بررسی مقامات ، دیوان ، آثار و زندگینامه ناصیف یازجی

بررسی مقامات ، دیوان ، آثار و زندگینامه ناصیف یازجی
بررسی مقامات ، دیوان ، آثار و زندگینامه ناصیف یازجی
150,000 ریال 
تخفیف 15 تا 30 درصدی برای همکاران، کافی نت ها و مشتریان ویژه _____________________________  
وضعيت موجودي: موجود است
تعداد:  
افزودن به ليست مقايسه | افزودن به محصولات مورد علاقه

تعداد صفحات : 177 صفحه _ فرمت WORD_ دانلود مطالب بلافاصله پس از پرداخت آنلاین

    
فهرست

چکیده
پیشگفتار
بخش اول:اوضاع سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی و ادبی
 جهان عرب و لبنان در قرن نوزدهم
-اوضاع سیاسی
- اوضاع اجتماعی
- اوضاع فرهنگی و ادبی
بخش دوم: نگاهی به زندگی و آثار ناصیف یازجی
فصل اول:تاریخچه زندگی ناصیف یازجی
-    اصل خاندان
-    در دربار امیر بشیر شهابی
-    زندگی ناصیف در بیروت
-    وفات یازجی
-    مقام و منزلت ناصیف یازجی
فصل دوم:گذری بر آثار شیخ ناصیف یازجی
بخش سوم:بررسی مجمع البحرین
فصل اول: ویژگی مقامات
فصل دوم:برگزیده ای از مقامات شیخ ناصیف یازجی
-    المقامه الطبیه
-    المقامه العقیقیه
-    المقامه النجدیه
بخش چهارم: پژوهشی در دیوان یازجی
فصل اول:ویژگیهای شعر ناصیف
فصل دوم:اغراض شعری
-    مدح
-    رثا
-    حکمت
-    غزل
-    تاریخ شعری
منابع و ماخذ

ملخص الرساله

 

پیشگفتار

زمانیکه از ادبیات عصرنهضت سخن می گوییم، بیشتر افراد چنین گمان می کنند که در این دوره تمامی ادیبان و شاعران از هر آنچه که رنگ و بوی ادبیات کلاسیک داشت ،گریزان شدند و علیه سبک قدیم شوریدند؛ اما با مطالعه بیشتر و عمیق تر پی می بریم که در عصر نهضت ادبی ، استادانی وجود داشتند که بر اصالت عربی و اسلوبهای کهن اجدادشان سخت پایبند بودند.
اینان توانایی و مهارت بسیاری در زمینه های مختلف ادبیات و نیز علوم بلاغی و لغوی داشتند و بر حفظ آنها تاکید می کردند.از جمله این اساتید،"شیخ ناصیف یازجی" را می یابیم که کمتر کسی به شناخت این ادیب و شناساندن سبک و آثار وی پرداخته است.
شیخ ناصیف در سال 1800م در لبنان میان خانواده ای اصیل متولد شد . او از همان کودکی به آموختن علم و ادب پرداخت و از ده سالگی به سرودن شعر روی آورد.بیشتر اشعار این استاد در زمینه حکمت و رثا است. او هیچگاه ابزار مدح را در راه چاپلوسی و کسب مال دنیا به خدمت نگرفت.بسیار بر حفظ ارزشهای ملی – عربی پایبند بود و در تمام ظواهر زندگی اش  به واقع عمل می نمود.
یازجی تمام عمرش را صرف مطالعه و تحقیق و تالیف کرد وچنان شهرتی کسب نمود که دانشجویان و اساتید از اقصی نقاط کشورهای عربی به سوی او می آمدندتا از سرچشمه دانش او جرعه ای نوشند.
شیخ ناصیف فرزندانی نیک تربیت نمود که برخی از آنها در زمینه شعر و ادب مشهور می باشند. از جمله فرزندان او "شیخ ابراهیم یازجی" است که راه پدر را ادامه داد.
شیخ ناصیف بجز مجال ادب در زمینه صرف و نحو و علوم بلاغی و منطق و طب و موسیقی از خود آثار ارزنده ای بجا گذاشت.
اما در زمینه ادبیات ،مقامات او در خور توجه می باشد. کتاب "مجمع البحرین " شامل شصت مقامه است که به شیوه مقامات حریری نگاشته شده است. این کتاب مجموعه لغوی عجیب و با ارزشی می باشد که در بر دارنده حوادث تاریخی و تفاصیل دقیقی راجع به آداب و رسوم عربها در زندگی و منش و جنگها و افتخارات آنهاست.همچنین پر از ضرب المثل و معما می باشد.
بجز مجمع البحرین ،یازجی دیوان شعری از خود به جا گذاشت که موضوعات مختلفی چون غزل ، مدح،رثا ،حکمت و تاریخ شعری را در بر می گیرد. ولی در مجموع می توان گفت دیوان وی رنگ و بوی حکمت دارد چرا که شیخ علاوه بر آنکه قصاید مستقلی در زمینه حکمت سروده ، در مدح ها دو رثاهایش هم حکمت بسیاری آورده است . شبخ ناصیف در اشعارش بسیار رهروی متنبی می باشد .او متنبی را بسیار دوست می داشت و سبک وی را تقلید نمود . بنابراین اشعار یازجی به همان سبک قدیم سروده شده است و در نهایت جزالت و فخامت لفظ و معنا می باشد .
این رساله شامل چهار فصل می باشد :
فصل اول به اوضاع سیاسی ،اجتماعی ،ادبی و فرهنگی جهان عرب در قرن  نوزدهم به صورت مجمل پرداخته شده است .
در فصل دوم زندگی « شیخ ناصیف یازجی » و آثار وی مورد برسی قرار گرفته است .
در فصل سوم به صورت مجزا مقامات شیخ – که اثر گرانبهایی است- و نیز سبک شیخ در مقامات آمده است .
و در فصل آخر دیوان شعری شیخ همراه با ترجمه برخی اشعار وی و بیان برخی نکات بلاغی مورد کنکاش واقع شده است .


   اوضاع سياسي و جغرافيايي كشورهاي عربي ولبنان
در سالهاي بين 1800 تا اوايل قرن بيستم جهان عرب شاهد تحولات بسيار بزرگي در زمينه هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و ادبي و .... بود.
اين سال ها شاهد حضور دولت هاي غربي در كشورهاي اسلامي و دخالت مستقيم آنها در تمام امور اين سرزمين ها بود.
دولت هايي چون فرانسه و انگليس، رقيباني سختكوش بودند كه در جهت و راستاي منافع استعماري شان به اشغال و چپاول سرزمين هاي عربي مي پرداختند. هرچند حضور آنها در اين كشورها چندان به طول نينجاميد ولي آثار اين حضور تا مدت ها  -وحتي به جرأت مي توان گفت تاكنون- در بيشتر زمينه هاي سياسي، اجتماعي، ادبي، ديني و فرهنگي باقي ماند.
از آن سو، دولت عثماني به ضعف گراييده بود و همين عامل وجود كشورهاي بيگانه را در جهان اسلام پررنگ تر مي كرد تا بدانجا كه از خلافت عثماني جز نمادي تهي چيزي باقي نمانده بود.
در مصر به فاصله چند سال از خروج فرانسويان از خاك آنجا، محمدعلي پاشا در سال 1805 م بر تخت پادشاهي نشست(  ). او در ابتداي حكومتش، تمام هم و غمش را صرف كشورگشايي نمود و موفق شد كشورهايي چون سودان، شام و برخي ديگر از سرزمين هاي عربي را تصرف نمايد هرچند بعدها به دلايلي مختلف سربازان مصري مجبور شدند خاك سوريه را ترك گويند اما حكومت «محمدعلي » و جانشينش « اسماعيل پاشا، » دوران شكوفايي سرزمين مصر از جهات مختلف محسوب مي شود.
سوريه در آن روزگار از نظر سياسي، بحران هاي زيادي به خود ديد. در ابتداي قرن نوزدهم طعمه حاكمان مستبدي چون «جزار» و« عبدالله پاشا » يا ديگر فرمانروايان لبناني و غيره بود و پس از آنكه به مدت نه سال تحت تصرف مصر بود دوباره به حاكميت دولت عثماني درآمد و آشفتگي ها و نابساماني ها، ديگر بار ادامه پيدا كرد. همين اوضاع آشفته سبب شد تا بسياري از اديبان سوري ترك ديار كنند و به لبنان يا مصر يا حتي اروپا مهاجرت نمايند.
اما در لبنان، عصر « امير بشير شهابي » (1789-1840) عصر شكوفايي بود(1) . او دربار خود را مركز تجمع نويسندگان و شاعراني چون « نقولا ترك » ،« پطرس كرامه » و« ناصيف يازجي» كرد.
پس از دوران شهابیها اوضاع لبنان آشفته شد تا به حوادث سال 1860 و بالاخره به استقلال لبنان و حكومت فرمانداران انجاميد و آن آغاز شكوفايي نهضت مدارس و معارف بود اگر چه در اين دوره آزادي روزنامه ها محدود گرديده بود.
برخي لبناني ها نيز به خاطر اوضاع آشفته كشورشان به ناچار به مصر -كه از همه نظر بسيار اوضاع مناسبي داشت- و آمريكا مهاجرت كردند اما در همان كشورها هم در نهضت ادبي جهان عرب تأثير بسزايي گذاشتند كه در اينجا مجال بيان آن نيست.
ساير كشورهاي عربي هم آماج جنگ هاي پي در پي ميان بيگانگان و مسلمانان بود. اما مي توان گفت مصر و سرزمين شام اوضاعي بسيار بهتر از آنها داشتند و از همين دو سرزمين بود كه نهضت ادبي شكل گرفت و تا ساير كشورها پيش رفت.
اوضاع اجتماعي و فرهنگي:
 همان گونه كه مي دانيد اوضاع سياسي هر كشوري تا حد زيادي بر اوضاع اجتماعي، فرهنگي، ادبي و .... تأثيرگذار است. به طور طبیعی  اوضاع اجتماعي جهان عرب نيز از اوضاع و احوال سياسي آن متأثر شد.
مردم كشورهايي چون سوريه، لبنان، عراق و.... به خاطر آشفتگي اوضاع و ظلم حاكمان عثماني و دست نشانده هاي آنها در فقر زندگي مي كردند. در كنار آن جهل و ظلمت نيز همه جا را فرا گرفته بود.
يك فيلسوف فرانسوي كه در اواخر قرن هجدهم از كشورهايي چون تركيه، مصر و سوريه ديدن كرده بود مي گويد: «جهل و فقدان علم يك پديده عمومي در اين كشورهاست كه همه طبقات جامعه را دربرگرفته است و در تمامي زمينه هاي ادبي، علمي و هنرها جلوه گر مي شود حتي در صنايع دستي كه ساده ترين امور است .....» .
اما با آمدن فرانسويان به خاك مصر، اوضاع دگرگون شد. هرچند حضور آنها در مصر بيش از سه سال نينجاميد ولي آنها با خود گروهي دانشمند و صنعتگر آوردند كه به تأسيس مراكز علمي پرداختند. آنها در قاهره مدارسي براي فرزندان فرانسويان ساختند. همچنين دو روزنامه فرانسوي به راه انداختند. همینطور اولين چاپخانه عربي را در اين كشور با خود به ارمغان آوردند. آنها صحنه تئاتر و مجامع علمي نيز به پا كردند.
زماني كه محمدعلي به حكومت مصر نائل آمد تلاش زيادي در جهت ارتقاء مصر از لحاظ سياسي، فرهنگي، علمي، ادبي، نظامي و .... نمود. او براي يادگيري علوم غربي، هيئت هايي از مصر به اروپا مي فرستاد. از فرانسويان و برخي تركان بهره مي جست . در زمان او مدارس و چاپخانه و روزنامه هاي زيادي تأسيس شد.
اين وضعيت در زمان جانشين هاي محمدعلي بخصوص اسماعيل پاشا ادامه داشت به گونه اي كه در زمان اين پادشاه مصر آن قدر پيشرفت كرد كه آن را قطعه اي از اروپا به شمار مي آوردند.
اما در سوريه در نيمه هاي اول قرن نوزدهم نهضت ادبي – اجتماعي كم كم شكل گرفت. از جمله عوامل آن:
-    گشايش درهاي تجارت و ورود بيگانگان به بيروت
-    رواج چاپخانه هايي  چون بولاق وآستانه والآداب الشرقيه و انتشار آثار آنها بود.
-    ظهور علما و ادبايي كه بيشتر آنها در اروپا تحصيل كرده بودند و اكنون مناصب والايي در دربار حكومت عثماني داشتند.
-    تأسيس مدارسي به شكل مدرن و جديد 
آري در اين دوره ما شاهد مدارس، چاپخانه، روزنامه و مجله ها، مجامع علمي و ادبي، كتابخانه ها، سالن هاي تئاتر زيادي در سرزمين هاي اسلامي هستيم كه در شكل گيري نهضت فرهنگي- اجتماعي تأثير بسزايي داشتند.
خلاصه آنكه اين عصر اختلاف فاحشي از ديگر دوره ها دارد. مهم ترين اين اختلاف، تأثيرپذيري كشورهاي اسلامي از تمدن اروپا بود. جهان عرب از زمان ظهور اسلام تا بدين دوره در چهارچوب تمدن اسلامي واقع بود. اما در اين دوره متأثر از تمدني شد كه از نظر شكل و روش ها با تمدن اسلامي تفاوت داشت.
جرجي زيدان در اين خصوص مي گويد: «در دوره عباسي كه مسلمانان به ترجمه علوم ساير ملل به زبان عربي پرداختند آنها ابتدا آن را هضم مي كردند و بعد به صبغه عربي - اسلامي در مي آوردند. اما در اين دوره جريان تمدن گرايي غرب آن قدر بر مسلمانان غلبه كرد كه چاره اي جز همگامي با آن را نداشتند. هر چند در ابتدا با آن احساس بيگانگي مي كردند و از آن دوري مي جستند...1».
بنابراين در اين زمان مسلمانان عرب ناخواسته در چنگ تمدن غرب قرار گرفتند و با وجود مقاومت ابتدايي سرانجام به آن تن دادندو حتي از آن استقبال كردند البته وجود هيئت هاي مذهبي اروپايي- امريكايي در كشورهاي اسلامي و رواج مدارس آنها در اين امر بسيار تأثير گذاشت. چرا كه آنها در اين مدارس، دانش آموزاني تربيت مي كردند كه به شيوه تمدن غرب بار مي آمدند. زبان آنها در اين مدارس زبان انگليسي يا فرانسويي بود و يا كتاب هايي كه تدريس مي شد به اين زبان ها نوشته شده بود و به ناچار اين دانش آموزان به خواندن اين كتاب ها كه گاه سياست  هاي مذهبي در وراي آنها نهفته بود روي مي آوردند.
اين چنين نسلي تربيت شد كه در برابر تمام خواسته هاي غرب، سر تعظيم فرود آورد. خواسته هايي كه گاه تماماً با موازين اسلامي در تضاد قرار داشت.
اوضاع ادبي
همان گونه كه قبلاً ذكر شد اوضاع سياسي كمابيش بر ادبيات يك ملت تأثيرگذار است. به عنوان نمونه در عصر مغولي و عثماني ادبيات دچار ضعف و سستي آشكاري شد. حتي مي توان گفت اين ضعف و سستي در شعر آشكارتر از نثر بود. زيرا اساس شعر زيبايي هنري است كه متأسفانه در اين دوره ها از آن تهي شده بود و يك مشت بازي هاي لفظي جاي آن را پر كرده بود.
در دوره بعد كه جهان عرب با معارف و انديشه هاي غربي آشنا شد كوشيد تا شعر را به سطحي كه در خور آن است ارتقاء دهد.
مورخان ادبي اين دوره را دوره نهضت ناميده اند چرا كه ادبيات عربي با گرايش ها و مكاتب ادبيات غرب برخوردي نزديك پيدا كرد.
هر چند در ابتداي اين دوره نشانه هاي ضعف و سستي در شعر و نثر ديده مي شود و اديبان هنوز پايبند موازين شعري قديم و اوزان و بحرهاي معروف آن بودند اما كم كم نشانه هاي تجديد در آثارشان نمايان شد.
مورخان ادبيات عرب مراحل تكامل و ارتقاي شعر اين دوره را به دو مرحله تقسيم كرده اند1:
*  مرحله سنت گرايي (مرحله رستاخيز و بيداري): در اين مرحله، شعر به سوي افكار و موضوعات و تخيلات و اساليب قديم شعر عربي حركت مي كند.
اين مرحله به دو بخش تقسيم مي شود: يكي سنت گرايي آميخته با انحطاط و ديگر نوآوري.

 

منابع و مآخذ
1-    القرآن الکریم
2-    ابن منظور، لسان العرب، دارصادر،بیروت، چاپ هشتم،  2003م
3-    اسعد داغر، یوسف،الفکر العربی الحدیث فی سیر اعلامه ، منشورات جمعیه اهل القلم، لبنان،1956م
4-    بستانی،فواد افرام، الروائع( الشیخ ناصیف الیازجی)، دار المشرق،بیروت،چاپ سوم1986م
5-    بستانی،فواد افرام، المجانی الحدیثه عن مجانی الاب شیخو،انتشارات ذوی القربی،ایران،قم، چاپ چهارم، 1998م
6-    بلا،شارل،تاریخ اللغه و الآداب العربیه،دار العرب الاسلامی، چاپ اول، بیروت1997م
7-    تبریزی، الخطیب، الوافی فی العروض و القوافی، دار الفکر، دمشق،چاپ چهارم 1986م
8-    درویش،کامل،الادب النموذجی،المکتبه العصریه،بیروت
9-    رافعی، مصطفی صادق، تاریخ آداب العرب، المکتبه العصریه،بیروت،چاپ اول2000م
10-    رجائی،نجمه، آشنایی با نقد ادبی معاصر عربی،انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، چاپ اول،1378ه.ش
11-    سابا ،عیسی میخائیل، نوابغ الفکر العربی(الشیخ ابراهیم الیازجی)،دارالمعارف،مصر1965م
12-     سابا ،عیسی میخائیل، نوابغ الفکر العربی(الشیخ ناصیف الیازجی)، دارالمعارف، مصر ، چاپ دوم
13-    شیخو،لویس . الآداب العربیه فی القرن التاسع عشر، المطبعه الکاتولیکیه،چاپ دوم،1924م
14-    زرکلی،خیر الدین،الاعلام، چاپ دوم، بی تا
15-    زیات،احمد حسن،تاریخ الادب العربی ، دار نهضه مصر ،چاپ بیست ویکم 1995
16-    زیدان ،جرجی،تاریخ الآداب اللغه العربیه، دار الفکر،1996م،چاپ اول
17-    زیدان ، جرجی،مشاهیر الشرق،دار الجیل،بیروت،چاپ دوم 1994م
18-    سیاب،بدر شاکر،دیوان اساطیر، دار العوده، بیروت1971م
19-    عباچی، اباذر، علوم البلاغه فی البدیع و العروض و القافیه،انتشارات سمت،تهران، چاپ اول ،1377ه.ش
20-    عبد الباقی،محمد فواد، معجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم،انتشارات اسلامی قم
21-    عبود،مارون، المجموعه الکامله من مولفاته، دار مارون عبود
22-    علی، عبد الرضا، نازک الملائکه الناقده، الموسسه العربیه للدراسات و النشر، چاپ اول، 1995م
23-    فاخوری،حنا، تاریخ الادب العربی،انتشارات توس،تهران، چاپ دوم 1380ه.ش،
24-    فضل،صلاح،منهج الواقعیه فی الابداع الادبی،دار الآفاق الجدیده،چاپ سوم، بیروت1986م
25-    مجمع اللغه العربیه، المعجم الوسیط،مکتبه الشروق الدولیه،چاپ چهارم،مصر2004م
26-    محاسنی، زکی و سلطان، جمیل، الادب العربی فی العصر الحدیث، المطبعه التعاونیه، دمشق،1959م
27-    مسعود،جبران،المحیط فی ادب البکالوریا، دار مکشوف، بیروت، چاپ اول
28-    معلوف، لویس، المنجد فی الاعلام،دار المشرق،بیروت،چاپ بیست و یکم، 1996م
29-    ملائکه،نازک، قضایا الشعر المعاصر، منشورات دار الآداب، بیروت1962م
30-    یازجی،ابراهیم،العقد،دار مارون عبود،1983م
31-    یازجی،ناصیف، دیوان، دار مارون عبود،بیروت،1983م
32-    یازجی،ناصیف، العرف الطیب فی شرح دیوان المتنبی،دار الهلال،بیروت2000م
33-    یازجی،  ناصیف ، مجمع البحرین،دار بیروت1966م
ملخص الرساله
هذه الرساله تختص بحیاه الشیخ ناصیف الیازجی و دراسه آثاره الادبیه خاصه مقاماته تحت عنوان "مجمع البحرین" و دیوانه الشعری.
ان الشیخ ناصیف الیازجی ولد فی 25 آذار سنه 1800 بین اسره عریقه.
انه بدا ینظم الشعر و هو فی العاشره من عمره.
بعد انتصار الامیر بشیر الشهابی علی اعداءه ینشد شاعرنا فی مدحه قصیده نابضه فیروق الامیر هذا الشعر فیستدعیه الی بیت الدین فی سنه 1828.
فی سنه 1840 یغادر الامیر بشیر لبنان فیقیم الشیخ ناصیف فی بیروت و یصرف وقته فی المطالعه  و التالیف و مجالسه العلماء و الشعراء.
الشیخ ناصیف الیازجی یشتغل بعمل التعلیم فی "المدرسه الوطنیه" و یکون الشیخ من اساتذه "المدرسه البطریکیه" المعدودین کما یکون مدرسا فی "الجامعه الامیرکیه".
و فی مساء16آذار سنه 1869 یصیب الشیخ بفلج شطره الایسر عقب سکته نزیفیه حتی یبلی بوفاه ابنه البکر الشیخ حبیب.فیحزن علیه حزنا الیما و ینشد له رثاءا لا یتمکن من انتهاء ها فتصیبه فی شهر شباط سنه 1871 سکته دماغیه فیتوفی.
برع الشیخ فی العلوم اللغویه من صرف و نحو و معان و بیان و بدیع و عروض وقافیه و لغه و اتقن المنطق و تم له اطلاع واسع علی الطب و الفقه و الموسیقی.
و قد جری الشیخ ناصیف الیازجی فی مقاماته مجری الحریری من حیث الاسلوب و تعمد السجع و جمع الغریب و الشارد و یطوف بابطال روایته فی جو البادیه و لذلک ضعفت الصبغه المحلیه فی مقاماته.
ایضا للشیخ اشعار جمیله من حیث الاسالیب البیانیه الظریفه و حسن موقع القافیه و جمال الصوره و رقه العاطفه التی تدل علی شاعریه طبیعیه غنیه .
اغراض شعر الیازجی فی دیوانه فمرجعها الی الغزل و المدح و الرثاء و الحکمه.
هذه نبذه من حیاه الشیخ ناصیف الیازجی و ان لم تدل علی کل مظاهر حیاته و آفاق تاملاته و اطلاعاته الواسعه لانه ادیب و عالم فحول الذی لا تدرکه عقول المبتدئین.

نظري براي اين محصول ثبت نشده است.


نوشتن نظر خودتان

براي نوشتن نظر وارد شويد.

محصولات
نظر سنجي
نظرتون در مورد ویکی پروژه چیه؟
  •   مراحل ثبت نام خیلی زیاده!
  •   مطلب درخواستیم رو نداشت!
  •   ایمیل نداشتم که ثبت نام کنم!
  •   مطلبی که میخواستم گرون بود!
نظرنتيجه