بررسی آثار تاريخی قزوين

بررسی آثار تاريخی قزوين
بررسی آثار تاريخی قزوين
90,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 74 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

مقدمه :
سپاس پروردگار را كه انسان را از خاك بي جان آفريد و به او نطق و بيان عطا فرمود – به انسان نوشتن آموخت تا او بتواند ميوه بستان انديشه هاي خود را به كام مشتاقانش بچپشاند و نغمه هاي جانبخش وجود را به گوش ايندگان برساند .
سرزمين قزوين با پيشينه اي در عرصه هاي علم ، فرهنگ ، انديشه و داراي قدمتي ديرينه است و نشانه هاي تمدن 9000 سال پيش از ميلاد درادر خود نهان دارد كه با پيدايش اسلام در ايران موقعيت و اهميت  بسزادي يافت و مهد پرورش علوم اسلامي از جمله حديث ، تغيير فلسفه ، عرفان ، كلام فقه ، نجوم و ادب قرار گرفت و تا عصر حاضر اين روند ادامه يافت .
ظهور چهره هاي نامداري همچون ميرزا حسين خان سهپسالار قزويني «صدراعظم» يسد اشراف الدين حسيني قزيويني « نسيم شمال » عارف قزويني ، علي اكبر دهمزا ، علامه محمد قزويني . حجت الاسلام سيد علي اكبر ابوترايي ، شهيدان محمد علي رجايي و عباس بابايي و .. در اين خطه به چشم مي‌خورد كه از تاريخ و فرهنگ ايران اسلامي حكايت مي‌كند .
يورش بي امان تمدن بي پروا غروبوزرق و برق ظاهر فريب ابزار و وسايل و تكنولوژي جديد ، موجب جلب توجه اذهان و افكار كساني خواهد شد كه بيشتر به گذراندن زندگي مشغولند و كمتر به حقيقت آن مي‌انديشند در پي اين هياهو و جنجال تبليغاتي ، فرهنگ بي ريشه و دنيا گرامي غربي به شيوه هاي نوين و جذابيتي كاذب جاي فرهنگ مذهبي ملي مردم را مي‌گيرد كه از پيشينه درخشان و هدفدار پدران خويش آگاهي مي‌داشتند . شايد با درايت و شكيبايي هنرمندان اين هياهوي بي معنا را به هيچ مي‌انگاشتند و صراحت حيات را مي‌پيمودند و پرچم پر افتخار پدرشان را دست به دست تا بي نهايت زندگي ، دليل راهشان مي‌كردند – بي شك اثر ملتي بدانند كه اجدادشان طالايه دار فرهنگ انساني و پيش قرلولان تمدني سالم و صالح بودند – با نازدنگي و بالندگي ديگري به زندگي و دنيا مي‌نگريستند و البته كه خفتگان ظلمت شب رهروان طليعه را صواب را نمي يابند .
نسل جديد ، نسلي كه نتواند فرزندان كيستند و خود را و فرهنگ خود را نشناسند بي گمان به ورطة گرامي فرهنگي نزديتكرند – ما بر سر‌ان نيستيم كه تعجب جاهلي آباء و اجدادي را نده كنيم كه هرگز چنين مباد بلكه منادب آينم كه وظيفة همة كساني كه آيندة فرجام و تمدن بيگانه را مي‌دانند و مي‌شناسند يك دل و صادقانه از هر آنچه هدايتي نبايد – رسالتي بر دوش دارند و هم امروز ها جلو اين شبيخون بي هويتي و واماندگي را گرفت كه فردا دير است .
قال رسوالله … قزوين با ء‌ من ابواب الحبه .
محودة جغرافيايي قزوين پنه ايست طويل كه فاصلة بين 57/36 درجة سانتي گراد تا 38/35 درجة سانتي گراد عرض شمالي و 01/51 درجة سانتي گراد تا 18/48 درجة سانتي گراد طول شرقي گسترده شده و ارتفاع آن از سطح دريا 1298 متر است و با توجه به موقعيت ويژة جغرافيايي در مركز يكي از مهمترين گروههاي ارتباطي شبكه راههاي اصلي ايران و از جمله جادة ابريشم بوده و فراز و نشيب تلخ و شيرين را پشت سر نهاده است . شمال ان را سلسله جبال سر به فلك كشيدة البرز از شمال شرقي به طرف جنوب غربي در بر گرغفته متعلق به دوران سوم زمين شناسي و در دل خود معادني ديقيمتي را نهان داشته است و نواحي اساطيري الموت و رودبار در آنجا واقع هستند قلعة قديمي آتش نشان «درخك» با 2770 متر و « تخت سليمان با بلندي » با بلندي 4400 متر سر به آسمان مي‌سايند و با عبور از گردنه هاي « سلمبار » و « آلو چشمه » مي‌توان به شهرهاي تن كابن ، لنگرود و رشت سر ازير شد – و با به هم پيوستن رودهاي «طالقان» و «الموت » و « شاهرود» و « يفسد رود » در لابلاي فراز و نشيب البرز غربي مي‌خزد و آباداني به ارمغان مي‌آيد كه با احداث كانالهايي آب آن به طرف دشت وسيع قزوين هدايت مي‌شود .
قزوين در دامنة جغرافيايي رشته كوه البرز دشت پهناور و حاصلخيز به وسعت 443 هزار هكتار دارد كه باختر ، رشته كوههاي شمالي – جغرافيايي «چرگر» آن را از زنگان «خمسه» جدا مي‌كند و در جنوب چند رشته كوه موازي به نام «رامند» و از غرب به كوههاي «خرقان» و در دز گزين همدان اتصال مي‌يابد و از جانب خاور بي هيچ مانعي به «ساوه» و «ساوجبلاغ» مي‌پيسوندد كه جزئي از دشتهاي قزوين بوده است – روهاي « خر رود » يا «رود شور » و «ابهر رود» و « حاجي عرب» و ديگر رودهاي فصلي بخش ديگري از دشتها را آبياري مي‌كند – با «مه » يا «سرد» متناوباً در يال مي‌وزد و در تابستان خنكي هوا را به همراه دارد و باد « راز » يا «گرم» كه از طرف جنوب غربي مي‌وزد و تبخير هوا رادر پي دارد و باد «كهك» يا «قاقازان» نيز موسمي و داراس خصوصيات هواي گرم است . در منطقة قزوين صدها تپة باستاني شناسايي شده كه هر يك برگ ظريفي از تاريخ و تمدن ميهن اسلامي ما را در سينه جاي داده اند و تنها حفاري تپه « سگزآباد» نشان گرد تمدن 9000 سال يكجاننشيني در اين دشت حاصلخيز است .
قزبوين را در نوشته هاي قديم اروپاي شهر باستاني « ارساس» يا « ارساسيا » و در تواريخ يونان همان شهر قديمي « راژيا» در زمان اشكانيان به نام مؤسس آن «اردپا» خانده اند ساسانيان آنم را « كوشين » ناميدده اند يعني سرزميني كه نبايد از آن غافل شد برخي هم آن را «مستوين» يا شهري كه مردمي پر صلابت استوار دارد و بعضي از مورخين هم معرب كاسپين گفته اند كه دليل آنكه قوم «كاسيت» از مجاور درياي مازندران به طرف اين دشت مهاجرت كرده و با اقوام بومي اختلاط نموده اند و گروهي هم به مركز ايران رفته اند و درياي خزر نيز به همين دليل به « بحرالقزوين» يا « درياي قزوين » اشتهار دارد .
منطقة قزوين به دليل موقعيت ممتاز جغرافيايي كشاورزي و مواصلاتي هميشه تاريخ مد نظر بوده است چنانچه در زمان اقتدار حكومت «مادها» يكي از نقاط ويژه حكومتي در ارتباط با پايتخت «هكمتانه» بوده . راههاي مهم ارتباطي از آن مي‌گذشته و از نظر اقتصادي و نظامي نقش مؤثري داشته است . از نوشته هاي آشوري بر مي‌آيد . د| مهد و استراتاژيك «ساگ بيتو» ويران مي‌شود – اما هنگام بازگشت مادهاي در منطقة كوهستاني قزوين همدان راه را بر آشوري مي‌بندند و بزري خونين به راه مي‌اندازند .
پس از وي «سارگون» به بخشهاي وسيعي از قزوين لشكر كشي مي‌كنند تا بلكه در «دژمهد» «اندار پارتن آنو » را در شرق «سپردا» نزديك ناحية كنوني قزوين از ميان بردارد .
دلاوران اين سرزمين كه نام «اقرته ها» يا «امردها» در نيروهاي نظامي هخامنشيان نقش ويژه اي داشته اند و اين منطقه يكي از «استانها» يا «ساتراپها» مهم محصوب شده است و در هنگام يورش اسكندر مقدونه ازادمردان ناجي كوهستاني به مقابله اي بي امان پرداخته و هرگز سلطة مقدونيان را برخورد روا نداشته اند و هخامنشياندر نقاط خوش آب و هواي دشت كاخ ها باغها بنا نهاده بوده اند و …
شورش مردم و نا امني هاي منطقة «فرهاد اول «پادشاه اشكاني » را بر آن داشت تا به اين ناحيه لشكر كشي نمايند ( 181 تا قبل از ميلاد ) و حوادث ديلم شاپور پسر اردشير بابكان را ملزم نمود تا دژ مستحكمي در اين سرزمين بنا نهادند كه آن را «شازشابور» يا «كوشين» ناميده اند و نواحي قزوين مانند دشتبي «قاقزان» «نرگه» « ضياء آباد» «نهاوند» «فارسجين» «ساج» «شاكين» و «سيادهن» پاكستان از مناطق مأمول و از اهميت ويژه اي برخوردار بوده اند .
به طلوع خورشيد عدالت گشتر اسلام اركان حكومت ساساني بر لرزه افتاد تا آنكه سپاه اسلام به منظور گسترش توحيد و محو شرك و بتپرستي به حركت در آمد نيروي مقاومت سلاطين ساساني به فرماندهي «رستم فرخزاد » رهسپار «قارسيه» شد . – اگر چه لشكر قزوين هم كه در آن معركه حضور داشت ولي چون درخش كفر و الحاد و به «بني الحمرا » مشهور و به امام علي (ع) گرويده و تشيع را برگزيدند و بعد به امام حسين (ع) بيعت كردند و آمادة دفاع از حريم امامت شده اند مسجد عظسم بني الحمرا در كوفه شهرت به سزايي دارد – و اما قزوين در سال 24 هجري بدست براي بن عارف فرمانده سپاه والي كوفه به صلح گشوده شد واز «ثغور» يا مرزهاي مهم و استراتاژيك حكومت اسلامي بشمار مي‌رفت و از اهميت حضور در اين شهر ، احاديث بسياري از پيامبر (ص) نقل شده است .
چون قزوين به صلح فتجح شد بنابراين معابد ساساني تخريب شد و يكي پس از ديگگري به مسجدي مبدل گرديد . «ربيع بن خشم ثوري » فرماندة لشكر امام علي (ع) مسجد مشهور «ثور» را بنا نهاد و دز مان عبدالملك مروان «مسجد ثوب » ساخته شد – اين دو مسجد در محل مسجد «جامع» و از مساجد قرن اول اسلامي هستند – در سال 192 هجري هارون الرشيد كه عازم خراسان بود شهرت دارد – اين شهر نزديك به يك قرن ، بخشي از سرزمين وسيع آل بويه بود « و صاحب عباد » وزير مشهور فخرالدوله ، كتابخانه اي بزرگ و مدرسه اي بنيان نهاد – از اواخر قرن پنجم تا حملة هلاكوخان (654 هـ) كه انقراض اسماعيليه مي‌باشد . واقعة «حسين صباح» مغول شهر ما پايداري قهرمانانه اي از خود نشان داده و مردم در برابر آن سيل بنيان كن ، سر تسليم فرو نياورده اند اگر حكومت «ايلخانيان» در «سلطانيه» متمركز بود اما قزوين ممتازي داشت و سجاس و سهرود ( كه شهري آباد بود ) و طالقان و طارم … جز قزوين و در تقسيمات كشوري عنوان ›تومان» يا « استان» ورد را دارا بوده و راه هاي مهمد مواصلاتي از آن مي‌گذشته است و …   
از مرگ تيمور تا به قدرت رسيدن شاه اسماعيل صفوي دوم قزوين سك قرن پر تلاطم و ناخوشي را گذرانده اند تا آنكه پس از جنگ «چالدران» در سال  920 هـ قزوين مورد توجه قرار گرفته و رفته رفته به صورت پايتخت دوم صفيه در آمد – طهماسب فرزند بزرگ شاه اسماعيلدر حاليكه ده سال و شش ماه داشت صاحب تاج و تخت شد و در سال 951 هـ اراضي و باغاتي را خريد و به احداث مجموعه اي از كاخها و عمارات سلطنتي فرمان داد – زيبايي زايدالوصفي پدپد آمد كه شاه 11 سال از آن جا بيرون نرفت . زمان قاجاريه  ، در واحدهاي وابسته به قزوين تغيير وتحولي پديد امد و بخشي از آن جز تهران و پاره اي مانند ابهر يجاي و قسمتهايي از خرقان ، ضميمه خمسه و زنجان شد ولي با اين همه از موقعيت نظامي و استراتاژيك و ارتباطي آن كاسته نشد .
« تاريخ و جغرافياي تاريخي قزوين » 
«شهر قزوين»
بناي شهر قزوين را شاپور اول ، دومين پادشاه ساساني نسبت داده اند (242 م ) و اين در حالي بوده كه مردم در جنوب و غرب اين شهر جديد زندگي مي‌كرده اند و چون « دژ قزوين » در مركز شهر قرار گرفت ، با رويي به گرد آن ساخته شده تا از هجوم طوايف ساكن كوهستان در امان بماند – قزوين در سال 24 هـ . ق به دست «براء بن عازب » به صلح گشوده شد و اين همان شهر «شاپوري» و آخرين حدي بود كه مسلمانان در اختيار داشتند و مانند دورة ساساني ، پايگاهي مهم به حساب مي‌آمد . 
ابن فقسه مي‌گوسد : « سعد بن عاص بن اميه والي كوفه مأمور جنگ با ديلم گرديد و قزوين را شهر ساخته «ثغر» مردم كوفه قرار دارد « شاذشاپور» يا شهر شاپوري را شهر كهن ناميده اند و چون « موسي الهادي » خليفة عباسي (170 – 169 هـ ) به قزوين آمد فرمان داد تا شهر ديگري نرديك شهر شاپوري بسازند و آن را «مدينه موسي » نام نهاد و متعلقاتي به آن افزود – در سال 176 هـ ق « مبارك» غلام موسي الهلادي نيز شعر ديگري ساخت كه به آن «مدينه مباكيه » موسوم شد . هارون الرشيد هنگاميكه به خراسان مي‌رفت به قزوين آمد و فرمان داد تا حصاري به دور اين شهر بكشند ولي با مرگ او حصار نا تمام ماند تا اين كه در سال 254 هـ ق «موسي بن بوقا » از طرف « المعتزبا … » با روي شهر را به اتمام رسانيد به نوشتة موخرين در آن روزگار غزوين شهري بزرگ و مزارع و باغستان فراوان داشته و چند شهرستان بوده است و در ميان شهرهاي عراق عجم ، اهميت و اعتبار ويژه اي داشته است – چنانچه هر حاكم و فرمانروايي آثاري مانند مسجد و مدرسه و … از خود به يادگار گذاشته است .
قزوين : در زمينة هنر نيز نقش چشمگيري داشته است هنر خوشنويسي ايران با نام مالك ديلمي علي رضا عباسي ، مير عما قزويني و عماد الكتاب قزويني و … مزين شده است و بروز «مكتب قزوين» در هنر نقاشي صفوي حرف اول را مي‌زند و درهنر موسقي معاصر ايران نقش و تأثير هنرمنداني چون «درويش غلامحسين جناب : عارف قزويني «استاد ابوالحسين اقبال آذر » و … را نمي توان ناديده گرفت و در زمينه هنرهاي دستي مانند مسگري ، قفل سازي ، خاتم كاري و گچبري – مجسمه سازي – كاشي كاري – تذهيب – سوزن دوزي – شانه تراشي و قالي بافي ، ابريشم كاري – آئينه كاري – معماري و … چيره دستي هنرمندان قزوين ستودني است .
قزوين : داراي دشت وسيع و حاصلخيزي است كه سطح زير كشت و باغات آن بيش از 13 هزار كيلومتر مربع و مجموعاً ½% از اراضي قابل كشت كشور را در خود جاي اده است و علاوه بر كاريزها و هزاران حلقه چاه عميق و نيمه عميق به وسيلة طولاني ترين كانال هاي آب رساني كهاز سدا عراضي سگبان طالقان و زياران سرچشمه مي‌گيرد سيراب مي‌شوند و محصولات كشاورزي آن بادام ، پسته ، گردو فندوق … مي‌باشد و در كنار آن دام داري هاي مرغداري هاي بزرگي هستند كه جايگاه ويژه اي در كشاورزي و دامپروري ميهنمان دارند و شركت هواپيمايي خدمات ويژه اي د رخدمت به كشاورزي منطقه و كشور نقش بسزايي دارد .
تقسيمات اداري – سياسي :
استان قزوين بر طبق آخرين تقسيمات اداري – سياسي كشور داراي 3 شهرستان ، 10 بخش ، 37 دهستان ، 12 نقطه شهري ، 813 نقطه روستايي داراي سكنه است . شهرستان قزوين بادارا بودن 5 بخش ، 19 دهستان ، 5 نقطه شهري و 473 نقطة روستايي بيشترين ارقام را به خود اختصاص داده است .
قزوين : مأمن دلاوران نهفت مشروطه و از پاسگاه هاي تقويت كنندة آن بوده است . به صداقت مي‌توان گفت كه به گواهي تاريخ قزوين همواره در كشاكش نبردهاي حق و باطل به حق پيوسته و راه راست را پيموده است .
چنانچه اگرچه نطفة كودتاس سوم اسفند رضاخان – انگليس را در گراند هتل قزوين منعقد مي‌كنند اما خانه دوم ميرزا كوچك خان و آزاد يخواهان بوده است .
قزوين ك از قرن سوم هجري به يعد يكي از مراكز مهم علمي محسوب مي‌شد و علاوه بر نويسندگان و علماي بزرگي چون ابن ماجه قزوين رازي نجم الدين كاتبي ، امام ابوالقاسم رافعي قزويني – امام احمد تمرالي ، زكرياي قزويني ، حمد الله مستوفي – عبدالبني مخزالماني وخسيد قزويني – واعظ قزويني – سيد اشراف الدين حسيني قزويني «نسيم شمال» عارف ، عبيد زاكاني ، علامه دهمذاو علامه محمد و قزويني و … يادي به ميان آورد .
« نقش مسجد در فرهنگ اسلامي »
مساجد در كشورهاي اسلامي كي از مراكز تجلي هنر مذهبي و از معارج علوم و فرهنگ متعهد است ، پايگاهي است در برابر تها جسم كفر و شرك ، كشتي مطمئن در درياي خروشان هواهاي نفساني و ارام بخش دلهاي مضطرب و مشوق است – نقطه شردعست ، شروعي تا بي نهايت است ، خانة خداست و مآمن مردم مسجد همه چيز است به اندازة همه جا براي همه كس ، عظيم و روح افزا و …
مسجد محراب است ، ميدان جنگ ، جنگ با نفس اماره ، جنگ با شياطين . بنابراين مسجد صلابتي و همتي والادر خود سازي به وجود مي‌آورد . شور و شوق ديگري به انسان مي‌بخشد . گنبد را از شكوه اسمان اقتباس كرده اند و مناره هلسه بفلك كشيدة ان مي‌كوسنئد تا بين «شري» و «شريا» ارتباط برقرار كنند .
كاخ ها اختلاف ، غرور و تحوت و قدرت ظاهري را فرياد مي‌كنند اما مساجد فروتني را مساوات و برابري همگي را و ازادگي را – اساس بناي مسجد بر تقواي است ،‌تقريب است ، خلوص و عروح است مسجد كانون است ، كانون فرهنگ عدالت اجتماعي ، ساده اما با وقار با عظمت ، جان را قوت مي‌دهد . انسانيت را اعتلا مي‌بخشد ، كاخها كه هميشه و به روي همه گشوده نيست اما مسجد هميشه است و براي همه كس همه مي‌توانند از بركات آن بهره جويند .
« طرح معماري مساجد سه نوع اصلي بوده است »
يكي طرح «كلاه فرنگي » كه گنبدي بر فراز اتاقي چهار گوش بنا مي‌كرد « ايوان باز » « كه طاقي شبيه طاق كسري داشته و « حياط باز » كه محاط در رواقها بوده و سرانجام با ادغام اين سه طرح تركيبي نو پدپد آمده است – اوليه صدر اسلام بسيار ساده و ملهم از خيمه بوده است و داراي فضايي باز كه گاهي با ديوار يا خندق و يا تجير مشخص مي‌شده است.
« مسجد جامع كبير »
قزوين اخرين سرحد قواي اسلامي بوده . شهريكه با آغوش باز اسلام عزيز را پذيرفته و مردمش حاميان عدالت و ديانت بوده اند – و با طيب خاطر اتشكده هاي خود را به مسجد مبدل كرده اند – هنگامي كه حضرت علي (ع) به جنگ نهروان مس شتافت چهار هزار رزمنده را به فرماندهي « ربيع بن خشيم ثوري » به جنگ «ديلم» گسيل فرمود «ربيع» مسجدي در قزوين بنا نهاد كه محتملاً در همين مكان فعلي « مسجد جامع» يا حوالي آن بود مي‌باشد و «مسجد ثور» شهرت بسزايي داشته است و در زمان « عبدالملك  دروان » آتشكه ديگري به «مسجد ثوبه» تبدسل شد (73-86هـ ) و در حفاري هاي زير مقصورة «خمارتاش » آثاري مربوط به دوران ساساني كشف شده است كه شايد آتشكده و همان «مسجد ثوب» باشد  - اين دو از مساجدي است كه از قرن اول اسلامي به ما رسيده است . با گذشت زمان و گسترش اسلام پي در پي از شمار بختانه ها كاسته و به مساجد افزوده مي‌شد – قديمي ترين قسمت مسجد جامع ، متعلق به قرن دوم هجري است هنگاميكه «هارون الرشيد» در سال 192 هـ عازم خراسان بود تا شوش مردم ناراضي را فرونشاند و مأمون را هم به حكومت آن ديار تحميل نمايد چون به قزوين آمد دستور داد تا حصاري به گرد شهر بكشندو مسجدي بنا كنند كه به «طاق هاروني» مشهور است . طاق هاروني كه نمونه مساجد اوليه است ، بسيار ساده و در ضلع جنوب شرقي مسجدجامع قرار گرفته و مقصوره كهن هاروني كه نمونه مساجد اوليه است ، بسيار ساده و در ضلع جنوب شرقي مسجد جامع قرار گرفته و مقصوره كهن نيز ناميده شده است .تا آنكه در سال 373 هـ ق «صاحب بن عباد» وزير «فخرالدوله ديلمي » كتابخانه و مدرسه اي در نزديكي آن ساخته كه مركز فرهنگي آن روزگار بوده است و عمارت بسياري در محله « جوسق » درب كوشك فعلي بنا نهاده كه به «صاحت اباد » اشتهار يافت . در سال 500 هجري « امير خمارتاش بن عبدالله عماري » زمان ملكشه سلجوقي ، به ساختن مقصوره اي عظيم همت بسته است و برفراز آن گنبدي كه از جها رفعت و شكوه ، نه در شهرهاي اسلامي نظير داشته و نه درممالك ديگر و در سال 509 هـ ق ساختمان‌ آن پايان پذيرفت – اين مقصوره كه به «طاق جعفري» نيز شهرت دارد بر روي بنايي متعلق به پيش از اسلام بنا شده ، مربعي و هر ضلع آن   است – محرابي از سنگ مرمر صيقلي شده دارد و منبري سنگي با كاشيهاي رنگارنگ و كتيبه هاسس نفيس كه در منتهاي ظرافت گچبري شده است
كتيبه «اول» در هشت ضلع گنبد و به خط «ثلث» كه نام سازنده و مدت ساختمان مقصوره ذكر شده است
كتبه دوم : به خط «كوفي» مربوط به وقف قراء و مزارع و باغات و قنات «خمارتاش» براي مسجد مي‌باشد .
كتيبه سوم : به خط «كوفي ماريچ» است و مشتمل بر سورة مباركه بقره تا آخر
كتيبه چهرم : به خط «نسخ ثلث» موقوفات خمارتاش و محل مصرف آن تهيه شده است .
كتيبه پنجم : به خط «نسخ كوفي» وقفنامه و شرح تقسيم اب قنات خمارتاش مي‌باشد.
امير خمارتاش در غرب مقصوره ، شبستاني بنا كرده كه به آتشكده معروف است و شبستان ديگري در جنوب غربي مسجد است كه آن هم به آتش كرده مشهور است و در سال 548 هـ « ملك مظفر آلب انمو » حاكم خليفة عباسي ساخته است .
در سال 617 هـ كه مغولان به قزوين حمله‌ور شدند – اين مسجد را با عده اس به آتش و خون كشيدند حياط مسجد جامع : به شكل مربع مستطيل و مساحطي بيش از چهار هزار متر مربع دارد و در چهار طرف ، چهار ايوان بزرگ قرار گرفته ــ› برگ كپي كه ايوان جنوبي .       
بخشهايي از مسجد جامع قزوين مانند گنبد آن در شيوه رازي به دستور خمارتاش در سالهاي 507 تا 509 ساخته شده در شيوه هاي پر از آن هم به ساختمان افزوده شد – ايوان جلوي گنبد خانه در زمان صفويان ساخته شد .
نبد آن يك پوسته است – شنگه روي تيز براي ساخت پوسته رويي بوده و بعدها همان «آهيانه» كاشي كاري مي‌شود – گوشه سازي ،‌از نوع سكنج است و شاپركهاي زير گنبد داراي گره سازي است – ديواره هاي زير گنبد با نگاره هاي برگ كنگري كه از نگاره هاي ساسانيان است آذين شده است – با وجود زلزله خيز بودن قزوين ساختمان مسجد استوار بر حال مانده است و اين نشان دهنده وقت درنيارش آن است – ( سبك شناسي معماري ايراني استاد محمد كريم پيرنيا )
كه ايوان جنوبي بلندتر و زيباتر است و در ايران و در ساير ممالك اسلامي نزير ندارد ، رفيع تري و زيبا ترين و بزرگترين محراب جهان است و با آن عظمت ، بي زون و آرامام مشاهده مي‌شود به آرامش قلبي مطمئنه .
« مسجد جامع قزوين »
مسجد جامع قزوين گنبد دو پوسته داشته كه يك پوستة آن باقي مانده است .
مسجد جامع قزوين از ديگر بناهايي است كه قسمتي از آن از شيوة رازي است –گنبد خانه و گنبد آن بين سالهاي 507 – 509 هجري به امر خمارتاش ساخته شده اند – ايوان جلوي آن در زمان صفويه ساخته شده است و بقيه فضاها در دوره هاي مختلف الحاق شده اند – با وجود زلزله خيز بودن اين منطقه اين بنا استوار باقي مانده واين نشان دهنده دقت در نيايش آن است . گنبدد بنا يك پوسته است و شنگه آن براي آن بوده كه پوسته دوم بر روي آن يوار شود كه بعدها بر روي پوستة اول كاستي كاري شده است نماي داخلس گنبد خانه با نقوش بزرگ كنگري كه از نقوش معمول در دورة ساساني بوده است مزين شده است و گوشه سازي آن كه از نوع سبكخ است و همينطور شاپركهاي آن با نوعي گره سازي تزئين شده اند .
سردر در مسحد جامع قوس بيضي دو كانون يك و چهار دارد . مسجد بزرگ جامع قزوين (15-1113 ميلادي ) به خاطر فضاي روشن وآرام شبستانش دلنشين است و پوشش آن را گنبدي بزرگ ( به قظ 51 پا ) تشكيل مي‌دهد – سه كنجهاي دو طاقه كه داخل آنها تقريباً خالي است داراي وضع ابتدايي است و از اشكال فرعي واسط كه داخل آن را پر مي‌كند سعني چيزي كه قرن ها خاطر معماران را به خود مشغول داشته بود عاري است از راه هاي بلند و ساده ، ساده گي مفرط آن را بارزتر كرده است اما اين سادگي مفرط ناتواني و يا اشتباه طراح آنها نبوده است چه اساساً تقيرباً تمام ديوار قبله را بزرگترين محراب جهان اسلام اشغال كرده است . ما فقط مي‌توانيم از روي محراب هيجان انگيز هيدريه كه نزديك مسجد جامع است و همچنين از روي مقبرة علويان كه هم زمان بوده اند حدس بزنيم كه محراب جامع قزوين تا چه حد زيبا بوده است – به هر جهت از روي جزئيات باقي مانده از اين محراب ، اطمينان مي‌يابيم كه جنس اين محراب بسيار عالي بوده و برتر از همة قسمتهاي آن يك كتيبة دو رديفي است كه دور را دور شبستان قرار دارد – كتيبة فوقاني به خط كوفي بسيار عالي است وخط كتيبة زيرين نسخي زيباست و هر دو رنگ سفيد در متني آبي رنگ مركب از نقوش شاخ و برگ مواجر گرديده كه شايد از نظر زيبايي در اسلام مانند نداشته باشد آجر چيني زنده و حلقه‌هاي بزرگ تزئيني با آجرهاي برجسته كه حركات مارپيچي حلقه را نشان مي‌دهد ديوار را از سكون و يك نواختي آزاد ساخته است – محراب بسيار بزرگ در هم بافته كه در چهار چوب مستحكم بنا قرار گرفته مي‌بايستي جلوة كلي همة بنا را با شكوه نموده و آن سادگي شكلهاي عمدة معماري را در نظر بيننده جالب ساخته باشد –
اين بنا در محلة دباغان در حاشيْة غربي خيابان شهدا (سپه ) واقع گرديده و يكي از ارزشمندترين بناهاي تاريخي ايران است . بناي اين مسجد با نقشة چهار ايواني شامل شبستان گنبد دار ، مناره و ايوان هاي رفيع ، محراب و گچبريهاي نفيس و صحن و رواق است كه مجموع ، معرف آثار معماري دوره هاي مختلف اسلامي است .
 در بررس سابقة تاريخي اين مسجد ،‌در روايت هاي تاريخي مي‌خوانيم كه هارون الرشيد به هنگام عزيمت به خراسان در سال 192 هـ . ق ، ددر قزوين دستور ساخت بارو و مسجدي را داده است كه به طبق بعضي از روايت ها و شواهد ، اين مسجد در محل آتشكده اي از دورة ساساني بنا شده است . در روايت ديگري نيز آمده كه به دستور هارون الرشيد ، قاضي ابوالحسين محمد بن يحيي بن زكريا وو صاحب ابي العباس بن سريح ، آن جامع را ساختند و پرداختند كه بعدها به « طاق هاروني » معروف گردديد . در ثلث اول سدة چهارم ، اسماعيل بن عباد طالقاني يا رازي – معروف به صاحب بن عباد ، وزير فخر الدوله ديلمي – مدرسه اي در مجاورت جامع بنا كرد و در اواخر سدة چهارم ، فخر الدوله شروع به كشيدن ديوار مسجد كرد ؛ ولي نا تمام ماند . به واسطة آسيبي كه به مسجد رسيده بود ، در يال 393 هجري ، به دستياري « ابواحمد كسائي » و «ساوه منادي » جامع مذبور تجديد بنا شد و تعمير گرديد . در سال 413 هجري ، به فرمودة « سالار ابراهيم مرزبان » ، طبقات فريختة صحن بزرگ را از نو ساختند و مال فراواني صرف آن شد . در شوال سال 500 هـ . ق ، امير زاهد خمارتاش بن عبدالله عمادي ، ساختمان مقصوره بزرگ و گنبد و صحن مدرسه و خانقاه و چاه خانة مسجد را آغاز كرد و در رجب سال 509 ، آنها را به پايان رسانيد و مستغلاتي بر آن وقف كرد پس از آن ، ملك مظفرالدين الب ارغون بن تعش ، سراچة جداگانة ديگري رو به قبلهبنا كرد كه در آن ، مجلس تفسير و حديث منعقد مي‌شد و در سال 548 هجري از عمارت آن فراغت يافت . در دورة مغول ، صدماتي متوجه مسجد گرديد كه در دوره هاي بعد تعمير يا تجديد شدند . در زمان صفويه ، بخش هاي وسيعي به اين مسجد افزوده شد كه از آن ميان به ايوان ها ، مناره ها و اكثر رواق ها مي‌توان اشاره كرد . در دورة قاجار نيز ساخت و سازهاي قابل توجهي در اين مسجد به انجام رسيد . در دورة معاصر نيز بخشي از تعميرات و مرمت‌هاي مسجد انجام شده است . حال به شرح قسمت هاي مختلف مسجد مي‌پردازيم .
ايوانهاي مسجد : ايوان جنوبي ايواني است پنچ ضلعي و دو طبقه كه جلو مقصوره خمارتاش و متصل به او است . قديميترين كتيبة آن بين طبقة اول ودوم به خط نستعليق لاجوردي بر روي كاشي خشتي . سال 1069 هـ كار شريف كاشي پز است .
اين ايوان از بهترين اثاري است كه پس از تغيير پايتخت به اصفهان باقي مانده و مظهر كاملي است از بناي دورة صفوي با 5/13 متر عرض و 22 متر ارتفاع ، كاشي هاي هفت رنگ در داخل ايوان ، سطح پايه هاي طاق رومي را تا محل پاطاق تزئين نموده است . سه چشمة ورودي به مقصوره خمارتاش دارد و در بالا سه حجره (شاه نشين) و دو غلام گردشي . دو لوح بزرگ سنگ مرمر كه يكي در سمت راست و به فرمان شاه سليمان صفوي در يال 1081 هجري ، عوارض قپانداري در «دارالسلطنه» قزوين ممنوع مي‌شود و سمت چپ به امر فتحعلي شاه در سال 1238 هجري تحميلات ديواني برداشته مي‌شود و با 18 پله كه مهر سلجوقي هم دارد به طبقة دوم مي‌توان صعود كرد .
بر پيشينياني طبقة دوم و زير طاق آفتابي ايوان ، دور تا دور ، كتيبه اي به خط «ثلث» بزرگ طلايي بر روي كاشي لاجوردي سورة مباركه «جمعه» از سمت راست شروع مي‌شود .
ايوان غربي متعلق به شاه سليمان صفوي (1081 هـ ) مي‌باشد و به رواقهاي اطراف راه مي‌يابد .
ايوان شرقي دقيقاً معلوم نيست كه در چه زماني ساخته شده ، امادر سال 1312 و 1313 هـ «باقرخان سعد السلطنه» حاكم قزوين آن را نو ساخته است .
ايوان رفيع شمالي با دو منارة شكوهمند و با كاشيكاري زيبا ، مربوط به زمان شاه طهماسب صفوي است با عرض 5/10 متر و ارتفاع مناره ها 26 متر مي‌باشد كيفيت و دقت بناي اين مناره ها برتر و حيرت انگيز تر از گلدسته هاي ديگر مساجد است . بدين معني كه هر يك از انها را مي‌توان به حركت در آورد . و اين ناشي از كيفيت خوب فني است و چگونگي آن هنوز روشن نشده است . بين ايوانها را در چهار طرف رواقهايي فراگرفته است كه با ستونها و طاقهاي هلايلي (رومي) مزين و پابر ست . در وسط صحن مسجد حوض بزرگي قرار دارد و بين حوض و ايوان شرقي آبخوره اي كه قنات خمارتاشي از آن مي‌گذشته است .
اگر چه به نوشتة «الندوين» اين مسجد در قرن هفتم ، درهاي متعددي داشته ولي اكنون تنها دو درباقي مانده است . يكي در شمال غربي ، مربوط به سال 1272 كه ره محلة «دباغان» مي‌پيوندد و در شرقي كه پس از عبور از راهرويي به عرض حدود 10 متر به يك هشتي بزرگ يردر ديگري ، به خيابان شهدا «سپه» مي‌رسد و در سال 1074 هـ بنا شده است .
ضمناً در قسمت شمال و شمال شرقي و شمال غربي و جنوب مسجد نيز حياط هاي ديگري هم وجود دارد . شايسته ياآوري آنكه در قسمت بالاي هشتي در ورودي شرقي اين بين معناي خاصي دارد ؛
اين مسجد كه بود در قزوين الحق نبود قرينه اش روي زمين .
مسجد جامع قزوين از ديگربناهايي است كه قسمتي از ان از شيوه رازي است . گنبدخانه و گنبد‌آن بين سالهاي 507-509 هجري به امر خمارتاش ساختهشده اند – ايوان جلوي آن در زمان صفويه ساخته شده است . بقية فضاها در دوره هاي مختلف الحاق شده اند – با وجود زلزله خيز بودن اين منطقه اين بنا استوار باقي مانده و اين نشان دهنده دقت درنيايش آن است – نبايك پوسته است و شنگه آن نبوده كه پيوسته دوم بر روي آن سوار شود كه بعدها بر روي پيوسته اول كاش كاري شده است – نماي داخلي گنبد خانه با نقوش برگ كنگري كه از نقوش معمول د ردوره ساساني بوده است فرين شده است – گوشه سازي آن كه از نوع سنج است و همين طئر شاپركهاي آن با نوعي گره سازي تزئين شده اند – (عكس از گنبد مسجد جامع ) كتاب شيوه هاي معماري ايراني استاد محمد كريم پيرنيا .
هم چنين مسجد جامع قزوين دو پوسته داشته كه تنها پوسته زيرين آن باقي مانده است گنبدهاي دو پوسته پيوسته نيز در  مسجد ها برسيان ، جامع اردستان و جامع زواره ساخته شده اند .
ايوان و رواق هاي مسجد : مهمترين و زيباترين ايوان مسجد ، ايوان جنوبي است كه از نظر عظمت و رفعت بنا و اسلوب ساختمان و تزئينات متناسب ، از بناهاي كم نظير به حساب مي‌آيد . اين ايوان به سال 1069 هـ . ق توسط شاه عباس دوم صفوي ساخته و به شبستان سلجوقي الحاق شده است . دهنة اين ايوان ، 56/14 ؛ عرض آن ، 48/12 و ارتفاع آن حدود 21 متر است . ازارة ايوان با سنگ و بقية قسمتهاي آن با آجر تراش بنا شده است . در فواصل آجرها ، به جاي بندكشي با گچ ، كاشي هاي باريك لاجوردي رنگ به كار برده اند . روكار قسمت مهمي از ايوان ، كاشي بوده كه اكنون بيشتر آنها ريخته واز ميان رفته است . نماي دروني ايوان به صورت دو طبقه ساخته شده و در طبقة پايين آن ، سه درگاه جهت ورود و خروج به مقصوره و در غرب و شرق انها ، دو درگاه ديگر جهت دسترسي به رواقهاي طرففين شبستان تعبيه گرديده است . مطابق درگاه هاي پايين در طبقة پايين آن ، سه درگاه جهت ورود و خروج به مقصوره و در غرب و شرق انها ، دو درگاه ديگر جهت دسترسي به رواقهاي طرفين شبستان تعبيه گرديده است . مطابق درگاههاي پايين در طبقة دوم ايوان ، پنج غرفه بنا گرديده كه راه دسترسي بدانها از طريق يك پلكان است . بين اين دو طبقه ، كتيبه اي باريك و سرتاسري به خطر نستعليق و به رنگ لاجوردي در كاشي ليمويي رنگ قرار دارد كه متن آن ، گوياي ساخت اين ايوان به سال 1069 1069 هـ ق توسط شاه عباس دوم است . بالاي غرفه هاي فوقاني ، كتيبة ديگري به خط نسخ عالي است كه بر آن ، سورة جمعه به رنگ طلايي در كاشي لاجوردي نقش شده و در آخر آن ، عبارت « غلام شاه ولايت شريف كاشي پز » آمده است . در طرفين درگاه هاي مقصورة زير گنبدي ، لوحه هايي از سنگ مرمر نصب شده كه بر آن ، كتيبه هايي از دورة صفويه و قاجاريه در خصوص معاني و رفع پاره اي تحميلات و عوارض و بدع نوشته شده است .
ايوان غربي مسجد نيز از اثار دورة‌صفوي است و به نظر مي‌رسد كه در سال 1081 هـ . ق توسط شاه سليمان صفوي ساخته شده باشد . در طرفين اين ايوان ، دو راهروي شمالي و جنوبي است كه به هشتي پشت ايوان مي‌رفته و در نخستين مسجد در جانب غربي ، در اين قسمت بوده كه مسدود شده است . كاشي هاي زيباي اين بخش  از مسجد فروريخته و تنها دو بيت شعر به خط نستعليق در كاشي لاجوردي با اين مضمون برجاي مانده است:
« فيضش چو ديد افزون ز حد گفتا به تاريخش خرد
                اين طاق گل نبود بود طاق دل روشن دلان(1081)  
كتيبــــــه الفقيــــــــر كاوس مصـــــــور
                غـــــــلام شاه ولايـــــت شريف كاشي پز » 
دهنة  اين ايوان ، 32/8 و طول آن ، 44/10 متر است و از آن يك راه به رواق جنوبي و يك ارسي سه چشمه هم به رواق شمالي راه دارد .
ايوان شرقي مسجد بين سالهاي 1313 – 1312 ه . ق توسط باقر خان سعدالسطنه – فرماندار وقت قزوين – و به دستور و هزينة ميرزا علي اصغر خان اتابك از نو عمارت شده ؛ ولي روكار و تزيين انانجام نشده است . ايوان شمالي  به نظر مي‌رسد كه در اصل ساختة شاه تهماسب صفوي باش كه در دورة قاجار باز سازي ، تزيين و تعمير اساسي شده است . مناره هاي ايوان نيز در دورة قاجار باز سازي ،‌تزيين و تعمير اساسي شده است . مناره هاي ايوان نيز در دورة قاجار بازسازي گرديده است . اين ايوان كه قدري از صحن مرتفع تر است ، به دهنة 11 و عرض 5/11 متر است و رتفاع مناره هاي آن نيز به 25 متر مي‌رسد . طرفين جبهة ايوان ، با كاشي خشتي زيبا و عباراتي منقوش شده است .
در دو سوي هر ايوان ، رواق هايي طولاني ساخته شده كه هر كدام به نام امام جماعت يا پيش نمازي كه سالها در آنجا نماز مي‌خوانده ، نامگذاري شده است . رواق هاي شرقي ، از همه باريكتر ، رواقهاي جنوبي ، بزرگتر و وسيع تر است . ازارة رواقهاي شمالي و رواقهايي كه در شمال ايوان شرقي و غربي واقع شده اند ، در دورة اخير با سنگ تراش  پوشيده شده و ارسي هاي آنها نيز برداشته شده است و به جاي آنها ، درهايي به سبك جديد قرار دادهاند ؛ اما رواق هاي ديگر به حالت اولية خود باقي مانده اند . نماي خارجي رواقهاي جنوبي ، از  هر طرف ايوان ، چخار طاقنما ، و نماي رواق هاي شمالي از هر طرف ايوان ، پنج طاقنما دارد كه با آجرهايي ظريف ساخته شده و ستونها و لچكي آنها با كاشي تزيين گرديدده است . آخرين طاقنماي غربي در طرف جنوب ، در بزرگي دارد راهرووي رواق غربي و در زير زمين يا سرداب مسجد است . در بين رواق هاي جنوبي ، دو صفه ، يكي به نام طاق هاروني و ديكري به نام طاق احمديه يا طاق حلاج قرار دارد . رواج واق در مغرب ايوان جنوبي و همچنين سرداب . زير زمين مسجد را سعد السلطنه به سال 1313-1312 هـ .ق به امر ميرزا علي اصغر خان اتابك ، ورواق واقع در جنوب ايوان غربي را حاج محمد علي به بم – از تجار قزوين – در حدود سال 1320 هـ . ق ساخته اند .
در اين بخش از بنا ، پنج رشته كتيبه به خطوط مختلف گچبري شده است كه هر كدام از كتيبه ها از لحاظ هنر حسن خط و زيبايي ، ارزش و مقام خاصي دارند . مفاد هر يك از كتيبه ها مختلف بوده ، به طور كلي شامل آيات قرآني و تاريخچة ساختمان شبيتان و موقوفات و متعلقات آن است .
كتيبة اول به خط ثلث با قلم درشت در هشت ضلع كنبد گچبري شده و خلاصه متن آن چنين است :
« بسم الله الرحمن الرحيم (..) تعيينه في ايام دوله (يوله) الملك العادل السلطان المعظم مالك العرب و العجم عماد الدنيا و (غياث) الدين ابي شجاع محمد بن ملكشاه ( … ) في ولايه الامير الاسفهسالار مجدالدين اتبع الوصي الا بالله عليكم و لله (اسقاطي) املعوست «( شايد اين كلمه ، اللقفشت بن توران را پوران باشد ) بن بوران نصر ( شايد نصير باشد )(…) ذلك علي يدالامير الموفق لمرضيين الافعال المجاهد في الله ابومنصور خمارناش بن عبدالله عمادي ابتغاء لمرضات الله و طلبا لثوابه (…) في مده تسع سنين اوله شهور سنه خمسائه و آخرها انتها سنه ثمان و خمائه (..) »      
با توجه به متن اين كتيبه ، ساختمان گنبدو شبيتان آن در زمان ابي شجاع محمد بن ملك شاه و به دست ابومنسور خمارتاش بن عبدالله العمادي كه از بزرگان اين دوره بوده ، در بين سالهاي 507 و 514 هجري ساخته شده است .
كتيبةدوم به خط كوفي جلي به عرض 68 سانتي متر و با حاشيه هاي تزييني به طرز بديع و ظريفي گچبري شده است . اين كتيبه از ضلع غربي و پايين تر از  كتيبة نخستين آغاز مي‌شود ، از طولديوار غربي تا مقداري از ديوار جنوبي امتداد مي‌يابد و در اينجا كه جبهة محراب است ، قطع و مجدداً از شرق محراب آغاز مي‌شود و تا انتهاي ديوار شرقي ادامه پيدا مي‌كند . در ديوار شمالي قسمت وسط كه معبر ايوان به گنبد است ، باز هم يك قسمت بريده مي‌شود و در طرفين اين بريدگي ، خطوط ريزتتر مي‌گردد و در هر طرف ، سه سطر گچبري گشته ، سرانجام كتيبه در انتهاي ضلع شمالي ختم مي‌شود . اين كتيبه ، به غير از دو قسمت مختصر ريخته شده ، به خوبي محفوظ مانده است . متن كتيبه حكايت از وقف مدرسة متصل به مسجد ، زمينها و بستانهايي توسط امير خمارتاش با اين مسجددارد .
كتيبة سوم به خط كوفي مارپيچ است كه از شرق محراب شروع و در سمت غرب آن تمام مي‌شود و مشتمل بر اياتي از يورة بقره است و خط آن از حيث ظرافت و زيبايي ، از نوادر صنعت خط محسوب مي‌شود .
كتيبة چهارم به خط نسخ علي و خوش ، از نزديك محراب شورع به انتهاي ضلع غربي شبستان ختم مي‌شود و مانند كتيبة قبلي ، متن آن حاكي از نام رقابت موقوفاتي است كه به منظور داير نگهداشتن مسجد و تأمين هزينة روشنايي و لايروبي قنات ، وقف بر مسجد شده است .
كتيبة پنجم به خط نسخ ، از ضلع غربي شبيتان شروع مي‌شود و در آخر همان ضلع پايان مي‌يابد ومتن آن ، وقف نامه و شرح تقسيمآب خمارتاش است : « بسم الله الرحم الرحيم يقول العبد الضعيف المنتظر لفعو ربه خمارتاش ابن عبدالله ماء القناه خمارتاشيه (…) ان آثارنا نذل علينا فانظروا بعدنا الي الآثار تمت عماره هذا القبه في آخر سنه تسع و خمسائه (509) » ...

 

منابع مورد استفاده :
(1)    سيماي قزوين ( عباس حاجي آقا محمدي )
(2)    سبك شناسي معماري ايراني  ( استاد محمد كريم پير نيا )
(3)    شيوه هاي معماري ايراني ( استاد محمد كريم پير نيا )
(4)    دايره المعارف بناهاي تاريخي در دوره اسلامي ( محمد مهدي عقابي )
(5)    معماري ايراني پوپ ترجمع كرامت الله افسر
(6)    طاق و قوس در معماري ايران ( حسين زمرشيدي )
(7)    موزه هاي ايراني (كتايون صدري )
( عباس رفيعي )
(8)    تحقيق معماري گذشتة ايراني (استاد محمدئ كريم پير نيا )   
(9)    معماري ايراني اجراي ساختمان با مصالح سنتي ( حسين زمرشيدي )
(10)    آرايه هاي معماري ايران ( سحر مختارانس )
(11)    كاشيهاي اسلامي نويسنده و نستياپورتر ترجمه دكتر مهناز شايسته فر
(12)    تزئينات وابسته به معماري ايران ( محمد يوسف كياني )
(13)    قزوين ميراث فرهنگي
(14)    كاشي كاري ايران حسين زمرشيدي .

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه