت.  كلمة معرق كه براي نوعي كاشي كه استفاده مي‌شود كلمه‌اي عربي‌ست و به معناي دژ- برج و باروري مستحكم و به معناي ديگر معقل از گره‌زدن زانوي شتر حاصل مي‌شود و در كاشيكاري نقوشي كه از تركيب در خانه‌هاي شطرنج به شكل مربع و مربع مستطيل و از پيچش قطعات در جوار يكديگر انجام مي‌شود. حالت گره را تداعي مي‌سازد كه در نتيجه كلمه معقل را بوجود مي‌آورد.  كاربرد معقلي در ني‌سازي بنا: 1- در قبال هزينه زياد كاشي معرق بسيار كم هزينه‌ست. 2- با توجه به تهيه معرق و كاشي هفت‌رنگ كه مستلزم وقت زيادست تهيه كاشي معقلي به دقت بسيار كمتر محتاج‌ست و ابعاد اين كاشي بسيار كوچكترست و از قرار گرفتن آجر و كاشي در كنار هم و در قطعات جدول‌بندي به كار معقلي شكل مي‌گيرد 2، 5/2و 4،5 سانتي‌متر. 
كاشي معقلي به سبك كمال مطلوب كاشي‌كاري و آجر كاري‌ست و بسيار طرحهاي هندسي به روش معقلي و خط در هم پيچيده به بناها زيبايي چشمگير بخشيده‌اند رسمي‌بندي نوع ديگر كاشي‌كاري‌ست كه در آن گچبري و آجركاري و كاشي‌كاري به طور مركب در تزئين سقف استفاده مي‌شود در بين اينها شيوه مقرنس‌سازي كه در اجراي آن از انواع مصالح ساختمان از جمله كاشي استفاده مي‌شود و به بهترين وجه زينت‌بخش سقف ايوانها و داخل گنبدهاست.1
انواع كاشي و يژگيهاي آن:
كاشي‌هاي مورد استفاده در كارهاي ساختماني كه به صورت صنعتي توليد مي‌شوند به دو گروه كاشي‌هاي ديواري و كاشي‌هاي كف كه به آنها اصطلاحاً سراميك مي‌گويند تقسيم مي‌شوند:
الف) كاشي ديواري: اين كاشي‌ها در ابعاد مختلف مانند : 10×10 ، 10×15 ، 15×15 ، 20×15 و در ضخامت‌هاي 4 تا 12 ميلي‌متري متناسب با ابعاد كاشي توليد مي‌شود خاصيت جذب آب كاشي ديواري نبايد بيش از 12 تا 14 درصد باشد و بايد در برابر حرارت و رطوبت و سرما به اندازه كافي مقاومت كند تغييرات ناگهاني دما( 20 تا 100 درجه سانتي‌گراد) را بخوبي تحمل كند بدون آنكه هيچگونه اثر ترك‌ در بدنه يا لعاب آن ظاهر شود. بعلاوه كاشي بايد در برابر مواد شيميايي به اندازه كافي مقاوم باشد و از نظر تركيب و رنگ لعاب هيچگونه تغييري در آن پديد نيايد. كاشي ديواري با توجه به خصوصيات فوق براي زيبائي حفظ بهداشت و جلوگيري از رطوبت در آشپزخانه، حمام.دستشويي و ساير محيط‌هاي بهداشتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
ب)كاشي كف( سراميك): اين كاشي نيز مانند كاشي ديواري در ابعاد مختلف توليد مي‌شود كه در حال حاضر مهمترين آن1× 1 سانتي‌متر و بيشترين آنها 50×50 سانتي‌متر مي‌باشد. كاشي كف بسته به ابعاد كاشي در ضخامتهاي مختلف از 8 تا 25 ميلي‌متر توليد مي‌شود. خاصيت جذب آب اين كاشي نبايد از 2 درصد بيشتر باشد و بايد در برابر سائيدگي و فشار و ضربه مكانيكي داراي مقاومت زيادي باشد.
كاشي كف به علت دارابودن خواص مذكور و واجد شرايط‌بودن و داشتن امتيازاتي از قبيل رنگ‌ناپذيري، مقاومت در برابر اسيد و قليا و بالاخره پايداري زياد در برابر سرما و گرما براي پوشش كف حمام، آشپزخانه، كشتارگاه‌ها، انبارها و راهروها و سالنهاي عمومي بكار مي‌رود.1
كاشي‌سازي
كاشي‌سازي انواع مختلفي دارد اختلاف عمده‌شان از نظر رنگ و لعاب و نوع مصالح و شرايط حرارت پخت آن مي‌باشد. كاشي از جنس به دو گروه تقسيم مي‌شود: 1- كاشي گلي 2- كاشي جسمي و تفاوت اين دو نوع كاشي در اين است كه كاشي گلي از خاك رس و خاكستر ساخته مي‌شود در حاليكه كاشي جسمي از آسياب سنگ چخماق، سيلس و مقداري گل سرشور مي‌باشد.
- كاشي گلي: با غربال ناخالصي‌شان از بين مي‌رود و به نسبت معين از خاكستر چوب يا كاه مي‌ريزد چرا كه مقداري از چسبندگي گل از بين رفته و كاشي به هنگام تراش راحت كار شود. سپس خاك را درون آبي ريخته مي‌گذارند به مدت طولاني (چند روز) باقي‌بماند تا ذرات خاك بخوبي مرطوب شوند و آماده ورزدادن شود آب اضافي را گرفته و فشار مي‌دهند و بعد از آن اضافه‌ها را توسط سيفي نازك برمي‌دارند و مي‌‌گذارند گل قالب شده كمي خشك شود زيرا اگر لعاب بدان داده‌شود بدليل زيادي آب به هنگام پخت لعاب آن جدا مي‌شود بعد از آن لعاب داده و حرارت مي‌دهند و كاشي گلي تهيه مي‌شود امروزه اين كار توسط ماشين صورت مي‌گيرد و چون خوب ورز نمي‌شوند به هنگام قالب‌گيري تاب برمي‌دارند و دورزير زيادي دارند.
- كاشي جسمي: مصالحي كه در كار كاشي جسمي مورد استفاده قرار مي‌گيرد عبارت است از شيشه، سنگ سيليس يا سنگ چخماق كه مقدار آنها معين و مشخص مي‌باشد چرا كه اگر مقدار كم و زياد شود كاشي مورد استفاده نخواهد بود مثلاً اگر سيليس زياد استفاده شود كاشي بسيار شكننده خواهد بود يا اگر پودر شيشه زياد باشد سخت و محكم مي‌شود ابتدا براي كار، سنگ چخماق را با ماشين خرده كرده سپس آنرا آسياب مي‌كنند و بعد آنرا با آب مخلوط و به صورت دوغاب درمي‌آورند درون ظرفي ريخته و اجازه مي‌دهند ته‌نشين شود سپس آب آنرا خالي كرده و بعد مي‌گذارند خشك شود مجدداً آنرا آسياب مي‌كنند تا پودر نرمتري بدست آيد شيشه را نيز پودر مي‌كنند و به پودر چخماق اضافه مي‌كنند سپس مواد درست شده را داخل قالب ريخته و فشار مي‌دهند. اضافة آنرا با سيمي جدا كرده و مراحل پخت را مي‌گذارنند بعد از لعاب و پخت آماده استفاده مي‌شوند. 
اندازه‌هاي كاشي معمولاً براي انواع كارها 2× 15× 15 سانتي‌مترست در صورتيكه اندازه كاشي‌هاي نره‌اي 5×20×5 سانتي‌مترست. ضخامت پشت كاشي نره‌اي را نسبت به لبه لعاب‌دار آن كوچكتر مي‌گيرند كه ديواره كاشي نره‌اي از محل لعاب‌دار به پشت صفحه مايل‌ست و اگر دو كاشي را بغل هم قرار دهيم ملاط گچ يا سيمان به راحتي مي‌تواند فاصله دو كاشي را پركند و به هم بچسباند.
مراحل ساخت كاشي
1-    رنگ‌سازي: مواد اوليه لعاب مخلوطي از سرب و قلع ساخته‌مي‌شود.
2- زيررنگي: ابتدا رنگ دلخواه را روي كاشي مي‌ريزند تا تمام سطح كاشي را بپوشاند(سفيد مشكي زرد، حنايي لاجوردي فيروزه‌اي قرمز)داخل كوره مي‌برند تا پخته شود سپس با لعاب سفيد يا رنگ دلخواه رنگ مي‌كنند و به كوره مي‌برند بعد از پخته بيرون مي‌آورند تا اطراف كاشي‌هاي را تراش داده‌شده را بيك اندازه بتراشند و همه روي صفحه‌اي پهلوي هم مي‌چينند و نقش را ترسيم مي‌كنند و دوباره با لعاب به رنگهاي دلخواه نقوش كاشي را مي‌پوشانند و با رسوم به كوره مي‌برند رنگ اول را زيررنگي و رنگ دوم را نقش اصلي گويند. 
در لعاب‌دهي مينايي، ابتدا تمام سطح را با رنگ‌هاي زيرلعاب و سپس با لعاب بي‌رنگ پوشش مي‌دادند و در كوره مي‌گذاشتند. در مرحله دوم، نقوش را با لعاب تركيب شده از اكسيد نقره مس، گوگرد، گل اخري به رنگهاي قرمز و زرد نقاشي كرده پس از نگه‌داشتن در سركه، در دماي پايين حدود 700-600 درجه سانتي‌گراد حرارت مي‌دادند. گل اخراي از روي فلز محو و نقوش با درخشندگي ويژه‌اي مانند ورقه‌اي از فلز يا شيشه روي شي باقي‌مي‌ماند. 
رنگ‌آميزي: رنگ‌آميزي يكي از مهمترين مراحل كاشي‌كاري‌ست و انتخاب رنگ در موارد مختلف جنبه علمي دارد ولي احساس افراد را نسبت به رنگهاي مختلف نبايد از نظر دور داشت به طور كلي رنگ عبارتست از امواج نوري كه با چشم مي‌بينيم و در مغز تشخيص مي‌دهيم هنگامي كه نور به اجسام رنگي مي‌تابد چشم مي‌تواند رنگها را به طور يكنواخت يا كم‌رنگ و پررنگ ببيند گاهي يكي از رنگها جلوه خاصي پيدا مي‌كنند و چشم آنرا بهتر تشخيص مي‌دهد مثلاً رنگ زرد يا آبي در صفحه بيشتر شده‌است بنابراين ديد چشم و احساس بيننده است كه تركيب رنگ را مشخص مي‌كند در كاشي‌كاري رنگها بايد طوري انتخاب شود كه در نورهاي مختلف روز در آن تغييري حاصل نشود و در مقابل نور زياد يكي از رنگها انعكاس شديد پيدا نكند يا در مقابل نور كم جلوه خود را از دست ندهد. 
-    گره‌كشي: كاشي‌هايي كه با طرح و نقشهاي مختلف با اشكال چندضلعي‌هاي هندسي پهلوي يكديگر قرار گرفته و تشكيل نقشهاي كلي را مي‌دهند بنام گره‌كشي معروف‌ست. در كاشي‌كاري نقوش از گره‌كشي و تزئينات و طرحهاي زيبا استفاده مي‌شود كه در گره‌كشي محل حميل‌ها را با آجر مهري پرمي كنند و در بدنة ديگر از كاشي و آجر درهم گره‌سازي پديد آورده‌اند. 
ابزارهاي مورد استفاده در ساخت كاشي:
1- كاغذبر: استوانه‌اي شكل به قطر تقريبي يك سانتي‌متر سر استوانه شبيه تبر و كمي قوس‌دار و با لبة برنده‌ست و عمود بر كاغذ گرفته مي‌شود.
2- تيشه: فلزي‌ست به طور تقريبيcm20 با ضخامت 3 سانتي‌متر و عرض 4 سانتي‌متر و دو سر آن به شكل تيغه‌اي در آورده‌اند و در وسط آن سوراخي دارد با قطر 5/2 سانتي‌متر و هر چه بر لبه تيشه نزديك شويم تيزتر مي‌شود و انواع آن عبارت‌انداز: تكه‌بري، لب‌زدگي، گل‌بردگي.
3- مقار: منشوري‌ست از فولاد كه به لبة تيزي منتهي مي‌شود و منشور آن 10 تا 20 سانتي‌مترست با عرض 4 تا 15 ميلي‌متر با انتهاي تيز و برنده كه گاهي جاي آن از مثه استفاده مي‌شود.
4- اره: اره‌هاي نوك‌تيز چون آجرهاي پشت كاشي از گل رس تهيه شده‌اند و مخلوطي از مواد ديگر كه در كاشي‌سازي به آنها اشاره شده در بردارند به آساني مي‌توان آنها را با اره بريد همانطور كه گفته‌شد در موقع لب‌زدگي كاشي‌ها با مقار يا مقه داخل گل يا بوته‌ها را سوراخ مي‌كنند و بوسيلة‌ اره‌هاي نوك‌تيز كه بتوان از داخل سوراخها عبور داد اضافه‌هاي آجر اطراف يا داخل كار را مي‌برند انتهاي اره‌هاي مختلف كاشي بري از يك تا پانزده ميلي‌متر پهنا دارد.
5- سوهان: سوهانهايي كه در كاشي‌كاري مورد استفاده قرارمي‌گيرند قطعاتي از آن آبديده يا فولاد به طول 10 تا 20 سانتي‌متر عرض 5 تا 30 ميلي‌متر و ضخامت 4 تا 15 ميلي‌متر هستند و رويشان آجرهاي ريز تا درشت تعبيه شده‌ست با حركت دادن سوهان به طريق سفت و برگشت عاجها قادرند مقداري از شي مورد نظر را با خود بردارند سوهان داراي دستگيره چوبي‌گرد طراحي شده‌ست كه در انتهاي آن قرار گرفته‌ست سوهانها به شكل‌هاي گرد، نيم‌گرد، سه پهلو، چهارگوش، مستطيلي و غيره وجود دارد.
6- كشو:‌ براي تراشيدن حميل يا چفت از انواع كشو استفاده مي‌شود، كشو ابزاري‌ست متشكل از دو قطعه تخته كه از راه طول عمود برهم كوبيده يا چسبانيده شده‌اند. زاويه كشو 90 درجه‌ست در موقع تراشيدن كاشي يكي از لبه‌هاي آنرا با خط‌كشي، صاف مي‌تراشيدند و سپس آنرا داخل زاويه قائمه كشو قرار مي‌دهند و لبه دوم را كه لبه خارجي كشو باشد خط‌كشي مي‌كنند.
7- قلم خط‌كشي: قلم خط‌كشي ايجاد خط مي‌كند و بوسيله قلم نوك تيز از جنس چوب يا عاج و گل افرا انجام مي‌گيرد. گل افرا را با مقداري آب داخل ظرف را مخلوط مي‌كنند و به جاي مركب استفاده مي‌كنند. قلم را داخل گل افرا مي‌زنند و لبه‌هاي قلم را به موازات لبه كشو يا خط‌كش حركت مي‌دهند تا عمل خط‌كشي انجام گيرد. براي تخمير زير كاشي يكپارچه ساختن كاشي‌هاي تراشيده‌شده و نصب آنها روي كار، همه ابزارهاي بنايي مورد نياز هستند از قبيل كمچه، تراز، شيشه، ريسمانكار، شاقول، ماله و غيره.
كوره‌هاي كاشي‌پزي: به شكل استوانه‌اي هستند كه قطر دهانه استوانه از يك متر شروع مي‌شود و گاهي تا دومتر هم مي‌رسد. بالاي اين كوره‌ها به شكل كاسه‌ايي 1 گنبدي پوشيده شده‌اند كه به سوراخي جهت مشاهده داخل كوره منتهي مي‌گردد. روي سوراخ را صفحة فلزي يا گلي مي‌پوشاند آتش را پائين كوره وارد محوطه كوره مي‌شوند و در داخل كوره را پر مي‌كنند. ديواره آن از جنس آجرنسوز يا گل نسوز است.1
طرز تهيه و ساخت كاشي
عمده ماده اوليه و مهم كاشي خاك رس معمولي، كائولين و بنتونيت است كه به نسبتهاي معين براي توليد كاشي استفاده مي‌شود و با وجود اينكه درحال حاضر كارخانه‌هاي عظيم كاشي‌سازي در كشور فعاليت مي‌كنند ولي اصول توليد همان است كه درگذشته و در روش سنتي رايج بوده‌است كه شامل مراحل زير است:
الف) مخلوط و آماده كردن مواد اوليه: عمده مواد اوليه مورد استفاده در كاشي‌سازي خاك رس معمولي و كائولين و بنتويت است كه پس از هوادادن خاك رس معمولي لازم است خاك كائولين را كه داراي پلاستيسيته كمتر است با آن مخلوط كرد خاك سفال پس از پختن رنگ كرم يا قهوه‌اي كمرنگ مي‌گيرد كه براي خنثي‌كردن رنگ آن مقدار بسيار جرئي اسيدكرم به گل اضافه مي‌كنند در روشهاي جديد از كائولن استفاده كرده و براي اضافه‌كردن خاصيت الاستيسيته آن مقدار كمي بنتونيت به آن اضافه مي‌كنند. براي تهيه سراميك و كاشيهاي مرغوب و به روش صنعتي مواد را به وسيله ماشين مخلوط مي‌كنند. ولي در كارگاه‌هاي سنتي و كوچك اين عمل با دست انجام
مي‌شود.
قالب‌گيري و شكل‌دادن:  بسته به نوع محصول قالب‌گيري به چندين روش صورت مي‌گيرد روش قديمي خشت‌زني بادست كه در مورد آجر معمولي بكار مي‌رفته‌است. هنوز در مورد قالب‌گيري و ساخت بعضي از ظروف سفالي و يا سراميكي و ساخت آجرهاي صنعتي اعمال مي‌شود. روش ديگر روش چرخ كوره‌اي است كه براي تهيه بعضي از ظروف سفالي هنوز در ايران متداول است. براي تهيه وسايل چيني بهداشتي معمولاً از قالب گچي استفاده مي‌شو ولي براي تهيه كاشي و سراميك( كاشي كف) امروزه متداول‌ترين روش استفاده از دستگاه‌هاي پرس است. در اين روش ابتدا مواد اوليه را به نسبت معين مخلوط كرده و آنها را در آسيابهاي مخصوص با آب مخلوط كرد و دوغاب تهيه مي‌كنند. دوغاب تهيه‌شده توسط دستگاه‌ پاشنده به صورت فواره در داخل سيلو پاشيده مي‌شود و پس از حرارت‌ديدن به صورت پودر خشك با حدود 6 تا 8 درصد رطوبت درمي‌آيد. در دستگاه پرس با قالب و  فشار استاندارد از پودر نرم قالبهاي(خشت) كاشي و سراميك تهيه مي‌شود كه به آنها بيسكويت خام مي‌گويند.
خشك‌كردن، پختن، و لعاب‌دادن كاشي و سراميك: پس از قالب‌گيري و خشك‌كردن عمل پختن كاشي در دماي بالاي 1100 درجه سانتي‌گراد به صورت زير صورت مي‌گيرد:
ابتدا بيسكويت‌هاي خام را كه در روي واگنهايي چيده شده‌اند وارد كورة تونلي كرده و از طرف ديگر كوره خارج مي‌كنند. و سپس آنها را براي لعاب‌زني به خط لعاب هدايت مي‌نمايند. پس از پاشيدن لعاب روي آنها از دستگاه‌هاي چاپ نقش براي چاپ نقش و ساختن كاشي گلدار يا نقشدار استفاده مي‌شود وآنگاه در آخرين مرحله پخت، براي پختن نهايي، مجدداً وارد كوره مي‌كنند. كاشي پخته‌شده پس ازخارج‌شدن از كوره درجه‌بندي و دركارتنهاي مخصوص براي عرضه به بازار بسته‌بندي مي‌شود. 
تاريخچه هنر كاشي‌كاري در جهان:
هنر كاشي‌كاري سابقه طولاني داد و قدمت آن به هزاره دوم قبل از ميلاد مي‌رسد كه اول با آجرهاي لعابدار براي استحكام و نماسازي بنا توأم استفاده مي‌شد. ولي رفته‌رفته در آرايش‌هاي ظاهري ساختمان و نماسازي نيز كاربرد يافت. كاشي هميشه در معماري اورپائيان بكار مي‌رفته است. حتي در اولين ساختماهاي آجريي و سنگي بناشده نيز كاشي درواقع بخش مهمي از ميراث واقعي و عيني ما را تشكيل مي دهد. تفاوت در روشهاي ساخت كاشي، تنوع روشهاي بكارگيري و شيوه‌هاي نوين و زيباي تزئين آنها همگي در كنار هم تاريخ زيبا و اسرارآميز از كاشي بدست مي‌دهد.
البته كاشي فقط منحصر به اروپا و امريكا نيست و در اين مقاله مي‌توان به كاشي‌هاي اسلامي در خاورميانه يا كاشي‌هاي هندي و چيني اشاره كرد كه نمونه‌هايي از ميراث غني و باشكوه ديگر كشورها بشمار مي‌آيند البته اين نكته وراي بحث حاضر و گسترده تر از چنين مقاله‌اي كوتاهي است.
كاشي‌هاي موجود در اروپا داراي تنوع و گوناگوني بسياري دركشورهاي اين قاره‌اند. دلايل از‌بين رفتن يا بقاي كاشي بسيارست اما تقريباً هيچ چيزي به اندازه جنگ جهاني اول و دوم مخرب‌تر نبوده‌اند. تغييرات و سليقه‌ها و روشهاي كار و زندگي كه به خود تأثيري بي‌شمار بركاشي داشته و در نهايت به جايگزين كاشي‌هاي قديمي با انواع جديد آن منجر گرديد.
افزايش استفاده از كاغذديواري در قرنهاي 18و 19 نكته‌اي درخود توجه است. مقايسه احياءكنندگان ابنيه باستاني نيز آثاري تأسف‌بار از خود بجاي گذاشته‌اند. در قرن 19 بسياري از كليساهاي كوچك وبزرگ قرون وسطي درواقع طعمه سبكهاي نوين معماري نظير« ويولت ل دوكViollet- Le- Duc درفرانسه يا سرجورج گيلبرت اسكات Sir Gorge Gillbert Scott در بريتانيا متأسفانه طي بازسازي قرن نوزدهم اكثر كاشيهاي قرون وسطي از بين رفتند. د رخلال قرن 20 دليل عمده تهاجم و نابودي احياء و بازسازي سريع شهرها بود و هلند كه بواسطه ساختمانهاي كاشي‌شده‌اش بسيار معروف بود هم‌اكنون به ندرت داراي كاشي‌هاي مربوط به قرن 17 يا حتي 18 مي‌باشد.
در كشورهايي كه شيوه صنعتي‌شدن ساختمان‌سازي و بازسازي شهري به كندي پيش رفته‌است نمونه‌هاي بسياري از كاشي‌هاي اوليه باقيمانده‌اند. قسمتهايي از ايتاليا و جنوب اسپانيا، پرتغال ميراثي از كاشي‌هاي اصيل خود را حفظ كرده‌اند ( بخصوص در عبادتگاه‌ها، كاخها، يا خانه‌هاي اشرافي) اغلب كاشي‌هاي قرن 19 در اوايل قرن 20 را مي‌توان در شمال اروپا و امريكا يافت. اين مسئله و اين رشد سطح آگاهي نسبت به ميراث گرانبهاي كاشي‌هاي اروپايي و امريكا بيشتر به خاطر علايق و گردآورندگان كاشي و نيز گروههاي حفظ تاريخ طبيعي بوده‌است.
پديده جمع‌آوري كاشي به قرن 19 بازمي‌گردد كه هم تأثيري منفي و هم مثبت داشته‌است. جداكردن كاشي از محل نصب در واقع فاصله‌اي بين محيط اصلي و كاربرد آنها قائل است. از طرفي ديگر بسياري از كاشي‌ها با اين روش از خط نابودي فاصله گرفته و هم‌اكنون در كلكسيونهاي عمومي يا خصوصي بسر مي‌برند. چنانچه ساختماني از بين برود تنها آيندگان مي‌توانند از عكسهاي آن استفاده كنند. كاشي‌هاي تزئيني كف مربوط به قرون وسطي در مكانهاي گوناگون بريتانيا مورد استفاده قرار مي‌گرفتند و در كاخ قرون وسطايي« الحمبرا Alhambra » كه متعلق به مغربي‌هاي مسلمان در جنوب اسپانياست. هنوز هم كاشي‌هاي موزائيكي آن دوران به چشم مي‌خورند. در اوايل قرن 19 بكاربردن تكنيك‌هاي نقاشي چندرنگ بر روي كاشي‌ با روكش قلع از ايتاليا به تمام اروپا توسعه يافت و دركاشي‌هاي منقوش و صفحات نقش‌دار باشكوه و مجلل قرون 16 و 17 و اوايل قرن 18 توسط سفالگران اسپانيايي، هلندي ، پرتغالي به اوج خود رسيد. دوره رنسانس يكي از مهمترين دوران مربوط به توليد كاشي در اروپا بود بطوريكه در اين دوره نماي داخلي تمام ديوارها از بالا تا پائين با كاشي‌هاي نقاشي‌شده آراسته مي‌شدند. انعكاس اين توسعه تحت تأثير صنعت كاشي‌ هلندي، حتي در فرانسه و بريتانيا، آلمان، و دانمارك نيز به چشم مي‌خورد.
مجدداً در خلال انقلاب صنعتي توليد عمده كاشي به شمال اروپا تغيير مكان يافت و تغييرات حائز اهميتي در زمينه فنآوري و توليد رخ داد. يكي از مهمترين تكنيكها چاپ طرح برروي كاشي سراميكي بود كه اولين بار در نيمه دوم قرن 18 در« ليورپول Liverpool » توسعه يافت. بريتانيا در خلا قرن 19 جهان را به سوي ماشيني‌شدن، توليد و تزئين كاشي هدايت كرد و توليد انبوه طي نيمه دوم قرن 19 منجر به ارزان‌شدن و قابل دسترس‌شدن بيشتر كاشي گرديد. كاشي به دلايل گوناگون و براي مصارف متعدد در اغلب كليساها، مكانهاي عمومي و خانه‌هاي بريتانيايي بكار مي‌رفت اين پيشرفتها تأثير بارزي بر توليد كاشي در ساير نقاط اروپا داشت و حتي در امريكا براي جوابگويي به تقاضاي دنياي جديد توليد انبوه كاشي نيز عملي گرديد. همچنين طراحان و معماران نيز در اين توسعه صنعتي تآثيرگذار بودند. براي مثال از طراحان بريتانيايي نظير« والتركرين Walter Crean » و « ويليام‌موريس William Morris » و« ويليام مورگان William De Morgan » و معماران اسپانيايي و هلندي مانند« آنتونيو گائودي Antonio Gaudi » و « هندريكو برليج Henndrico Berliage » نام برد.
در قرن حاضر تمايل مفرط نوگرايان به مواد خام، عريان و زشتي نظير شيشه و آهن باعث شد كاربرد وسايل تزئيني نظير كاشي در معماري كنار گذاشته شود. تحولات هنر معماري در بيشتر شهرها طي سالهاي 1960 ،1970 باعث نابودي تعداد زيادي از ساختمانهاي قرن 19 بالطبع مفقودشدن كاشي‌هاي نصب‌شده گرديد.
خوشبختانه با محافظت از بيشتر مكانهاي باستاني و علاقه مجدد معماران پس نوين‌گرا به كاشي‌هاي تزئيني سرعت اين روند مخرب كمتر شده‌است. امروزه علاوه بر اكثر توليدكنندگان كاشي تعداد زيادي از هنرمندان مرد و زن كارگاههاي كوچكي را راه‌اندازي كرده و به توليد كاشي‌هاي تزئيني دستي در انواع جالب ودرخور توجهي همت گماشته‌اند.
براي خدا و شاهزادگان زميني
تاريخچه كاشي‌هاي قرون وسطي را مي‌توان طبق دو سنت متفاوت به دو دوره مجزا تقسيم‌بندي كرد: يكي در شمالي‌ترين قسمت اروپا و ديگري در اسپانيا تحت سلطه مغربي‌ها، ساخت كاشي در شمال با ظهور سبك معماري گوتيك مصادف شد. شكوفائي معماري گوتيك نيز به نوبه خود از اواخر قرن 12 تا اوايل قرن 16 بود. در طول اين دوره كاشي‌ها عمدتاً براي فرش‌كردن كليساها، قلعه‌ها و قصرها بكار برده مي‌شدند. چرا كه فقط روحانيون. پادشاهان، و اشراف مي‌توانستند يك چنين كالاي تجملي‌ايي را تهيه كنند. كاشي در كليساها قسمتي از گرايش عموي براي جلوه‌دادن به اين اماكن بود در حاليكه امرا و پادشاهان اين تزئينات را براي راحتي بيشتر در منازل خود و نيز نشانه‌اي از ثروت و قدرتشان در زمين استفاده مي‌كردند. بعد از سقوط امپراطوري روم در قرون وسطي بيشتر بناها از چوب ساخته مي‌شدند. تا اينكه در قرن دهم اقتصاد اروپاي غربي مجدداً‌ احياء شد و ساختمانهاي سنگي( مخصوصاً كليساها) بنا شدند. با اينكه كف ساختمانهاي چوبي اغلب از خاك كوبيده‌شده و محكم ساخته شده‌بودند اما ساختمانهاي سنگي به چيزي با قوام‌تر احتياج داشتند. قبل از اينكه كاشي‌هاي كف بطورگسترده مورد استفاده عموم قرار گيرند مواد ديگري مانند موزائيك، سنگ‌مرمر، سنگهاي معمولي بكار برده‌مي‌شدند.
كفهاي موزائيك‌شده ميراثي از سنتهاي روميان بودند كه از مكعب‌هاي كوچك سنگ يا سنگ‌مرمر ساخته مي‌شدند. اين قطعات كوچك و رنگين مرمر طوري كنار هم چيده مي‌شدند كه سطح هندسي يا تمثيلي بوجود مي‌آوردند. چنين آثاري تا اوايل قرون وسطي و بخصوص تا زمانيكه ستنهاي تزئيني رومي زنده نگهداشته مي‌شد در ديگر قسمتهاي اروپا به چشم مي‌خوردند. كليساي سنت‌پل دوكمپ بنام كاردوسنت پو كه در بارسلونا و به سبك كليساهاي رومي قرن دهم ساخته شده‌است هنوز داراي كف فرشهاي موزائيك سياه و سفيد اصل است. نوع خاص از فنآوري بنام
« كازمتيCosmati» در خلال قرنهاي دوازده و سيزده در ايتاليا رواج يافت. در اين سبك كاشي را به اندازه‌هاي گوناگون و شكلهاي مسطح درمي‌آوردند و از آنها براي خلق استادانه كاشي‌هاي نقش‌دار دركف استفاده مي‌كردند. همچنين كاشي‌ها براي تزئين ديوارها،كليساها، آرامگاهها و تختها بكار گرفته مي‌شدند. كلمة كازامتي از خانواده« كازماز Cosmas » گرفته شده‌است امضاي اين نام برروي آثار متعددي به چشم مي‌خوردند و نمونه بارز آن« دومو Dumo » در« آناگني Anagni » به سال 1231 است. البته اين اثر بسيار قابل توجه به تنها به تزئينات سطحي محدود شده‌است. سنگفرش باشكوهي به روش گازمتي جهت تزئين محوطه جلوي محراب اصلي كليساي« وست‌مينسترWest Minster » از سال 1259 تا 1268 زير نظر هنري سوم، ساخته شد و هنوز نيز باقي است. اين سنگفرش حدود هفت مترمربع وسعت دارد و شامل طرح‌هاي پيچيده هندسي به صورت اشكال مستطيل و دايره اي است. كاشي‌هاي سنگي گونه ديگري از تزئينات مخصوص كف بشمار مي‌آمدند. در« پادوكالاي Pas-De-Clalais » در شمال فرانسه گونه‌اي از سنگ آهك پيدا شده‌بود كه پس از صيقل كاملاً ظاهر هر سنگ مرمر سفيد را به خود مي‌گرفت. كاشي‌هاي مربعي شكل از اين سنگ بريده شده و با طرح‌هاي نقش‌كوب تزئين مي‌شدند. ابتدا سنگ را صيقل مي‌دادند و سپس طرح‌ها روي آن يا كنده‌كاري و يا ساخته مي‌شدند پس از آن فرورفتگي‌ها با نوعي بتونه قهوه‌اي رنگ، قرمز، خاكستري يا مشكي پر مي‌شد. اما اين طريقه بتونه‌كاري دوام چنداني نداشت. اين روش بيشتر مناسب پركردن فرورفتگي‌هاي روي سنگ قبرها بود. نمونه‌هاي بسيار خوبي از اين نوع سنگهاي متعلق به قرن 13 كه طرح‌هاي تمثيلي و هندسي بسيار زيبا را نمايش مي‌دهند در كليساي جامع« نوتردام Cothedral de NoterDome » « سنت‌امر Saint- Omer » و مخصوصاً در كليساهاي كوچك جانبي و كم‌تردد هنوز به چشم مي‌خورند گاهي اوقات اين سنگ‌فرشهاي نقش‌دار به عنوان نسل پيشين كاشيهاي سراميكي نقش‌دار قرون وسطي محسوب مي‌شدند. قديمي‌ترين كاشي‌هاي كف سراميكي، باقيمانده از قرون وسطي طي حفاريهايي در يورك انگلستان« پيتربارو Peter Borough » « سنت آلبانزSt Albans» و« وينچستر Winchester » كشف شده‌اند. اين كاشي‌ها در دوران ساكسون (اواخر قرن دهم و اوايل قرن 11) تزئينات هندسي برجسته‌اي دارند كه به صورت خطوط برآمده با پوششي از لعاب سربي هستند. بيشتر اين كاشي‌ها مفروش به تكه‌هاي نوك‌تيز برآمده‌اي بودند كه چسبيدن ملات را به كاشي‌ها تسهيل مي‌كردند. در پشت تعدادي از آنها رگه‌هايي ديده مي‌شود كه احتمالاً بيانگر كاربرد خاص آنها روي ديواره پله‌ها يا ديوارهاست.
شكوه ترسيم‌شده
از جمله حركتهاي بزرگ هنري در ايتاليا طي قرن 15 ميلادي مي‌توان به توليد كاشي كف از نوع سفالينه بدون لعاب اشاره كرد كه با دست نقاشي شده‌بودند گرچه خاستگاه اصلي كاشي‌هاي لعابدار را مربوط به اسپانيا مي‌دانند اما ايتاليا اولين مركز مهم اروپايي در خصوص كاشي‌هاي نقاشي‌شده محسوب مي‌گردد. در آغاز قرن 17 سفالگران مهاجر از شمال ايتاليا تكنيك ساخت سفالينه‌هاي بدون لعاب را براي اولين بار در اسپانيا، فرانسه، و فلاندزر باب كردند. از همين محلها بود كه اين تكنيك‌ جديد به هلند و پرتغال ريشه دواند. طي قرن 17 در كشور مذكور سرآمد صنعت كاشي‌سازي در اورپا شدند. سپس هلندي‌ها گوي رقابت را ربودند و با توليد كاشي‌هاي پرتلألو و باشكوه بازار فروش اين محصول را در سراسر اروپا از آن خود كردند. البته مراكز توليدي كوچكتري نيز طي قرن هجدهم بريتانيا، آلمان، دانمارك فعاليت داشتند كه البته ايده‌آل‌هاي خودر ا از سفالگران هلندي به عاريت گرفته‌بودند. نقاشي رنگي روي لعاب سفيد بالطبع باعث خلق تصويري مي‌گردد كه به چشم خوشايند مي‌آيد. به همين دليل اگر محوطه‌هاي مفروش به كاشي در قصرها، كليساها، و خانه‌هاي اغنيا طي آن دوره با تلألوي رنگي خاصي جلوه مي‌نمودند درواقع كاشي‌ در آن زمان نمادي از قدرت و شكوه و در نتيجه زينت بخش بيشتر اماكن مهم در اروپا بود. شايان ذكر است كه نقاشي روي لعاب سفيد خود بيانگر روحيه خلاق هنرمندان متعلق به دوره رنسانس بشمار مي‌آمد. تمام اطلاعات ما از صنعت سفالگري و لعابكاري قرن 15 و اوايل قرن 16 متعلق به ايتاليا در رساله‌اي به قلم يك سفالگر ايتاليايي به نام« پيكو لپاسو Pico Lpasso » تحت عنوان سه كتاب در خصوص هنر سفالگران به سال 1557 جمع‌آوري شده‌است در اين رساله مسائل مربوط به آماده‌سازي خاك رس، روشهاي شكل‌دادن گلدانها، ابزارها و كوره‌هاي مخصوص پخت سفال، روشهاي تركيب لعاب و رنگدانه‌هاي سراميك مورد بررسي قرار گرفته‌اند البته بايد گفت كه صنعت سفالگري و لعابكاري در ايتاليا ريشه در قرن 12 دارد. طي قرن 13 سفالينه‌هايي به رنگهاي سبز صورتي و قهوه‌اي توليد شدند. اولين نمونه‌هاي سفالينه‌هاي« لعاب قلعي Maiolica » معروف به سفالينه‌هاي اوروتيوپي نيز شهرت داشتند. طي نيمه اول قرن 15 و تحت تأثير صنعت سفالگري والنسيايي سفالگران ايتاليايي از رنگ آبي برروي زمينه سفيد استفاده كردند. گاهي اوقات نيز سايه رنگ ارغواني به آنها اضافه مي‌شد. رنگهاي نارنجي، آبي، سبز، و زرد در اواخر قرن 15 به ديگر رنگها اضافه شد و درنتيجه طرح‌هاي كاملاً رنگارنگ. و  بديع بوجود آمد. تكنيك عاريه‌اي ديگري كه اصلاً اسپانيايي بود در اواخر قرن مورد استفاده قرار گرفت اين فنآوري جديد به« لعاب شفاف و صدفي Luster » شهرت داشت شاهكارهاي هنري كاشي‌كاري اسپانيا را بايد در قصرها و كليساهاي متعددي در« سويلSevill » يافت. قصر پيتر ملقب به ظالم در آلكازار كاخ چارلز پنجم كليساي سانتا آنا در تريانا، عبادتگاه كاسا در پيلاتو و بسياري اماكن ديگر نمونه‌هاي بارز شاهكاريهاي كاشي‌كاري هنرمندان اسپانيايي و بخصوص طراح و كاشي‌كار معروف اسپانياي « فرانسيسكو نيكولوز» هستند...

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه