تعریف و مفاهیم كارفرآينی

تعریف و مفاهیم كارفرآينی
تعریف و مفاهیم كارفرآينی
50,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 50 صفحه _ فرمت WORD _ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

بخش اول :  تعاریف و مفاهیم  کارآفرینی

این بخش شامل چهار  فصل می باشد.

در  فصل اول با عنوان  تعاریف و  ویژگیهای  کارآفرین/ کارآفرینی  ، ابتدا تعاریف کارآفرین و کار آفرینی از محققین و صاحبنظران مختلف آورده شده است. سپس در قسمت بعد انواع کارآفرینی شامل کارآفرین مستقل ، کارآفرین سازمانی و کارآفرینی سازمانی و  همچنین مدل های کارآفرینی سازمانی توضیح داده شده است. در قسمت آخر در مورد صفات و ویژگیهای شخصی کارآفرین  بحث شده است.

در فصل دوم با نام خلاقیت، نوآوری و  کارآفرینی ، ابتدا خلاقیت، ویژگیهای افراد خلاق، خلاقیت از دیدگاه سازمانی و تکنیکهای خلق و ایجاد ایده  تشریح شده است. پس از آن تعریف  نوآوری، اصول نوآوری و ارتباط آن با خلاقیت مورد بحث قرار گرفته است. در ابتدای این قسمت  ارتباط بین نوآوری و کارآفرینی و منابع نو آوری در کار آفرینی  در دو دسته منابع داخل شرکت و منابع خارج از شرکت ارائه گردیده است.

در فصل سوم با عنوان كارآفريني و  فناوري اطلاعات و ارتباطات ، ابتدا نقش ICT  و اینترنت بر کارآفرینی و نظریه شبکه های اجتماعی در رابطه با کارآفرینی تشریح شده است. در قسمت بعد ویژگی های موثر فن آوری اطلاعات در کارآفرینی از قبیل افزایش سرعت، ایجاد امکان کار تمام وقت و ... مورد بحث قرارگرفته است. در انتهای این فصل وضعیت فعلی و آینده بازار کار فن آوری اطلاعات ارائه گردیده است.

در فصل چهارم با نام کارآفرینی و توسعه ، در ابتدا نقش کارآفرینی در توسعه و رشد اقتصادی و بطور کلی پیامدهای کارآفرینی تشریح شده است. در ادامه در قسمت بعدی بررسی کارآفرینی بعنوان پایه های شکل گیری اقتصاد نوین و مولفه های  آن مورد بحث قرار گرفته است. در انتهای این فصل مهمترین اثر کارآفرینی یعنی ایجاد اشتغال و تغییر فرهنگ " ایجاد کار" ارائه گردیده است.
 
1- تعاریف و  ویژگیهای  کارآفرین/ کارآفرینی

در این فصل ابتدا تعاریف کارآفرین و کار آفرینی از محققین و صاحبنظران مختلف آورده شده است. سپس در قسمت بعد انواع کارآفرینی شامل کارآفرین مستقل ، کارآفرین سازمانی و کارآفرینی سازمانی و  همچنین مدل های کارآفرینی سازمانی توضیح داده شده است. در قسمت آخر در مورد صفات و ویژگیهای شخصی کارآفرین  بحث شده است.

1-1    تعاریف کارآفرین/ کارآفرینی

كارآفرين
واژه كارآفرين از كلمهEntrepreneur (به معناي متعهد شدن) مشتق شده كه در اصل از زبان فرانسه به ديگر زبان‌ها راه يافته ‌است. انگليسي‌ها ، بنابـر تعريف واژنامه وبستر ، سه اصطلاح با نام‌هاي ماجراجو، متعهد و كارفرما را در مورد كارآفرين به كار مي‌بردند. از نظر آنها، كارآفرين كسي است كه متعهد مي‌شود مخاطره‌هاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل كند. در واقع كارآفرين كسي است كه نوآوري خاص داشته باشد. اين نوآوري مي‌تواند در ارائه يك محصول یا  يك خدمت جديد، در طراحي يك فرآيند نوين و يا نوآوري در رضايت مشتري و... باشد.
كارآفرينان در واقع به تغيير به عنوان مقوله تعيين كننده مي‌نگرند، آنها ارزش‌ها را تغيير مي‌دهند و ماهيت آنها را دچار تحول مي‌كنند. آنان براي تحقق اين ايده، قدرت ريسك‌پذيري خود را به كار مي‌گيرند. به درستي تصميم‌گيري مي‌كنند و از اين رو هر كس به درستي اتخاذ تصميم نمايد به نوعي كارآفرين تلقي مي‌شود.
«جفري تيمونز» معتقد است كه كارآفرين فردي است كه باعث خلق بينشي ارزشمند از هيچ مي‌شود.
ريچارد كانتيلون Richard Cantillon 1730  که ابداع کننده واژه کارآفريني است، کارآفرين را فردي ريسک‌پذير مي‌داند که کالا را با قيمت معلوم خريداري مي‌کند و با قيمت نامعلوم مي‌فروشد. از نظر وی کارآفرِين فردي است كه ابزارتوليد را به منظور تركيب به صورت محصولاتي قابل عرضه به بازار خريداري مي كند . كارآفرين درهنگام خريد از قيمت نهائي محصولات اطلاع ندارد . وي عمده فروشان را بعنوان اصلي ترين گروه كارآفرينان محسوب مي نمود .
     يکي ديگر از تعاريف کامل و جامع توسط شومپيتر (( Josep Schumpeter 1934 ارائه شده است. از نظر «شوميتر» كارآفرين نيروي محركه و موتور توسعه اقتصادي است. وي مشخصه كارآفرين را نوآوري مي‌داند و فرايند كارآفريني را “تخريب خلاق“ (Creative Destruction) مي نامد . بعبارت ديگر ويژگي تعيين كننده در كارآفريني همانا انجام كارهاي جديد و يا  ابداع روشهاي نوين در انجام كارهاي جاري  است . روش نوين  همان “ تخريب خلاق “ مي باشد. وي در کتاب خود با عنوان «ئئوري توسعه اقتصادي» بين مفهوم واژه نوآوري و اختراع تفاوت قائل شده است و نوآوري را استفاده از خطرپذيري اختراع براي ايجاد يک محصول يا خدمت تجاري مي‌داند. به نظر وي نوآوري عامل اصلي ثروت و ايجاد تقاضاست. بنابراين کارآفرينان مديران يا مالکاني هستند که با راه اندازي يک واحد توليدي- تجاري از اختراع بهره‌برداري مي‌کنند . از نظر وي نوآوري در هر يك از زمينه هاي ذيل كارآفريني محسوب مي شود .
 
•    ارائه كالاي جديد
•    ارائه روشي جديد در فرايند توليد

•    گشايش بازاري تازه
•    ايجاد هرگونه تشكيلات جديد در صنعت
•    يافتن منابع جديد
 
تعاریف دیگر عبارتند از :
محمود احمد بور  Mahmood Ahmadpour 1999  :  کارآفرِين فردی است دارای ايده و فکر جديد و از طريق ايجاد يک کسب و کار (  کسب و کار منزل، کسب و کار مجازی ، کسب و کار مغازه يا شرکت يا سازمان)  که  توأم با منابع و مخاطره  انگيز مالی و اجتماعی است ، محصول يا خدمت جديد به بازار ارايه می نمايد.
جان باتيست سي  Jean Baptiste Say 1803: كارآفرين فردي است كه مسئوليت توليد و توزيع فعاليت اقتصادي خود را بر عهده مي گيرد . كارآفريني يعني ارتقاء بازده منابع از سطحي به سطحي بالاتر .
مك كله لند Mc Clelland 1963 : كارآفرينان نياز به توفيق  بالايي دارند و اين نياز سبب مي شود تا آنها موقعيتهاي كارآفرينانه را انتخاب كنند . افرادي كه نياز به توفيق  بسيار زيادي دارند ؛ داراي ويژگيهاي ذيل مي باشند :
•    مسئوليت شخصي براي تصميم گيري را ترجيح مي دهند .
•    بعنوان تابعي از مهارتها ؛ ريسك پذيري متوسطي دارند .
•    به نتايج تصميمات خود علاقمند بوده و به بازخورد فعاليتهاي خود حساس مي باشند .
فرانك نايت Frank Knight 1921 : كارآفرينان كساني هستند كه در شرايط عدم قطعيت ( uncertainty ) به اتخاذ تصميم مي پردازند و پيامدهاي كامل آن تصميمات را نيز شخصاً مي پذيرند .
كاسون Casson 1982 : كارآفرين فردي است كه تخصص وي تصميم گيري عقلايي و منطقي در خصوص ايجاد هماهنگي در منابع كمياب مي باشد . وي داشتن “ توان داوري و قضاوت “ ( ِِArbitration and Judgement ) را عنصري مشترك در تمامي كارآفرينان تشخيص داد .
كارلند Carland 1984 : كارآفرين فردي است كه شركتي را به منظور سود و رشد تاسيس ومديريت مي نمايد و از آن براي پيشبرد اهداف شخصي استفاده مي كند .
پيتر دراكر Petter Drucker 1985 : كارآفرين  فردي است كه فعاليت اقتصادي كوچك ؛ جديد و متعلق به خود را شروع مي نمايد . او ارزشها را تغيير مي دهد و ماهيت آنها را دچار تحول مي نمايد . كارآفرينان براي فعاليت خود به سرمايه نياز دارند ؛ اما هيچگاه سرمايه گذار نيستند . آنها ريسك  مي پذيرند . البته ريسكي كه لازمه هر فعاليت اقتصادي است .
فرد فري Fred Fry 1993 :  كارآفرين فردي است كه در وهله اول مسئول جمع آوري منابع لازم براي يك فعاليت است. بنابراين كارآفرين فردي است كه منابع لازم رابراي ايجاد و رشد يك فعاليت جمع آوری مي نمايد و توجه اصلي وي بر توسعه محصولات و خدمات جديد است . يعني فردي كه يك فعاليت پر ريسك را آغاز مي نمايد و از طريق ابزارهاي نوآوري آن را بهبود مي بخشد .
كرچهوف kirchhoff 1994 :  كارآفرينان كساني هستند كه شركتهاي جديد را كه سبب ايجاد و رونق گرفتن مشاغل جديد مي شوند را شكل مي دهند .

با توجه به تعاريف ارائه شده در اين خصوص مي‌توان گفت کارآفرين کسي است که:
•    کار و شغل ايجاد کند.
•    خود اشتغالي و ديگر اشتغالي ايجاد کند.
•    ارزش افزوده ايجاد کند.
•    محصولات يا خدمات جديد به وجود آورد.
•    خلاقيت و نوآوري کاربردي داشته باشد.
•    با خطرپذيري، فعاليت‌هاي توليدي و اقتصادي انجام دهد.
•    نيازها را شناسايي و آنها را برآورده سازد.
•    فرصت‌ها را به دستاورد‌ها تبديل کند.
•    منابع و امکانات را به سوي هدف هدايت کند.
•    براي تقاضاهاي بالقوه محصول بيافريند (پيش بيني در عرضه و تقاضا).
•    ايده خلاق را به ثروت تبديل کند.


كارآفريني

کارآفريني موضوعي است که از اواخر قرن بيستم مورد توجه محافل آموزشي کشورهاي جهان قرار گرفته است. بررسي تاريخ ادبيات کارآفريني مؤيد آن است که اين واژه اولين بار در تئوري‌هاي اقتصادي و توسط اقتصاد دانان ايجاد شده و سپس وارد مکاتب و تئوري‌هاي ساير رشته‌هاي علوم گرديده است.
کارآفريني فرآيندي كه بتواند با استفاده از خلاقيت، چيز نويي را همراه با ارزش جديد با استفاده از زمان، منابع، ريسك و به كارگيري همراهان بوجود آورد كارآفريني گويند. كارآفريني فقط فردي نيست. سازماني هم مي‌تواند باشد حتي شركت‌هاي بزرگ اعم از دولتي و خصوصي هم مي‌توانند به كارآفريني دست زنند. امروزه حتي صحبت از دولت كارآفرين به ميان آمده است.
به عقيده «ارتوركول» كارآفريني عبارت است از فعاليت هدفمند كه شامل يك سري تصميمات منسجم فرد يا گروهي از افراد براي ايجاد، توسعه يا حفظ واحد اقتصادي است. «روبرت نشتات» كارآفريني را قبول مخاطره، تعقيب فرصت‌ها، ارضاي نيازها از طريق نوآوري و تأسيس يك كسب ‌و ‌كار مي‌داند. ازنظر وی كارآفريني فرايند ايجاد ثروت بيشتر است .
 از نظر «پيتر دراكر»  كارآفريني يك رفتارمي باشد و نه يك صفت ويژه در شخصيت فرد كارآفرين. كارآفريني همانا بكار بردن مفاهيم و تكنيكهاي مديريتي ؛ استانداردسازي محصول ؛ بكارگيري ابزارها و فرايندهاي طرحي و بنا نهادن كار بر پايه آموزش و تحليل كار انجام شده مي باشد .

تعاریف دیگر عبارتند از :
پنروز : جنبه اصلي كارآفريني همانا شناسايي وبهره برداري ازايده هاي فرصت طلبانه براي گسترش شركتهاي كوچكتر مي باشد .
استيونسون : كارآفريني عبارتست از فرايند ايجاد ارزش از راه تشكيل مجموعه منحصر به فردي از منابع به منظور بهره گيري از فرصتها
جفری تیمونز : كارآفريني خلق و ايجاد ارزشمند از هيچ است . كارآفريني فرايند ايجاد و دستيابي به فرصتها و دنبال نمودن آنها بدون توجه به منابعي است كه در حال حاضر در دست داريم .
ویلکن : كارآفريني بعنوان يك كاتاليست جرقه رشد و توسعه اقتصادي را فراهم مي آورد . وي چهار دسته از عوامل اقتصادي ؛ غير اقتصادي؛ روانشناختي و تركيب عوامل توليد را براي وقوع فرايند كارآفريني ضروري مي داند .
فری :  كارآفريني به معناي آغاز يا رشد يك سرمايه خيز از طريق مديريت نوآورانه و مديريت ريسك پذيري است .

2-1  انواع کارآفريني و مدل های کارآفريني سازماني

در يک نگاه کلي مي‌توان کارآفريني را به دو نوع اساسي تقسيم نمود. کارآفريني فردي و کارآفريني سازماني . اگر نوآوري و ساخت محصولي جديد يا ارائه خدماتي نو با توجه به بازار، حاصل کار فرد باشد؛ آن را کارآفريني فردي و اگر حاصل تلاش يک تيم در سازماني باشد؛ آن را کارآفريني سازماني مي‌نامند.
بحث انواع كارآفريني بحثي است كه پس از وارد شدن كارآفريني به حوزه مديريت و سازمان در دهه هاي 1960 و 1970 مطرح شد. بدين جهت كارآفريني به سه نوع كارآفريني مستقل , كارآفريني درون سازماني و كارآفريني سازماني (شركتي) تقسيم شده و در هر مورد تحقيقات فراواني  صورت گرفته است كه بيشتر اين تحقيقات  حول تفاوت هاي كارآفرينان مستقل با كارآفرينان سازماني  و نيز  راههاي تسهيل ايجاد و رشد سازمانهاي كارآفرين صورت گرفته است. محققيني  همچون برگل مان به تشريح چگونگي ايجاد شركتهاي كارآفرينانه فرعي درچارچوب شركتهاي مادر پرداختند و معتقد بودند آنچه كه بين تمامي انواع كارآفرينان بطور مشترك مي توان يافت  انجام يك فعاليت مخاطره آميز مي باشد و هدف از تعليم فرايند كارآفريني در سازمانها در واقع اولويت دادن به اقدام به فعاليتهاي مخاطره آميزي, نسبت به برنامه هاي جاري  شركت مي  باشد . از  اوايل  دهه  هفتاد محققان صحبتهايي راجع به كارآفرينان سازماني و مستقل به ميان مي آورند اما از سال 1985 كه پينكات از تركيب واژه هاي entrepreneurship  و intra واژه intrapreneurship   را ابداع كرد، كارآفريني درون سازماني رسماً تعريف و به ادبيات كارآفريني وارد شد.

ادبيات كارآفريني نشان مي دهد كه كارآفريني در سه زمينه يا قالب ذيل شكل مي گيرد: 

1- در قالب افراد آزاد غير وابسته به سازمان ( كارآفرينان شخصي-كارآفريني مستقل )
Individual entrepreneurs - Independent entrepreneurship

2- در قالب كاركنان سازمان ( كارآفرينان سازماني - كارآفريني درون سازماني )
Intrapreneurs- intrapreneurship( intrapreneuring)

-3 در قالب سازمان ( سازمان كارآفرين  - كارآفريني سازماني)
Entrepreneurial Organizatron - Coporate entrepreneurship

كارآفريني مستقل
آنچه در بحث كارآفريني بيشتر مدنظر بوده و بيشتر به آن پرداخته اند، بحث كارآفريني  مستقل است. كارآفريني مستقل ( آزاد) فرايندي است كه كارآفرين طي ميكند تا فعاليت كارآفرينانه اي را بطور  آزاد به ثمر رساند. اساساً سه انگيزه اوليه باعث مي شود  كه كارآفرينان براي خودكار كنند كه عبارتند از:
-    نياز به پيشرفت
-    علاقه به آزادي و استقلال
-    احتياج به رضايت شغلي.
از سوي ديگر پاداشهاي حاصل از كارآفريني مستقل همچون رفاه اقتصادي و اجتماعي و شهرت و نيز  شكل گيري بازارهاي سرمايه بصورت يك صنعت نوين و تمايل آن به سرمايه گذاري مخاطره آميز سبب  شده تا كارآفرينان با سهولت بيشتري نسبت به گذشته براي تحقق فكرها  و اجراي پروژه هايشان به منابع مالي دست پيدا كنند.
كارآفرين سازماني  Intrapreneur

كارآفرين سازماني كسي كه تحت حمايت يك شركت ، محصولات ، فعاليتها و تكنولوژي جديد را كشف و به بهره داري مي رساند
از نظر گات و گينزبرگ 1993 Guth & Ginsberg كارآفرين سازماني كسي است كه در زير چتر يك شركت محصولات ؛ فعاليتها و تكنولوژي جديد را كشف و به  بهره برداري مي رساند .                                                                                           
پينگات Pinchot 1985  اين واژه را از تركيب دو واژه Entrepreneurship & Intracorporate ابداع نمود .  كارآفرين سازماني به فردي گفته مي شود كه موفقيت او ايجاد سرمايه خيزهاي جديد در يك شركت مي باشد . او محصولات،خدمات و فرآيندهاي جديد ارائه مي كند كه شركت را قادر به رشد و سودآوري مي سازد.                                                                    
از نظر  كانتر Kanter افرادي كه در سازمانهاي بزرگ حيثيت شغلي خود را بر روي نتايج حاصل از نوآوري شرط بندي  مي نمايند ، كارآفرين  های سازماني  هستند.
مايكل ورنر Michael Werner  معتقد است افرادي كه در محيطهاي انگيزشي و حمايتي فعاليت مي كنند و كليد اصلي بازاريابي و توسعه  و محصول در يك شركت تاسيس شده مي باشند ، كارآفرين  های سازماني  هستند.


كارآفريني سازماني

فرآيندي است كه در ان محصولات يا فرآيند هاي نوآوري شده از طريق القاء و ايجاد فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان از قبل تاُسيس شده ، به ظهـور مي رسند.به تعريفــي ديگر : فعاليتهـاي كارآفرينانـه فعاليت هايي است كه از منابـع و حمـايت سازماني به منظور دستيابي به نتايج نـوآورانه برخـوردار مي باشد.
از نظر وسپر كارآفريني سازماني فرايندي است كه سبب مي شود شركت نوآورتر شده و نسبت به موقعيتهاي بازار سريعتر عكس العمل نشان دهد و از طريق ايجاد حس مالكيت ؛ كاركنان را انگيزش نمايند .
کوراتکو معتقد است که كارآفريني سازماني يك فرايند چند بعدي همراه با نيروهاي بسياري است كه بطور هماهنگ عمل مي نمايند و منجر به اجراي يك انديشه نوآورانه مي شوند .
شول هامر ، تلاشهاي نوآورانه را كه بطورصحيح ازحمايت منابع وسازماني در جهت ارائه محصول جديد ؛ رشد وبهبودمحصول و فرايندهاي جديد توليد ؛ برخوردار مي گردند ، كارآفريني سازماني می داند.
از نظر فری كارآفريني سازماني همچون كارآفريني  يك فرايند است ؛ فرايندي كه اگر قرار باشد تحقق يابد ؛ بايد مورد تشويق ؛ تمجيد ؛ حمايت و تقدير قرار گيرد ؛ كارآفريني سازماني فرايندي است كه از طريق القاي فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان تاسيس شده به ارائه نوآوري در محصول و فرايندهامي انجامد .
پينكات مي گويد: كارآفريني درون سازماني فرايندي است كه كارآفرينان سازماني از طريق آن سبب تغيير مي شوند.
كورن وال و پرلمن معتقدند كه كارآفريني درون سازماني پروسه اي است كه از طريق آن محصولات، فرايندها و ايده هاي جديد در سازمان به اجرا گذاشته مي شود و توسعه مي يابند. او مي افزايد پروسه كارآفريني درون سازماني به كلي با پروسه كارآفريني مستقل فرق دارد و تفاوت در وضعيت محيطي آنها براي هر يك مزيتها و اشكالاتي بوجود مي آورد.


اساساً كارآفريني درون سازماني و بالطبع كارآفرينان سازماني، در سازمانهايي كه شرايط و بستر سازماني كامل و مناسبي براي كارآفريني وجود نداشته باشد مورد تحسين قرار نمي گيرند و خوشايند آنها نيستند. لذا صرفاً وجود تعداد اندكي كارآفرين در سازمان دليل بر نشانه كارآفرين بودن سازمان نيست. بلكه افزايش تعداد كارآفرينان، رضايتمندي آنان و وجود كارآفريني گروهي در سازمان، بيانگر پيشرفت و ارتقا سطح كارآفريني سازمان است. بنابراين نبايد چنين تصور كرد كه كارآفريني درون سازماني تنها در سازمانهاي كارآفرين ديده مي شود بلكه در سازمانهاي سنتي و بروكراتيك(غيركارآفرين) نيز مي تواند اتفاق بيفتد، اما به قدري نادر است كه نمي تواند سازمان را در محيط هاي پيچيده، پويا،رقابتي، و نامطمئن ، موفق و ابقا نمايد.
لذا، فرق كارآفريني درون سازماني و كارآفريني سازماني در اين است كه كارآفريني سازماني شرايط و بستري را در سازمان فراهم مي كند كه اولاً هر شخص يا گروهي كه بخواهد پروسه كارآفريني درون سازماني را طي كند بتواند سريع ، راحت و اثربخش آن را به اجرا درآورد و ثانياً محرك، مشوق و آموزش دهنده افراد براي اجراي فعاليتهاي كارآفرينانه باشد. شايان ذكر است كه در ادبيات كارآفريني، در بسياري از موارد، كارآفريني درون سازماني و كارآفريني سازماني به يك معني به كار رفته و مرز شفاف و دقيقي بين آنها ترسيم نشده است، اما هرچه پارادايم كارآفريني گسترده مي شود اين مرز و تفاوت بارزتر مي گردد.

مدل های كارآفريني سازماني


مدل چند بعدي  ويليام گارتنر

وي چهار عنصر فرد ؛ محيط ؛ سازمان و فرايند را در ايجاد يك شركت نوپا دخيل دانست و آنها را به ترتيب ذيل با يكديگر مرتبط دانست كه اين روابط در تصوير ذیل  نشان داده شده است ( گارتنر ؛ 1985 )

مدل  تعاملي كارآفريني سازماني  كوراتكو و ديگران
 
 
كوراتكو و همكارانش در سال 1993 (( مدل تعاملي كارآفريني درون سازماني)) را كه براساس سه فاكتور مشخصات سازماني، مشخصات فردي و حادثة ناگهاني و طي هشت گام انجام مي پذيرد را ارائه نمودند كه در ذيل به آنها اشاره مي شود:
 
1.    مشخصات سازماني : مشخصات سازماني عبارتست از حمايت مديريت ارشد سازمان، استقلال و آزادي در انجام كار، پاداشهاي مناسب، وجود فرصت كافي براي انجام فعاليت كارآفرينانه و وجود حد و مرزهاي سازماني.
2.    ويژگيهاي فردي: تمايل به مخاطره پذيري و ريسك جويي، تمايل به آزادي عمل و استقلال كاري، نياز به توفيق، هدفگرايي و داشتن آرمان و نيز مركز كنترل داخلي.
3.    وقايع تسريع كننده/ حادثه ناگهاني: تصميم به انجام فعاليت كارآفرينانه در سازمان در نتيجة تعامل بين سه فاكتور ويژگيهاي سازماني و فردي و نوعي حادثة ناگهاني كه موجب ايجاد انگيزه در كارآفرين مي گردد، صورت مي پذيرد. تركيبات گوناگوني از اين سه عامل ميتواند منجر به بروز رفتارهاي كارآفرينانه گردد به 3 حالت آن اشاره مي شود:
4.    تصميم به انجام عمل كارآفرينانه: اوج تعامل سه ويژگي ذكرشده قبلي، منجر به تصميم به انجام عمل كارآفرينانه ميگردد.
5.    برنامه ريزي كاري- امكان سنجي: يعني انجام تمامي مراحل تحقيقات اوليه مورد نياز براي راه اندازي يك كالا، خدمت يا فرآيند جديد.
6.    قابليت دسترسي به منابع: توانايي سازمان در سرمايه گذاري و حمايت از راه اندازي واحدهاي جديد، براي اجراي موفقيت آميز برنامة كاري، قابليت دسترسي به منابع ناميده ميشود.
7.    توانايي غلبه بر موانع: در طي فرآيند كارآفريني موانعي از قبيل: رويه هاي اجرايي نامناسب، ساختارهاي وظيفه اي، خط مشيهاي نامطلوب مربوط به حقوق، پاداش و... وجود دارد كه مخّل دستيابي به اهداف كارآفرينانه بوده و مي بايست توانايي رفع آنها وجود داشته باشد.
8.    اجراي تفكر: نتيجه طي نمودن گامهاي قبلي است.

مدل تعاملي كارآفريني سازماني ، منبع : كوراتكو و ديگران 1993
 
3 -1  ویژگیهای کارآفرین/ کارآفرینی

هر ساله مجله INC ، 500 کارخانه ای را که در آمریکا رشد سریعی داشته اند، معرفی می کند. برای ورود به این لیست 500 تایی هر کارخانه می بایست حداقل 5 سال از عمرش گذشته باشد. 80% کارخانه های انتخابی بین 5 تا 10 سال سابقه دارند چه کسی کارآفرین این کارخانه هاست؟ این کارآفرینان خیلی موفق به خوبی تحصیل کرده اند، حدود 85% از آنها تحصیلات دانشگاهی دارند و 40% آنها بیش از یک نوع مدرک تحصیلی دارند و تنها 15% این افراد مدرک MBA دارند. وقتی که آنها در ابتدا کار خود را شروع کردند اغلب خیلی امیدوار بودند که شغل آنها زنده بماند یا حداکثر به کندی رشد کند، حال بایددید هدف کارآفرینان موفق از شروع کسب وکار تازه چه بوده است؟ وقتی از کارآفرینان موفق در مورد علت تاسیس کارخانه هایشان سوال شود. بیشترین پاسخی که به این سوال داده شد کارکردن آنها برای خودشان و اینکه کنترل زندگی خود را خود برعهده بگیرند، برد 41% بقیه علت ها عبارتند از: ایجاد یک چیز تازه 12% اثبات اینکه آنها می توانند از پس این کار برآیند: احساس اینکه در شغل سابق به آنها بها داده نمی شد (8%) اخراج شدن از شغل قبلی (5%) دلایل متفرقه دیگر (11%) میل به بودن رئیس خود را در بین افراد وقتی که بفهمند به اهداف اقتصادی خود در سازمانهایی بزرگ نمی باشد قوی می شود.
از آنجا که فعالیت کارآفرینان برای رشد اقتصادی خیلی اهمیت دارد. محققان در پی این هستند که بفهمند چه عواملی به موفقیت کارآفرینی کمک می کند. شرایط شغلی یک عامل مهم در موفقیت کارآفرینان موفق نخواهد شد. نتیجه یک تحقیق از 3 آزمایشگاه تحقیقاتی بزرگ شاهد این  مدعاست. محققان علاقه مند بودند تفاوت های موجود بین مخترعانی که سرانجام آزمایشگاه را ترک کرده اند در شغل مستقلی برای خود درست کردن و دیگرانی که چنین کاری را انجام ندادند را بیابند. آیا یک چیزی مانند شرایط آزمایشگاه بود که باعث شد برخی از مخترعان آن محیط را ترک کنند؟ یا اینکه این کار به ویژگیهای شخصی افراد مرتبط می شد؟ مطالعه نشان داده است هر دو عامل مهم هستند اما تفاوت در خصوصیات اخلاقی مهمتر از شرایط آزمایشگاه است.
مطالعات انجام شده در سالهای اخیر نشان می دهد که کارآفرینانی که موفق شده اند دارای ویژگی های منحصر به فردی بوده اند. ویژگیهایی از قبیل: صفات بارز شخصی مهارت های تکنیکی و مهارت های .... داشتن حس استقلال طلبی، اعتماد به نفس و از خود گذشتگی و هر چه وجود این صفات در شخصی بیشتر باشد احتمال اینکه کارآفرینی موفقی شود بالاتر می رود.
ديويد مك كللند از استادان روانشناسي دانشگاه هاروارد آمريكا كه اولين بار "نظريه روانشناسي توسعه اقتصادي" را مطرح نمود ، معتقد است كه عامل عقب ماندگي اقتصادي در كشور هاي در حال توسعه مربوط به عدم درك خلاقيت فردي است بنابر عقيده ايشان با يك برنامه صحيح تعليم و تربيت مي توان روحيه كاري لازم را در جوامع تقويت نمود ، به گونه اي كه شرايط لازم براي صنعتي شدن جوامع فراهم آيد. كللند و همكارانش اهم ويژگيهايي را كه در مورد كارآفرينان مورد بررسي واقع و تاُييد شده بودند ، جمع آوري نمودند كه اهم آنها عبارتند از:

توفیق طلبی : نياز به توفيق عبارت است ازتمايل به انجام كار در استانداردهاي عالي جهت موفقيت در موقعيت هاي رقابتي . افراد با نياز به توفيق بالا مايل هستند تا همواره در چالش باشند و در راه رسيدن به اهداف قابل دسترسي و همچنين نسبت به عملكرد خود ؛ به بازخورد مكرر و منظم زماني نياز دارند . اين افراد ترجيح مي دهند تا شخصاً مسئوليت حل مشكلات ؛ تعيين اهداف و دستيابي به آنها را از طريق تلاش شخصي خود بعهده گيرند. ثروتمند شدن انگيزه اصلي كارآفرينان نيست . پول بيشتر يك معيار براي موفقيت آنهاست . آنها بر اين عقيده اند كه چنانچه موفق شوند ؛ پاداش خودشان را دريافت خواهند كرد . كارآفرينان مالكيت تشكيلات اقتصادي اشان را با كاركنان مهمي كه براي موفقيت تشكيلات بسيار حياتي مي باشند ؛ تقسيم مي كنند .

تمايل به مخاطره پذيري و تحمل ریسک : تمايل به مخاطره پذيري عبارت است از پذيرش مخاطره هاي معتدل كه مي توانند از طريق تلاشهاي شخصي مهار شوند . هنگام در نظر گرفتن هرگونه مخاطره ؛ دو عنصر در ايجاد اين مفهوم نقش دارند ؛ يكي سطح درك فرد كارآفرين از مخاطره در آغاز هر فعاليت پرمخاطره و ديگري امكان احتمالي مشهود شكست در صورت ناموفق بودن آن فعاليت است . یک کارآفرین می تواند ریسک ناشی از شکست را پذیرفته و تحمل کند. این ریسک ممکن است مالی یا حیثیتی باشد و یا از دست دادن بسیاری چیزها که مردم عادی در زندگی آنها را داراند، باشد.

كارآفرينان داراي مركز كنترل دروني هستند : عقيده فرد نسبت به اينكه عاقبت و سرانجام وي تحت كنترل وقايع خارجي يا داخلي مي باشد را مركز كنترل مي نامند . بيشتركارآفرينان را داراي مركزكنترل دروني توصيف نموده اند. افراد با مركز كنترل بيروني معتقدند كه وقايع خارجي كه خارج از كنترل آنها مي باشد ؛ سرنوشت آنها را تعيين مي كند . تحقیقات نشان می دهد که اغلب کارآفرینان بیشتر از آنکه بتوانند محیط بیرون را کنترل و مدریت کنند بر خود تسلط دارند. اثر جنبی این خاصیت می تواند همان قدرت کنترل بر محیط نیز باشد.

حس استقلال طلبی : نياز به استقلال از ويژگيهائي است كه به عنوان يك نيروي بسيار بر انگيزاننده موردتاكيد واقع شده است . در واقع نياز به استقلال را مي توان به صورت عباراتي نظير كنترل داشتن بر سرنوشت خود ؛ كاري را براي خود انجام دادن و آقاي خود بودن تعريف كرد . ميل به استقلال  نيروي انگيزشي براي كارآفرينان معاصر است. لذا آزادي عمل ؛ پاداش ديگر كارآفريني است . درواقع نيازبه استقلال ، عاملي است كه سبب مي شود تا كارآفرينان به اهداف و روياهاي خود دست يابند. کارآفرینان اغلب به دیگران وابسته نیستند. در نتیجه این میل آنها معمولاً تمایلی به اینکه در سازمانهای بزرگ زیر دست دیگران کار کنند، ندارند. آنها یک انرژی درونی دارند. بر توانایی هایشان اعتقاد دارند و در رفتارشان شرافت نفس دارند. بسیاری از این ویژگیها در خانم Catherin Hughel می باشد. او اولین زن آمریکایی – آفریقایی در آمریکاست که مدیر یک کارخانه تجارتی است. خانم Hughel ، 20 سال پیش فعالیت تجاری خویش را آغاز کرد. در آن موقع کار خود را با راه اندازی ایستگاه رادیویی خراب دانشگاهها  آغاز کرد. طی چند سال او ایستگاه رادیویی شخصی اش را با نام Wd-Am به کمک یک وام 500 هزار دلاری برپا می سازد. پرداخت وام آنقدر مشکل بود که او مجبور بود در ایستگاه خودش زندگی کند. با وجود این مشکلات او خوشحال بود و می گفت من در مورد برنامه هایی که دارم به خوبی فکر کردم و در فکر ایجاد فرصت شغلی برای مردم هستم. امروزه یک شغل با سرمایه 50 میلیون دلاری و با 30 ایستگاه در سراسر کشور به وی اختصاص داد.

اعتماد به نفس : یک عامل موفقیت کارآفرین اعتماد به نفس است. این ویژگی شخصی را قادر می سازد که در برخورد با مشتریان و کارمندان به یک اندازه قاطع و استوار باشد. انتظارات، دستاوردها و پاداشهای عملکرد خوب از طرف کارمندان تقویت کننده هستند و می توانند الگویی برای دیگران باشد. بسیاری از مردم رهبری خوش بین و با هیجان می خواهند، کسی که از طریق او بتوانند رشد کنند. به خاطر ریسکهای زیادی که در راه اندازی یک تشکیلات کارآفرینانه وجود دارد، داشتن روحیه خوش بینی ضروری است.

قدرت تحمل ابهام : قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذيرفتن عدم قطعيت بعنوان بخشي از زندگي؛ توانائي ادامه حيات با دانشي ناقص درباره محيط و تمايل به آغاز فعاليتي مستقل بي آنكه بدانيم آيا موفق خواهيم شد يا خير .

رويا  : كارآفرينان درمورد آنچه آينده از آنها و تشكيلات اقتصادي اشان ميخواهد بصيرت دارند . و مهمتر اينكه ؛ آنها براي اجرا كردن روياهاي خود توانا مي باشند .

قاطعیت : تعلل نمي كنند . سريعاًُ تصميم مي گيرند و سرعت آنها يك عامل كليدي موفقيتشان مي باشد .

از خود گذشتگی : کارآفرینان باید فداکار و از خود گذشته باشند آنها در می یابند که دست یابی به هرچیزی تلاش می خواهد و راحت نیست. این به معنی از دست دادن تعطیلی دو هفته ای و تفریحات آخر هر هفته  می باشد. موفقیت بهای سنگینی دارد. نداشتن ماشین به علت کمبود بودجه ناشی از پرداخت حقوق کارمندان از خود گذشتگی است. از خود گذشتگی می تواند یک حقیقت دست یافتنی برای کارآفرینان باشد.

انگیزه داخلی بالا : کارآفرین انگیزه داخلی بالایی برای انجام کار دارد. دقت کنید که اگر فردی دارای انگیزه بسیار قوی برای انجام کاری باشد و آن انگیزه در درون آن نباشد در هر لحظه ممکن است که فرد آن کار را رها کند. اما نیروی انگیزشی در کارآفرین در درون خود او وجود دارد و تا زنده هست به کار و فعالیت ادامه می دهد. تفاوت گرمای زمین و خورشید را مقایسه کنید، اگر خورشید برود زمین سرد خواهد شد اما اگر زمین برود خورشید همچنان گرم خواهد ماند.

اهل كار و عمل :  وقتي درمورد يك كار تصميم گيري مي كنند ؛ آن را با حداكثر سرعت  ممكن اجرا مي كنند . بطور كامل خود را وقف كارشان مي كنند ؛ اين كار بعضي اوقات براي روابط آنها با دوستان و خانواده شان بسيار گران تمام ميشود . آنها بدون خستگي كار مي كنند . زماني كه يك كارآفرين تصميم مي گيرد كه يك تشكيلات اقتصادي را راه اندازي كند ؛ دوازده ساعت كار در روز و هفت روز در هفته ؛ چندان غيرمعمول نيست . 

علاقه به انجام کار بزرگ : علاقه به انجام کار بزرگ میل درونی، شخصی به بهترین بودن و موفقیت در شرایط رقابتی یکی از صفات اخلاقی بارز کارآفرینان موفق است افرادی که زیاده خواه هستند خودشان مسئول رسیدن به هدف هایشان، متعادل کردن اهداف دور از دسترس و بررسی عملکرد خود می باشند. طی تحقیقی که David Mccllellund و دیگران انجام داده اند برای بررسی علاقه رسیدن جاهای بزرگ، یافته ها نشان می دهد که شاید فقط 5% از جمعیت آمریکا از لحاظ شخصیتی علاقه رسیدن به جاهای بزرگ را دارند. در بین مردم علاقه به قدرت و مقبولیت از اهمیت بالاتری نسبت به علاقه به انجام کار بزرگ برخوردار است. میل قوی به رسیدن به موفقیت چیزی است که کارآفرینان موفق را از بقیه جدا می کند.

اراده و قدت تحمل بالا : با تعهد كامل سرمايه خيزهاي خود را اداره مي كنند . آنها بندرت تسليم مي شوند ؛ حتي زمانيكه با يكسري موانع حل نشدني مواجه مي شوند . کارآفرین معمولا" قدرت تحمل بالایی دارد. این قدرت تحمل از مسائل کاری شروع شده و یقینا" به مسائلی که در اجتماع یا خانواده او بدون شک رخ خواهد داد کشیده خواهد شد. قدرت تحمل جاذبه ایجاد می کند در حالی که عدم داشتن آن فرد را مجذوب می کند. مثال ساده آنکه فردی که قدرت تحمل بالایی ندارد معمولا" در یک شرکت دولتی - که قدرت تحمل و زنده بودن بالا دارد - مشغول بکار عادی و بدون جنبیش می شود.

دلبستگی : كارآفرينان عاشق كارشان مي باشند . همين عشق است كه آنها را در دشواريها نگه مي دارد . و همين عشق به محصول و خدمت است كه آنها را در فروش و عرصه آنها اثربخش مي كند .   

جزئیات : گفته مي شود كه شيطان در ريزه كاريها نهفته است . اين كار هرگز در راه اندازي و رشد يك سرمايه خيز صحت ندارد . كارافرين بايد از جزئيات مهم كار خود به خوبي اطلاع داشته باشد .  آنهامي خواهندبيش ازاينكه به يك كارفرما متكي باشند ؛ بر سرنوشت خود تسلط داشته باشند .   

خود اتکایی :  از اولین خصوصیات یک کار آفرین می باشد. با کمک این نیرو کارآفرین می تواند به مبارزه با سختی ها بپردازد. بنابراین اگر می خواهید کار آفرین باشید باید این توانایی را در خود تقویت کنید.

شجاعت : شجاعت از دیگر ویژگی های یک کارآفرین می باشد. دقت کنید که تحمل ریسک با شجاعت تفاوت بسیاری دارد، به این مثال توجه کنید. یک مدیر کارآفرین یک شرکت را در نظر بگیرید. او هموراه در حال ایجاد تغییر در شرکت می باشد تا به هدفهای خود نزدیک شود. اگر شکست بخورد باید ریسک - یا همان هزینه - آنرا بپردازد فرض کنید که پول و امکانات هم دارد و می پردازد. چیزی که این فرد نیاز دارد صفتی است بنام "شجاعت" او باید دل انجام این تغییرات و به نوعی بازی با سرنوشت خود، کارمندان و شرکت را داشته باشد.
 
فرصت‌گرايي و فرصت‌شناسي : آنها شکارچی فرصت ها هستند. کارآفرین بسادگی می تواند میان یک اتفاق بدون خاصیت با دیگری که در دل آن فرصت شکوفایی نهفته است، تمایز قائل شود و دومی را شکار کند.

نیاز به پیشرفت دائمی :  از دیگر ویژگیهای این افرا می باشد. حتی هنگامی که کارآفرین فعالیت اقتصادی را راه اندازی کرد متوقف نمی شود او علاقه دارد که همه روزه به پیشرفت های جدیدی دست پیدا کند.

هدف‌گرايي :  آنها همواره به هدف نگاه می کنند و شب و روز فکرشان رسیدن به هدف می باشد. دقت کنید که تمرکز بر هدف برای بسیاری از مردم دشوار است اغلب به کاری که در حال انجام دادن آن هستند فکر می کنند نه هدف.

تشخیص اولویت ها :  کارآفرین توانایی تشخیص اولویت ها را دارد. خوب می داند چه کاری، چه موقع باید انجام شود و حاضر است بر سر آن با دیگران مبارزه کند.

خوش بینی : خوش بینی از ویژگیهای مهم و بارز یک کارآفرین است. برای همین بسیاری از کارآفرینان جوان هستند چرا که آنها معمولا" به هر کاری خوشبین می باشند. کارآفرین در برخورد با مشکل بدون آنکه ذهن خود را مخدوش کند مبارزه می کند تا آنرا از میان بردارد. حتی اگر مشکل بزرگ باشد به خود میگود "الان که نمی شود آنرا حل کرد به کار دیگری می پردازم و بعد سراغ آن می آیم".

مهارت های تکنیکی : فروشندگان موفق اتومبیل معمولاً ابتدا دانش های تکنیکی لازم برای فروش و سرویس اتومبیل ها را فرا می گیرد و سپس اقدام به تاسیس فروشگاههای اتومبیل خود می کنند. آقای Bower Man از دانش تکنیکی خود برای طراحی کفش و سایر ابزارهای مدرن بهره گرفت او با تکنیک هایی که فرا گرفته بود هزاران راه برای براق نگهداشتن انواع کفشها پیدا کرد. مهارتهای تکنیکی در صنعت کامپیوتر بسیار پر اهمیت هستند صنعتی که پایگاه 30% شرکت های با رشد سریع در آمریکاست. هر دو نفر David Filo ، Jerry Yang، در رده PHD در دانشگاه استانفورد در رشته برق پذیرفته شده بودند. وقتی که شروع به توسعه نزم افزار و پایگاههای اطلاعاتی کردند که نتیجه آن سایت پرمخاطب Yahoo است. مانند بسیاری از کارآفرینان آنها از مهارتهای تکنیکی شان برای ایجاد چیزهایی که به نظرشان مفید بوده استفاده کرده اند.

شایستگیهای مدیریتی : موفقیت یک فعالیت کارآفرینانه اغلب به رفتار فرصت طلبانه و بودن در مکان صحیح در هر وقت بستگی دارد. هر چند موقعیت و شانس هم نقشی در موفقیت دارند ولی تصمیمات استراتژیکی نیز مهم هستند. مطالعه روی 906 مدیری که برنده پاداشهای کارآفرین سال Ernst & Young بودند منجر به استخراج تعدادی از استراتژی هایی شدکه سبب موفقیت آنها شده بود؛
•    تحویل کالا یا خدماتی که به عنوان بهترین کیفیت شناخته می شوند برای توسعه بازار خود
•    تولید محصولات و خدمات جدید که برای اولین بار وارد بازار شده اند
•    تولید محصولات و خدماتی که تقاضایی با قیمت بالا یا متوسط برای آنها وجود دارد
•    ایجاد سالیانه محصولات و خدمات جدید به منظور افزایش درآمد به مقدار 20%
•    بوجود آوردن مشتریان جدید برای افزایش درآمد به اندازه سالیانه 30%
•    حفظ کنترل اقتصادی شرکت
•    اتصال اهداف بلند مدت کارآفرینی با یک استراتژی خروجی تعریف شده

مهارت داشتن طرح و برنامه و تدبیر : هر چند برنامه ها و نقشه های کشیده شده برای انجام کار ممکن است در طی آن تغییر کنند اما با وجود این داشتن طرح و برنامه برای شرکت های کارآفرین مهم است و نزدیک 80% از کارآفرینان موفق طرح های خود را به صورت مکتوب درمی آورند. نوشتن برنامه های ماهانه که 12 تا 24 ماه را بپوشانند، معمول هستند. هر چه زمان بیشتر می گذرد نیاز است که طرح ها عمومی تر شوند. برای مثال می توانند تحت عنوان اهداف سالیانه در آیند. اداره و مدیریت کردن طرح و نیز اهمیت فراوانی دارد و در آغاز کار فعالیت کارآفرینان می تواند نقش کلیدی داشته باشد، وقتی سرمایه شرکت اندک است و شرکت بازدهی مناسبی ندارد جذب کارمندانی که مناسب  باشند خیلی سخت است. در این حالت موسسان به شخصه اغلب کارهای مهم را انجام می دهند. اما برای رشد آنها باید سرمایه هایی تازه را جذب کنند. به محض جذب این سرمایه ها، کارآفرینان موفق موازنه ای بین طرح و عملکرد خود بر اساس برنامه های یک ماه یا سه ماه ایجاد می کنند. آنها همچنین برای کار با کارمندان و استاندارد کردن کار خود نیز طرح و برنامه دارند.

مهارت کار گروهی : کارآفرینان موفق به سختی کار می کنند و عاشق کار هستند ولی به تنهایی نمی توانند تمام کارها را انجام دهند مگر اینکه تیم های موثر و قوی ایجاد کنند. در این صورت سازمان آنها رشد خواهد کرد. کارآفرینان موفق آغاز کننده هایی هستند که معمولاً مشتاقانه از زیردستان و برنامه های آنها حمایت می کنند. آنها همچنین روابط خوب خود را با شرکایشان حفظ می کنند.

مهارتهای ارتباطی : برای کارآفرینان تازه کاری که هیچ چیز به جز ایده و آرزو ندارند داشتن توانایی ارتباط موثر برای ایجاد شرکت و تامین نیازها به منظور تبدیل طرح به واقعیت ضروری است. بیشتر ارتباطاتی که در شرکت های بزرگ رخ می دهد شامل سخنرانی ها: نوشتن گزرشات مقاله های رسمی و مرور برنامه ها می باشد. اما در شرکت های کوچک اکثر ارتباطات مستقیم است و کمتر رسمی است. برای شرکت های کارآفرینی جهانی، ارتباط موثر با کارمندان مشکل است. کارخانه IAMS که یک تولید کننده غذایی حیوانات خانگی است این مشکل را با فرستادن مجله و روزنامه به کارمندانی که در کشورهایی دیگر مشغول کار هستند و تماسهای تلفنی گاه به گاه به آنها حل کرده است.

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه