آشنایی با امامزادگان زيد و يحيی (عليهمااسلام)

آشنایی با امامزادگان زيد و يحيی (عليهمااسلام)
آشنایی با امامزادگان زيد و يحيی (عليهمااسلام)
90,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 80 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

فهرست مطالب:
مقدمه    1
هنرومعماري دوران قاجار    10
موقعيت مكاني امامزاده زيد    17   
سلسله نسبت امامزاده زيد    25
بقعه امامزاده زيد وهنرهاي تزئيني آن    28
نوع بهره برداري از بقعه امامزاده زيد    40
شرح حال آصف الدوله (باني حرم وگنبد امامزاده زيد)    41
موقعيت مكاني امامزاده يحيي    55
سلسله نسب امامزاده يحيي    56
نوع بهره برداري از بقعه امامزاده يحيي    67
طرح حفاظتي امامزاده زيد    68
ضوابط طرح حريم حفاظتي منطقه بازار تهران    69
پيشنهادات حفاظتي و مرمتي    73
تصاوير    76
فهرست منابع    114

 

مقدمه
ظهور اسلام در آغاز قرن هفتم ميلادي بنياد بسياري از كشورهاي كهن ومتمدن در آن زمان را دگرگون ساخت و قدرت ونفوذ آن در تركستان غربي وپنجاب از يك طرف واسپانيا از طرف ديگر گسترش يافت. به اين ترتيب با پيدايش تغييرات اساسي در سرزمينهاي مذكور،هنر وتمدن كهن آسيا، شمال آفريقا وحتي بخشي از اروپا دگرگون شد وشالوده هنرهاي اسلامي كه تركيبي از هنر حكومتهاي مغلوب (مانند ساسانيان وحكومت بيزانس) با فرهنگ اسلامي بود،شكل گرفت .
بدين وسيله از خليج بنگال تا كرانه اقيانوس اطلس هنري با كيفيتي خاص به دست ملتها واقوام تحت سلطه اسلام پديدار شد كه ديدي خاص داشت وآن اعتقاد به اصول ومباني وتعاليم اسلام مانند توحيد ومبارزه با شرك بود. بنابراين هنرمندان از سنتهاي گذشته قسمتهايي را پسنديده و مورد استفاده مجدد قرارداده اند كه حتي الامكان وابسته به ديانت بوده و شيوه هاي هنري آن مغايرو متناقض با بيش و اعتقاد جديدآنان نباشد. در اين ميان خصيصه ها و ويژگيهاي هنري ايران زمين مي توانست بيشتر از ديگر هنرها جوابگوي اين نياز باشد و با آن هماهنگي معنوي بيابد.
تشكيل هنر اسلامي تقريبا، با روي كار آمدن سلسله اموي در سال 41 هجري مصادف بود و اين امر با انتقال مركز خلافت از مدينه به دمشق بي ارتباط نبوده تغيير مركز حكومت، مسلمانان را مستقيما با هنر بيگانه يعني هنر ايران و رودم آشنا كرد و از همين زمان بود كه هنر دوره بني اميه، كه التقاطي از هنر سرزمينهاي همجوار بود، راه تازه اي در پيش گرفت .
هنر اموي بر اثر رويارويي دين و دولت جديد مسلمانان با سنتهاي خاور نزديك پديد آمده در واقع تمدن امويان در عين حال كه تازه بود، سنتي وكهن نيز بود تازه از اين نظر كه در پي قالب هاي فكري،ديواني وفرهنگي متناسب با مردم، انديشه هاي جديد ونگرش هاي نوبود: وسنتي از اين حيث كه در جهان مفتوحه خود به دنبال اين قالبها مي گشت. امويان با گزينش الگوهاي خود،نه تنها آنها را به روشي خلاق در هم آميختند بلكه بتدريج آنها را بهبود هم بخشيدند شالوده اي محكم براي تحولات آينده جهان اسلام پديد آوردند. امويان با تختگاهشان دردمشق و لشكركشيهاي متعدد عليه بيزانس، بهتر از هر حكومت ديگر با گذشته مسيحي خاور نزديك آشنا بودند ونيز مي دانستند كه حكمرانان امپراتوري وسيعي هستند ؛ و بخش شرقي امپراتوري آنها يعني ايران و آسياي مركزي، بيشترين غنائم را دراختيار آنها قراردادند وديدگاهي از روشنترين نمودها وتاثيرات هنري جهاني جديد ودلفريب را پيش روي آنها گشودند .
در دوره امويان در زمينه احداث بناهاي مذهبي و غيرمذهبي فعاليت قابل توجهي صورت گرفت؛ ازجمله ميتوان به بناهاي قبه الصخره، مسجد جامع دمشق، قصرالعمره و كاخ المشتي اشاره كرد كه از شاهكارهاي معماري اوايل اسلام به حساب مي آيند.
منع صورت پردازي و تصوير سازي در آغاز ظهور اسلام موجب ركورد هنر نقاشي در كشورهاي تحت تسلط حكومت اسلامي شد. و از اين رو تزئينات ونقوش به شكلهاي خطي، هندسي وانتزاعي بدل شد. از سوي ديگر اقوام عرب خودعموما بيابانگرد و چادرنشين بودند و لذا سابقه وسبكي در معماري و ديگر هنرهاي اصلي نداشتند وهنرشان منحصر بود به نساجي و حصيربافي وساخت بت هاي مختلفي در هيات جانوران.اما بعدها بود كه ضرورت ساخت مكان عبادت مسلمين و برپايي مساجد باعث شكل گيري هنر معماري اسلامي شد كه تجلي آن را در طيف مختلفي از مساجد دوره هاي اسلامي شاهد هستيم.
بناهاي اسلامي پيوند نزديكي با نحوه عبادات روزانه مسلمانان دارد. رواج نماز جماعت نياز به مكان بزرگي براي اجتماع مسلمين داشت. اين مكانها در آغاز خانه هاي ساده اي بودند كه با شاخ وبرگ نخل پوشيده شده بود.اما با پيشرفت وفتوحات مسلمين در سده هاي نخستين ضرورت ساخت بناهاي عظيمي كه گوياي عظمت آيين جديد مسلمين باشد. ضرورت يافت .
آندره گدار هنر معماري دوره را اين چنين توصيف مي كند: «معماري اسلام در حالي شروع به كار كرد كه فاقد هر گونه علم واطلاع وسابقه باستاني درهنر معماري بود به عبارت بهتر، كاررا با دست خالي شروع كرد. اسلام هنگامي كه اداره امور امپراتوري وسيع خود را به دست گرفت مي بايست خواهي نخواهي به تمام نيازمنديها پاسخ مي داد. ساخت بنا هم يكي از آنها بود. بنابراين هر چه از عوامل ومصالح معماري در اطراف خود يافت به كار گرفت ، بدون آنكه نظري نسبت به انتخاب آنها داشته باشد و بدون آنكه اقتضاي انتخاب كردن وجود داشته باشد يا بخواهد انتخاب كند. در مرحله اول تمام اقسام طاق را همچون طاق سوري،رومي، بيزانسي و ايراني را مورد استفاده قرار دارد وستونها وجزرها،آجر وسنگ مرمر، موزائيك،نقاشي ،حجاري وتمام طرق ساختمان وتزئين را كه در كشورهاي مفتوحه معمول بود، به كار برد. در آغاز كارفقط فرمان مي داد و سفارش مي كردولي در چگونگي كار مداخله نمي كرد. اما كمي بعد در راه تربيت وتكامل كارپيشرفت كرد وطولي نكشيد كه در آنچه از ديگران تقليد كرده بود تجديد نظر كرد و آنهايي را كه با ماهيت ومقتضاي او سازگاري نداشت وغريب مي نمود و يا با سليقه اش منطق نبود، حذف كرد و درواقع از كسوت سازنده به كسوت معمار ارتفاع يافت .
به طور كلي بناهاي دوره اسلامي را ميتوان به دو گروه عمده تقسيم كرد:
1-بناهاي مذهبي. شامل مساجد، آرامگاهها، مدارس، حسينيه ها،تكايا ومصلي ها
2-بناهاي غيرمذهبي شامل پلها، كاخها، كاروانسراها ، حمامها، بازارها ، قلعه و آب انبارها
هنر اسلامي بيشتر به ابنيه اي مانند مساجد، عبادتگاهها،زيارتگاه ها و امامزاده ها مي پرداخت. مركز هر آبادي وجمعيتي مسجد بود كه در اطراف آن مراكز و اماكن ضروري، تعليماتي ،عام المنفعه ،تشريفاتي وسپس بازار و خانه ها قرار مي گرفتند.
د رمعماري مذهبي ومساجد از آنجاييكه تزيينات تصويري كه جنبه اي از بت پرستي به شمار مي آمد، باعث توجه شديد به تزئينات انتزاعي شد. به زودي اين خود ارزش خاصي پيدا كرد و آن اينكه تعمق بيشتري را فراهم آورد، كه به همين دليل قابهاي تزئيني كه كمي از سطح زمين بالاتر بودند اهميت بسياري يافتند و بنابراين در ارتفاع مناسبي واقع شدند كه در ديد مردمي كه روي زمين مي نشستند قرا رگيرد. چه اين تزئينات از لحاظ معماري زيبا باشد و چه از لحاظ عملي هدف آنها يكي است و عبارت است از حل كردن موضوع براي توده هاي حجيم و جايگزين كردن آن تصاوير واقعي با واقعيتي كه كمتر ملموس است وشكل آنها حتي موقع اجرا هم تغيير مي كند. اين كار بوسيله تكرار واحدهاي مختلف به طور غير معين صورت مي گيرد، ستون ها- طاقگان ها، سلولهاي كندويي سقف (مقرنس) و به خصوص اشكال گوناگون تزئينات كاربردي: گل وگياهي ،مهندسي وكتيبه اي . اينكه استاد كاري كه اين تزئينات را پديد آورده از هم در آميختن رنگها، مواد، بافتها و دور نمايه هاي طرحها واقعا لذت مي برد.چندان مورد بحث نيست، لكن تزئينات اسلامي مفهومي بيش از اين دارند. هر كدام از سه گروهي كه ذكر شدند: گل وگياهي، هندسه اي وكتيبه اي ابعاد عميق تري دارند .
تنوعهاي بي پاياني كه استادكاران اسلامي توانستند در نگاره هاي گل وگياهي به كار گيرند وكلمه آرابسك را وارد زبانهاي اروپايي كردند، خودگوياي غناي خلقت خداوند است و اغلب هم به عنوان اشاره اي نمادين به بهشت وخداوند تعبير مي شوند. تزئينات هندسي سطوح و نقوشي را درلايه هاي مختلف به نمايش ميگذارند كه وراي قابي كه آنها را محصور كرده ، ادامه مي يابند واين در هر دو صورت اشاره اي آشكار به بي كرانگي است. بالاخره تزئينات كتيبه اي كه در مساجد وامامزاده ها يافت مي شوند صريحا وآشكارا توجهي به مضامين مذهبي دارند كه اينها شامل آياتي از قرآن و احاديث مختلف مي باشند .
در سال 133 هجري قمري با آ‎غاز حكومت عباسيان در عراق پايتخت سابق ساسانيان، يك شيوه كاملا ايراني بوجود آمد وهنرهاي مختلف اين عصر با الهام از عناصر دوره ساساني شكل تازه اي به خود گرفت.
ايجاد شهر دايره اي شكل بغداد و مسجد سامره را ميتوان الهام گرفته ازمعماري شهرهاترا ومعماري ساساني دانست. در همين زمان سلسله هاي مستقل و ملي مانند طاهريان، صفاريان وسامانيان درايران تاسيس گرديد كه در آفرينش هنرهاي سنتهاي هنري گذشته ايران را تجديد كردند، در اين دوران هنرهاي تزئيني درخشش تازه اي يافت؛ به نحوي كه در دوره هاي بعد هنرمندان در سال 133 هجري قمري با اغاز حكومت عباسيان در عراق ، پايتخت سابق ساسانيان، يك شيوه كاملا ايراني بوجود آمد وهنرهاي مختلف اين عصر با الهام از عناصر دوره ساساني شكل تازه اي به خود گرفت.
ايجاد شهر دايره اي شكل بغداد و مسجد سامره را ميتوان الهام گرفته از معماري شهرها تر او معماري ساساني دانست. در همين زمان سلسله هاي مستقل و ملي مانند طاهريان، صفاريان و سامانيان در ايران تاسيس گرديد كه در آفرينش هنرهاي سنتهاي  ، هنري گذشته ايران را تجديد كردند.در اين دوران هنرهاي تزئيني درخشش تازه اي يافت، به نحوي كه در دوره هاي بعد هنرمندان از آنها الهام گرفتند .
در نيمه اول قرن پنجم هجري در ايران حكومت سلجوقيان تاسيس شد كه حدود 150 سال دوام يافت.اين دوره معماري و هنرهاي وابسته به آن مانند آجركاري وگچبري نيز با  الهام از معماري عصر پيش از اسلام به شكوفايي رسيد. در اين دوره حتي اشيا نسبتا بي ارزش هم كه براي عامه مردم توليد مي شد از كيفيت بالايي برخودار بود .
در اوايل قرن هفتم هجري، هجوم مغولان ، بسيراي از كشورهاي اسلامي از جمله ايران را به ويراني كشيد، ولي ديري نگذشت هك مغولان فرهنگ و سنن ملل مغلوب را پذيرفتند وحتي حامي هنر وهنرمندان اسلامي شدند
با تاسيس سلسله ايلخانيان در ايران بزودي مراكز حكومت آنان مانند تبريزي، بغداد ،سلطانيه واصفهان محل اجتماع هنرمندان شد و بناهاي مذهبي و غير مذهبي متعددي در قسمتهاي مختلف ايران با تزئينات بسيار برجسته گچبري و آجركاري بناشد. در اواسط قرن هشتم هجري، حمله تيمور بار ديگر شهرها و مراكز اسلامي را به ويراني كشيد، ولي دوباره شهرها آباد شد و سمرقند وبخارا پايتخت تيموريان گرديد و بابناهاي متعدد مذهبي وغيرمذهبي آراسته شد. در تزئينات اين بناها از كاشيكاري معرق، كه بهترين نمونه كاشيكاري مي باشد، استفاده شده است. در اوايل قرن دهم هجري صفويان در ايران به حكومت رسيدند و به ترتيب شهرهاي تبريز، قزوين واصفهان را به پايتختي برگزيدند.در اين زمان هنرهاي مختلف بويژه معماري شكوه و زيبايي خاص يافت و بناهاي مختلف اين دوره با تزئينات متنوع كاشيكاري- كه بتدريج جايگزين آجركاري و گچكاري دوره هاي قبل گرديده بود-آراسته شد. از قرن چهاردهم هجري به بعد، معماري وتزئينات به شيوه دوره هاي قبل ادامه نيافت و تزئينات جديد جايگزين معماري سنتي گرديد .
از آنجائيكه دو بناي مورد بحث ومطالعه مجموعه تحقيقي حاضر، يعني امامزاده هاي زيد و يحيي متعلق به دوران قاجار مي باشند، قبل از بررسي دو امامزاده مذكور به شرح ويژگيهاي هنر و معماري دوران قاجار پرداخته مي شود.
هنرومعماي دوران قاجار:
دراواخر سده دوازدهم هـ ق خاندان قاجار جايگزين خاندان زندشد وتهران را پايتخت خود قرارداد.
آقا محمد خان قاجار در سال 1210 هـ.ق در قصري كه در تهران در كاخ گلستان ساخته بود رسما تاجگذاري كرد، بناي عمارت تخت مرمر و احداث معبر وپلي به نام دروازه دولت در ارگ در محل فعلي ابتداي شمالي خيابان باب همايون كه راه ورود به داخل ارگ از آن جانب گرديد، به فرمان آقا محمدخان صورت گرفت .اما با آنكه آقامحمد خان تهران را به مقام پايتخت ارتقا داد، يا چنانكه بايد وشايد سليقه نداشت ويا اينكه عمر زمامداري او به حد كافي طولاني نبود كه به آنجا همان مزايا را اعطا كند كه اسلاف او پيوسته در مورد آسايش وبهبود پايتخت ومقر حكومت خويش كرده بودند .
اوليويه كه در سال 1797 م يعني سال قتل آقامحمدخان در تهران بوده مي نويسد:
در محيط شهر دو ميل و داراي پانزده هزار جمعيت بود، كه سه هزار نفر آنها افراد درباري و سپاهي خاصه پادشاهي بودند، ولي در دوره فتحعلي شاه كه افكار و خيالات عالي تري در كار پادشاهي داشت، حدود شهر وسعت يافت و آراستگي آن بالا گرفت .
در واقع معماري قاجار از زمان فتحعلي شاه، دومين پادشاه قاجاريه، شكل مي گيرد.
در دوران سلطنت فتحعلي شاه (1265-1212هـ.ق) بناهاي متعدد و جديدي در تهران بنا گرديد. سقاخانه نوروزخان، عمارت و باغ نگارستان، قصر قاجار وباغ شاه، قصر و باغ لاله زار،كاخ نياوران، برج نوشين يا برج نوش، مسجد شاه ، مدرسه و مسجد خان مروري (كه به مدرسه فخريه معروف است)،تجديد بقاع امامزاده زيد وچهل تن و بقعه پيرعطا، بازارچه وتكيه منوچهر خان، كاروانسراي بين چارسوق كوچك تا سيد اسماعيل وگذر بابانورزو علي وهمچنين توسعه و تزئين عمارت تخت مرمر واحداث تخت مرمرين در وسط ايوان مذكور وساخت بناهاي ديگر در داخل اگر سلطنتي از جمله بناهايي مي باشند كه فتحعلي شاه قاجار آنها را در تهران بنا نمود .
ژاك موريه كه در سال 1232 هـ.ق به تهران سفر كرده بود، درباره تهران عصر فتحعلي شاه چنين نوشته است:
«تهران پايتخت ايران بارويي به طول چهارده ونيم ميل به دور خود داردو داراي شش دروازه است، كه به دستور فتحعلي شاه آنها را به طرز زيباييي كاشي كاري كرده اند. شهر تهران به بزرگي شيراز است،ليكن عمارات آن به مراتب كمتر است. ساختمانهاي تهران چنان خوب نيست وغالبا با خشت خام ساخته شده و با شباهت چنداني به بناهاي عالي ندارد. تنها بنايي كه در خور ذكر است بناي مسجد شاه مي باشد، كه به دستور فتحعلي شاه ايجاد گرديده وغير از اين مسجد بزرگ، در تهران شش مسجد كوچكتر نيز وجود دارد، علاوه بر اين تهران صدو پنجاه گرمابه  و صدوپنجاه كاروانسرا و دوميدان بزرگ دارد كه يكي از آنها در شهر وديگري در ارگ مي باشد، و دو عمارت ييلاقي سلطنتي نيز در تهران وجود دارد كه به نام قصر قاجار ونگارستان خوانده مي شود و قصر ييلاقي اخير را به تازگي بنا نموده اند .
دردوره فتحعلي شاه مساجد زيادي در شهرها مختلف ساخته مي شوند كه همگي داراي نقشه چهارايواني است كه ايوان ضلع جنوي (يا رو به قبله آن )بزرگتر است در آغاز معماري قاجاريه ادامه دهنده معماري صفويه است وصرفا به تقليد از تزئينات وسبك معماري پيشين بسنده كردند، اما به تدريج تغييراتي در آن داده شد. شهرت معماري قاجاريه بيش از همه به دروازه ها و سردرهاي ورودي عظيمي مربوط مي شودكه مزين به كاشيكاري و گچبري است و معمولا اين سردرها ورودي عظيمي مربوط مي شود كه مزين به كاشيكاري وگچبري است ومعمولا اين سردرها متشكل از يك هلال نيم دايره مركزي است با دو ستون توكار جانبي، يا مناره هاي متصل به بدنه كه غالبا با كاشيهايي كه به حدافراط منقوش شده اند، پوشيده مي شوند. در مجموع رنگها وطرحهاي كاشيهاي قاجاريه پست تر از دوره هاي پيشين هستند وگذشته از اين به شدت تحت تاثير سبكهاي فرنگي قرار دارند. معروفترين بناهاي قاجاريه به جز مسجد سپهسالار در تهران باقي بناها عبارت بودند از انواع كاخهاي شاهي كه محل اقامت شاه در شهر، ييلاق، شكارگاه و باغ بودند ونيز بناهاي نظامي همچون سرباز خانه ها، كه متاثر از معماري فرنگي است و بناهاي سنتي غيرمذهبي شهري همچون بازارها، آب انبارها، حمامها وبادگيرها كه همچنان سنتهاي معماري پيشين را حفظ كردند از ميان اين آثار معروفتر از همه كاخ گلستان، مسجد شاه ،مسجد شاه سمنان، مقبره حضرت عبدالعظيم ،عمارات بادگير (در باغ گلستان )است .
آغاز رونق نقاشي در عصر قاجاريه به دوره پادشاهي فتحعلي شاه مربوط مي شود كه طي آن مكتب خاص نقاشي اين دوران شكل گرفت. سه نقاش بزرگي كه در خدمت شاه بودند عبارت بودند از ميرزا بابا، مهرعلي و عبدالله خان.آثار اينان بيشتر به تصويرسازي از چهره وتمثال تمام قدشاه ويا مراسم وتشريفات كه دربار خلاصه ميشد. نسل بعدي نقاشان اين دوره عبارت بودند از سيا ميرزا، احمد ونجف علي ميرزا، همچنني آثار مينياتور ومصور سازي كتابها نيز در اين دوره مجددا رونق مي گيرند.
به علاوه نقاشي هاي زيادي به صورت زير حاكي بر روي قلمدان، جلد كتاب و اشيا تزيني پديد آمد .
دردوران سلطنت محمدشاه(1262-1250هـ.ق) توسعه تهران ادامه داشت و حاج ميرزا آقاسي صدراعظم وقت علاقه زيادي براي عمران و آبادي تهران از خود نشان مي داد. در دوره محمد شاه بناها ومحله هايي چند در تهران ساخته شد كه از جمله آنها مي توان به محله محمديه يا پاي قاپوق معروف به ميدان اعدام ومحله عباس آباد در جنوب غربي دارالخلافه تهران اشاره كرد. دروازه محمديه يا دروازه نوا دروازه غار قديم)نيز همراه با همين محله ها به وجود آمد بر كاشي هاي بالاي سردر دروازه محمديه، كه امروز در موزه ايران باستان نگهداري مي شود، نقش رستم وديوكشيده شده است.اين نقش بسيار ماهرانه ساخته شده و پايين حاشيه آن، نام سازنده نقش آمده است:
«عمل استاد محمد قلي كاشي پزشيرازي، سنه 1263»
كوچه ميرزا زينل ايرواني نيز كه در بازار ، پايين چهار سوق كوچك وبالاتر از عباس آباد،قرارداد شاهد ديگري است بر احداث محله مزبور در زمان فتحعلي شاه ومحمد شاه قاجار .
در دوران سلطنت طولاني ناصرالدين شاه (1313-1262هـ.ق) تهران وسعت زيادي پيدا كرد.
هنگامي كه ميرزا تقي خان اميركبير به مقام صدراعظمي ناصرالدين شاه رسيد براي اصلاح كشور دست به يك سلسله اقدامات مفيد زد از جمله براي زيبايي تهران و رفاه اهالي آن وترقي دادن پايتخت شروع به اقداماتي كرد. با تاسيس دارالفنون در دهه 1280 هـ.ق پرورش و تعليم افراد جوان ومستعد با جديت دنبال شد. يكي ديگر از آثار اميركبير مسجد شيخ عبدالحسين يا مسجد تركها، واقع در بازار است. در بيست سال اول سلطنت ناصرالدين شاه فعاليتهاي ساختماني چندي در تهران صورت گرفت كه فهرست آنها به اجمال چنين است: تجديد وتعمير و مرمت با روي ارگ تهران، احداث بازار امير، بازاركفاشان (بين سبز ميدان وامامزاده زيد)، توسعه باغ گلستان، احداث سبز ميدان و بناي پاسيون در خارج باروي شهر و طرح باغ گلشن د رمحلي كه امروز ميدان ارگ است. در اين دوران در هر طرف شهر سه دروازه كه با كاشيهاي زيبا مزين شده بود بنا گرديد، دروازه مذكور عبارتند از: دروازه هاي شميران، دولت،يوسف آباد، دوشان تپه ، دولاب، باغ شاه، قزوين، گمرك، حضرت عبدالعظيم،غار وخاني آباد.
در دوران قاجار علي رغم اينكه اكثر بناهاي مذهبي و مدارس ومنازل واماكن عمومي با الهام از شيوه هاي معماري غربي و با معماري معمولي تر وعناصر تزئين ونماسازي غيرايراني ساخته مي شد اما امروزه غالب اين آثار جزء ميراث هاي فرهنگي كشور محسوب شده و از جذابيت و زيبايي خاص خود برخوردار هستند.
در ساختمانهاي غيرمذهبي دوران قاجار تزئينات مختلف كاشي خصوصا نقاشي هاي هفت رنگي و مينايي با نقوش مينياتور ونقوش انساني وحيواني وگياهي و اغلب با طرحهاي تزئيني غربي و رومي ويوناني اجرا مي شد. در نقاشي هاي ديواري و رنگ آميز كاشي ها از رنگهاي جديد و تند مانند قرمز به وفور استفاده شد.
در ابنيه مذهبي دوران قاجار به تزئينات وكاشيكاري توجه زيادي شدو چندين گنبد طلايي نيز در شهرهاي مختلف بر روي مساجد ومدارس بنا شده است .
موقعيت مكاني امامزاده زيد:
امامزاده زيد در محله قديمي بازار تهران واقع شده است. بازار زيد در شمال، بازار بزازها در جنوب، بازار مسجد زيد در شرق و بازار كفاشها در مغرب آن قرار دارد.(نقشه شماره1)
تهراني از زماني كه داراي برج بارو شد يعني از زمان سلطنت شاه طهماسب داراي چهار محله اصلي به نامهاي عودلاجان،سنگلج، بازار وچال ميدان بوده است كه هر يك از اين محله ها نيز با گذشت زمان،داراي محله هايي كوچكتر شده اند.
محله بازار، كه امامزاده زيد در آن واقع شده است،در جنوب تهران قديم قرار داشت و از شمال به ارگ سلطنتي تهران، از مشرق به محله چال ميدان، از شمال شرقي به محله عودلاجان، از مغرب به محله سنگلج و از جنوب به حصار شهر محدود مي گرديد .
به عبارت ديگر محله مذكور در سه راه مسجد شاه ،انتهاي خيابان ناصريه(ناصرخسرو) وامتداد خيابان جبه خانه يعني خيابان بوذر جمهوري تا انتهاي بازار بزرگ-بازار بزازها-و بازار چهل تن،قرار داشت.
در واقع محله بازار در مركز هسته اصلي تهران باستان قرار داشته ومحله عودلاجان از سوي شرق، سنگلج از سوي غرب وگوشه اي از محله چال ميدان در شمال سيداسماعيل به آن راه داشته اند. بعدها قسمتهايي از شمال وجنوب بازار توسعه يافت وهسته اصلي تهران قديم را تشكيل داده است .
بازار تهران به خاطر نقش اقتصادي خود از اهميت فراوان برخوردار بوده و از محله هاي آباد شهر محسوب مي شده است. كاروانهاي تجاري كه به تهران مي آمدند،يكسره راه اين محله را در پيش مي گرفتند وكالاهاي خود را در كاروانسراهاي آن تخليه مي كردند تا از آنجا روانه انبارها وحجره ها ودكانها شود.
در دوره ناصرالدين شاه به سبب برقراري ارتباط تجاري با كشورهاي اروپايي نقش بازار حساس شده ولاجرم متناسب با نياز، اين محله توسعه يافته وكاروانسراها،انبارها ،راسته ها،تيمها ،تيمچه ها،خانها، دالانها و دكانهاي گوناگوني در آن احداث گرديده است. براساس نقشه كرشيش تركيب محله بازار در سال 1275 هـ.ق دوره ناصري به شرح زير بوده است :
-مطابق نقشه كرشيش محله بازار از دو محله خلجها و محله پاي چنار تشكيل مي شده است.
-    در نقشه كرشيش از كوچه ها و گذرهاي متعدد اين محله نام چهارگذر وپنج كوچه به نامهاي گذر زنبوركخانه، گذر لوطي صالح، گذر حمام چال، گذرعباس آباد،كوچه ارامنه، كوچه غريبان، كوچه اسماعيل خان،كوچه ملك آباد وكوچه هادي خان، مشخص شده است.
-    در نقشه كرشيش از مجموع كاروانسراهاي بازار فقط 26 كاروانسرا از جنوب به شمال به نامهاي كاروانسراي عالم شكن، كاروانسراي گلشن، كاروانسراي گردن كج و… ذكر شده است .
-    در نقشه كرشيش دو تيمچه زرگرما و حاجي آباد در محله بازار مشخص شده است.
-    در نقشه كرشيش از مجموع مساجد متعدد بازار فقط چهار مسجد ذكر شده است. اين مساجد عبارتنداز: مسجد شاه، مسجد جامع،مسجد سيدعزيزالله، مسجدشيخ عبدالحسين.
-    از مدارس علميه بازار نيز فقط چهارمدرسه مشخص شده است. مدارس مذكور عبارتند از :مدرسه دارالشفاء، مدرسه صدر، مدرسه محسنيه ومدرسه شيخ عبدالحسين.
-    در نقشه كرشيش از تكاياي بازار نام يازده تكيه ذكر شده است. اين تكايا عبارتند از:
تكيه ملك آباد،تكيه زنبور كخانه، تكيه خشتي، تكيه خدا آفرين، تكيه هفت تن،تكيه خلج ها،تكيه چهل تن، تكيه منوچهر خان، تكيه قاطرچيها، تكيه سهراب خان وتكيه نوروز خان.
-در اين نقشه از زيارتگاههاي بازار تهران دوامامزاده به نامهاي امامزاده زيد و امامزاده سيد ولي ذكر شده است .
-ازبيش از 1500 باب خانه محله بازار در نقشه كرشيش چهارده خانه مشخص شده است. خانه هاي مذكور عبارتند از :عمارت وزير مختار انگليس، خانه حاجي عبدالكريم، خانه نصيرالملك، خانه ملك الكتاب، خانه ميرزا رضاي كدخدا، خانه حاجي داعي، عمارت اعتضاد السطنه علي قلي ميرزا، خانه حسام السطنه،خانه امين الملك فرخ خان، خانه جناب شيخ رضا، خانه شيخ عبدالحسين، خانه ملاحسين منجم باشي، خانه امام جمعه، عمارت فرهاد ميرزا نايب الاياله.
-درمحله بازار فقط باغ وزير مختار انگليس در جنوب بازار ذكر شده است.
-از بناهاي دولتي جبه خانه مباركه در شرق و غرب و جنوب سبزه ميدان ذكر گرديده است.
-مطابق نقشه كرشيش سبزه ميدان تنها ميدان اين محله بوده است.
-امنيت محله بازار و راسته هاي آن توسط شش قراولخانه به نامهاي قراولخانه جنوب شرقي تكيه نوروزخان،قراولخانه جنب امامزاده سيد ولي، قراولخانه جنب محله دروازه نو،قراولخانه گذر لوطي صالح، قراولخانه چال زنبوركخانه و قراولخانه تكيه قاطرچيها، تامين مي شده است .
براساس نقشه اي كه در سال 1309 هـ.ق از تهران چاپ شده است، مشخص مي گردد كه بين سالهاي 1275 تا 1309 هـ.ق محله بازار گسترش پيدا كرده است.
پس از گسترش تهران اين محله به ميزان هزار ذرع ازجنوب وسعت يافت. در ناحيه جديد كه تابع محله بازار ناميده مي شد دو محله جديد به نامهاي محله چاله سيلابي و محله بيرون دروازه محمديه احداث شد كه محله اخير بزرگتر بود. در اين دو محله به تناسب نياز كوچه ها،گذرها، چهارسوق،بازار چه ها، سراها، يخچالها وابنيه عمومي ديگري ساخته شد.
ناحيه جديد تابع محله بازار را بر خلاف نواحي افزوده شده به محله هاي ديگر شهر بيشتر اراضي باير وكوره هاي آجر وآهك پزي واقع در اراضي چهارده معصوم تشكيل مي‌داد و فضاي سبز ناحيه جديد منحصر بود به چند باغ پراكنده وبخشي از مزرعه وزير در جنوب غربي محله.
بخش عمده اي از اراضي شمال شرقي ناحيه تابع محله بازار را اراضي قبرستان كهنه دربرگرفته بود كه امروز تاسيسات واقع در محدوده خيابانهاي مولوي، شمال خيابان صاحبجمع،قبرآقا، شاهين ورزشگاه ،بوريور(مادر سابق) جاي آن را گرفته است. اين ناحيه را خيابان قبرستان (بخشي از خيابان مولوي كنوني) از محله اصلي بازار جدا مي كرد .
-در محله هاي جديد تابع بازار كوچه هاي متعددي احداث شد كه در نقشه نجم الملك از تعدادي از آنها چون كوچه هاي :چال سيلابي، سرقبرستان، آقا مير محمد علي، پشت كاروانسرا،بابا صفرعلي، كردها،نايب نوروزعلي وگذر حمام آقاسيد اسماعيل نام برده شده است.
-در نقشه نجم الملك در تاج محله بازار ازسراي خالصه، قوام الدوله وحاجي باقرنام برده شده است.
-مطابق نقشه نجم الملك مراكز تجاري ناحيه جديد عبارت بودند از چهار سوق چوبي بازارچه نايب كريم، بازارچه حاج آقا محسن، بازارچه ميرزا محسن نطنزي وبازارچه حاجي اميرخان.
-در نقشه جديدتهران ازدو يخچال به نام حاجي عبدالطيف ،باغ اسكندرخان وباغ انگور فروشي به نام باغهاي تابع محله تهران مشخص شده است.
با توسعه شهر تهران در بخش تجاري محله بازار رونق اقتصادي موجب افزايش فعاليت كاروانسراها،انبارها، راسته ها، تيمچه ها و دالانهاي آن گرديد و به تبع آن بخش مسكوني بازار نيزمتراكم تر شد .
-    در نقشه نجم الملك از كوچه ها و گذرهاي بازار اسامي بيشتري به شرح زيرذكر شده است:كوچه مسجدجامع، كوچه امين الدوله، كوچه ارامنه، كوچه كلك سازان،كوچه كاظم خان، كوچه زنبوركخانه، كوچه حاجي صفرعلي،كوچه مرحوم ملاعلي،كوچه كدخدا، كوچه حاجي محمد، كوچه گودزنبوركخانه،كوچه آقا سيدابراهيم،كوچه ابراهيم بيك، كوچه ميرزا زينل، كوچه عباس آباد،كوچه ميرزا ربيع مستوفي، كوچه حمام باغ،كوچه فيلخانه، كوچه حاجي تقي كور، كوچه تكيه منوچهرخان،گذر لوطي صالح،گذرعباس آباد و..
-در نقشه جديد دارالخلافه ناصري از مجموع خانه ها وعمارتهاي بازار تعداد 27 باب خانه نام برده شده است كه اين خانه ها عبارتند از: مويد الدوله، امين السلطان،فخرالاطباء،آقا شيخ جعفر،آقامحمد ابراهيم ارباب، امين خلوت و…
-در نقشه نجم الملك از حمامهاي متعدد اين محله محل حمام پاچنار، حمام حاجي علي احمدكور، حمام چال و حمام زنبوركچي باشي مشخص شده است.در اين نقشه همچنين در محله قديمي بازار اسامي تعدادي از مدارس، مساجد، راسته ها، تكايا، بازارها، تيمچه ها، سراها، محله ها و زيارتگاه ها نيز ذكر گرديداست.  
سلسله نسب امزامزاده زيد:
نويسنده جنة النعيم درباره نسب امامزاده زيد مي گويد:
«به طريق تحقيق اين امامزاده زيد كه درجامعه تهران است زيدبن حسن بن علي نيست، و وي يا در حاجزيا در بقيع مدفون است. وزيد بن علي بن الحسين هم نيست وي به تاريخ مسطور در كوفه شهيد شد،و يقينا استخوان او را به ري نياوردند و بدن شريفش را نقل نكردندوزيد بن موسي بن جعفر هم نيست و وي در «سرمن راي» سامره رحلت كرد و مدفون شد وايضا زيد بن حسن بن موسي ثاني كه از فرزندان موسي الجون پسر عبدلله محض كه آل او را زيود خواندند نيز نيست. از آنكه مدفون وي جز ري باشد»
وي سپس از مجموع تحقيقاتي به استناد كتاب منتقله الطالبيه چنين نتيجه گرفته است:
«زيد نامي از امامزادگان كه حسني است، به چند فاصله وواسطه به حضرت امام حسن مجتبي(ع) مي رسد. در ري آمده است،وفات نموده است و جز اين بزرگوار در ري واطراف آن مزار كه به دين اسلام معروف باشد نيست وبه واسطه فاصله كثيره كه بين اين امامزاده مكرم است با حضرت امام حسن(ع) معلوم مي شود بعد از حضرت عبدالعظيم به ري آمده است ».
به طور كل مي توان بيان كرد كه نسبت صحيح مدفون در اين بقعه به درستي روشن نيست. بر روي كتيبه صندوق داخل ضريح نام او سيد زيدبن زين العابدين بن حسين بن علي(ع) ذكر شده است كه با توجه به مدارك تاريخي اي كه در بالا توضيح داده شد،عدم صحت آن به روشني مسلم است وامامزاده مذكور در سال 121هـ.ق به هنگام خلافت هشام بن عبدالملك (125-105 هـ.ق) د ركوفه قيام كرد و در سال 122هـ ق به شهادت رسيد. همچنين هنگام غبار روبي ونظافت كلي آستانه چندين نيم جزء خطي كلام الله مجيد به دست آمده كه در ماه صفر سال 1221هـ.ق توسط فرد خيري به نام استاد علي عسگر خيام وقف بر آستانه متبركه گرديده است. درصفحه نخست آن نام مدفون در بقعه امامزاده زيدبن يحيي بن زيد بن عي بن الحسين بن علي بن ابي طالب ذكر شده است .
به طوري كه روايت شده است يحيي بن زيد پس از شهادت پدر ابتدا خود را به مدائن رسانيد و از آنجا روانه ري شد ونوشته اند كه از ري نيز بيرون رفته وخود را به خراسان رسانيده است. وي در سال 125 هـ.ق  در ناحيه جوزجان ميان مرو و بلخ با نصربن سيار فرمانرواي خراسان جنگيد و شهيد شد. حال اگر مدفون در بقعه را فرزند وي بدانيم، بايد احتمال داد كه پس از حركت پدرش از ري به دلايلي در شهر ري مانده وبعد از اطلاع از شهادت پدر ترجيح داده است به تهران آن روزگار كه اكثريت ساكنان آن شيعي مذهب بوده اند نقل مكان نمايد. در اين صورت در سالهاي حدود 200 هـ.ق وفات يافته است.
اگر احتمال فوق را موجه ندانيم به اعتبار شجره نامه موجود در آستانه مباركه امامزاده زيد بن حسين بن محمد بن عمربن يحيي بن زيد بن علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب(ع) است كه با شش واسطه به حضرت حسين بن علي (ع) مي رسد .
بقعه امامزاده زيد وهنرهاي تزئيني آن:
امامزاده زيد در تاريخ 25 خرداد 1315 ذيل شماره 259 درفهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.(نقشه شماره 4-2)
بنابرنوشته هاي صندوق منبت عتيقه امامزاده زيد مشخص مي شود كه امامزاده مذكور پيش از سلطنت صفويه در تهران داير بوده است.زيرا تاريخ 902هـ.ق بر روي اين صندوق حك شده است.
بقعه امامزاده زيد در طول مدتي كه تهران پايتخت شده وشهر وسعت واهميت روزافزون يافته است،بناي قديمي رابرداشته و بناي كنوني را به جاي آن ساخته اند.
شهريار جوان ناكام سلسله زنديه-لطفعلي خان زند- نيز در مجاورت همين بقعه مدفون شده است .
عبدالله مستوفي در رابطه با امامزاده زيد مي نويسد:
«يكي از كارهاي رايج، گردش دربازارها بود. مردم، به خصوص اعيان بعد از نماز ظهر و عصر وشنيدن موعظه، براي گذراندن وقت به بازار مي رفتند و خريدهايي هم مي كردندو به بعضي دكان هاي خرازي وبزازي به خصوص دكان حاجي ابوالفتح بلورفروش حكما سري مي زدند. در دوره هاي سابق بر اين دوره، تجارحجره هاي محسن امامزاده زيد را در ماه رمضان موقتا اجاره كرده ،هر يك شعبه اي از دكان خود را به آنجا برده نمايشگاهي ترتيب مي دادند و اين بهترين تدبير براي فروش امتعه بود. بر فرض كه چيزي نمي خواستند بخرند، در صحن امامزاده گردش مي كردند و وقت مي گذراندند و انگار كار را طوري مي گرفتند كه وقتي به خانه برسند وقت افطار وسرسفره گسترده بروند. البته گردشي هم در مسجد شاه مي كردند ».
سومين بقعه متبركه تهران از نظر سال تاريخ موجود در آن ومعظم ترين تمام زيارتگاههاي داخل شهر، امامزاده زيد است.
به غير از صندوق منبت عتيقه امامزاده (كه توضيح آن داده خواهد شد) ساير قسمتهاي بقعه امامزاده زيد از آثاردوره قاجاريه است.
از سال 1318 هـ.ش وزارت فرهنگ وقت صحن اين بقعه وحجرات اطراف آن را جهت احداث دبستان حافظ برگزيد و درختان كهن و محوطه صحن در عين حال كه صحن قديمي و اصلي بقعه بود، حياط دبستان به شمار مي رفت. در اين زمان صحن كوچكي از طرف بازار خياطان در جنوب بقعه ايجاد گرديد. امروزه ورود به بنا ازداخل اين صحن كوچك صورت مي گيرد و مجموعه توازن تركيب وصراحت خود را درچشم مخاطب از دست داده وبه صورتي مبهم تبديل گشته است .(تصوير شماره 1و2)
صحن قديمي ايوان وحجرات در زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار و در خلال سالهاي 1297تا 1301 هـ.ق احداث گرديده است.تجديد ساختمان حرم وبناي گنبدخانه در زمان فتحعلي شاه قاجار در سال 1245هـ.ق انجام گرفته است.(تصوير شماره 5-3)
در بالاي ديوار حرم امامزاده زيدكتيبه اي از خشتهاي كاشي لاجوردي رنگ با خط ثلث سفيد و گل و بوته قرمز وسبز واسليمي هاي نازك طلايي قرار داردكه مشتمل بر سوره دهر (هتل اتي)بوده است. پس از پايان سوره مزبور در گوشه شمال غربي حرم اين اشعار به خط نستعليق بالنسبه ريز در 6 سطر مرقوم رفته است:
به عهد خسرو صاحب قران داراي دين پرور
                    سليمان دويم فتحعلي شاه خلل يزداني
قوام ملك شاهنشه جناب آصف الدوله
شد اين محكم بناي ديرپار را از همم باني
پي تاريخ اول سال بنيادش خردگفتا
بپا شد كعبه اول به حكم آصف ثاني
به طوري كه از اشعار فوق مشخص مي شود، اين بنا در سال 1245هـ.ق توسط الهيارخان آصف الدوله احداث گرديده است.(تصوير شماره 6و7)
قسمت داخلي بنايي را كه در همين سال 1245هـ.ق تجديد ساختمان نموده اند نقاشي بوده و آثار آن هنگامي كه در سال 1325هـ.ش اداره كل باستان شناسي دست به كار تعمير وتجديد آينه كار فعلي در داخل حرم زد مشهور گرديد ومعلوم شد كه در خلال سالهاي 1297 تا 1301 هـ.ق صحن وايوان و تزئينات خارجي بقعه به سفارش كامران ميرزا نايب السطنه انجام شده و داخل بقعه را نيز آينه كاري نموده اند .
بين حرم وايوان اصلي كه در شمال شرقي بناي مذكور قرار گرفته است در خاتم زيبايي نصب نموده اند. بر لنگه راست اين دركتيبه كوچك نستعليق با استخواني مشتمل بر اين عبارت نوشته شده است:«صانع استاد كريم شيرازي ساكن دارالخلافه 1301»(تصوير شماره 8)
درايوان بزرگ شمال شرقي بقعه كتيبه اي به خط نستعليق درشت برخشت كاشي زمينه لاجوري وجود دارد و اين مطلب در آن ذكر شده است كه بعهد ناصرالدين شاه قاجار ايوان صحن حضرت زيدبن علي بن الحسين(ع) به امر شاهزاده اعظم اميركبير نايب السلطنه كامران صورت يافت و در پايان كتيبه به خط ريز چنين نوشته است:
«عمل استاد مهدي ولد مرحوم استاد علي كاشي پرسنه 1297 »(تصوير شماره 9و10)
كاشيكاري ايوان بزرگ بقعه امامزاده زيد بسيار زيبا مي باشد بطوريكه چشم هر بيننده اي را خيره مي سازد.
همانطور كه ذكر شد صحن،ايون وحجره هاي آن در زمان ناصرالدين شاه ساخته شده است. در اين باره در كتاب جنه النعيم آمده است:
«به امر و فرمان حضرت اقدس همايون اعلا در اين اوقات كه مورخه هزار ودويست ونودشش هجري است در عمارت صحن شريف اين امامزاده جليل تاكيدات اكيد شده و به نحو خوشي زينت يافت و به طرز مطبوعي اصلاح خرابي ها گرديد .
صحن بزرگ قديم چون با احداث دبستان حافظ براي زائرين قابل استفاده نمود، اداره كل باستان شناسي صحن كوچكي ازطرف بازار خياطان در جنوب بقعه احداث نموده است. از صحن مذكور به دهليزي جديد النبا و از آنجا به اتاق جنوبي حرم وارد ميشوند واز اين اتاق به داخل حرم مي روند. البته از دهليز به دفتر امامزاده نيز راه دارد بدين ترتيب كه در داخل دهليز دو در وجود دارد؛ يك دردر روبرو ودر انتهاي دهليز واقع شده است كه دفتر امامزاده مي باشد، درديگر كه در سمت چپ قرا رگرفته است. به اتاق جنوبي حرم راه دارد. اين اتاق داراي آينه كاري بسيار شيوايي بود. ولي بواسطه حريق و بي مبالاتي كاملا كدر و تاريك گرديده بود اما مجددا مورد تعمير وتجديد آينه كاري قرارگرفت. مقبره حاجيه شاهزاده جهان سلطان خانم دختر فتحعلي شاه مورخ به سال 1312 قمري در وسط همين اتاق واقع گشته است.مدفن شاهزاده فتحعلي خان فرزند هفت ساله كامران ميرزا كه اميرتوپخانه بوده! و بر سنگ قبر بسيار زيباي آن تصوير برجسته طفل مزبور با لباس اميري توپخانه وحمايل وشمشير وغيره حجاري گرديده و اشعاري در مرثيه وروي سنگ نوشته اند و مربوطه به سال 1310 قمري است نيز بر ديوار جنوبي اتاق نصب مي باشد .
در طرفين ايوان شرقي امامزاده زيد سه ايوان چه قرار دارد كه داراي تزئينات كاشيكاري بسيار زيبايي مي باشند.در داخل يكي از اين ايوان چه كه در سمت چپ ايوان اصلي قرار گرفته است لطفعلي خان زند دفن مي باشد. لوحه مربوط به لطفعلي خان شهريار جوان زنديه، نيز بر ديوار ايوان چه كنار ايوان شرقي، جلوي همين اتاق بر ديوار نصب شده وكتيبه زير در ده سطر بر آن مرقوم رفته است.(تصوير شماره 14-11)
«هوالباقي»
لطفعلي خان زند فرزند دلاور محمد جعفرخان نواده برادري كريم خان وكيل الرعايا سرسلسله زنديه است كه تولدش در حدود سال هزار وصدوهشت وهفت هجري اتفاق افتاده در روزگار پادشاهي محمد جعفرخان، لطفعلي خان مامور خطه لار وسواحل خليج شد چون پدرش بقتل رسيد به پايتخت آمد وآنها رادر بهار سال هزار و دويست وسه هجري از مدعيان سلطنت خالي نمود وخود در همان تاريخ به پادشاهي نشست وتا ربيع الثاني سال هزار و دويست نه هجري سلطنت نمود تا آن كه در پنجم ربيع الثاني سال هزار و دويست ونه هجري در بم بدست حكمران آنجا گرفتار و كور گرديد طولي نكشيد كه خان نابيناي زند در تهران مابين ماههاي جمادي الاخر و رجب سال هزار و دويست ونه هجري در سن بيست و دوسالگي بقتل رسيد وسپس در امامزاده زيد تهران بخاك سپرده شد. به تاريخ آبان ماه هزار وسيصد ونوزده خورشيدي».
بنابر كتبه مذكور مشخص مي شود كه اين لوحه در سال 1319هـ.ش ساخته شده است.(تصوير شماره 15و16)
بر روي كمر بند خارجي گنبد دو پوش امامزاده زيد كتيبه اي وجوددارد. توضيح آنكه در هنگام شروع تعميرات بقعه در سال 1319هـ.ش معلوم شد كه كتيبه كاشي اي به خط ثلث سفيد بر متن لاجوردي مشتمل بر سوره هل اتي يعني همان سوره كه در داخل گنبد مرقوم رفته است. در اين قسمت از گنبد از زمانهاي گذشته موجود بوده است.
خشتهاي اين كتيبه در بالاي طاق بقعه و در فاصله بين دو پوش گنبد انباشته شده بود وهمانطور كه ذكر شد در سال 1319هـ.ش طي تعميرات اداره باستان شناسي به دست آمد. كاشيكاري گنبد تا سال 1322هـ.ش به طول انجاميد  و در طي اين مدت كتيبه مزبور مرتب وتكميل وضمن كاشي كاري گنبد در محل مناسب كه بالاي گردني گنبد باشد، نصب گرديد واكنون درمحل فوق الذكر نمايان مي باشد و در انتهاي آن كه به اندازه يك متر ويازده سانتي متر از حاشيه كمربند باقي مي ماند، اين جملات در سه سطر به خط ثلث سفيدمنتها ريزتر بر روي خشت لاجوردي مرقوم ونصب گرديده است:
« در فرودين ماه يك هزار و سيصد ونوزده خورشيدي كه تعميرات ضروري بقعه امامزاده زيد آغاز شد كاشي كاري گنبد آن هم كه تا آن وقت انجام نيافته بود مورد نظر وزارت فرهنگ قرارگرفته در آذر ماه يك هزار وسيصدوبيست ودوخورشيدي پايان يافت ».
در بازديدي كه از امامزاده زيد داشتم، متاسفانه مشاهده نمودم كه قسمت كوچكي از كاشيكاري گنبد تخريب شده است. البته اين تخريب كوچك است،اما بسياري در معرض ديد قرار دارد بطوريكه هر زائري وقتي وارد صحن امامزاده مي شود، بدون شك چشمش به آن مي افتاد.(تصوير شماه 17)
آقاي نصرت الله آقاي صادق صميمي (معاون باستان شناسي و مدير ابنيه تاريخي وقت)، حاج عباسعلي معمار واستاد اسدلله كاشي تراش، از جمله افرادي مي باشند كه در فاصله 1319تا 1322 به مرمت وتعمير بقعه امامزاده زيد پرداختند .
همانطور كه ذكر شد، صندوق عتيقه امامزاده زيد، قديمي ترين اثر موجود در امامزاده مي باشد. بر روي صندوق عتيقه مرقد امامزاده زيد دو حاشيه افقي يكي در بالاي چهاربدنه صندوق وديگري در پايين چهارضلع آن تعبيه شده است. حاشيه بالايي حاوي كتيبه اي است كه آن را به خط ثلث بطور برجسته منبت كاري كرده اند ومشتمل بر دوآيه اول آيه الكرسي (آيات 256و257سوره بقره) از قرآن مجيد بوده بعد از كلمات سميع عليم كه انتهاي آيه دوم مزبور باشد چنين نوشته شده است:« صدق الله العظيم وصدق رسوله الكريم ودر دنباله آن اين جمله بر حاشيه بالايي ضلع غربي صندوق مرقوم گرديده است:«تحريرا في خامس شهر الله رجب الموجب سنه اثني و تسمع مائه هجريه النبويه عليه افضل الصلوات ».
بدين قرار صندوق مزبور در سال 902  هجري يعني پنج سال قبل از رسميت يافتن مذهب تشيع در ايران وجلوس رسمي شاه اسماعيل اول ،سرسلسله شاهان صفويه، ويك سال پيش از اينكه شاه مزبور اصولا قيام كند و مدعي سلطنت شود، ساخته شده است. بنابراين بطور يقين پيش از آن موقع هم بقعه امامزاده زيد تهران در حاشيه شمالي كنار شهر تهران قديم وجود داشته وزيارتگاه ساكنين پانصد سال پيش مردم اين شهر بوده است.
بر روي حاشيه پاييني صندوق در هر طرف يك كتيبه به خط ثلث بر روي ترنجي طويل بطور بر جسته نوشته شده كه اطلاعات مفيدي درباره صندوق و باني آن بدست مي دهد كه عبارتند از:
برضلع شمالي : هذه البرئه المقبره امامزاده سيد زيدين زين العابدين بن حسين بن علي عليه السلام.
بر ضلع شرقي: علم زبدتي الصناعين استاد حبيب واستاد احمد نجار الباسانين.
بر ضلع جنوبي نام باني صندوق بدين ترتيب معرفي شده است: وقف نمود جناب عمده الصواحب في الزمان باني مباني الخيرات خواجه قنبر علي بن محمد زرين كمر الطهراني ادام توفيقه.
عنوان زرين كه در اين كتيبه ذكر گرديده است و مقايسه آن با نامهاي خانوادگي زرين كفش و زرين نعل وزرين قلم وامثال آن كه در روزگار ما انتخاب شده است، مي رساند كه ساكنين شهر كوچك وزنده تهران قديم در پنج قرن پيش هم از ذوق وقريحه خداداد بهره كافي داشته اند.
در حاشيه ضلع پايين ضلع غربي صندوق يعني طرف بالاسر وبر حاشيه هايي كه به طور عمودي در جوانب شمالي وجنوبي صندوق قرار دارد، احاديث نبوي وجملات(انا مدينه العلم و علي بابها)و(نادعلي) الخ به همان ترتيب مرقوم رفته است و بين كتيبه هاي مزبور اين حديث بر روي يكي از دو حاشيه ضلع شمالي نوشته شده است:
«قال النبي صلي الله عليه و سلم من اشبع جايع حرم الله عليه النار«(پيغمبر اكرم (ص) مي فرمايد هر كسي گرسنه اي را سير كرد پروردگار آتش را بر او حرام فرمود) ...

 

فهرست منابع:
1-اتينگهاوزن. ريچارد،هنرومعماري اسلامي، ترجمه يعقوب آژند، انتشارات سمت،تهران 1378
2-بيات.عزيزالله، كليات جغرافيايي طبيعي و تاريخي ايران، انتشارات اميركبير، تهران 1373
3-دائره المعارف بزرگ اسلامي ،زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، جلد اول (آب-آل داوود)،انتشارات مركز دائره المعارف بزرگ اسلامي ،تهران 1369
4-زاوش.ح.م،تهران درگذرگاه تاريخ ايران ، نشر اشاره ،تهران 1370
5-سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري : معاونت حفظ و احياء ،گزارش ثبتي امامزاده زيد تهران ،تهيه و تنظيم: 1383
6-سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري، ضوابط طرح حريم حفاظتي منطقه بازار تهران
7-شهيدي مازندراني .حسين،سرگذشت تهران، انتشارات دنيا،تهران 1383
8-كياني.محمديوسف، تاريخ هنر معماري دردوره اسلامي،انتشارات سمت، تهران 1374
9-گدار. آندره، هنر ايران، ترجمه بهروز حبيبي، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي، تهران 1377
10-گشايش. فرهاد،تاريخ هنر،انتشارات عفاف، تهران 1

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه