آبراهام مزلو و بررسی نظریه های آن

آبراهام مزلو و بررسی نظریه های آن
آبراهام مزلو و بررسی نظریه های آن
70,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 35 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

فهرست
مقدمه   
نظرات مزلو   
نيازهاي اوليه   
نيازهاي جسماني   
نيازهاي ايمني   
نيازهاي تعلق و محبت   
نياز به احترام   
نياز به تحقق خود   
شروط لازم براي ارضاي نيازهاي اوليه   
ويژگيهاي ديگر نيازهاي اوليه   
درجه ثبات سلسله مراتب نياز   
ويژگي فرهنگي و عموميت نيازها   
نقش نيازهاي ارضا شده   
نقش ارضاي نيازهاي اوليه در تئوري روان شناختي    
خلاصه نظريات مزلو   
منابع   
 
مقدمه
در قرن 20 سه نهضت يا انقلاب فكري اساسي رخ داد كه چهره علم روانشناسي را دگرگون كرد يكي پيكو آناليز و ديگري رفتار گرايي و سومي انسان گرايي پيكو آناليز انسان مخلوق غرايز و كش مكش هاي دروني است . از نظر رفتار گرايي محيط انسان را مي سازد البته طبيعت انسان در اصل خوب و قابل احترام است و در صورتي كه محيط به انها اجازه دهد به شكوفايي و براوردن استعداد و گنجايش هاي درون گرايش دارد . و اما ابراهام مزلو را مي توان يكي از موسسين و شايد پرنفوذترين روانشناس انسانگرا در زمان معاصر دانست . او در سال 1908 در امريكا به دنيا امد و در سال 1980 فوت كرد .  
او بدع نوع روانشناسي است كه سر و كارش با برترين و والاترين آرمانها و استعدادهاي ذاتي انسانهاست و در راستاي كشف ابعاد حيرت برانگيز درون پرغوغاي ادمي همواره به كارست .
انچه مزلو را به دركي نوين از انسان راهبر شد ، پديده هايي به غايت عاطفي بود :
عشق ، احترام و حسن قبول مسئوليت علاقه ي سرشار از احترام و عاطفه اش به استاداني چون اردشير فروم كارن هورناي ماكس و رتمالير او را بر ان داشت تا در ارزوي رسيدن به جو پر جان انان به اوج شكوهمندي كه انسان بر عروجش تواناست دست يابد .
روانشناسي كل گرا – انسانگري مزلو بي انكه ما را در هزار توهاي ضمير ناخود اگاه مان سرگردان سازد راه عروج راه فرار وي از مرز هاي محدود من و راه رهيافت به اوج هاي پر خلسه ي عرفاني را به ما مي نماياند . 
مازلو عقيده دارد كه نيازها سلسله مراتبي دارد كه بشرح زير مي باشد :
1- نيازهاي فيزيولوژي – گرسنگي ، تشنگي ، جنسي
2- نيازهاي ايمني
3- نياز به ديگران داشتن
4- نياز به احترام مقام و موقعيت
5- خود شكوفايي
مازلو عقيده دارد كه در تكامل شخصيت فرد ابتدا بايد نيازهاي پائينتر كاروا بشود تا نيازهاي عالي تر پيدا شود و ممكن اي ناكامي در ارضاي نياز يك طبقه در شخصيت فرد اثر بگذارد و شخصيت هر فرد را رفتارهاي اجتماعي او ريبري مي كند.
 
نقطه نظرات مزلو درباره نيازهاي انسان

نيازهاي اوليه
نيازهاي جسماني:
نيازهايي كه معمولا به مشابه نقطه شروعي براي تئوري انگيزش اختيار مي شوند اصطلاحا سائق هاي جسماني ( فيزيولوژيك ) ناميده مي شوند . و دو موضوع باعث تجديد نظر ما مي گردد 1- توسعه مفهوم ( تعادل حياتي و 2- فهم اين مسئله كه اشتها ( ترجيحا انتخاب غذا ) نشانه كمبودها يا احتياجات بدن است .
تعادلي حياتي بر كوشش و تلاش غير ارادي بدن جهت حفظ تعادل بهنجار و ثابت خون دلالت دارد . كانن اين فرايند را براي اب موجود در خون نمك موجود قند موجود پروتئين موجود چربي موجود كلسيم موجود اكسيژن موجود و غيره توضيح داده است و اين فهرست مي تواند ادامه يابد و مواد مصرفي هورمون ها ويتامين و غيره را شامل گردد.
و پس نياز فيزيولوژيك مثل مزه ها و بو ها جزو تعادل حياتي نمي باشد و نيز مي توانند هدف رفتار انگيزشي قرار گيرند و پرنياز فيزيولوژيك و رفتار فوري مي تواند به مثابه كانالي براي انواع ديگر نيازها عمل كند . و اينها بطور نسبي از يكديگر قابل تفكيك اند . و اين نيازها نيزومندترين نيازها هستند و اگر تمام نيازها ارضا نشده باشند نيازهاي جسماني بر ارگانيسم چيره مي شوند .
و نيازهاي ديگر ممكن است به سادگي معدوم يا به پشت صحنه رانده شوند . و اگر فرد گرسنه باشد براي او فقط محرا مهم است نه چيز ديگر يك صفت خيره ديگر ارگانيسم انسان هنگاميكه تحت سلطه يك نياز مشخص قرار مي گيرد اين است كه كل فلسفه زندگي او ميل به دگرگوني پيدا مي كند . براي انساني كه بشدت گرسنه است جامعه ارماني او جايي است كه در ان غذا يافت شود و هر چيز ديگر براي او بي اهميت است چنين مواردي حقيقت دارند ولي عموميت ندارند اما هنگاميكه نان فراوان است و شكم انسان سير چه اميالي خواهد داشت ؟
به يكباره نيازهاي ديگر و والاتر پديدار مي شوند و اينها بيشتر از گرسنگي هاي جسماني بر ارگانيسم تسلط مي يابند و هنگاميكه اين نيازها به نوبه خود ارضا دشند دوباره نيازهاي تازه تر پديدار مي وشند در واقع نيازهاي اوليه انسان به اعتبار زور آوري نسبي شان در يك سلسله مراتب سازمان مي يابند و يك نياز ارضا شده ديگر يك نياز نيست تنها نيازهاي ارضا نشده هستند كه بر ارگانيسم سلط مي شوند و رفتار را سازمان مي دهند . اگر گرسنگي ارضا شود در تكاپوي انسان نقش بي اهميت پيدا مي كند . و فردي كه يك نياز او همواره ارضا شده اي براي تحمل محروميت به بهترين وجه ممكن مجهز تر از ديگران اي .
نيازهاي ايمني
زماني كه نيازهاي جسماني بطور نسبي ارضا شوند يك دسته از نيازهاي تازه پديدار مي كردند كه مي توان انها را به عنوان نيازهاي ايمني طبقه بندي نمود امنيت ثابت اتكا حمايت رهايي از ترس اضطراب و اشفتگي نياز به نظم قانون موازين و اطمينان به نيروي پشتيبان و غيره تمام انچه درباره نيازهاي جسماني گفته شد در مورد نيازهاي ايمني نيز تا حدودي صادق است . اين نيازها نيز مي توانند ارگانيسم را يكسره به زير سلطه كشند مي توانيم ارگانيسم را به ماشيني تشبيه كنيم كه كارش جسته و جوي ايمني است .
و از طرفي مي توان گفت كه گيرنده ها تاثير گذاره ها هوش و ديگر قابليت ها ابزارهاي اصلي اين حست و جويند . و در مي يابيم كه نياز مسلط نه تنها تعيين كننده فلسفه و ديدگاه زمان حال اوست بلكه ارزش هاي و فلسفه اينده او را تعيين مي كند در واقع هر چيزي كم اهميت تر از ايمني مي نمايد در چنين وضعيتي به شرط آنكه بقدر كافي مدام و سخت باشد مي توان گفت كه انسان تنها بخاطر ايمني مي زيد .
بهر حال نيازهاي ايمني به مثابه محركه هاي فعال و مسلط بر ارگانيسم تنها در موقعيت هاي اضطراري ديده مي وشد في المثل در جنگ ، بيماري ، بلاياي طبيعي ، بهم ريختگي تشكيلات اجتماعي ، قتل عام ، آسيب مغزي ، روان نژندي و موقعيت هاي شديدا نامساعد
هر گاه در صحنه اجتماع قانون نظم و امنيت مورد تهديد جدي قرار گيرد نيازهاي ايمني به نيازهاي مبرم بدل مي شوند مي توان انتظار داشته كه هر ج و مرج و نهيليسم در اغلب انسانها موجب بازگشته از نيازهاي عالي تر به نيازهاي مبرم ايمني شوند .
يك واكنش مشترك و تقريبا قابل انتظار هم در اين گونه مواقع پذيرش سهل تر يك حكومت نظامي يا ريكتاتوري است . اين روند براي همه انسانها صادق است زيرا انها با بازگشتي واقع گرايانه به سطح نيازهاي اميني به خطر واكنشي نشان م يدهند ليكن بنظر ميرسد براي اناني كه نزديك مرز ايمني زندگي مي كنند بيشتر صادق باشند . انها بخصوص از تهديدات نسبت به حاكميت قانونيت و نماينده هاي قانون مضطرب مي شوند .

نيازهاي تعلق و محبت
اگر نيازهاي جسماني و نيازهاي ايمني هر كه نسبتا خوب ارضا شوند انگاه نيازهاي عشق و محبت و تعلق پا به عرصه ظهور مي نهند و تمام ان طوري كه گفتيم خود را بر حول اين محور جديد تكرار مي كند . حال شخص بطوري كه هرگز پيش از آن سابقه نداشته نبود كه ستان را يا يك محبوب را يا با يك همسر را يا فرزندان را بشدت احساس مي كند . او نياز مند روابط عاطفي با ديگران نيازمند جايگاهي در گروه خود يا فاميل خود مي گردد و بشدت بسيار مي كوشد تا به اين هدف برسد و بيش از هر چيزي اين را مي خواهد و حتي مي تواند فراموش كند كه زماني عشق را غير واقعي نا لازم يابي اهميت مي دانست و بدان مي خنديد حال او بشدت درد تنهايي غربت مطرود بودن بي راستي و بي ريشگي را احساس مي كند .

نياز به احترام
تمام افراد ميل يا نيازي به عزت نفس يا احترام به خود يا احترام ديگران دارند و نيازمند ند كه خويشتن را ارزشمند يابند واين ارزشمندي بر پايه محكم و استواري بنا شده باشد .
از اين و اين نيازها را براي گروه فرعي مي توان طبقه بندي نمود نخست ميل به توانايي ميل به موفقيت ميل به كارداني ميل به مهارت و شايستگي نياز به اطمينان در رويارويي با دنيا و نياز به استقلال و ازادي و چرم ان چيزي است كه مي تواند نياز به اعتبار يا پرستيژ قدر و مقام افتخار و اوازه نفوذ توجه اهميت بزرگي وقار و قدرداني خوانده شود . اهميت و نقش محوري اين نيازها پيش از پيش مورد قبول روانكاوان و روانشناسان باليني واقع مي گردد . وقتي نياز احترام به خود ارضا شود شخصي احساس اعتماد به نفس ، ارزشمندي ، توانايي ، قابليت و كفايت مي كند و وجود خود را در دنيا مفيد و لازم مي يابد اما عقيم ماندن اين نيازها موجد احساس حقارت ضعف و نوميدي مي گردد و اين احساسات به نوبه خود موجود دلسردي بنيادي و در نتيجه گرايشات جبراني مي شود . شناخت ضرورت اعتماد به نفس بنيادي و درك اينكه چگونه نوميدان فاقد آنند ، مي تواند با مطالعه روان نژندي ضربه اي شديد حاصل ايد .

نياز به تحقق خود
حتي اگر تمام نيازهايي كه بر شمرديم ارضا شوند باز اغلب مي توان انتظار داشته كه بزودي بيقراري و ناخشنودي تازه ظاهر شود و رو به رشد نهد مگر انكه شخص به كاري مبادرت ورزد كه با مختصات فردي او هماهنگ باشد . يك نقاشي بايد نقاشي كند يك شاعر بايد برايد و تنها در اينصورت است كه با خرد در صلح و اشتي بر خواهد برد .
انچه انسان مي تواند باشد بايد باشد . او بايد نسبت به طبيعت خاص خود صادق بماند اين نياز را مي توان تحقق خود ناميد . اين نيازها مشكل هاي ويژه اي بخود مي گيرند و از فردي به فردي تغيير مي كند و اين نياز ها اغلب پس از ارضاي نيازهاي جسماني ايمني ، محبت و احترام ، بطور روشن و واضح پديدار مي گردد.

شروط لازم براي ارضاي نيازهاي اوليه
شروط مشخصي هستند كه پيش نيازهاي بلا واسطه براي ارضاي نيازهاي اوليه بشمار مي روند و به خطر افتادن انها طوري است كه گويي نيازهاي اوليه خود مستقيما در خطرند . شروطي چون ازادي سخن گفتن ازادي انچه بدان مايليم تا جايي كه به ديگران لطمه نزند ازادي بيان خود ازادي تحقيق و كسب اطلاعات ازادي دفاع از خود عدالت انصاف صداقت و نظم در حجامعه نمونه هايي از شروط لازم براي ارضا نيازهاي اوليه اند عقيم ماندن اين ازادي ها واكنش اضطرار يا تهديد را بر مي انگيزد .
اين شرط هاي لازم في نفسه هدف نيستند بلكه به اعتبار رابطه بسيار نزديكشان با ارضاي نيازهاي اوليه كه في نفسه هدفند تقريبا چنين مي نمايد . و دليل دفاع از اين شروط ان است كه بدون انها ارضاي نيازهاي اوليه يكسره ناممكن يا دست كم به سختي تهديد مي وشد . اگر بيايد اوريم استعدادهاي شناختي تاثري ذهني يادگيري گروهي از ابزارهاي سازگار كننده هستند كه از وظايف شان يكي نيز ارضاي نيازهاي اوليه ماست پس روشن است هر خطري كه متوجه شان شود هر مانع و ادعي كه بر سر راه كاربرد ازاد شان قرا گيرد تهديد مستقيمي به نيازهاي اوليه خواهد بود چنين توضيحي تا حدودي پاسخگوي مسائل عامي چون كنجكاوي جست و جوي حقيقت دانش معرفت و اصرار جاوداني براي گشادن اسرار كيهاني است از اينرو نهانكاري سانسور عقايد قطع ارتباطات تهديدي براي تمامي نيازهاي اوليه محسوب مي شود .
اگر فرضيه ديگري ارائه دهيم و از درجات نزديكي به نيازهاي اوليه سخن بميان اوريم و گفتيم هر خواست خود اگاهي به نسبت دوري يا نزديكي اثر به نيازهاي اوليه اهميت كمتر يا بيشتري مي يابد رفتارهاي گوناگون را نيز مي توان به همين گونه توضيح داد . و كنشي مهم اي كه مستقيما در ارضاي نيازهاي اوليه شكرت داشته و هر چه مشاركت كمتر مستقيم باشد و يا ضعيف تر اين كنش اهميت كمتري دارد . اگر بخواهيم مي توانيم از مكانيسم هاي دفاعي كمتر اساسي يا بيشتر اساسي سخن بگوئيم و سپس اثبات كنيم كه به خطر افتادن مكانيسم هاي دفاعي اساسي تر ، تهديد كمتر ، تر از به خطر افتادن مكانيسم هاي دفاعي كمتر اساسي است...

 

منابع :
اقتباس از كتاب
1-    پيرناويل ، روانشناسي رفتار ، ترجمه حسن مينائيفر ، انتشارات دانشگاه نيم نگاهي به :
2-    تاريخ روان شناسي نوشته ف – ل – مولر ترجمه علي محمد كاردان مركز نشر دانشگاهي

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات ذیل قبلا توسط مشتریان محصول فوق خریداری شده است.
محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه