پخش مستقيم برنامه های ماهواره ای در اسناد حقوق بشر و محدوديت های اصل آزادی

پخش مستقيم برنامه های ماهواره ای در اسناد حقوق بشر و محدوديت های اصل آزادی
پخش مستقيم برنامه های ماهواره ای در اسناد حقوق بشر و محدوديت های اصل آزادی
90,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 118 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

فهرست مطالب

    مقدمه
    بخش اول: برنامه هاي ماهواره اي و آزادي پخش مستقيم
    فصل اول – مفهوم و مبنا
    گفتار اول: ارتباطات و سير تحول آن
    گفتار دوم: ارتباطات ماهواره اي
    فصل دوم – قلمرو آزادي پخش
    گفتار اول: آزادي پخش ماهوار
    گفتار دوم – عرف در منابع حقوقي
    گفتار سوم – فضاي و آزادي پخش برنامه هاي ماهواره اي
    بخش دوم: اسناد حقوق بشر و محدوديتهاي آزادي بيان و اطلاعات
    فصل اول – حقوق بشر و ميثاق هاي بين المللي
    گفتار اول:  چگونگي پيدايش حقوق بشر
    گفتار دوم:  اهميت حقوق بشر و فهم آن
    گفتار سوم:  اعلاميه جهاني حقوق بشر
    گفتار چهارم: ميثاق هاي بين المللي مدني و سياسي
    گفتار پنجم: حقوق آزادي اطلاعات و آزادي بيان
    فصل دوم: حق پخش مستقيم برنامه هاي ماهواره اي مطلق است يا نسبي
    فصل سوم: محدوديتهاي اصل آزادي اطلاعات
    گفتار اول: آزادي بيان و آزادي اطلاعات و محدوديتهاي آن
    گفتار دوم: حق حفظ حريم شخصي و محدوديتهاي دريافت اطلاعات
    فصل چهارم: فرهنگ، حقوق و آزادي ارتباطات در عصر جهاني شدن
    گفنار اول: جهاني شدن و جامعه مبني بر اطلاعات و جريان بين المللي آن
    گفتار دوم: فرهنك ارتباطات
    گفتار سدم: حقوق ارتباطات
    ضمايم
    منابع و مآخذ
    گفتار سوم: امنيت ملي
    گفتار چهارم: نظم عمومي
    گفتار پنجم: اخلاق
    گفتار ششم: حقوق و حيثيت ديگران
    گفتار هفتم: عدم تبليغ براي جنگ و حمايت تنفرماي

 

مقدمه:
امروزه مقبوليت يك كشور به رعايت اصول و آزاديهاي حقو بشر بستگي دارد و كانون اصلي توجه افكار بين المللي است. اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق هاي بين المللي آن حدود و آزاديهاي مدني، سياسي اجتماعي و فرهنگي بشر را تعيين مي كند و «انديشه حمايت از حقوق بشر همواره در طول تاريخ بعنوان عاملي براي مبارزه عليه ظلم و بي عدالتي و تلاش براي تامين حداقل حقوقي براي افراد جامعه مورد توجه بوده و در آثار فلاسفه و انديشمندان بر آن تاكيد شده است». (ارفاي و ديگران، 1372: 13)
تجربيات تلخ جامعه بشري و تجارب دو جنگ جهاني و نقض شديد و هولناك حقوق انسانها بشر را بر آن داشته تا با تدوين حقوق اساسي و حياتي بشر از مسايل پيش آمده براي بشر جلوگيري نمايد.
هدف نهايي و انگيزه اصلي حمايت از حقوق بشر حفظ صلح و امنيت بين المللي است و اين امر در مقدمه هر دو ميثاق بين المللي حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته است و «شناسايي جيثيت ذاتي و حقوق يكسان و غير قابل انتقال كلية اعضاء خانواده بشر مبناي آزادي، عدالت و صلح در جهان» اعلام دشه است. ميثاقعاي بين المللي حقو بشر ضمانت نامه هاي اجراي ياين حقوق هستند كه سازمان ملل به تصويب رساند. »دو ميثاق بين الملل حقوق بشر و اساس حمايت قانوين از حقوق شناخته شده بشر بوسيلة سازمان ملل متحد را تشكيل مي دهند و در يك بيان پايه گذار حقوق موضوعه در زمينة حقوق بشر هستند. (كيليار، 1368: 636)
بايد خاطرنشان كرد كه حقوق شناخته شده در ميثاق ها مطلق نيستند بلكه مقيد و تابع محدوديتهايي هستند و اين حقوق را مي توان به موجب قانون و با رعايت شرايطي تحديد نمود و به حال تعويق درآورد.
مثلاُ در ميثاق حقوق مدني و سياسي نيز در ماده مشابهي به دولت ها اجازه تحديد يا تعويق برخي از حقوق را در مواقعي كه حالت فوق العاده عمومي بروز كند و حيات و موجوديت ملت را تهديد نمايد، اعطا مي كند. مشروط بر اينكه اين تدابير با ساير الزاماتي كه دولت ذيربط بر طبق حقوق بين الملل بر عهده دارد، مغايرت نداشته باشد و منجر به تبعيض منحصراً بر اساس نژاد، رنگ، جنس، زبان، اصل منشاء مذهبي يا اجتماعي نباشد. (شيخاتني نژاد فلاح، 1280: 10)
حقوق مندرج در ميثاق ها نبايد محدود شود جز به موجب قانون و آنچه كه براي حفظ امنيت ملي، نظم عمومي، بهداشت يا اخلاق عمومي با حقوق و آزاديهاي ديگران لازم است. اما مشكل اساسي در اين زمينه برداشت و رويه هاي متفاوت و متناقض كشورها با يكديگر در مورد اعمال محدوديت و تعليق حقوق بشر است. اختلاف عقيده بين دولتها ناشي از عدم توافق در مورد جايگاه ويژه فرد در حقوق بين الملل و عدم تفسير صحيح و روشن ميثاق در اين مورد است كه نيازمند تفسيري واحد و يكسان از سوي نهادهاي بين المللي است. (همان، 9)
تحقيق حاضر در روند كلي تلاش خود، براي پاسخ به اين سؤال است كه آيا با توجه به آزاديها و حقوق كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاقهاي آن نباشد، آيا محدوديتهايي براي اين آزاديهات وجود دارند و اينكه اين ازاديها چگونه حقوق بشر را تحديد و تدقيق (limitation and extraction) مي سازند و چگونه بايستي اين محدوديتها را راعايت كرد. بنابراين تحقيق حاضر بر اين فرضيه استوار است كه با توجه به رعايت ضروري حقوق بشر در اسناد بين المللي و سازمان ملل و توجه آن در همه كشورها بدون توجه به نژاد، دين و مذهب، محدوديتهايي براي آن وجود دارد كه اجراي آن را مقيد مي سازد و براي اجراي آن ضرورت دارد كه قوانين خاصي نيز ايجاد شود تا بتواند بشكل همگاني و فراگير درآيد.
انگيزه اصلي از نگارش اين پايان نامه و انتخاب موضوع تحقيق علاقه به موضوعات حقوق بشر و افزايش دانش و آگاهي لازم در اين زمينه و سيطره اي كه ماهواره ها در عصر اطلاعات و ارتباطات نوري ايجاد كرده اند و فضايي را بوجود آورده اند كه جامعه شبكه اي (Network Society) را نويد مي دهند و از طريق ديگر جامعة اطلاعاتي پي ريزي شده است كه جريان بين المللي اطلاعات و توزيع و نشر برنامه ها و اطلاعات ماهواره اي و غيره از اصول اوليه آن است. در اين عصر، پرداختن به اساسي ترين نياز بشري و حقوق آن از اهم واجبات است و لذا ضرورت دارد، نگاهي به ابزارهاي جهاني سازي (Globalization) انداخت كه به قول مك لوهان دنيا را به يك «دهكده جهاني»  (Global village) تبديل كرده اند و انسان در يك فضاي نابرابر چگونه مي تواند از حقوق برابر و فرصتهاي برابر بهره برد و ازر اين فضا براي همه آحاد بشري پس اندازي ذخيره نمايد.
عدم امكان دستيابي سريع بر منابع دست اول خارجي و محدوديت استفاده از منابع اينترنتي و فراهم نبودن شرايط استفاده از روشهاي مشاهده، پرسشنامه و مصاحبه با نهادهاي بين المللي و مرتبط با محدوديتهاي اصل ماهواره اي از مشكلات فراروي تحقيق حاضر بوده است.
روش اصلي تحقيق در اين پايان نامه اسناد و كتابخانه اي بوده و بر اساس استدلال علمي و منطقي مطرح به بررسي مطالب مورد نظر از منابع فارسي و امگليسي بهره گرفته است.
براي نيل به اهداف مورد نظر، مطالب و مباحث مربوط دد دو بخش كه هر بخش شامل چند فصل و گفتار مي باشد، بيان شده است.
در پايان از زحمات همه اساتيد و بزرگواراني كه در راهنمايي و مشاورت اين تحقيق تلاش وافر كرده اند تشكار مي شود.
بخش اول:
آزادي پخش مستقيم برنامه هاي ماهواره اي
فصل اول: مفهوم و مبناي
فصل دوم: قلمرو و حقوق آزادي پخش
بخش اول:
فصل اول: مفهوم و مبنا
مداخل:
گفتار اول: ارتباطات و سير تحول آن
گفتار دوم: ارتباطات ماهواره اي
 
مدخل
عصر حاضر به درستي به عنوان عصر ارتباطات لقب گرفته است. عصري كه جهان مدرن را در مقياسي بيش از پيش جهاني به هم نزديك كرده و فضايي را بوجود آورده است كه به قول مك لوهان، دهكدة جهاني ناميده مي شود. پيامها از فواصل دور به آساني ارسال مي شود، آنچنانكه افراد به اطلاعات و ارتباطي كه از منابع دور سرچشمه مي گيرند، دسترسي دارند. ارتباطات نه تنهاد نقش اساسي در توسعه و پيشرفت هر جامعه اي ايفا مي كند بلكه در جهان كنوني ايفاگر نقش مهمي در ارتباطات بين كشورها و حتي ملتهاي مختلف جهان است.
رسانه ها آن چنان با تار و پود جوامع مختلف عجين شده اند، و چنان نقش در شكل دهي افكار عمومي و فرهنگ سازي بر عهده گرفته اند كه مي توان آنها را با نقش سيستم عصبي در بدن انسان مقايسه كرد. ماهواره يكي از وسايل ارتباطي است كه پس از اختران، به رسعت مراحل تكميل و تكامل خويش را پشت سر گذارده و امروزه به عنوان يكي از ابزارهاي منحصر به فرد در انتقال تصاوير و پيامهاي راديويي و تلوزيوني در جهان ارتباطات مطرح شده است. «تحول فن آوريهاي قادر به ارسال پيام از طريق امواج الكترومغناطيسي، همراه با ظهور سازمانهاي ملي و بين المللي دست اندركار مديريت و ادارة فضاي طيف، نشان دهندة پيشرفت قطعي در جهاني شدن ارتباطات بود.» (تامپسون، 1378: 196)
اين نقش غير قابل انكار، از همان آغاز، سبب بروز نگرانيهايي در بسياري از سياستمداران، مصلحان و انديشمندان جوامع مختلف شد و همين نكرانيها بود كه حتي مدتها قبل از آنكه عملاً از اين رسانه در جهت انتثال پيامها و تصاوير تلوزيوني بهره برداري شود، كوششهاي سياسي  جهت قانومند كردن استفاده از آن به نحوي كه مورد قبول همة كشورهاي جهان باشد به عمل آمده شايد در مقام مقايسه، كمتر موضوعي را در صحنه بين المللي بتوان پيدا كرد كه تلاش شده باشد قبل از ظهور و استفاده از آن، در صدد تنظيم و ندوين قواعد حقوق متناسب با رهره برداري صحيح از آن برآيد.
در اين فصل مفهوم و مبناي اصل آزادي پخش برنامه هاي ماهواره اي طرح يم شود.
سپس قلمرو اين حق را در جهان امروز و اسناد و مدارك مورد بررسي قرار داده و با روش استنادي و استدلالي به طرح موضوع اين مفهوم در اسناد حقوق بشر مي پردازيم.
 
گفتار اول: ارتباطات و سير تحول آن
ارتباطات يكي از قديمي ترين فعاليت هاي بشري است و بشر به مدد ارتباط با همنوع خود توانسته است اولين اجتماعات بشر را پايه گذاري نمايد. ارتباط را شامل تمامي فرآيندهايي مي دانند كه در آن ارفاد همديگر را تحت تأثير قرار مي دهند. ارتباطات از ديگاه تئودورسون، انتقال اطلاعات، انديشه ها، نگرشها يا عواطف از يك شاخص يا گروه به گروه ديگري كه عمدتاً از طريق نهدها صورت مي گيرد. (ويندال و ديگران، 1376: 18)
هر ارتباطي داراي عناصري است كه به طور كلي به شش قسمت تقسيم مي شود. فرستنده، گيرنده، پيام، كانال، تاثير و معنايي كه از آن درك مي شود. فرستنده عنصر اوليه در فراگرد ارتباطات است و گاه به آن منبع گفته مي شود. گيرنده، طرف مقابل هر كنش ارتباطي است و اساساً به آن مخاطب (audience) گفته مي شود.
پيام (Message0 چيزي است كه مخاطب و ارتباط گر در آن اشتراك دارند و در آن سهيمند. معني در ارتباطات از ابهام اساسي برخوردار است و از ديدگاه بعضي از انديشمندان، معني در پيام نهفته نيست بلكه در انسانها نهفته است و چيزهاي شخصي هستند و بين فرد تا فرد متضادند. (محسنيان راد، 1379: كانال (Canal) به مجراي انتقال پيام گفته مي شود و يا رسانه نيز گفته مي شود. اثر رسانه ها، بيش از همه مورد توجه قرار گرفته و رويدادي است كه بدون حضور رويداد ديگر واقع نمي شود. و به يك عامل و يك واكنش نياز دارد. (ويندال، 1376: 326) همين جنبة اثرات رسانه اي است كه گاه ما  شاهد محدوديتهاي رسانه اي در جهان هستيم و باعث ضايع شدن حقوق مي شود.
ارتباطات جمعي كه موضوع بحث اين رساله است، شكل ماهواره اي آن و آزادي تا حدودي مورد بحث قرار مي گيرد. انجمن بين المللي ارتباطات، ارتباط جمعي را چگونگي توليد و توزيع كالاها و خدمات مختلفي كه وسايل و فعاليت هاي فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقيقات مربوط به محتواي پيامها و نتايج و آثار آن ها را شتمل مي شود (كازنو، 253: 48)
وسايل ارتباط جمعي مولود محصول انديشة انسانند از اين رو منبعث از جامعه و متأثر از آنند. اما بعد از آنكه پيدا شدند و به كار رفتند، برحسب طرز استفاده اي كه از آنان بعمل مي آيد، مي توانند سالم، آرام بخش يا مضر و انحراف برانگيز باشند.
ديدگاه مك كاري در زمينه ارتباط جمعي اين است كه جمع (Mass) عده اي از افراد را در بر مي گيرد كه منافعي مشترك آنان را به هم پيوند مي دهد و رفتاري مشابه با هدفي يكسان را در آنان پديد مي آورد. ليكن افرادي را كه جمع تشكيل مي دهند، يكديگر را نمي شناسند، تعامل آنان با يكديگر ناچيز است، فعاليت هاي آنان با هم مرتبط نيست و به معناي دقيق كلمه سازمان يافته نيستند. 0كازنود، همان، 41) رسانه ها كه مجاري انتقال ارتباطات و بخصوص ارتباطات جمعي مي باشند. نقش سريع كننده نهادي (instituinal vatalyst) را بر عهده دارند. اين رسانه ها، جهان را به صورت يك كل به هم پوشيده درآورده و فرهنگ معاصر را در سرگرميهاي نوين اطلاعاتي دچار اشباع واقعيت كرده اند. در اين عصر، تفاوت ميان واقعيت و انگاره، نشانه ها و شبيه سازي واقعيت از ميان رفته است. اين امر به ايجاد آن چه، »ژان بودريار – استاد جامعه شناسي – صورتهاي خيال مي نامند، منجر شده است. يعني باز توليد شبيه سازي شدة واقعيت كه تشخيص آن از واقعيت دشوار يا غيرممكن است. نتيجه ظهور فرا واقعيت (hyperreality0 است كه در عين حال كه واقعي نيست، واقعي تر از واقعي است. (كيوستيو، 1378: 194)
براي درك صحيح صحيح نقش رسانه ها در فرهنگ، بايستي گفت كه تماشا و گوش دادن به رسانه ها به هيچ وجه فعاليت انحصاري نيست، بلكه معمولاً به همراه انجام ساير كارهاي خانه در هنگام صرف غذا با خانواده و ارتباطات اجتماعي انجام مي گيرد. اين فعاليت تقريباً همواره در پس زمينه حضور دارد و تار و پود زندگي ماست.
ما به همراه رسانه ها و به كمك رسانه ها زندگي مي كنيم. مك لوهان از عبارت رسانة تكنولوژيك همچون قوت روزانه يا منابع طبيعي استفاده مي كند. به بيان دقيق تر، رسانه ها بويژه راديو تلويزيون به محيط ديداري – شنيداري تبديل شده اند كه ما به گونه اي بي پايان و خودكار با آن ارتباط متقابل برقرار مي كنيم. (كاسكز، 1380: 9-388)
تمامي تكنولوژي رسانه ها از توان ايجاد دگرگوني در مفاهيم سنتي زمان و مكان برخوردارند. بدين ترتيب بايد اذعان كرد كه دگرگوني مهمترين عامل در ايجاد راه و رسم تازه از طريق متكنولوژي رسانه ها محسوب مي شود.
 
گفتار دوم: ارتباطات ماهواره اي
توسعه فن اوريهاي جديد كه جهاني شدن ارتباطات را رقم زده است و ماهواره ها نيز جزئي از آن هستند، حاصل تحول سه عنصر بهم پيوسته در اواخر قرن بيستم وبده است. يكي از اين سه، بكارگيري سيستمهاي كابل پيشرفته، پيچيده و گسترده است كه ظرفيت بسيار بيشتري را براي ارسال الكترونيكي فراهم مي آورد. تحول دوم، استفاده فزاينده از ماهواره بخ منظور ارتباط از مسافتهاي دور و اغلب در همايند با سيستم هاي كابل زمينه پايه است. و تحول سوم، استفاده فزاينده از روشهاي ديجيتالي در پردازش، انباشت و بازيافت اطلاعات است. ديجيتالي كردن همراه با توسعه فن آوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي را بوجود آورده است. تمامي اين سير تحول فن آورانه به شويه هاي بنيادين در جهاني كردن ارتباطات سهيم بوده است. (تامپسون، 1379: 200-199)
نخستين قمر مصنوعي شوروي موسوم به اسپونتيك كه چهارم اكتبر 1957 به مدار زمين فرستاده شد، عصرذ جديدي از تكنيكهاي ارتباطي را آغاز كرد. در واقع شوروي سابق با قرار دادن اين ماهواره، اولين تلاش موفقيت آميز در زمينة ارسال ماهواره به فضا انجام داد.
در سال 1962 ميلادي هنگامي كه ماهواره «تله استار» با امكان ارسال برنامه هاي زندة تلويزيوني از آمريكا به مقصد اروپا به فضا پرتاب شد و در مدار زمين قرار گرفت همگان از سرعت پيشرفت فني بشر در تسخير فضا متحير ماندند. روندي كه تا به امروز با سرعتي خيره كننده ادامه يافته است. امروزه ارتباطات ماهواره اي و جهاني و منطقه اي رشد چشمگيري يافته و بر محدودة گسترده اي از فعاليت ها، از ارتباطات تلفني گرفته تا هواشناتسي، سايه افكنده است (كيا، 1381: 423)
- پيشرفت هاي فني اين امكان را در سال 1980 به بعد ميسر ساخت كه برنامه هاي ارسالي ماهواغره ها به طور مستقيم و با كيفيت بالا توسط عموم دريافت شود. سيستم هاي ماهواره اي را مي توان بر اساس نوع ارتباط (linkage) انواع ماهواره ها، سرويس يا نوع كار، مدار (orbit) و پوشش بهع انواع مختلف تقسيم كرد. كه شامل لينك هاي ماهواره اي، ماهوارة ارتباطي و خدمات سيستم ماهواره اي.
 
بخش اول:
فصل دوم: قلمرو حقوق آزادي بخش
 
گفتار اول: آزادي پخش
استفاده از ماهواره براي پخش برنامه هاي تلوزيوني آن قدر بديهي شده است كه شايد بتوان آن را به مثابه رفتار متحدالشكل و يكساني از طرف كشورها احراز كرد. امروزه راجه به نقش پخش مستقيم برنامه هاي ماهواره اي بحثي بين كشورها به ميان نمي آيد و اگر گه گاه اعتراضات يا نقطه نظراتي از جانب كشورها به ميان آيد، در واقع راجع به محتواي برنامه هاست نه اصل پخش.
لذا مي توان گفت كه حق پخش مستقيم برنامه هاي ماهواره اي به يك قاعدة حقوق عرفي در جامعة جهاني تبديل شده است.
در غياب قطعنامه اي كه به طور خاص و به وضوح به مسأله پخش مستقيم ماهواره اي پرداخته باشد بايد به همان اصول كلي مندرج در قطعنامه هايي كه مسايل عمومي فضا را تبيين مي كرد وراجعه كرد. علاوه بر آن، به نظر مي رسد كه امروزه با وجود صدها و بلكه هزاران شبكه اي كه برنامه هاي تلوزيوني را به طور مستقيم از طريق ماهواره پخش مي كنند پخش ماهواره اي به امري عادي تبديل شده باشد. ضمن آنكه اگر ما شاهد تصويب قطعنامه هايي در مجمع عمومي سازمان ملل راجع به ممنوعيت پخش مستقيم ماهواره اي بوديم، باز نمي توانستيم از آن قطعنامه ها استنباط كنيم كه كشورها مكلف به رعايت مفاد آن باشند. زيرا صرف نظر از استفاده بي دغدغه كشورها از ماهواره ها براي پخش مكستقيم برنامه ها، تقريباً هيچ كشوري نيز در دهة اخير نسبت به آن اعتراض نكرده است. تا آنجا كه اقدام كشورها در استفاده از ماهواره ها جهت پحش مستقيم برنامه هاي راديويي و تلوزيوني، عملاً به قاعده اي عرفي در حقوق بين الملل تبديل شدهد است. مضاف بر اينكخ ديگر قطعنامه هاي مجنع عمومي به جز قطعنامه هاي مربوط به امور مالي و اجرايي كه مرتبط با خود سازمان ملل بوده و لازم الاجرا هستند. بر اساس منشور سازمان ملل متحد، صرفاً جنبة توصيفي و مشورتي داشته و بر فرض صدور، براي كشورها در امر ارسال برنامه ها از طريق پخش مستقيم ماهواره اي، رعايتش لازم نيست. (اشرفي، 2-331)
 
گفتار دوم – عرف در منابه حقوقي
حقوق داراي منابع مختلفي است و يكي از منابع اصلي حقوق عرف است. عرف مي تواند هم در معناي بسيار وسيع به كار برده شود و هم در مضاري قليل. در مفهوم وسيع، عرف، حقوق مدرن رات بي سر و صدا بوجود مي اورد. همانگونه كه زندگي در انواه گياهان و حيوانات پنهان است. عرف نيروي حياتي نهادهاي حقوقي است. پس طيف اجرايي نامعيني دارد. عرف يك منبع حقوق در ميان ساير منابع نيست. حتي اگر بگوييم تنها منابع حقوق است، چندان مبالغه نكرده ايم. (برول، 1370: 44-439
عرف در نظام بين المللي دادگستري به منزلة رويه اي عمومي كه به عنوان قانون پذيرفته شده، ياد مي شود و لذا اين ديوان در حا و فصل اختلافات بين المللي بدان استناد مي جويد.
در منابع حقوق بين الملل، عرف اينگونه تعريف شده است: تكرار اعمال مشابه از سوي كشورها و سازگاري بين المللي كه به تدريج در روابط مشترك آنها با يكديگر، جنبة الزامي و قدرت حقوقي پيدا كرده است و در نتيجه اعتبار و ارزشي برابر با قاعده حقو نوشته شده دارد. «حقوقدانان براي تشكيل عرف وجود دو عنصر را ضروري دانسته اند، عنصر مادي و عنصر معنوي. عنصر مادي عبارت است از علكرد يكسان دولتها طي مدت زمان معين و تكرار آن. عنصر معنوي عبارت از اعتقاد به اينكه عملكرد مزبور از تظر حقوقي الزام آور است. عنصر مادي را مي توان در مكاتبات ديپلماتيك كشورها، بيانيه هاي سياسي، نشريات، عقيدة مشاوران رسمي حقوق، تصميات اجرايي، اعلام مواضع دولتي در پيش نويس قطعنامه ها يا معاهدات كه تسليم كميسيون حقوق بين الملل مي شود، مراجع قانونگذاري كشورها، تعليمات فضايي دادگاههاي ملي و بين المللي و قطعنامه هيا مرتبط با مسايل حقوقي مطروحه يافت. (اشرافي، 1380: 318)
به طور خلاصه در تكليف عرف بايد:
1-    فعل يا ترك فعلي كه همة دولتها رويه اي واحد در پيش گيرند.
2-    نيازي نيست كه همة دولتها رويه واحدي در پيش گيرند.
3-    انجام فعل يا ترك فعل بايد متحدالشكل و يكسان باشد.
4-    فعل يا ترك فعل بايد بيش از يك بار واقع شود
5-    دولتها به الزامي بودن فعل يا ترك فعل اعتقاد داشته باشند.
 
گفتار سوم:
- فضا و آزادي پخش برنامه هاي واهواره اي
كاوش و استفاده از فضاي ماوراي جو براي اهداف مسالمت آميز مهمترين نفع مشترك تمام بشريت است. به واقع، در فضاي ماهواره اي جو بسان هر عرصه فعاليت انساني، اصل عموماً شناخته شدة منع تهديد يا استفاده از زور در روابط بين المللي قد برافراشته است.
تسري چنين اصلي به فضاي ماوراي جو پيشتر در اولين قطعنامه هاي ملل متحد در مورد فعاليت هاي فضايي تاييد شده و سپس در مادة 3 معاهده 1967 به صورت مستقيم مورد توجه قرار گرفته است. (زماني، 1380: 20)
در عرصة حقوق فضا، نه فعاليت نظامي توصيف شده است و نه فعاليت صلح جويانه. لذا با استناد به معاهدة 1963 مسكو و در چارچوب معاهدة 1967 دولتهاي طرف معاهده طبق مادة 3 متعهد شده اند كه كلية فعاليت ها در امر كاوش و استفاده از فضاي ماوراي جو ازجمله ماه و ساير اجرام سماوي، طبق حقوق بين المللي و منشور ملل متحد به منظور حفظ صلح و امنيت و توسعه همكگاري و تفاهم بين المللي صورت گيرد (زماني، 1380: 20)
همچنين بايد توجه داشت كه اصولاً «نافي را نفي كافيست» و منطقي نيست از كشوري كه فعاليت فضايي انجام مي دهد، درخواست كرد كه امري سلبي (نظامي نبودن فعاليت) را اثبات كنند. در واقع، آنهايي كه مدعي نقض معاهدة فضا هستند، بايد ثابت كنند كه فعاليت ادعايي صلح جويانه نيست. (همان، 26)
ماهواره ها، در فضاي ماوراي جو، علاوه بر اينكه در مخابرات راه دور و هواشناسي نقش اساسي ايفا مي كنند. در چشم اندازي تاريخي، ابزار اطلاعاتي عالي در راه كنترل تسليحات و خلع سلاح به شمار مي روند و احساس امنيت بيشتري را ايجاد مي كنند.
ماهواره ها همزمان هم تعرضي و هم غيرتعرضي هستند. بعني هم مي توانند به ماهواره هاي پخش مستقيم امواج تلوزيوني، بدون اينكه وقعي بر حاكميت دولتها و اصل عدم مداخله در امور داخلي آنها بنهند، مرزهاي كشورها را درنورديده و با اتكا به اصل آزادي جريان اطلاعات و حق بشر در برخورداري از طالاعات اصول سنتي حقوق بين الملل را به چالش كشيده اند.
با شروع دهة هفتاد و پس از بررسيهاي گوناگون در بارة برنامه هاي ماهواره اي، نظرات عمده راجع به اين برنامه به سه دسته تقسيم شدند:
1-    گروهي از كشورها خواهان تنظيم و تدوين مقررات كلي در بارة ارسال برنامه هاي ماهواره اي و ايجاد يك نظام حقوقي خاص حاكم بر اين فعاليت ها شدند. مانند انونزي و ايران.
2-    گروهي ديگر معتقد بودند كه به لحاظ آنكه مشخصات برنامه هاي ماهواره اي و توان اين وسايل هنوز به خوبي روشن نيست. نمي توان يك نظان حقوقي خاص را در نظر گرفت. لذا اين گروه ضمت تاكيد بر لزوم وجود يك نظام حقوقي خاص حاكم بر ارسال برنامه هاي ماهواره اي، امكان انجام آن را در مقطعي از زمان منتفي مي دانشتند. مانند كانادا و فرانسه.
3-    بالاخره گروه ديگر كه خواستار يك نظام دقيق و مشخص قابل حصول در زمان معين با مقررات الزام آور حقوقي بودند. در اين گروه با تكيه بر اصل حاكميت دولتي و اصيل عدم مداخله در امور كشورها ارسال برنامه هاي ماهواره اي را دخالتي آشكار در امر داخلي كشورها تلقي مي كرد و آن را به عنوان نقض حاكميت دولتي مي دانست. (كدخدايي، 1380: 166)
در اين ميان، دو نظرية كلي نظريات ارائه شده را تحت تأثير قرار مي داد: اصل حاكميت دولتها و اصل آزادي اطلاعات.
اصل حاكميت دولتها از قديمي ترين اصول حقوق بين الملل است و توجه زيادي را به خود معطوف داشته است. بعضي ريشه آن را نشأت گرفته از حقوق باستان و مبتني بر اصل مالكيت دانسته اند. ليكن امروزه مقصود از حاكميت يعني صلاحيت دولت در مورد تصميم گيري در امور داخاي يا خارجي كشور ذيربط است.
در استدلال حقوق، عده اي ريشه اصلي حاكميت دولتها را ناشي از اصولي چون اصل استقلال، عدم مداخله در امور كشورهخا و نيز اصل تساوي مطلق دولتها مي دانند. (كدخدايي، همان) در معناي اين اصل، اظهار شده كه حاكميت يعني قدرت اداره مملكت در داخل كه متضمن اصل استقلال بوده و استقلال نيز به خود به معني نفوذ نداشتن قدرت خارجي و عدم دخالت او در امور داخلي است.
حقوق دانان معتقدند حاكميت دولتها از رهگذر مقررات بين المللي محدود دشه و ديگر نمي توان حاكميت مطلق را به معناي گذشته براي دولتها در نظر گرفت. البته عده اي مي گويند كه هرگونه محدوديت حاكميت بر اساس رضايت و موافت دول ذيربط كه با آرامش خاطر حاكميت خود را محدود كرده اند و در صورت راضي و موافق نبودن، نمي توان محدوديتي براي آن قايل شد. (كدخدايي، 1380: 118)
ميثاقهاي بين المللي حقوق بشر، حق عدم مداخله در حاكميت دولتها به رسميت شناخته كه بر اساس آن، مي توانند آزادانه بهبود و توسعه امور اقتصادب، اجتماعي و فرهنگي خود را تعقيب كنند.
همچنين در سال 1974، مجمع عمومي سازمان ملل منشور حقوق و تكاليف اقتصادي دولتها را به تصويب رساند كه طي آن يادآور شده كه هيچ دولتي نمي تواند با اقدامات يا فشارهاي اقتصادي پياپي يا هر نوع فشار ديگر، در جهت نقض حاكميت دول ديگر ادقام يا آن را ترويج و تشويق كند. (كدخدايي، 1380: 121)
اصل آزادي اطلاعات، نظرية ديگري است كه پخش برنامه هاي ماهواره اي را تحت تأثير قرار داد. دول مدعي، با استناد به اصل آزادي اطلاعات يا جريان آزاد اطلاعات (free flow of information) كه به هر شخص حق دسترسي يا دريافت اطلاعات را مطرح مي كند، حق پخش برنامه هاي ماهواره اي را مطرح مي نمايد.
در سال 1948، كميسيون فرهي گزارشي را مطرح كردند كه آزادي اطلاعات را حقي اساسي مي دانست كه ايجاد آن براي حصول، تشويق و افزايش آزادي افكار و نظريات بدون دخالت ديگران و نيز تحقيق و دريافت اطلاعات و نظريات به هر وسيله بلامانع را بدون توجه به مرزها مطرح نموده و شامل آزادي دسترسي به پيشرفته ترين امكانات و گسترده ترين منابع اطلاعات مي شود.
اين اصل پس از جنگ جهاني دوم و با آغاز عصر فضا مورد توجه مجامع بين المللي و برخي دولتها قرار گرفت و اگرچه در منشور سازمان ملل مقررات صريحي در اين خصوص وجود ندارد، ليكن در كنوانسيونها و پيمانهاي بين المللي، اين اصل مورد شناسايي و تاكيد قرار گرفت.
نظراتي كه مطرح مي شود اين است كه با وجود اصل آزادي اطلاعات آبا كسب مجوز براي تأسيس و راه اندازي شبكة راديويي و تلوزيوني يا مجوز انتشار مجلات، خلاف اين اصل نيست و آن را نقض نمي كند؟ عده اي بيان كرده اند  كه چون انعقاد تمام اين اسناد با توجه به اين نكته تنظيم شده كه دولتها در هر حال بر تاسيس و راه اندازي شبكه هاي راديو-تلوزيوني نظارت داشته اند، لذا اصل آزادي اطلاعات در تعارض با لزوم كسب مجوز نيست. بر اين اساس، مي توان نتيجه گرفت كه اصل آزادي اطلاعات يك اصل پذيرفته شده به عنوان حقي براي انسانها نسبت به كسب يا انتشار اطلاعات بوده و جز در موادر معين در قانون و مقرران بين المللي، تابع هيچگونه ممنوعيت ديگري نيست. (كدخدايي، 1380: 9-138)
 
بخش دوم:
اسناد حقوق بشر و محدوديتهاي حق آزادي بيان و نشر اطلاعات

1-    حقوق بشر و ميثاقهاي بين المللي
2-    حق پخش مستقيم ماهواره اي: مطلق يا نسبي
3-    محدوديتهاي اصل آزادي اطلاعات
4-    فرهنگ، حقوق و آزادي ارتباطات در عصر جهاني شدن
 
بخش دوم:
    فصل اول:
        حقوق بشر و ميثاق هاي بين المللي
 
اعلاميه جهاني حقو بشر، بيش از نيم قرت است كه به وسيلة سازمان ملل به تصويب رسيد. اين اعلاميه در 10 دسامبر 1948 در قطعنامه مجمع عمومي (III) VA 21) تصويب شد و نقش شگفت انگيزي در تاريخ بشريت ايفا نموده است. اين اعلاميه خواستها و آرزويهاي ستمديدگان را تدوين كرد. و با زبان قاطع به مطالبات و ادعاهاي آنان معنا بخشيد. اين اعلاميه نظم قضايي نوين و بي حد و مرزي به نام قانون بين الملل حقوق بشر بوجود آو.رد كه معيار رابطة متقابل را جايگزين الزامات عام الشمول (Erga omnes) كرد. شاخصهايي براي ارزيابي مشروعيت حكومت قرار داد و پافشاري بر اصول اخلاقي را جانشين پافشاري بر زور نمود. اين اعلاميه وجدانها و نمايندگي هاي حكومتي و غير حكومتي را در جهت يك اقدام يكپارچة بين المللي بسيج كرد و بدين وسيله طرح كلي نطفة يك جامعه بين المللي را پي ريزي كرد، جامعه اي كه ممكن است روزي به يك جامعة جهاني كاملاً متنوع تحل پيدا كند.» (آلوز، 1380: 6)
حقوق بشر همان طور كه جان لاك آن را (براي انقلاب آمريكا) تعريف كرد، با كمك تعريف ژان ژاك روسو (براي انقلاب فرانسه) ابزارهاي ضروري جي نايل شدن به انديشه سه گانه ميراث قرن روشنگري – آزادي، برابري و برادري – بوده و هنوز هم هست.
در ژوئن 1993، در كنفرانس حقوق بشر، با اهميت ترين گام به سوي جهانشمول كردن رسمي اعلاميه 1948 برداشته شد. در اين كنفرانس بيش از صد و هفتاد كشور شركت نمودند و تاكيد مجدد بر جهان شمولي، تفكيك ناپذيري، وابستگي متقابل و مناسبات متقابل شد. ديگر كسي به بشر با برچشب پديده اي «فقط غربي»‌نمي نگرد و زبان حقوق بشر امروز و پاره اي از گفتمان سياسي مشروع بين المللي است.
 
گفتار اول: چگونگي پيدايش حقوق بشر
اعلاميه جهاني حقوق بشر به منشور كبير بشريت (Magna carta de lehumanite) ملقب گرديده و ترجمان ارزشهاي مشترك تمامي بشريت است. (وازاك، 1376: 214) معيارهاي حقوق بشر بيش از آنكه از بطن فرهنك چخاص تمدن غربي برخاستهد باشد از تلاش براي پاسخ گفتن به چالشهاي مشخث ريشه مي گيرد كه از تجدد اجتماعي كه در ضمن جهان را در بر گرفته است، ناشي شده است. (هابرماس، 1380: 175)
حقوق بشر از ابزارهاي ضروري جهت نايل شدن به انديشه سه گانه بشري است كه آزادي، برابري و برادري مي باشد. قدمت حقوق بشر به پهنة تاريخ يم رسد، يعني از آن هنگامي كه رفد يا افرادي ظالمانه حقوق ديگران را ناديده انگاتشه اند و از هنگامي كه صاحبان قدرت، بر ديگران غلبه نموده، خودسري پيشه كردند، پيكار براي حقوق بشر آغاز شد.
انديشة حقوق بشر از قديم الايام در حيطه حقوق طبيعي در تبيين و تعيين حقوق و وظايف انسانها قرار گرفته است. فلاسفة يونان باستان، سقراط، افلاطون و ارسطو قوانين طبيعي را الگوي قوانين اجتماعي مي دانستند. رواقيون نه تنها انسان بلكه خدايان را نيز در قلمرو قوانين طبيعي قرار داده، معتقد بودند كه اين قوانين اعمال مجاز و غيرمجاز و معيارها و ضوابط عدالت و بي عدالتي تعين خواهد كرد. برخي از اسناد و نوشته ها نيز كورش كبير موسس امپراطوري هخامنشي را حامل و حامي حقوق بشر شناخته اند و پيامبر عظيم السأن اسلام بزرگنرين منجي عالم بشريت، حامي اصول حقوق بشر و رهايي دهندة انسانها از زنجيره هاي اسارت جاهليت و مظالم حاكمان جور بوده اند. 0ارفعي و ديگران، 1372: 4-3)
انقلابيون انگليسي با الهام از انديشه هاي فلسفي ملهم از حقو طبيعي بخصوص نقطه نظرات جان لاك مبتني بر حق حيات، آزادي و مالكيت خصوصي موفق به خلع جيمز دوم از سلطنت شدند و منشور حقوق (Bill of rights) بشر خود را در سال 1689 تدوين نمودند. (همان، 4) انقلاب كبير فرانسه نيز با خلع يد از دولت مستبد وقت اعلامية حقوق بشر را در سال 1789 در مجلس ملي فرانسه تدوين كرد. در اين اعلاميه مشهور تصريح شده بود كه افراد بشر آزاد بدينا آمده و از حيث حقوق برابرند و هدف كلية نهادهاي سياسي، حفظ و نگهداري حقوق افراد يعني آزادي فردي، مالكيت شخصي، تامين مالي و جاني..... حق آزادي بيامن، و سرانجام حق برخورداري از حيثيت انساني و منع بازداشت غيرقانوني مي باشد (همان، 5)
در آغز قرن بيستم، با پايان گرفتن جنگ جهاني اول، توجه خاصي به موضوع حقو بشر در ميثاق جامعة ملل نشان داده شد. دول عضو جامعه، تعهد كوشش براي تأمين و حفظ شرايط عادي و انساني كار براي مردان، زنان و كودكان و همچنين رفتار عادلانه با سكنه بومي مستعمرات خود را پذيرفتند و بخش مربوط به نظام قيموميت در سيستم جامعة ملل، مسئوليت رفاه و پيشرفت ملل تحت قيموميت را به عهدة دولتهاي اداره كننده گذاشتند.
در همين زمان سازمانهاي بين المللي ديگري نيز پا به حيات گذاشتند و اعلاميه هايي نيز در سطوح جهان انتشار داده و تاريخچة پرطمطراق را رقم شدند. بعد از جنگ جهاني دوم نيز، جامعة بين المللي متأثير از جنگ، از حمايت بين الملل نيز برخوردار شده و صلح در منشورها هويدا شد و در اعلاميه هاي متعدد از جمله اعلاميه ملل متحد، در زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي و ... قدمهاي مثبتي برداشته شد تا اينكه مقررات در قالب منشور ملل مستند در سال 1945 تنظيم شد و هدف آن در امان داشتن نسل هاي آينده از آفت جنگ و اعلام مجدد ايمان به حقوق اساسي انسان، حيثيت و كرامت و ارزش شخص آدمي و برابري حقوق مردان و زنان مي باشد. كميسيون حقوق بشر، نخستين گام را در راه نگارش اعلاميه جهاين حقوق بشر در 10 دسامبر 1948 برداشت و مجمع عمومي سازمان ملل متحد، اعلامية جهاني حقوق بشر را به مثابه اولين و مهمترين عامل منشور بين المللي پيش بيني شدة حقوق بشر تصويب كرد. اين اعلاميه هدف مشتركي را كه تمام خلق ها و تمام ملت ها بايد به‌آن دست يابند، مدون مي ساخت (لوين، 1377: 36)
در حال حاضر قوانين بين المللي مربوط به حقوق بشر بيش از هشتاد معاهدة جهاني يا منطقه اي را در بر مي گيرند كه دولتهاي عضو را متعهد مي سازند و به حقوق الزام آور موسوم اند. شمار بسيار بيشتري از اعلاميه ها و توصيه نامه ها در مورد حقوق بشر نيز وجود دارند كه به تصويب سازمانهاي بين المللي رسيده اند. اما دولت ها را به طور رسمي متعهد نمي كنند. ولي در هر حال اين اسناد با تأثيرگذاري بر روابط بين المللي و ملي در عرصة حقوق بشر به ايجاد هنجارهاي مرسوم ياري مي رسانند و بدين ترتيب سارنده چيزي هستند كه مي توان آن را حقوق غير الزام آور ناميد. اعلاميه ها و توصيه نامه ها در بيشتر موارد، نخستين گام در راه تدوين اسناد الزام آور محسوب مي شوند. (لوين، 1377: 18)
حقوق بشر را «آزادي جديد ها»‌و «اصل حاكميت مردم» را «آزادي قديمي ها» نام برده اند. ليبراليسم كه سابقه اش به جان لاك مي رسد با طرح خطر اكثيرت استبدادي، اصل مفروضة خود را تقديم حقوق بشر قرار داده است. اين ايده حقوق بشر را واجد مشرو.عيتي ذاتي و به مثابه مانعي به شمار مي آورد كه ارادة حاكم مردم را  از دست اندازي به حوزة نقض ناپذير آزادي فردي باز مي دارد. (هابرماس، 1381: 168)
 
گفتار دوم: اهميت حقوق بشر و فهم آن:
اعلاميه جهاني حقوق بشر، علاوه بر الهام بخشيدن به امر قانونگذاري در داخل كشور، مبارزه ضد استعماري و تدوين مطالبات ستمديدگان پايه هاي مجموعة تعهدات باشكوه و مكانيسمي را شكل مي دهد كه دولت داوطلبانه به آن وفادار است. بنابراين تا جايي كه اين امر در كشورهاي مختلف يك خود تحميلي به شملر يم آيد و از طريق ئفاداري خود آنها تحقق مي پذيرد،‌ديگر اعلاميه اي امپرياليستي تلقي نمي ود. همانطور كه كوفي انان دبير كل سازمان ملل متحد تاكيد كرد: «مردم هرگز از جهانشمولي حقوق بشر شكايت نمي كنند. آنان حتي حقوق بشر را تحميل غرب يا شرق نمي دانند بلكه اغلب رهبران آنان چنين مي گويند. (22 فوريه 2000) (آلوز، 1380: 44)
از ديدگاه هابرماس، فيلسوف آلماني معاصر، نظرية سياسي براي پرسش مشروعيت دئ پاسخ يافته است. حاكميت مردم و حقوق بشر. اصل حاكميت مردم متضمن آييني دموكرالتيك در قانون گذاري است كه حاصل اين قانون گذاري را مشروعيت مي بهشد. اين اصل در حق مشاركت و گفتگو تجلي مي يابد كه تضمين كنندة خودآييني شهروندان صاتحب حق رأي در عرصة عمومي است. اما حقوق بشر كلاسيك در مقابل اين نظر، متكي به مشروعيت داتي حاكميت قانون است. اين حقوق، حق حيات و آزايد خصوصي – يعني مجال دنبال كردن نقشة زندگي شخصي – شهروندان را تضمين مي كند. اصل حاكميت مردم و حقوق بشر دو منظر هنجار هستند كه بر پاية آنها مي توان شمروعيت قانون و صنفي و تغييرپذير را به مثابه اسباب تضمين خود آيينه خصوصي و مدني فرد توجيه كرد. (1380: 8-167). حقوق بشر چهره اي مانوس دارد و همزمان به اخلاق وقانون هر دو مي نگرد. محتواي اخلاق حقوق بشر نيز شكل حقوق به خود مي گيرد. حقوق بشر به مثابه هنجار اخلاقي به هر موجودي كه واجد صورت انساني است ارجاع دارد. اما به مثابه هنجار حقوقي تا آنجا فرد فرد اشخاص جمايت مي كند كه اين اشخاص به جامعة حقوق خاصي – به طور معمول شهروندان يك دولت – ملت تعلق دارند (همان، 171) همچنين در ادامه هابر ماس مي گويد كه «حقو بشر داراي وجه افشارگري» گفتمان است كه در عين حال كه در مورد كارهاي طردآميزي كه تحت نام آن صورت مي گيرد خود به عنوان مميز ايفاي نقش مي كند. (174)
حقو بشر از شكل پافشاري فرد در برابر دولت باز نمي ماند. حقوق بشر امروز بيشتر تحت قانون نهادينه شده، قابل دادرسي است و با دقت به وسيلة دستگاههاي نظارت بين المللي كنترل مي شود. حقوق بشر با حمايت آشكارتر از حقوق زنان، كودكان، جمعيت هاي بومي و اقليت هاي ستمديده در درون جمعيت هاي ملي به ابزاري عليه «راههاي مويين قدرت» تبديل شده است كه كارگزاران غير دولتي از آن استفاده مي كنندو براي اجتناب از نقض اين حقوق خاص هم به عنوان يك كل بايد تعهد بدهد. گرچه مسئوليت اصلي همچنان متوجه دولت باقي مي ماند. (آلوز، 1380: 6-45) حقوق بشر كه براي هر كس يك حمايت حقوق جامع و براي دنبال كردن نقشة زندگي يك فرصت برابر را تضمين مي كند و مسلماً واجد ارزش ذاتي است و آن را نمي توان به ارزش ابزاري جهت اراده سازي دموكراتيك تقليل داد. (هابر ماس، 1381: 170)  فهم حقوق بشر نيازمند درك نظرية ديگر است. جان رالز مي گويد، نقش عدالت در فهم حقوق بشر بسيار مهم است. از نظر وي، عدالت اولين ويژگي نهاد اجتماعهي است. امروزه در جامعه مدرن هيچ نظريه اي راجع به حقوق بشر در زمينه نظم داخلي يا بين الكللي نمي تواند بدون درنسر گرفتن نظرية رالز مطرح شود (شريفي طرازكوهي، 1380: 50)
در نظرية عدالتن رالز كه به آزاديهاي برابر  شهورندي توجه مي شود دو اصل بايد رعايت شود: اصل اول رالز اين است كه هر شخصي بايد در برابر نظام كلي بسيار جامع آزاديهاي اساسي كه با يك نظام مشابه آزادي براي همه متناسب باشد، از حق يكساني برخوردار شود. در اين اصل، نظمي سلسله مراتبي وجود دارد كه اولويت اول آزادي است. آزادي مي تواند تنها به سبب آزادي محدود گردد. اين نوع آزادي برروي آزاديهاي اساسي متمركز است كه شامل آزادي سياسي، بيان تشكيل اجتماعات، وجدان و انديشه و ... مي شوند. اصل دوم رالز، به عدالت توزيعي مربوط مي شود. و به اين معناست كه بي عدالتي، نابرابريهاي اقتصادي و اجتماعي بايد به گونه اي كنترل و تنظيم شوند كه هم حداكثر منفعت فقرا و كم درآمدها را هماهنگ با اصل صرفه جويي يا كامل تامين كنند و هم وابسته به مناسبات و موقعيت هايي مي باشند كه تحت شرايط برابر، فرصت دسترسي به آنها داشته باشند. (شريفي طراز كوهي، 1380: 3-51)
 
گفتار سوم: اعلاميه جهاني حقوق بشر
بيانية جهاني حقوق بشر متشكل از يك مقدمه و 30 ماده است كه مواد 3 الي 21 آن در بارة حقوق مدني و سياسي، مواد 22 الي 27 در بارة حقوق اقتصادي، اجتماعي وو فرهعنگي و مواد 28 الي 30 آن وجود سيستمي را كه تحقق حقوق بشري در آن ممكن است و ميسر باشد جزء اصل حقوقي بشر قلمداد كرده است كه به طور مشروع به بعضي از مواد اين سه بخش مي پردازيم: (دبيري، 1372: 110)
مادة 1 بيانيه زمينه هاي فلسفي را كه بيانيه به آن تكيه دارد و بر اصل مساوات و عدم تبعيض صحه دوباره مي گذارد. حقوقي را كه بيانيه مور بحث قرار مي دهد، بر حسب تقسيم بندي كه در مادة 3 صورت گرفته از سه حق اساسي مرتبط با يكديگر يعني حق زندگي، حق داشتن آزادي و امنيت تشكيل مي شود.
روي هم رفته مواد 3 الي 21 به ريزشماري حقوق سياسي و مدني پرداخته و مادة 22 با تأكيد بر اينكه هر كس كه شرايط داشتن عنوان «عضو يك جامعه»‌را برخوردار است، مي تواند از دسته اي از حقوق سياسي و اجتماعي و فرهنگي برخوردار شود. در موارد تاسي به بعضي از اين حقوق اشاره مي كند (دبيري، 1372: 111)
 
- گفتار چهارم: ميثاق هاي بين المللي مدني، سياسي
پيمان هاي بين المللي حقوق بشر، از نظر حقوق الزام آورند. در نتيجه دولت ها بايد آئين نامه هاي اجرايي پيمان ها را رعايت كنند و به ويژه گزارش هاي ادواري در بارة نحوه برآوردن تعهدات مندرج در هر يك از اين دو پيمان را ارائه نمايد. اين دو پيمان در سال 1976 به اجرا گذاشتند. از آن پس در حدود 130 دولت به آنها پيوسته اند. اولين مقاوله نامه اختياري مربوط به پيمان بين المللي حقوق سياسي و مدني نيز در 1976 به اجرا گذاشته شد و تا كنون در حدود 90 دولت آن را امضاء كرده اند. (لوين، 1377: 40-39)
ميثاق حقوق مدني داراي يك مقدمه و 53 ماده و شامل عمده ترين حقو مدني و سياسي است كه در قوانين اساسي كشورهاي جهان سابقه دارد و به اصطلاح از سنن حقوقي و ملهم از اعلاميه جهاني حقوق بشر است مثل حق زندگي، آزادي و امنيت فردي، آزادي ترك كشور، و حق عبور و مرور آزادانه، حق انتخاب مسكن و اقامتگاه، حق تساوي در مقابل دادگاهها، اعم از مدني و كيفري، اصل برائت، حق جبران خسارت، آزادي فكر و وجدان و مذهب، حق آزادي بيان و اطلاعات.
همچنين اين ميثاق اموري را نفي مي كند از قبيل زنداني كردن افرادي كه قادر به انجام تعهدات قراردادي خود نيستند. سلب نارواي حق ورود به خاك كشور متبوع و...
نكته اي كه بايد ذكر كرد اينكه در ميثاقها حقوقي بيان شده مه در اعلاميه نيست مثل حق مالكيت، پناهندگي و حقوق اقليت ها و يا حقوق كه در اعلاميه هست و در ميثاق نيست.
ميثاق هاي اقتصايد – اجتماعي و فرهنگي داراي يك مقدمه و 30 ماده مشتمل بر عمده ترين حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است كه سازمان ملل جهت ضمانت اجرايي تعهدات جهاني به تصويب رساند. مثل حق كاركردن با شرايط عادلانه و مساعد، حق داشتن اتحاديه كارگري، حق حمايت و كمك به خانواده، حق معاش و داشتن زندگي در سطح متناسب، حق استفاده از عالي ترين درجه سلامت جسمي و روحي. حق شركت در زندگي فرهنگي و بهره مند شدن از فوايد و منافع مادي و معنوي ناشي از هرگونه اثر علمي، ادبي يا هنري.
نكته اي كه در مورد هر ميثاق قابل طرح است اين است كه ميثاق و حقوق مدني و سياسي تعهد به اين نتيجه است و ميثاق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، تعهد به عمل و كوشش. بدين معني كه در ميثاق اول از طريق تدابير مقتضي، فوري و بلافاصله مي باشد و ديگري از طريق معاضدت و همكاري بين المللي.
 
- گفتار پنجم: حق آزادي اطلاعات و آزادر در بيان
ماده 19 اعلاميه حقوق بشر مقرر مي دارد كه: «هركس حق آزادي عقيده و ابراز آن را دارد. اين حق مشمتل بر حفظ عقيده، بدون دخالت ديگران است. هر فرد حق جست و جو، دريافت و ارسال اطلاعات و تفكرات از طريق هر نوع وسيلة ارتباط جمعي صرف نظر از مرزها را دارد.»
اين ماده در كنار مواد و حقوق ديگر از جملة حقوق مدني و سياسي هر فرد است و حاكميت ها و دولتها موظف هستند كه اين حق را رعايت كنند.
بدون ترددي، هر فرد انساني حق دارد كه بشنود و بگويد، ببيند و بيان كند، ياد بگيرد و ياد بدهد و بطور خلاصه اطلاعات بگيرد و اطلاعات بدهد. امروزه كسي ديگر وجود چنين حقي شك نمي كند. اما همانطور كه در مقدمه نيز اشاره گرددي، برخي معتقدند كه بايد ميان ابعاد مختلف حقوق انساني، قايل به ترتيب و تمايز شد. پيروان اين تقسيم بندي نيز گاهي حق بيان را در شمار حقوق اوليه و زماني آن را در زمرة حقوق ثانويه برشمرده اند.
بشر در جايي حس وجود داشتن مي كند كه بتواند آنچه را كه مي خواهد بر زبان بياورد. به نظر مي رسد سخن آن روزنامه نگار انگليسي درست باشد كه نوشته است: اگر امسان اجازه نداشته باشد، نسبت به زبانش احساس مالكيت كند، پس نسبت به هيچ چيز ديگري نمي توان چنين احساسي داشته باشد. (مولايي، 1378: 77-76)
اصل آزادي اطلاعات و مطبوعات در ك

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه